بازخواني نقش خاتمي در فتنه 88 ـ بخش ششم

زبان مايكل لدين در كام خاتمي
سيد ياسر جبرائيلي


با روشنگري هاي رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه روز 29خرداد، بخش عظيمي از بدنه اجتماعي اعتراضات ريزش كرد، اما موسوي بر ادامه آشوبهاي خياباني اصرار ورزيد. در اين ميان، مقامات سياسي غربي نيز رسما وارد ميدان شده و از آشوب ها حمايت كردند؛ به طوري كه رسانه هاي اين كشورها از جمله بي بي سي و صداي آمريكا هدايت شورش هاي خياباني را به عهده گرفتند. خاتمي اما در واكنش به اسناد و مطالبي كه در رسانه ها درباره دخالت بيگانگان در انتخابات منتشر شد، طي بيانيه اي به مناسبت تظاهرات حاميان موسوي در شنبه سي ام خرداد، «انتساب حركت سالم مردم به بيگانگان» را «جلوه اي از سياست هاي نادرست» دانست. 1 به ياد بياوريد تعريف خاتمي از «آمريكايي بودن» در دهه 60 و در پاسخ به بازرگان را كه صريحا نوشته بود «مراد از آمريكايي بودن، نحوه اي از ديد و بينش است كه به سادگي ابزار دست سياست هاي توسعه طلبانه آمريكا مي شود.»
تلاش خاتمي براي تبرئه جريان برانداز از همراهي و وابستگي به دشمنان خارجي جمهوري اسلامي در حالي بود كه برخي نشريات و حتي مقامات غربي صراحتا به حمايت كشورهاي غربي از كودتاي سبز اذعان مي كردند؛ از جمله «باراك اوباما» رئيس جمهور آمريكا در موردي گفت: «موسوي به منشأ الهام بخش آن دسته از هموطنان خود تبديل شده است كه خواهان گشايش به سوي غرب هستند. حق آزادي بيان و تجمع كه مردم ايران خواهان آنند آرزوها و آرمان هاي جهان شمول هستند.» 2 اين نخستين بار بود كه يك رئيس جمهور آمريكايي از يك كانديداي انتخابات ايران نام برده و از او حمايت مي كرد. رفتارهاي اين چنيني مقامات غربي باعث شد بعدها نشريه «فارين پاليسي» در گزارشي توصيه كند كه دولت آمريكا بايد به حمايت از جنبش سبز ايران در پشت صحنه و نه آشكارا ادامه دهد3.
اصلاح طلبان فرصت پيش آمده پس از انتخابات را بهترين زمان براي براندازي نظام دانسته و با تمام موجوديت خود وارد يك بازي مرگ و زندگي سياسي شده بودند؛ لذا حاضر به ترك ميدان نشدند و هر دست ناپاكي را هم كه براي همكاري و همدلي به سويشان دراز شد، صميمانه فشردند. موسوي دست از ادعاهاي خود برنداشت و به توصيه ها براي پيگيري مطالبات خود از طريق مراجع قانوني نيز وقعي ننهاد، حتي پيشنهاد بازشماري آرا نيز او را قانع نكرد و در نامه اي به شوراي نگهبان، باز با پيروي از الگوي انقلاب هاي رنگي، كف مطالبات خود را «ابطال انتخابات» عنوان نمود. 4 گفتني است تن ندادن به قانون يكي از توصيه هاي اكيد تئوريسين هاي كودتاي مخملي نظير جين شارپ و هلوي است. چرا كه در اين صورت دروغ بودن ادعاي تقلب برملا مي شود.
آنچه از سيدمحمد خاتمي علني مي شد، توصيه هايي «پدرانه» و از موضع بالا بود، اما بسيار بودند شخصيت هايي كه از نقش پس پرده او باخبر بودند؛ بسيار بودند كساني كه مي دانستند خاتمي در خفا چه مي گويد، با چه كسي تماس مي گيرد، با كدامين شخصيت ها جلسه مي گذارد و نقشش در پروژه «كودتاي سبز» چيست. اين بود كه سرانجام، هيئت منتخبي از سوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس كه در رابطه با حوادث پس از انتخابات براي جويا شدن نظر مراجع و شخصيت هاي موثر نظام و نيز ارائه اطلاعات لازم به آنان درباره انتخابات به ديدار آنان مي رفت، در تاريخ 8/4/88 به ديدار خاتمي رفت تا بلكه بتواند او را در معرض حقايق قرار داده و از مواضع راديكال دورش كند، اما موفق نشد. خاتمي در اين ديدار دغدغه خود را لطمه خوردن به اعتماد عمومي دانست و راهكاري كه براي حل اين مسئله ارائه داد، تشكيل يك هيئت بي طرف بود. 5 هدف خاتمي در اينجا از ارائه پيشنهاد تشكيل «هيئت بي طرف»، در حقيقت دور زدن قانون اساسي و رهبري، و بي اعتبار كردن نهادهاي قانوني از جمله شوراي نگهبان و وزارت كشور بود؛ اين نظريه بعدها در قالب طرح «رفراندوم» از سوي خاتمي ارائه شد و نشان داد كه او هنوز نقشه ابطال انتخابات را در سر دارد.
وقتي خاتمي طرح رفراندوم را داد، مدير مسئول كيهان در نكته اي نوشت «آيا اين طرح شماست يا نظريه مايكل لدين». خاتمي سكوت كرد ولي مايكل لدين در مصاحبه با واشنگتن تايمز پاسخ شريعتمداري را داد و به طور تلويحي نظر كيهان را تاييد كرد6.
چند ماه بعد رسانه ها از قول خاتمي نوشتند كه وي در ديدار با يكي از اعضاي كميسيون امنيت ملي مجلس گفته است «به موسوي و كروبي گفتم قبل از آن كه آقا به نمازجمعه تشريف ببرند شما مطالب تان را بنويسيد و به آقا بدهيد و اگر به انتخابات اعتراض داريد، بگوييد تخلف شده اما شما تعيين تكليف كنيد و ما نظر شما را مي پذيريم. من به آنها گفتم اين كار به نفعتان است ولي متاسفانه اين كار را نكردند.» 7
البته اين سخنان خاتمي با بيانيه اي كه وي پس از سخنان رهبري در نمازجمعه صادر كرد و نسبت به مواضع ايشان معترض شد، در تناقض آشكار بود. از همين جا مشخص شد كه «سيدمحمد خاتمي» قصد دارد ادامه راه را با «يكي به نعل و يكي به ميخ زدن» ادامه دهد تا بتواند هم خود را به ظاهر در چارچوب نظام حفظ كند و هم جايي در ميان ياران رنگي خود داشته باشد تا ببيند سرانجام كار چه مي شود.
رئيس دولت اصلاحات در تيرماه 88 ديداري هم با خانواده هاي دستگيرشدگان در ناآرامي هاي پس از انتخابات داشت كه در اين ملاقات از واژه «شهيد» براي توصيف كشته شدگان در اين ناآرامي هاي ناشي از ادعاي دروغ موسوي استفاده كرد و گفت: «متاسفم از اينكه اعلام كنم جرم شما و عزيزانتان اين است كه در ايران مانديد و براي تقويت نظام و تامين حقوق مسلم مردم تلاش كرديد.»8
دستگيرشدگان پس از انتخابات البته به اغتشاشگران كف خيابانها محدود نمي شدند. برخي فعالان سياسي اصلاح طلب نيز به سبب اقدامات ضد امنيتي خود روانه بازداشتگاه گشتند. اين افراد در ستاد مركزي فرماندهي و عمليات فتنه، از جمله ستاد قيطريه، مشغول طراحي فازها و مراحل كودتا، سازماندهي تجمعات و شبكه هاي اجتماعي بودند كه با دستگيري شان، فضا رو به آرامش گذاشت. اواسط تيرماه بود كه رسانه ها خبر از پخش اعترافات اين فتنه گران در آينده نزديك دادند. اما خاتمي و همفكرانش با علم به اينكه در اعترافات احتمالي بازداشت شدگان چه حقايق تكان دهنده اي عليه آنها و ماهيت اصلاح طلبان فاش خواهد شد، دست به قلم بردند و نامه اي خطاب به مراجع نوشتند. خاتمي به همراه موسوي، كروبي و 65 شخصيت ديگر كه اسامي محمد سلامتي، محمدرضا تاجيك، عباس عبدي، سيدهاشم آغاجري، محمدعلي نجفي و فرشاد مؤمني در ميان آنها ديده مي شد، نامه اي خطاب به مراجع تقليد نوشت كه در آن بدون اشاره به علت دستگيرشدن بازداشت شدگان، آمده بود: «همانگونه كه استحضار داريد، همزمان با اعلام نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، موج وسيعي از دستگيري ها از ميان فعالان ستادهاي انتخاباتي نامزدهاي غيردولتي و شهرونداني كه در راهپيمايي هاي مسالمت آميز شركت جسته بودند آغاز شد.» 9
در اين نامه به پخش اعترافات بازداشت شدگان پس از انتخابات اشاره شد و آمده بود: «دستگاههاي تبليغاتي دولتي و به ويژه صداوسيما... با پخش اعتراف هاي نمايشي، سعي در اثبات اينگونه اتهامات واهي به حركتي مردمي دارد.»
در پايان نامه مذكور از مراجع تقليد خواسته شده بود روند رسيدگي به اتهامات به مجاري قانوني بازگردد! و توضيح داده نشده بود كه مگر رسيدگي به اتهامات در مراجع قانوني و با استناد به اسناد غيرقابل انكار صورت نگرفته است؟! اين نامه هدف ديگري را نيز دنبال مي كرد و آن تلاش براي ايجاد شكاف ميان مرجعيت و نظام در درجه اول، و تبديل اين شكاف به تضاد در درجه دوم بود. تصور كودتاگران اين بود كه اگر موفق به ياركشي از ميان مراجع شوند، كه نشدند، ادامه راه تقابل با نظام آسانتر خواهد بود!
خاتمي در ادامه فعاليت هاي خود در ارتباط با حوادث پس از انتخابات، يك بار خواستار تحقيق و تفحص مجلس از انتخابات شد10 و يك بار ديگر با طرح پروژه آمريكايي «رفراندوم»، برگزاري يك «همه پرسي» را راه برون رفت از شرايط موجود دانست. 11 كه همانگونه كه پيشتر اشاره شد «حسين شريعتمداري» مدير مسئول روزنامه كيهان فاش كرد كه اين پيشنهاد، همان دستورالعمل «مايكل لدين» دستيار ويژه وزير دفاع وقت آمريكا است. از نظر يكي از اعضاي شوراي مركزي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي نيز بحث رفراندوم در حقيقت همان بحث ابطال انتخابات بود كه موسوي پيش از آن مطرح كرده بود. حكايت تاريخ، حكايت جالبي است. مي توان سرمقاله هاي خاتمي عليه طرح رفراندوم پيشنهادي بني صدر را از دل صفحات روزنامه كيهان در ابتداي دهه 1360 بيرون كشيد و در مقابل «خاتمي 88» قرار داد تا بلكه به انحراف خود اعتراف كند، اما دريغ كه او نه تنها به انحراف خود اذعان نمي كرد، بلكه وقتي كلام امام خميني(ره) از رسانه ها پخش مي شد تا راهگشا و راهنماي پيروانش شود، داد خاتمي در مي آمد كه «چه چهره ناپسندي كه از امام نشان داده نشد!»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-سايت رسمي خاتمي، 31/3/1388
2-شبكه ايران، 4/6/1388
3-خبرگزاري فارس 7/10/1388
4-بي بي سي فارسي، 6/4/1388
5-سايت رسمي خاتمي، 8/4/1388
6-خبرگزاري فارس، 8/4/1388
7-روزنامه كيهان، /11/1388
8-سايت رسمي خاتمي، 10/4/1388
9-همان، 15/4/1388
10-سايت رسمي خاتمي، 7/5/1388
11-همان، 28/4/1388