جشني به بزرگي عدالت
1-امام خميني«ره» در يكي از سخنراني هاي خود، با اشاره به واقعه تاريخي «غدير» و اعلام رسمي ولايت اميرالمؤمنين«ع»، اين انتصاب الهي را همان «جعل حكومت» عنوان كردند؛ نه آن طور كه بعضي مي پندارند ترسيم يك سري ويژگي هاي معنوي براي حضرت علي«ع». در آن گفتار، امام(ره) تصريح مي كنند كه غدير واقعه اي منحصر در سال حجه الوداع نيست، بلكه واقعيتي است كه «بايد در همه اعصار باشد»؛ يعني همان حكومت اسلامي. اما نكته مهمتر در بيان حضرت امام اين است كه خود اين حكومت هم في نفسه اهميتي براي اميرالمؤمنين«ع» نداشته است مگراينكه از طريق آن به احياي عدالت در بين مردمان بپردازد، همان گونه كه خود در صحبت با ابن عباس فرمودند.
براساس اين روشنگري مهم امام خميني، معناي واقعي واقعه غدير احياي «عدالت اجتماعي» براي هميشه تاريخ است. به عبارت ديگر حكومت اسلامي، حكومتي معطوف به قدرت نيست بلكه وابسته به عدالت است و قدرت تنها وسيله اي- و البته وسيله اي ضروري- براي ايجاد و بسط عدالت است و مي بينيم كه علي«ع» شرط خود را براي پذيرفتن مسئوليت در هنگام بيعت و رأي دادن مردم، همين موضوع ذكر و با صراحت اعلام مي كند كه حتي اگر حقي از بيت المال را، كساني به كابين زنانشان برده باشند از آنها خواهد ستاند.
دكتر شريعتي با درك صحيح اين مفهوم نكته جالبي دارد. او مي گويد: علي«ع» برخلاف همه سياستمداران جهان كه پيش از روي كار آمدن، انقلابي هستند و پس از اينكه به قدرت رسيدند براي حفظ قدرت، محافظه كار مي شوند، او پيش از رسيدن به قدرت، محافظه كار است و سكوت مي كند چون قدرت براي او اصالت ذاتي ندارد اما پس از اينكه به حكومت مي رسد انقلابي مي شود و انقلابي عمل مي كند چون ماندن بر سر قدرت، تحت هر شرايطي براي او اصالت ندارد.
2- پيش زمينه پذيرش ولايت علي«ع»، نفوذ محبت او در دلهاست، اما پيش و پس از آن، ساختن جامعه اي و حكومتي براساس مدلي است كه ايشان ترسيم كرده است تا براساس آن عدالت در تمامي حوزه ها اعم از اقتصاد، فرهنگ، سياست، آموزش، تربيت، مردم سالاري و... تحقق يابد. اين مدل، داراي ايدئولوژي و مرامنامه روشني است كه با حكومت هاي غيرعلوي مرزبندي پررنگي دارد. به عنوان مثال در حوزه سياست، نسبتي با تمامت خواهي و توتاليتاريسم ندارد اما در حوزه اقتصاد بسيار سختگير است و اجازه دخالت سرمايه داران، مترفين و اشراف را در حكومت نمي دهد. علي«ع» اصلاحات اجتماعي و فرهنگي را تنها و تنها با برقراري عدل ممكن مي داند: «الرعيه لايصلحها الاالعدل» و راه احياي ارزشها و احكام دين در جامعه را نيز همين برقراري عدالت معرفي مي كند: «العدل حياه الاحكام» و با صراحت مي گويد در حاكميت اسلامي، هيچ هزينه مندي بي هزينه نخواهد ماند «ما عال فيكم عائل» و حكومت موظف است سه نياز اساسي جامعه را تأمين كند: امنيت، عدالت و فراواني.
3- امسال هم جشن ولايت علي«ع» با جشن ولادت حكومت اسلامي در ايران مصادف است و چه خوب، كه در اين ايام در كنار ذكر فضايل غيرقابل شمارش اميرالمؤمنين«ع»، به ترسيم جامعه آرماني و حكومت قرآني عدالتخواهانه اي كه ايشان براي احيا و احقاق آن، مسئوليت پذيرفت، پرداخته شود تا نسبت و فاصله خود را با آن بسنجيم و مهمتر از آن هدف را فراموش نكنيم و به دام دشمنان عدالت نيفتيم، بخصوص از آن جهت كه اين روزها كساني كه خود را شايسته به دست گرفتن مسئوليت اجراي منشور علي«ع» در رياست جمهوري اين كشور اسلامي ديده اند، به عرضه خود به ديگران مي پردازند و بهترين فرصت براي مردم است كه در اين ايام بين اين افراد و كسان ديگري كه احتمالا پا به اين عرصه خواهند گذاشت با آنچه كه علي«ع» در باب حكومت ترسيم كرده است، مقايسه اي انجام دهند و در پايان اين مقايسه، در درجه نخست آنها را كه نسبتي با عدالت ندارند، از دايره انتخاب خود حذف كنند و در مرحله بعد، كساني را كه نسبت كمتري با اين اصل مهم و ضروري دارند. كار بزرگ منابر، تريبون ها، صدا و سيما، مطبوعات و ديگر رسانه هاي جمعي از فرداي غدير تا روز انتخابات مي تواند اين باشد كه براساس قرآن و متون ديني بخصوص نهج البلاغه به بازخواني، يادآوري و تفسير آموزه هاي بلندي بپردازند كه در آنها مدير شايسته نظام به بهترين وجهي تصوير شده است. بهانه هاي برخي جاهلان يا دشمنان عدالت مبني بر اينكه آنها نمي توانند مانند يك امام معصوم عمل كنند به هيچ وجه پذيرفته نيست. قرآن با صراحت، پيغمبر اكرم«ص» را «اسوه حسنه» جامعه اسلامي معرفي مي كند گذشته از اينكه علي«ع» خود مواردي را كه جامعه از عهده آن برنمي آيد و مواردي كه مردم و مسئولان ملزم به رعايت آنها هستند- كه در حقيقت اموري شدني هستند- از هم تفكيك كرده است تا بهانه جويان راه فرار نداشته باشند. به عنوان مثال نامه تاريخي اميرالمؤمنين به حاكم اعزامي به مصر (نامه شماره 53 نهج البلاغه)، دستورالعمل براي يك امام معصوم نيست! بلكه دستورالعمل براي يك مسئول اجرايي غيرمعصوم است و طبيعتاً تمامي موارد آن قابل اجرا و تحقق يافتني است؛ به شرط آنكه پشت آن اراده اي و تمايلي براي اجرا وجود داشته باشد. اين دستور امام كه مبادا نزديكان و آشنايانت، تو را از انصاف و اجراي عدالت بازدارند، آيا امر مالايطاق است و آيا مسئولان اجرايي ما را از اينكه خويشاوندان و فرزندان و دامادها و پسرعموها و آنان را كه در حزب و گروه و سازمان خودشان هستند، از رانت خواري و امتيازطلبي باز نمي دارد و آيا اين كار نشدني است؟ آيا توجه به «ممن تقتحمه العيون و تحقره الرجال» يعني همان محرومان و پـابرهنگان و بيچارگان، سخت تر از دنبال كمپاني هاي نفتي «British Petroliom» و «Shell» دويدن است؟ آيا زندگي در خانه ساده و بي پيرايه و كوچكي كه در كنار مسجد كوفه قرار دارد مشكلتر از زندگي در كاخهاي نياوران و زعفرانيه و كامرانيه تهران است؟ مگر علي«ع» بدون «صندوق ذخير ارزي» كاري نكرد كه «ما اصبح بالكوفه احد الا ناعماً»؟ چرا نبايد علما و سخنرانان و اهل قلم و مطبوعات در اين برهه حساس از تاريخ ايران اسلامي به نشر اين آموزه هاي والاي ديني بپردازند و مثلا چرا بجاي توضيح و تفسير خطبه 17 نهج البلاغه كه در آن اوصاف متصديان نادان و نيز متصديان كارآمد آمده است كه موجب بينش توده هاي مردم مي شود، تنها مسائلي چون كندن در خيبر توسط علي«ع» را شرح و بسط مي دهند؟ چرا مردم را از اين آگاهي هاي علوي محروم مي كنيم كه: متصديان نادان به آشوب طلبي در جامعه، به پرسه زدن به سوي اشراف، به فتنه انگيزي، به پيمان شكني و تجديدنظرطلبي، به دانشمندنمايي، به فرصت دادن و ميدان دادن به نادانان و بي عرضگان و ناكارآمدان، به راه گم كردن و بازگشت به راه طاغوتي زمامداران گذشته و تباهي و انحراف فكري و فرهنگي جامعه، به ثروت اندوزي و سرمايه سالاري، شبهه افكني در خط هدايت و حكم قاطع دادن براي احكام بيهوده خود ساخته مي پردازند و البته سرآخر در تار عنكبوتي كه خود تنيده اند، گرفتار مي شوند. در جامعه نمونه علوي، فرد در جمع حل مي شود و نگاه حكومت به جاي خود، به اجتماع است، شخصي نيست، فراگير است و مانند ليبرال دموكراسي هاي موجود جهان، برخورداريهاي عفن سرمايه داري و لذتهاي حيواني به جامعه حقنه نمي شود، اما شرايطي فراهم مي شود كه جامعه، فرصت اين را داشته باشد كه به ورزش و رسيدگي به امور شخصي و مسافرت و زيارت و علم اندوزي و تربيت و نيز شركت در امور خيريه و تأمين نيازهاي فرزندان و عبادت و معنويات برسد. مسئولان چنين حكومتي از ارج و قرب گسترده اي در ميان توده ها برخوردارند و مردم همه جا بخوبي از آنها ياد مي كنند و در حضور و غياب، خيرخواهشان هستند. در زمان حيات آماده اجراي فرامين و پس از مرگ براي آنان سخت خواهند گريست و يادشان را گرامي خواهند داشت. به عنوان نمونه عيني، با رجوع به زندگي خصوصي رهبر معظم انقلاب و فرزندان ايشان در مي يابيم كه نامه امام علي«ع» به مالك اشتر، ذهني و عمل نشدني نبوده است و معلوم مي شود حداقل نمونه اي براي اينكه در همين زمان حجت ما باشد، وجود دارد. همچنان كه زندگي و خانه ساده رئيس جمهور شهيد محمدعلي رجايي چنين بود. هنوز كه هنوز است كارآمدي رجايي در وزارت آموزش و پرورش و نخست وزيري زبانزد خاص و عام است و پس از شهادتش هم، ديديم كه مردم چگونه در سوگ او اشك ريختند و به سر و سينه زدند. ما هنوز هم مي توانيم مثل رجايي را براي رياست جمهوري انتخاب كنيم، مثل او كه در زندگي شخصي و سيره اجتماعيش- هر دو- عدالت را رعايت كرد. حزب اللهي هايي كه دنبال ارزش مي گردند، مردمي كه دنبال آرامش و دوري از آشوب ها و فتنه ها هستند و امنيت را مي جويند، آنها كه به دنبال كسب يا گسترش علم و فرهنگ هستند مي توانند نامزدي را انتخاب كنند كه خود نيز اسوه خدمت رساني و عدالت باشد.
4-پس فردا عيد غدير است، عيد غدير با همان آموزه هاي علي«ع»، و با اين فرمايشات معمار كبير انقلاب اسلامي عيد عدالت است و عدالت، جشن گرفتني است: «براي همين پنج سال و پنج روز حكومتش بايد جشن بگيرند؛ جشن براي عدالت، جشن براي خدا، جشن براي اينكه اين حاكم، حاكمي است كه با ملت يكرنگ است، بلكه سطح زندگيش پايين تر است از همه ملت و سطح روحيش بالاتر از همه آفاق است.»
تقي دژاكام
2- پيش زمينه پذيرش ولايت علي«ع»، نفوذ محبت او در دلهاست، اما پيش و پس از آن، ساختن جامعه اي و حكومتي براساس مدلي است كه ايشان ترسيم كرده است تا براساس آن عدالت در تمامي حوزه ها اعم از اقتصاد، فرهنگ، سياست، آموزش، تربيت، مردم سالاري و... تحقق يابد. اين مدل، داراي ايدئولوژي و مرامنامه روشني است كه با حكومت هاي غيرعلوي مرزبندي پررنگي دارد. به عنوان مثال در حوزه سياست، نسبتي با تمامت خواهي و توتاليتاريسم ندارد اما در حوزه اقتصاد بسيار سختگير است و اجازه دخالت سرمايه داران، مترفين و اشراف را در حكومت نمي دهد. علي«ع» اصلاحات اجتماعي و فرهنگي را تنها و تنها با برقراري عدل ممكن مي داند: «الرعيه لايصلحها الاالعدل» و راه احياي ارزشها و احكام دين در جامعه را نيز همين برقراري عدالت معرفي مي كند: «العدل حياه الاحكام» و با صراحت مي گويد در حاكميت اسلامي، هيچ هزينه مندي بي هزينه نخواهد ماند «ما عال فيكم عائل» و حكومت موظف است سه نياز اساسي جامعه را تأمين كند: امنيت، عدالت و فراواني.
3- امسال هم جشن ولايت علي«ع» با جشن ولادت حكومت اسلامي در ايران مصادف است و چه خوب، كه در اين ايام در كنار ذكر فضايل غيرقابل شمارش اميرالمؤمنين«ع»، به ترسيم جامعه آرماني و حكومت قرآني عدالتخواهانه اي كه ايشان براي احيا و احقاق آن، مسئوليت پذيرفت، پرداخته شود تا نسبت و فاصله خود را با آن بسنجيم و مهمتر از آن هدف را فراموش نكنيم و به دام دشمنان عدالت نيفتيم، بخصوص از آن جهت كه اين روزها كساني كه خود را شايسته به دست گرفتن مسئوليت اجراي منشور علي«ع» در رياست جمهوري اين كشور اسلامي ديده اند، به عرضه خود به ديگران مي پردازند و بهترين فرصت براي مردم است كه در اين ايام بين اين افراد و كسان ديگري كه احتمالا پا به اين عرصه خواهند گذاشت با آنچه كه علي«ع» در باب حكومت ترسيم كرده است، مقايسه اي انجام دهند و در پايان اين مقايسه، در درجه نخست آنها را كه نسبتي با عدالت ندارند، از دايره انتخاب خود حذف كنند و در مرحله بعد، كساني را كه نسبت كمتري با اين اصل مهم و ضروري دارند. كار بزرگ منابر، تريبون ها، صدا و سيما، مطبوعات و ديگر رسانه هاي جمعي از فرداي غدير تا روز انتخابات مي تواند اين باشد كه براساس قرآن و متون ديني بخصوص نهج البلاغه به بازخواني، يادآوري و تفسير آموزه هاي بلندي بپردازند كه در آنها مدير شايسته نظام به بهترين وجهي تصوير شده است. بهانه هاي برخي جاهلان يا دشمنان عدالت مبني بر اينكه آنها نمي توانند مانند يك امام معصوم عمل كنند به هيچ وجه پذيرفته نيست. قرآن با صراحت، پيغمبر اكرم«ص» را «اسوه حسنه» جامعه اسلامي معرفي مي كند گذشته از اينكه علي«ع» خود مواردي را كه جامعه از عهده آن برنمي آيد و مواردي كه مردم و مسئولان ملزم به رعايت آنها هستند- كه در حقيقت اموري شدني هستند- از هم تفكيك كرده است تا بهانه جويان راه فرار نداشته باشند. به عنوان مثال نامه تاريخي اميرالمؤمنين به حاكم اعزامي به مصر (نامه شماره 53 نهج البلاغه)، دستورالعمل براي يك امام معصوم نيست! بلكه دستورالعمل براي يك مسئول اجرايي غيرمعصوم است و طبيعتاً تمامي موارد آن قابل اجرا و تحقق يافتني است؛ به شرط آنكه پشت آن اراده اي و تمايلي براي اجرا وجود داشته باشد. اين دستور امام كه مبادا نزديكان و آشنايانت، تو را از انصاف و اجراي عدالت بازدارند، آيا امر مالايطاق است و آيا مسئولان اجرايي ما را از اينكه خويشاوندان و فرزندان و دامادها و پسرعموها و آنان را كه در حزب و گروه و سازمان خودشان هستند، از رانت خواري و امتيازطلبي باز نمي دارد و آيا اين كار نشدني است؟ آيا توجه به «ممن تقتحمه العيون و تحقره الرجال» يعني همان محرومان و پـابرهنگان و بيچارگان، سخت تر از دنبال كمپاني هاي نفتي «British Petroliom» و «Shell» دويدن است؟ آيا زندگي در خانه ساده و بي پيرايه و كوچكي كه در كنار مسجد كوفه قرار دارد مشكلتر از زندگي در كاخهاي نياوران و زعفرانيه و كامرانيه تهران است؟ مگر علي«ع» بدون «صندوق ذخير ارزي» كاري نكرد كه «ما اصبح بالكوفه احد الا ناعماً»؟ چرا نبايد علما و سخنرانان و اهل قلم و مطبوعات در اين برهه حساس از تاريخ ايران اسلامي به نشر اين آموزه هاي والاي ديني بپردازند و مثلا چرا بجاي توضيح و تفسير خطبه 17 نهج البلاغه كه در آن اوصاف متصديان نادان و نيز متصديان كارآمد آمده است كه موجب بينش توده هاي مردم مي شود، تنها مسائلي چون كندن در خيبر توسط علي«ع» را شرح و بسط مي دهند؟ چرا مردم را از اين آگاهي هاي علوي محروم مي كنيم كه: متصديان نادان به آشوب طلبي در جامعه، به پرسه زدن به سوي اشراف، به فتنه انگيزي، به پيمان شكني و تجديدنظرطلبي، به دانشمندنمايي، به فرصت دادن و ميدان دادن به نادانان و بي عرضگان و ناكارآمدان، به راه گم كردن و بازگشت به راه طاغوتي زمامداران گذشته و تباهي و انحراف فكري و فرهنگي جامعه، به ثروت اندوزي و سرمايه سالاري، شبهه افكني در خط هدايت و حكم قاطع دادن براي احكام بيهوده خود ساخته مي پردازند و البته سرآخر در تار عنكبوتي كه خود تنيده اند، گرفتار مي شوند. در جامعه نمونه علوي، فرد در جمع حل مي شود و نگاه حكومت به جاي خود، به اجتماع است، شخصي نيست، فراگير است و مانند ليبرال دموكراسي هاي موجود جهان، برخورداريهاي عفن سرمايه داري و لذتهاي حيواني به جامعه حقنه نمي شود، اما شرايطي فراهم مي شود كه جامعه، فرصت اين را داشته باشد كه به ورزش و رسيدگي به امور شخصي و مسافرت و زيارت و علم اندوزي و تربيت و نيز شركت در امور خيريه و تأمين نيازهاي فرزندان و عبادت و معنويات برسد. مسئولان چنين حكومتي از ارج و قرب گسترده اي در ميان توده ها برخوردارند و مردم همه جا بخوبي از آنها ياد مي كنند و در حضور و غياب، خيرخواهشان هستند. در زمان حيات آماده اجراي فرامين و پس از مرگ براي آنان سخت خواهند گريست و يادشان را گرامي خواهند داشت. به عنوان نمونه عيني، با رجوع به زندگي خصوصي رهبر معظم انقلاب و فرزندان ايشان در مي يابيم كه نامه امام علي«ع» به مالك اشتر، ذهني و عمل نشدني نبوده است و معلوم مي شود حداقل نمونه اي براي اينكه در همين زمان حجت ما باشد، وجود دارد. همچنان كه زندگي و خانه ساده رئيس جمهور شهيد محمدعلي رجايي چنين بود. هنوز كه هنوز است كارآمدي رجايي در وزارت آموزش و پرورش و نخست وزيري زبانزد خاص و عام است و پس از شهادتش هم، ديديم كه مردم چگونه در سوگ او اشك ريختند و به سر و سينه زدند. ما هنوز هم مي توانيم مثل رجايي را براي رياست جمهوري انتخاب كنيم، مثل او كه در زندگي شخصي و سيره اجتماعيش- هر دو- عدالت را رعايت كرد. حزب اللهي هايي كه دنبال ارزش مي گردند، مردمي كه دنبال آرامش و دوري از آشوب ها و فتنه ها هستند و امنيت را مي جويند، آنها كه به دنبال كسب يا گسترش علم و فرهنگ هستند مي توانند نامزدي را انتخاب كنند كه خود نيز اسوه خدمت رساني و عدالت باشد.
4-پس فردا عيد غدير است، عيد غدير با همان آموزه هاي علي«ع»، و با اين فرمايشات معمار كبير انقلاب اسلامي عيد عدالت است و عدالت، جشن گرفتني است: «براي همين پنج سال و پنج روز حكومتش بايد جشن بگيرند؛ جشن براي عدالت، جشن براي خدا، جشن براي اينكه اين حاكم، حاكمي است كه با ملت يكرنگ است، بلكه سطح زندگيش پايين تر است از همه ملت و سطح روحيش بالاتر از همه آفاق است.»
تقي دژاكام
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن ۱۳۸۳ ساعت 19:40 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور