ما چه كنيم با اين ضعيفه؟!
بي همه چيز يك طور صحبت مي كند كانه سر آورده؛ مهره مار دارد، زبان افعي. سياسوخته، حكايت ديگ است كه به سه پايه مي گويد؛ روت سياه! از خدا نترسي، گوشش را ببري، زبانش را بگذاري كف دستش! خجالت هم آخر چيز خوبي است. به قول گفتني؛ آبرو را خورده، حيا را قورت داده! عدل، دوقورت و نيمش هم باقي است. خيلي خيلي مي بخشيدها، اما خر پيشش پروفسور است! با آن قيافه اش جخت بلا پشت سرهم قافيه رديف مي كند؛ آنهم چه اراجيفي! سبيل به سبيل اباطيلي است كه همين طور پشت بند هم تعريف مي كند. معلوم نيست چند تومان بدهيم، خفقان مي گيرد؟! خناق گرفته، رو هم كه نيست، ماشاءالله هزار شمس الواعظين، سنگ پاي تگزاس است! جان شما همچون مخلوقي مايه آبروريزي است! يكي اش هم زياد است. گرچه زن است اما حكم ابن زياد است! همچين است كه آدم بايد روي شست بعضي حرام زاده ها خاك بمالد! اين تن بميرد؛ اين مدلي اش را ديگر نديده بوديم؛ يعني ديده بوديم ولي نه ديگر اين مدلي اش را. اين يكي ديگر آخرش است. باز صد رحمت به آلبرايت! ننه مرده اگر بازي درمي آورد، ديگر مسخره بازي در نمي آورد. اين ولي شورش را ديگر درآورده است. همچين مي كند انگار ارث پدرش را از مسلمين طلب كار است! به قول «چيزه كوچولو» هرچي قطام كاشته، اين برداشته! مثل خروس جنگي مي ماند! خيال مي كند حالا چون شده وزيرخارجه بوش، تخم دوزرده كاشته. سياسوخته ورپريده تا كل جهان را به آشوب نكشاند، انگار آرام و قرار ندارد؛ وايستاده ينگه دنيا، مي گويد؛ لنگش كن! اگر مرد است -كه بدبختي نيست- يك تك پا بيايد ايران، تا نشانش بدهيم يك من ماست، چقدر كره دارد!؟ فكر كرده لاس وگاس هم براي خود شهري است. قديمي ها حكماً يك چيز مي دانستند كه مي گفتند؛ آب كه سر بالا مي ره، قورباغه، ابوعطا مي خواند! نه، لابد يك چيز مي دانستند كه مي گفتند؛ شهر كه شلوغ مي شه، قورباغه ها هم هفت تيركش مي شوند!... نوشتم قورباغه، ياد يك جوك افتادم؛ يارو آمريكايي بود، داشت راه مي رفت. پايش رفت روي دم يك قورباغه. قورباغه كه بدجوري مگسي شده بود، گفت: قور، قور، قور... قورومساق!!؟... يعني كه بعض اين يانكي ها صداي قورباغه ها را هم در آورده اند ديگر! اصلا من چيزي نمي نويسم؛ شما خودتان كلاهتان را قاضي كنيد. ما با اين ضعيفه چي كار بايد بكنيم كه گفته؛ «لشكركشي آمريكا براي آزادي مسلمين است»؟! به قول شما اگر ما مسلمان ها آزادي آمريكايي را نخواهيم، كي را بايد ببينيم؟ «باجناق آقاي چيز»
بسم رب النور