همگرايي خاتمي با خاندان پهلوي
پاسخ موسسه ابرارمعاصر و توضيح كيهان
«موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر تهران»
توضيحاتي را پيرامون قسمت اول سلسله مقالات «بازخواني نقش خاتمي در فتنه
1388» ارائه كرده است كه اين جوابيه را همراه با توضيح روزنامه كيهان مي
خوانيد:
به دنبال درج مطلبي در صفحه 14 روزنامه كيهان مورخ يك شنبه 3
بهمن 1389 تحت عنوان «الگويي براي كودتاي سبز» به قلم سيدياسر جبرائيلي،
لازم ديده شد توضيحي در مورد بخشي از اين مطلب داده شود.
در مطلب مذكور
از كتاب «افسانه انقلاب هاي رنگي» چاپ موسسه مطالعات و تحقيقات بين المللي
ابرار معاصر تهران، به عنوان «مرجع طيف موسوم به اصلاح طلبان براي طراحي
پروژه كودتاي سبز» نام برده شده كه ضروري است جهت روشن شدن موضوع توضيحاتي
در رابطه با جايگاه موسسه تهران و دليل انتشار اين كتاب داده شود.
موسسه
مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر تهران اگر نگوئيم نخستين، قطعاً
يكي از پيشروترين مراكز پژوهشي كشور در حوزه مطالعات مرتبط با جنگ نرم مي
باشد كه از سال ها پيش در چارچوب رهنمودهاي مقام معظم رهبري، پژوهش و تحقيق
در اين حوزه را در دستور كار خود قرار داده است. تهيه و انتشار شمار زيادي
از كتاب ها، بولتن ها و گزارشات مرتبط، همچنين وجود كارشناسان شناخته شده
حوزه جنگ نرم و كسب نشان ها، جوايز و افتخارات فراوان در اين حوزه از همايش
ها و نشست هاي مختلف، همگي نشان از ولايت مداري و پايبندي اين موسسه به
ارزش هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران دارد.
به هر حال، كتاب «افسانه
انقلاب هاي رنگي» در سال 1384 با همكاري تيمي از اساتيد مطرح روابط بين
الملل در «برنامه اوراسياي مركزي» وابسته به مركز «مطالعات عالي بين
المللي» دانشگاه تهران (و نه تنها فردي كه در مطلب منتشره از سوي روزنامه
كيهان به آن اشاره شده)، به رشته تحرير درآمد و موسسه تهران نيز صرفاً به
جهت آشناسازي فضاي كارشناسي كشور با موضوعي كه در آن زمان خلأ اطلاعاتي و
آگاهي اندكي نسبت به ماهيت آن در كشور وجود داشت، مبادرت به چاپ و انتشار
آن نمود.
به باور ما، كتاب مذكور نه تنها اساساً نگاهي علمي به مسائل و
تحولات منطقه اوراسيا داشته، بلكه به دنبال ايجاد شناخت درست از اين منطقه
و تحولات آن با هدف پي ريزي سياست هاي مناسب از سوي سياست گذاران كشورمان
در قبال كشورهاي اين منطقه بوده است.
متاسفانه، نويسنده مطلب منتشره در
آن روزنامه محترم، بدون توجه به محتواي كتاب و همچنين سوابق مطالعاتي و
انتشاراتي ناشر، صرفاً به بيان ادعايي بي پايه و غيرمستند پرداخته كه جداً
جاي تاسف دارد.
توضيح كيهان: 1-در مقاله «بازخواني نقش خاتمي در فتنه
1388» از «الهه كولايي» به عنوان گردآورنده كتاب «افسانه انقلاب هاي رنگي»
ياد شده است و نويسنده مقاله با نقد و بررسي لايه هاي پنهان انتشار اين
كتاب و يادآوري نقش چهره هايي مانند كولايي در ماجراي فتنه 88، تحليلي از
ماهيت اصلي فعاليتهاي به ظاهر علمي اصلاح طلبان براي تئوريزه كردن «كودتاي
مخملي» ارائه داده است. چنانكه به شناسنامه كتاب كه توسط «موسسه ابرار
معاصر تهران» منتشر شده نيز رجوع گردد، از خانم كولايي به عنوان
«گردآورنده» ياد شده است. بنابراين، نقش اصلي و محوري اين عضو مركزيت حزب
مشاركت و از فعالان فتنه آمريكايي- اسرائيلي در انتشار كتاب مذكور قابل
انكار نيست.
2- ادبيات سياسي به كار رفته در تحرير كتاب و خصوصا مقدمه
توجيهي آن، ادبياتي منطبق با كليدواژه هاي تئوريسين هاي كودتاي مخملي است؛
خصوصا اينكه در صفحه 8 مقدمه از كودتاهاي رنگي در كشورهاي گرجستان، اوكراين
و... به عنوان «تغيير مسالمت آميز حاكمان اين كشورها» ياد مي شود. اين
ادبيات، حاوي يك جهت گيري ايدئولوژيك است و راه به تحليل هاي نظام ليبرال
سرمايه داري از فرآيند كودتاهاي مخملي مي برد.
3- رويكرد نويسنده كيهان،
بازخواني تاريخي روند طراحي پروژه كودتاي مخملي در ايران بوده است كه
امروز ماهيت اين پروژه و عوامل موثر در پيشبرد آن براي ايرانيان فاش شده
است. همانگونه كه پيش از اين بارها در نوشتارهاي تحليلي و مقالات كيهان
اشاره شده، راهبرد جريان فتنه سبز و حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري
1388 برگرفته از فرمول هاي شناخته شده سرويس هاي جاسوسي غرب و كانون هاي
صهيوني- ماسوني است كه پيشينه طراحي آن به 2 دهه قبل بازمي گردد. در اين
ميان برخي از فتنه گران در پوشش برنامه هاي دانشگاهي و براي سنجش امكان
براندازي نرم در ايران، برگزاري سلسله نشست هايي را در دستور كار گذاشتند
كه اكنون ماهيت سياسي اين فعاليتهاي به ظاهر علمي بيش از گذشته آشكار گشته
است.
4- روزنامه كيهان در پي نفي فعاليتهاي مطلوب كانونهاي پژوهشي و
موسسات علمي كشور نيست و «موسسه ابرار معاصر تهران» را نيز متهم به مشاركت
در پروژه كودتاي مخملي نكرده است؛ هرچند نه تنها به كتاب «افسانه انقلاب
هاي رنگي»، بلكه به كتاب هاي ديگر اين موسسه مانند «دانشنامه نخبگان»
انتقادات جدي دارد و از رهگذر بازخواني دقيق اين كتب، معتقد است كه ترويج
ادبيات استعماري سكولار در آنها موج مي زند كه در صورت لزوم، «كيهان» آماده
انتشار مستندات و پژوهشهاي خود مي باشد.
5- و بالاخره اينكه عليرغم
انتقادات جدي مذكور، آنچه كه مديرعامل «موسسه ابرار معاصر تهران» در جوابيه
خود آورده اند را به فال نيك مي گيريم و اميدواريم از اين پس همه آثار اين
موسسه به سوي همخواني با الگوي مطلوب علوم انساني اسلامي سوق يابد و مانند
كتابهاي فوق حاوي شيفتگي نسبت به تحليل هاي آكادميسين هاي سكولار نباشد.
معتقديم كه اين تعاملات انتقادي سبب عرضه ديدگاههاي مختلف به جامعه خواهد
شد و بايد انتقادات دلسوزانه رسانه ها را برتابيد، نه آنكه تاسف خورد!
بسم رب النور