نوار پيروزي ها را قطع نكنيم
حسين قدياني
با رفتن به ميان مردم و شنيدن نظرات آنها به صورت
مستقيم، مي توان ميان نظرسنجي هايي كه صادقانه برگزار شده، بانظرسازي هايي
كه بخشي از پروژه عمليات رواني ستادهاي تبليغاتي نامزدهاست، تفاوت قائل شد و
به اين حداقل نتيجه رسيد كه مجموع آراي نامزدهاي اصولگرا بالاتر از مجموع
آراي جناج مقابل و نيز نامزدي است كه در برخي نظرسنجي ها نفر اول را به خود
اختصاص داده است. اين مسئله گذشته از اينكه اجماع نامزدهاي اصولگرا را به
يك ضرورت براي اطمينان از موفقيت در انتخابات تبديل مي كند، مؤيد پيروزي
هايي چند براي جريان اصولگرا است. اول اينكه به همان ميزان كه آراي اصلاح
طلبان در نظر مردم كم شده، اقبال مردم به اصولگرايان، افزايش يافته است.
خيلي راحت مي توان به آراي نامزدهاي اين جريان- قبل از تشكيل- در انتخابات
دوم خرداد و 18 خرداد رجوع و آن را با آراي كنوني شان مقايسه كرد تا فهميد
كه سير صعودي آراي مردم نسبت به اصولگراها همچنان ادامه دارد. پيروزي ديگر
جدا كردن خرج اصولگرايي از تحزب و پيوند اين جريان با تهذيب است. همين كه
مديران مولود انقلاب، جرئت ابراز نظر در برابر پيران انقلاب كرده را يافته
اند، خود امري مبارك است. اين اما هرگز به معناي تضاد يا تعارض ميان جوانان
و پيران نيست بلكه تنها دميدن روح نشاط در كالبد مجروح مديريت اجرايي كشور
است و بيانگر اين مهم كه از پيران انقلاب كرده، هدايت را بايد طلبيد و از
مديران جوان محصول انقلاب، مديريت را. پيروزي سوم اما اميدوار كردن مردم
است به كارآمد بودن نظام كه متأثر از اهمال دوم خردادي ها در دولت و مجلس
به شدت زير سؤال رفته بود. به لطف خدا بعد از انتخابات شوراها و مجلس هفتم،
اينك به نظر مي رسد با افزايش مشاركت مردم، آحاد جامعه به كار آمد بودن
نظام اميدوارتر از هميشه هستند و به جريان اصولگرايي به عنوان نمادي براي
كارآمدي نظام مي نگرند. چهارمين پيروزي هم چيزي نيست مگر اينكه تحت تأثير
خدمات جريان اصولگرايي، مردم به اين نتيجه رسيدند كه چشم دوختن جماعتي اندك
به بيرون از مرزها براي حل مشكلات كشورشان اشتباهي بزرگ و ناديده گرفتن
استعداد جوانان و مديراني است كه از دل انقلاب برخاسته اند. پيروزي پنجم
تحول گفتمان ها بود؛ اين روزها جناب آقاي خاتمي هم از عدالت سخن مي گويد و
برخلاف آغازين روزهاي مسئوليتش به معيشت مردم و حل مشكلات اساسي آنها
اهتمامي ديگر دارد.
¤¤¤
پيروزي اصولگرايان در انتخابات شوراها در
حالي به دست آمد كه بي تعارف اكثر اصولگرايان، اميدي به اقبال مردم نسب به
خود نداشتند؛ پيروزي در عين نااميدي اما در كنار توجه مردم، محصول عنايت
خاص خداوند بود. اگر ما تقوي پيشه نكنيم و مصلحت ها را ناديده بگيريم، بعيد
نيست اين عنايت از ما سلب شود و اصولگرايان در عين اميدواري، پذيراي شكست
شوند. در شرايطي كه با كمي آينده نگري و گذشت مي توان رياست جمهوري را
مترادف با سربازي براي جمهور كرد، حيف نيست با ندانم كاري، نوار پيروزي هاي
اصولگرايان را قطع و مردم را نسبت به پيروزي بزرگ اين جريان جوان در روز
27 خرداد نااميد نماييم؟
¤¤¤
و اگر چه خيلي زود، دير مي شود اما هنوز دير نشده...
بسم رب النور