يادداشت هاي كاخ سفيد و انقلاب اسلامي ايران
يادداشت هاي كاخ سفيد و انقلاب اسلامي ايران -چشم انداز
پروفسور حميد مولانا
اگر مي خواهيد آرزوهاي بر باد رفته آمريكا، علل
افول امپراتوري ايالات متحده و سرگيجي دولتمردان و روساي جمهور آن كشور را
درباره مشرق زمين و دنياي اسلام بدانيد، خاطرات جيمي كارترسي و نهمين رئيس
جمهور جالب و خواندني است.
اخيرا جيمي كارتر رئيس جمهور اسبق آمريكا كه
دوران حكومت او (1976 الي 1980 ميلادي) مصادف با پيروزي انقلاب اسلامي
ايران بود، خاطرات خود را تحت عنوان «دفتر يادداشت كاخ سفيد» منتشر كرده
است. طبق اظهارات كارتر، او در مدت چهار سالي كه بر مسند صدارت كاخ سفيد
تكيه زده بود، روزانه به اختصار اهم وقايع و تصميماتي را كه به نظرش مي
رسيد يادداشت كرده و اين كتاب حاصل و ديدگاه هاي او درباره سياست داخلي و
خارجي آن زمان آمريكاست.
آنچه از مطالعه اين كتاب 570 صفحه اي به دست مي
آيد اين است كه كارتر و دولت تا لحظات آخر از اهميت تحولات سياسي، مذهبي،
فرهنگي و اجتماعي كه به بزرگترين انقلاب در نيمه دوم قرن بيستم - يعني
انقلاب اسلامي - منجر شد كاملا بي خبر و ناآگاه بودند. در حقيقت «دفتر
يادداشت كاخ سفيد» جيمي كارتر تا صفحه 255 اين كتاب (25 اكتبر 1978 مطابق
با سوم آبان 1357) مطلبي درباره تغييرات و تحولات جامعه ايران، حكومت
پهلوي، و اعتراضات و تظاهرات عليه شاه نداشته و او از انقلاب اسلامي ايران
اسمي نمي برد و درباره آن چيزي نمي گويد!
اولين اشاره كارتر در يادداشت
هايش راجع به تغيير و تحولات در ايران در روز 25 اكتبر 1978 مطابق (سوم
آبان 1357) دقيقا زماني كه شعله هاي انقلاب سراسر ايران را فرا گرفته و
اعتصابات عمومي و تظاهرات عليه رژيم شاه به اوج خود رسيده است، اتفاق مي
افتد. يادداشت رئيس جمهور وقت آمريكا در آن روز در دفترچه خاطراتش بسيار
كوتاه است و حمايت از تفكر و طرز تحليل سردمداران و نخبگان آن روز آمريكا
درباره ايران دارد. كاتر اين طور مي نويسد: « ايران تصميم گرفته است روابط
خود را با اسرائيل قطع كند. آنها (دولت ايران) يكي از بزرگترين خريداران
اسلحه از اسرائيل هستند و تا آنجايي كه من اطلاع دارم هنوز نفت به اسرائيل
مي فروشند ... سيا (سازمان اطلاعات و جاسوسي آمريكا) يك تحليلي از مشكلات
اقتصادي و سياسي ايران را به من داده است.
شاه ازما خواسته است براي
عملي كردن دموكراسي در ايران پيشنهادهايي را مطرح كنيم. او گروه هاي
قدرتمند را از خود رانده است: رهبران دست راست ديني، كساني كه هيچگونه
تغييراتي را نمي خواهند؛ گروه چپ راديكال كه برخي از آنها كمونيست هستند؛ و
طبقه جديد متوسط در ايران، كساني كه اكنون ثروتمند هستند ولي صدائي در
دولت ندارند.» كارتر از قشر وسيع و بزرگ مردم ايران كه از رژيم پهلوي تنفر
دارند چيزي نمي گويد زيرا به ظاهر، آنها از «گروه هاي قدرتمند» نيستند.
يادداشت
روز بعد (26 اكتبر، چهارم آبان) كارتر در دفترچه خاطراتش راجع به ايران
فقط يك سطر است: «مشكلات در ايران جدي مي شود زيرا اعتصابات مانع حمل ونقل
نفت از خليج فارس به بازارهاي خارجي شده است؛ شاه بايد بزودي تصميم بگيرد.»
كارتر مانند اكثر نخبگان و سياستگذاران آمريكا بيشتر متوجه تاثير اقتصادي و
مالي اعتصابات در ايران بود و كمتر به عواقب سياسي، ديني، اجتماعي و
فرهنگي بيداري ايران و مسلمانان جهان مي انديشيد. به خاطر داشته باشيم كه
تا پيروزي انقلاب اسلامي ايران عوامل فرهنگي و فاكتور ديني وارد معادلات
روابط بين المللي غرب نشده بود. كمتر كسي در بين سياستگذاران غرب و به ويژه
آمريكا از ابعاد سياسي اسلام اطلاع داشتند.
واژه هايي چون اسلام، شيعه،
آيت الله و غيره در رسانه هاي آن روز غرب و آمريكا به چشم نمي خورد. ولي
تاثير اعتصابات ايران در افزايش قيمت نفت و نگراني بازار جهاني از اين
موضوع ملموس به نظر مي رسيد و وال استريت و مديران شركت هاي مالي و بانكي
آمريكا بيش از سردمداران سياسي به بحران موجود در ايران حساسيت نشان مي
دادند.
دوران طلائي امپراتوري آمريكا يك تاريخ بسيار كوتاه دارد. اين
دوره از زمان خاتمه جنگ جهاني دوم شروع شده و در اوائل دهه 1970 ميلادي با
شكست نظامي آمريكا در ويتنام و رسوائيها و فسادهاي معروف به قضيه «واترگيت»
در دوران رياست جمهوري ريچارد نيكسون افول مي كند. با استعفاي نيكسون از
رياست جمهوري (به علت جلوگيري از عزل او توسط كنگره آمريكا) معاون او جرالد
فورد به طور موقت امور دولت را به دست مي گيرد ولي در انتخابات رياست
جمهوري سال 1976 از كانديداي حزب دموكرات يعني جيمي كارتر شكست مي خورد.
شوكي
كه به مردم آمريكا بر اثر شكست در جنگ ويتنام و استعفاي نيكسون وارد شد بي
سابقه بود. وقتي كه كارتر در 1976 مراسم تحليف رياست جمهوري را به جا
آورد، او قسم خورد كه «هرگز (مانند سردمداران پيشين) دروغ نخواهم گفت و
مردم را گمراه نخواهم كرد.» انقلاب اسلامي ايران كه مصادف با آغاز رياست
جمهوري كارتر بود، به عنوان مردمي ترين انقلاب تاريخ معاصر بر تمام معادلات
سياسي و اجتماعي بين المللي تاثيرگذار شد، و در مورد آمريكا افول سياسي
امپراتوري آمريكا را سرعت بخشيد.
مطالعات و بررسي كتاب كارتر و يادداشت
هاي كاخ سفيد او نشان مي دهد كه ايالات متحده آمريكا نه عمق انقلابي را كه
در جريان بود درك مي كرد و نه مولفه هاي سياسي، فرهنگي، مذهبي و اجتماعي آن
را. ايرادي كه در مورد ايران در واشنگتن وجود داشت بيش از آنكه نقص
اطلاعات باشد، گرايش فكري و جهان بيني بوروكراسي و حكومت آمريكا بود به
اينكه خود را به اطلاعاتي محدود كنند كه تصورات نادرستشان را تاييد مي كند.
بسم رب النور