تقي دژاكام
صبح پنجشنبه فيلم سينمايي «بشارت منجي» در سينماي مطبوعات درحالي به پايان رسيد كه منتقدان و خبرنگاران، با تشويق قابل توجهي از آن استقبال خوبي كردند.
«بشارت منجي» تيتراژ و شروع زيبا و تأثيرگذاري دارد و شايد بتوان گفت يكي از مؤثرترين و همراهترين موسيقي هاي فيلم دراين جشنواره تاكنون بوده است به گونه اي كه بخشي از بار معنوي فيلم مديون آهنگساز مسيحي آن است.
دراين فيلم طالب زاده با هوشياري، تمامي جبهه مسيح و همراهان او را پيوسته درحال صعود و بالا رفتن تصوير كرده و جبهه باطل را در محيطي تاريك و سياه درحال زد و خورد نشان داده است به گونه اي كه بدون شناختن هويت آدم هاي فيلم، تنها با همين نشانه ها مي توانيم خوب ها و بدهاي فيلم را بشناسيم.
از ديگر ويژگي هاي مثبت فيلم طراحي ساده صحنه و لباس هاست آن طور كه مانند ديگر فيلم هايي از اين دست، دكور صحنه و لباس بيشتر از خود فيلم ما را به خود مشغول نمي كند و بيننده فرصت مي يابد تا با آسودگي به بار فرهنگي و فكري آن مشغول شود. اين اثر حاوي نكات تازه و مهمي است كه موضع سرمايه داران و قدرتمندان يهودي عصر «عيساي ناصري» را در جلوگيري از انتشار دعوت اين پيامبر آسماني نشان مي دهد. چيزي كه تنها در فيلم «مصائب مسيح» - از نوع فيلم هاي غربي- مجال ظهور پيدا كرد.
بشارت منجي اگر هيچ فايده ديگري نداشته باشد بجز اينكه بين مسيح«ع» و خاتم پيامبران حضرت محمد«ص» و نيز موعود بزرگ امتها، حضرت مهدي«عج» پلي به وسعت انديشه و ذهن بزند، بازهم شايسته تقدير و تجليل بود.
دراينجا بايد اشاره اي كنم به يادداشت شتابزده اي كه روز پنجشنبه از برادر ارجمند آقاي نوري زاد *منتشر شد و ايشان متأسفانه با الفاظ و عباراتي نامطلوب از اين فيلم ياد كرده بودند. من به عنوان كسي كه هم براي نوري زاد و هم براي طالب زاده احترام فوق العاده قائلم احساس مي كنم، نويسنده آن يادداشت حتي يك بار به دست نوشته خود مراجعه نكرده و از خير مرور آن گذشته است وگرنه هيچ گاه تعابيري چون آشفتگي، تاراج بيت المال، نابجا، بچگانه، توهين به ساحت مسيح، شوخي و... را براي فيلمي كه حاصل ماه ها كار طاقت فرساي خوباني ازجنس خود نوري زاد است، به كار نمي برد.
قطعاً بشارت منجي دچار ضعف هايي است؛ از جمله تدوين آن كه در بعضي سكانس ها نياز به تجديدنظر دارد يا صداي شاهد كه مي شد بجاي نريشن، به صورت ديالوگ اجرا مي شد و... اما همه اينها نبايد موجب مي شد با الفاظي دور از روابط برادرانه و بلكه اخلاق متعارف، عرق خستگي را برجان بچه مسلمانهايي بنشانيم كه در خلوصشان براي ارائه يك اثر هنري، شكي نيست. در ايام جشنواره مي ديدم كساني براي فيلم هايي كه چهره اي منفي از نظام و انقلاب نشان داده اند و به صراحت از «لزوم بازگشت ارزش هاي شاهنشاهي» در فيلم هايشان ياد كرده اند، از ماهها پيش در نشريات زمينه سازي كرده اند مثلا جايزه بهترين طراحي صحنه تنها و تنها شايسته فلان كس است و آن را بارها تكرار مي كنند و... اما ما با دوستان خود كه همه تلاش خود را براي ارائه چهره اي سالم و مكتبي از هنر ديني- ولو با وجود برخي كاستي ها- چنين مي كنيم.
به ياد آيه شريفه اي افتادم كه مي فرمايد: اي همه اهل كتاب! بياييد بر روي مشتركاتي چون ايمان به خداي واحد و مشرك نشدن به او، متحد شويم؛ همان پيامي كه «بشارت منجي» در صدد القاي آن بود، اما برخي از ما نه تنها با اهل كتاب بلكه با خوبترين فيلمسازاني از گونه طالب زاده و نوري زاد و... چنين مي كنيم!
روزي «زينب نوري زاد»، دختر خوش قلم محمدآقا در نقد فيلم پدرش با لحني حاكي از تاسف مي گفت: «اين فيلم «انتظار» شما را برآورده نمي كند.» و برآورده هم نكرد. اما هيچ كدام ما به خودمان اجازه نداديم با لحني كه پنجشنبه در روزنامه خوانديم، با نوري زاد سخن بگوييم و هيچ گاه هم نخواهيم گفت.
نكته اي كه نبايد فراموش كرد آن است كه اين فيلم سينمايي، گزيده اي از يك سريال بلند است و طبيعتا براي تدوين فيلم سينمايي از يك سريال زحمتي چندين برابر يك فيلم معمولي بايد كشيد و نكته ديگر هم اينكه 900 ميليون توماني كه براي بشارت منجي صرف شده است، فقط مربوط به يك فيلم سينمايي نيست بلكه اين ميزان براي يك سريال و دو فيلم سينمايي هزينه شده است و در حقيقت به نسبت ديگر سريال ها، بودجه زيادي صرف آن نشده است.

* ر ک  یک فیلم ،یک سریال ،محمد نوری زاد ، 15بهمن 1383،ص 14