گفت: چه خبر؟
گفتم: يكي از مدعيان اصلاحات كه چند هفته قبل گفته بود ساواكي ها و بهايي ها و همجنس بازها هم مي توانند كانديدا شوند، اخيرا اعلام كرده كه قصد دارد به اتفاق دوستان خود جبهه دموكراسي خواه تشكيل بدهد.
گفت: كه چي بشه؟
گفتم: اعلام كرده كه اين جبهه مرزها را درمي نوردد و نه تنها دموكرات هاي مقيم ايران، بلكه جريانات ملي، دموكرات و جمهوري خواه خارج از ايران را هم دربر مي گيرد.
گفت: خب! بعدش چي بشه؟!
گفتم: حتما بعدش قصد دارند با دريافت كمك از آن طرف آب، حاكميت را در دست بگيرند!
گفت: ينگه دنيايي هاي فلك زده كه خودشون در مقابل ايران كاسه چه كنم چه كنم؟ به دست گرفته اند.
گفتم: چه عرض كنم؟! شاگرد مغازه اي اومده بود تهرون، پولش تموم شده بود و مي خواست برگرده ولي خرج سفر نداشت، وارد كيوسك تلفن شد و در چند كلمه مختصر به صاحب كارش گفت؛ من عازم، پول لازم!...و صاحب مغازه جواب داد؛ من مريض، قر نريز!