آن زمان ها كه ميزان چيز طلب بودن آدم ها به دريافت پيام دوم خرداد توسط اوشان بستگي داشت، ماي آچمز حواسمان داشت به هوا پنالتي مي زد كه توپ به چيز دروازه خورد¤ و عدل آن زمان ملتفت پيام دوم خرداد شديم كه ديگر كار از كار گذشته بود و ميزان چيزطلب بودن آدم ها به تابعي براي متغيرهايي نظير بي نظير بوتو، چيزگارت تاچر، مادلين چيزبرايت و هكذا مايعاتي، مثل «شير»، آن هم از نوع «خري»اش تبديل شده بود.
حالا ما مانده ايم و يك عالمه پيام دوم خرداد كه پروردگار عالميان، عالم است با چه مشقتي توانستيم آن همه پيام را در وانفساي درگيري هاي مربوط به خط و خطوط و در پيچ وخم دعواهاي جناحي دريافت كنيم؛ كاش مبتكرين به جاي اينكه چيز روي چيز بگذارند يك دستگاه اختراع كنند تا با كمك آن بشود ضمن بو كردن كف دست، از بادكردن اين همه پيام دوم خرداد نزد آدم ها جلوگيري كند و هم اينكه كشور را از واردات كلي كالاي بنجل بي نياز سازد و به طريق اولي در زمينه مسائل ارزي، صرفه جويي به عمل آورد.
مع الچيز يا از همان اول نبايد ميزان چيزطلب بودن آدم ها را به زلف مؤلفه هايي نظير بي نظير بوتو و امثال ذلك گره مي زد يا هم اينكه بايد فكر اينجايش را مي كرد كه مصرف بيش از اندازه شير حمار اين عواقب را هم دارد كه جناب چيز آبادي برگردد و كيلومترها جلوتر از چريك چيز اصلاحات بنويسد:
«شارون و به ويژه معاون قدرتمندش ايهودالمرت به جد بر اين پندارند كه در بين فلسطيني ها، شريكي براي دستيابي به صلح وجود ندارد و صلح امكان پذيرنيست؛ ولي ادامه وضع موجود هم نه فقط امنيت اسرائيل را تأمين نمي كند، بلكه از دو جهت موجوديت اسرائيل را به خطر مي اندازد. جهت نخست، اين است كه فلسطيني هاي ساكن كرانه باختري و نوار غزه از درخواست خود براي تأسيس كشوري مستقل در اين سرزمين ها صرف نظر كنند و خواستار حقوق برابر شهروندي با يهوديان در چارچوب كشور اسرائيل شوند. جهت دوم هم اين است كه راديكاليسم در بين فلسطينيان بيش از پيش توسعه يابد و به منازعه جاري، ابعاد خشن تر و خونين تري دهد به طوري كه بي ثباتي و هرج و مرج بركل منطقه حاكم شود. بن مايه نقشه شارون و المرت اين است كه فلسطيني ها در آن سوي ديوار امنيتي به حال خود رها شوند تا سرنوشت شان در فقر، هرج و مرج و جنگ داخلي رقم بخورد، بدون آن كه دست شان به اسرائيل يا شهرك هاي يهودي نشين برسد!... اگر فلسطيني ها به تعهدات خود در چارچوب قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل، پايبندي نشان دهند، شارون با ناكامي روبه رو مي شود اما اگر آنها بر اقدام مسلحانه به عنوان استراتژي مبارزه با اسرائيل اصرار ورزند و حتي ابتكارهايي چون توافقنامه صلح ژنو را نيز به عنوان راه حل سياسي بحران نپذيرند، در آن صورت شارون قادر خواهد بود كه متحدان اسرائيل را نسبت به ضرورت جدايي فيزيكي اسرائيلي ها و فلسطينيان متقاعد سازد، و متأسفانه]يك وقت اشتباهي «خوشبختانه» خوانده نشود!![ شارون نشان داده است كه از قدرت متقاعدكنندگي بالايي به ويژه در بين مقام هاي آمريكايي و بعضاً اروپايي برخوردار است.» (شرق26آذر)
¤ ¤ ¤
ملاي رومي يك بيت دارد، كه آن بيت نيز به نوبه خود يك مصرع دارد بدين مضمون؛ «گوش خر بفروش و ديگر گوش خر». حكماً بهتر بود اوشان مي گفت؛ «شير خر بفروش و ديگر شيرخر»!!
«آقاي چيز»
¤لازم به ذكر است اين بازي با نتيجه صفر بر هيچ به نفع داور خاتمه يافت.