چراغ اول
عباسعلي اختري¤
يكي از نمادهاي مهم شخصيت، قدرت اراده و تصميم گيري است، تصميم گيري در مسائلي كه ابعاد متفاوت ندارد، چندان مهم نيست. زيرا غالبا بطور طبيعي زمينه آن فراهم مي شود و شخص در تصميم گيري با دشواري چنداني روبرو نخواهد بود.
اما آنچه مهم است اين كه شخص در سر دوراهي ها و يا چند راهي ها قرار گيرد و ورود به هريك از آنها با پي آمدهاي مثبت و منفي قابل توجهي همراه باشد به گونه اي كه محاسبه برآيند آنها دشوار بوده و نتواند به شكلي حكيمانه و منطقي آنها را جمع بندي كند، در اين حالت تحت تأثير برخي عوامل به سويي كشيده مي شود و تحت تأثير عوامل ديگري به سويي ديگر.
اين ترديدها و دودلي ها در مسائل مهم سياسي و اجتماعي، گاه خسارت هاي تاريخي غيرقابل جبران ببار مي آورد. فراموش نكنيم كه شرايط هميشه چنان نيست كه بتوان تصميم گيري را به تأخير انداخت، يعني در بعضي موارد فرصت از دست مي رود و ديگر بازنمي گردد. حضرت علي(عليه السلام) جمله بسيار زيبايي در اين زمينه دارد كه مي فرمايد: «احذروا نفار النعم فما كل شارد بمردود» «از كوچيدن و فرار نعمت ها برحذر باشيد، هر رفته اي بازگردانده نمي شود».
در موقعيت فعلي براي اصولگرايان فرصتي بي مانند فراهم شده است كه نمي توان گفت خودشان فراهم كرده اند و آنان نيز چنين ادعايي ندارند و شايد عمده ترين عامل آن، عملكرد زشت مدعيان دموكراسي در سطح بين الملل و مخصوصا در غرب و آواي همگامي بخشي از جريان سياسي حاكم بر كشور با آنان بوده است. و به عبارتي ديگر شماري از مدعيان دموكراسي و مردم سالاري در طول حاكميت بر بدنه اجرايي بقدري تنش و جنجال آفريدند و بقدري دشمن شاد كردند كه يأس مردم را از روش و كنش خود به ارمغان آوردند. به هرحال فرصت، نعمتي بزرگ و سرمايه اي زودگذر است كه بر اصول گرايان واجب است به هر قيمت آن را حفظ و مورد بهره برداري براي نظام قرار دهند و به تشخيص همه متفكران حفظ اين فرصت و شكرانه اين نعمت در ايجاد اتحاد و اجماع بر كانديداي واحد است كه تمام امت روز بروز و ساعت به ساعت در انتظار آنند.
عذري كه اصولگرايان و حلقه هاي نزديك به آنها مطرح مي كنند، اين است كه مي گويند اولاً بيم آن را داريم كه فرد مورد اتحاد، مقبوليت همگاني نداشته باشد و همه آراء علاقمند به اصولگرايان را جلب نكند و ثانياً كارآيي قابل توجه را نداشته باشد.
در اين باره بايد به دو نكته بااهميت توجه كرد؛ اول اينكه، تفاوت نيروهاي مورد علاقه اصولگرايان از قبيل 40 درجه و 50درجه نيست، بلكه تفاوت از قبيل يك درجه و كمتر از آن است و مردم با حسن نيتي كه دارند، بر هركدام از آنها كه روي او اجماع شود، با پذيرش و مقبوليت برخورد مي كنند، چنانكه در گذشته هم نشان داده اند و رجايي به عنوان يك معلم را با رأي بالا برگزيدند.
دوم اينكه، كارآمدي يك دولت را در نهايت مجموعه كابينه و اعضايش فراهم مي آورند و همه آنهايي كه تصور مي كنند، نيروي مورد علاقه آنها كارآيي بيشتري دارد، مي توانند و بايد در مجموعه دولت اصولگرايان همگامي كنند تا طعم شيرين دولت اصول گرايان را همگان بچشند.
اما چنين به نظر مي رسد كه عامل اصلي تحيرها و ترديدها و پراكندگي ها اين است كه انسان خداگرا گاهي غفلت مي ورزد كه مي خواهد رضاي خدا را كسب كند، يا در لفافه زيبانمايي احساس تكليف فقط رضاي نفس را طالب است؟ اين همان نقطه حساس جهاد اكبر است كه:
«در جهاد نفس هركس گشت غالب مرد اوست
گفت پيغمبر جهاد اكبر استي اين نبرد»
قرآن مي گويد: «رضايت خدا را دنبال كردند، در نتيجه با دست پر از نعمت و فضل خدا برگشتند» رهبر معظم انقلاب در ديدار (8/3/84) با نمايندگان مجلس ضمن تذكرات حكيمانه متعدد فرمودند: «توفيق خدا در گرو تقوا است» و خداوند فرمان مي دهد: «اي اهل ايمان، تقوا ورزيد و خدادار باشيد و (در گفتار) سخنان محكم و استوار بر زبان جاري كنيد، آنگاه خداوند كارهايتان را اصلاح مي كند و لغزشهاي شما را مي پوشاند».
دغدغه كمي كارايي (كه فقط احتمال است) با تقوا و توكل و كمك امت جبران مي شود. بشرط آنكه تشتت آفريني، مردم را نرنجاند و امت دلباخته ارزشهاي اسلامي را دل سرد نكند كه عوامل آنرا نخواهند بخشيد. اما اگر آنها اتفاق نكنند امت با معيارهايي كه متفكران ارائه مي كنند و با اعتقاد به نصرت خداوند تصميم مي گيرند و آنها كه به موقع تصميم نگرفتند، پشيمان مي شوند. بايد در اينگونه موقعيت ها از بزرگان آموخت، مردان بزرگ تاريخ ساز، بويژه انسان هاي الهي و زمامداران حق، در موارد بحران تصميم گيري، براي خود معيارهايي دارند كه براساس آن تصميم مي گيرند و مسير خود و پيروان را براساس آن معيارها روشن مي كنند. مانند: تبعيت از رضوان الله، هرچه هست، يا حفظ مصلحت عامه مسلمانان گرچه به ضرر شخص خودشان باشد، يا حفظ و تأمين خواسته هاي اهم و برتر در مقابل مهم و غيربرتر!
در تبيين چنين معياري در پاره اي از سخنان حضرت امير(عليه السلام) آمده است كه از ميان سه سرمايه مال و جان و دين، هرگاه براي جانتان خطري پيش آمد مال را فداي جان كنيد و هرگاه براي دينتان خطري فرا رسيد، جان را فداي دين كنيد. مردان حق و آنهايي كه به تعبير قرآن، جلوه هاي رأفت و رحمت خدا بر خلق هستند «در مواردي بر آن مي شوند كه رضامندي پروردگار را به قيمت فداكردن جان خود خريداري كنند، اينها جلوه هاي رأفت خدا هستند» همانطور كه حضرت علي(ع) در ليله المبيت انجام داد.
حضرت امام حسين(عليه السلام) در اولين گام آن سفر خونين و انقلابي به كربلا كه جنايات دشمن را هم پيش بيني نموده بود، فرمود: «رضا الله رضانا اهل البيت» رضامندي خدا، معيار رضايت ما اهل بيت(ع) است.
امام راحل(قدس سره) كه فرموده بود اگر اين جنگ بيست سال طول بكشد هم، ما ايستاده ايم، وقتي احساس كرد كه مصلحت جامعه اسلامي ايران و رضاي حق در تغيير تصميم گيري است، فرمود: «من اين كاسه زهر را مي نوشم و آتش بس را مي پذيرم» و نتيجه آن شد كه عظمت ايران اسلامي و خواري دشمن يكي پس از ديگري آشكار گرديد. امام در بسياري از سخنان خود مي فرمود: «من دارم تكليف خودم را ادا مي كنم» براي امام همين مهم بود كه تكليف الهي خود را ادا كند!
يكي از معيارهاي مهم ديگر براي حق گرايان خيرخواهي براي امت و انجام آن چيزي است كه خير امت در آن است. دهها رهنمود پيشوايان معصوم(ع) ضرورت اين وظيفه را تبيين نموده است. از جمله سخن پيغمبر اكرم(ص) كه فرمود:
«بزرگترين منزلت و جايگاه نزد خداوند براي كساني است كه بيشترين تلاش را در روي زمين براي خيرخواهي خلق انجام مي دهند» و در بياني ديگر فرمود: «اصلا تمام دين همين خيرخواهي براي امت و امام امت است» و ترك اين وظيفه هم از حرامهاي بزرگ شمرده شده است.
اصول گرايان و فرزندان امام مي دانند كه گاهي خيرخواهي در آن است كه ما از مال خود ايثار كنيم و گاهي به آن است كه از جان خود ايثار كنيم و گاهي بالاتر و مهمتر به اين است كه آبروي خود را ايثار كنيم. هرچه ايثار پرمايه تر باشد بازدهي آن هم سنگين تر و گران تر خواهد بود.
«تو نيكي مي كن و در دجله انداز
كه ايزد در بيابانت دهد باز»
حضرت علي(ع) در سخني با تعجب از عملكرد دوستانش مي گويد: «شما را چه شده؟ نه اموالتان را براي آنكه روزيتان نموده صرف مي كنيد و نه جانتان را براي آنكه خالق جان است، به خطر مي افكنيد؟ در سايه ايمان به خدا، به بندگان خدا عزت و كرامت مي فروشيد، ولي بندگان خدا را براي خدا تكريم نمي كنيد، در تعظيم و احترام به بندگان خدا بخل مي ورزيد...»
در اسلام همه جا زكات همتاي نماز شمرده شده، ما از ضرورت زكات مالي زياد سخن مي گوييم، ولي از زكات علم و جاه و مقام كه بر خودمان واجب است، غفلت مي ورزيم، در صورتي كه چه بسا اين به مراتب مهم تر است.
فرمودند: «تحقيقا خداوند بر شما زكات جاه و مقام را واجب نموده، همانگونه كه زكات مال را واجب كرده است و (زكات جاه به بذل آن است).»
فراموش نكنيم كه فرصت ايثارگري نيز هميشه فراهم نمي شود و مهمترين ايثار نيز آن است كه انسان آنچه را بيشتر دوست دارد، در راه خدا صرف كند كه فرمود: «هرگز به جزاي نيك و مهم نمي رسيد تا آنچه را دوست داريد در راه خدا انفاق كنيد.» چونانكه حضرت ابراهيم و حضرت علي و حضرت امام حسين و حضرت زهرا و... (عليهم صلوات الله) عمل كردند.
در اينجا توجه اصول گرايان را به اين واقعيت كه انشاءالله همه قبول دارند بايد جلب كنيم كه در بينش اسلامي بن بست وجود ندارد، امت ما اين توقع را از كانديداهاي اصول گرايان دارد كه به كمك رهنمودهاي ديني به وحدت برسند.
¤ نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي
يكي از نمادهاي مهم شخصيت، قدرت اراده و تصميم گيري است، تصميم گيري در مسائلي كه ابعاد متفاوت ندارد، چندان مهم نيست. زيرا غالبا بطور طبيعي زمينه آن فراهم مي شود و شخص در تصميم گيري با دشواري چنداني روبرو نخواهد بود.
اما آنچه مهم است اين كه شخص در سر دوراهي ها و يا چند راهي ها قرار گيرد و ورود به هريك از آنها با پي آمدهاي مثبت و منفي قابل توجهي همراه باشد به گونه اي كه محاسبه برآيند آنها دشوار بوده و نتواند به شكلي حكيمانه و منطقي آنها را جمع بندي كند، در اين حالت تحت تأثير برخي عوامل به سويي كشيده مي شود و تحت تأثير عوامل ديگري به سويي ديگر.
اين ترديدها و دودلي ها در مسائل مهم سياسي و اجتماعي، گاه خسارت هاي تاريخي غيرقابل جبران ببار مي آورد. فراموش نكنيم كه شرايط هميشه چنان نيست كه بتوان تصميم گيري را به تأخير انداخت، يعني در بعضي موارد فرصت از دست مي رود و ديگر بازنمي گردد. حضرت علي(عليه السلام) جمله بسيار زيبايي در اين زمينه دارد كه مي فرمايد: «احذروا نفار النعم فما كل شارد بمردود» «از كوچيدن و فرار نعمت ها برحذر باشيد، هر رفته اي بازگردانده نمي شود».
در موقعيت فعلي براي اصولگرايان فرصتي بي مانند فراهم شده است كه نمي توان گفت خودشان فراهم كرده اند و آنان نيز چنين ادعايي ندارند و شايد عمده ترين عامل آن، عملكرد زشت مدعيان دموكراسي در سطح بين الملل و مخصوصا در غرب و آواي همگامي بخشي از جريان سياسي حاكم بر كشور با آنان بوده است. و به عبارتي ديگر شماري از مدعيان دموكراسي و مردم سالاري در طول حاكميت بر بدنه اجرايي بقدري تنش و جنجال آفريدند و بقدري دشمن شاد كردند كه يأس مردم را از روش و كنش خود به ارمغان آوردند. به هرحال فرصت، نعمتي بزرگ و سرمايه اي زودگذر است كه بر اصول گرايان واجب است به هر قيمت آن را حفظ و مورد بهره برداري براي نظام قرار دهند و به تشخيص همه متفكران حفظ اين فرصت و شكرانه اين نعمت در ايجاد اتحاد و اجماع بر كانديداي واحد است كه تمام امت روز بروز و ساعت به ساعت در انتظار آنند.
عذري كه اصولگرايان و حلقه هاي نزديك به آنها مطرح مي كنند، اين است كه مي گويند اولاً بيم آن را داريم كه فرد مورد اتحاد، مقبوليت همگاني نداشته باشد و همه آراء علاقمند به اصولگرايان را جلب نكند و ثانياً كارآيي قابل توجه را نداشته باشد.
در اين باره بايد به دو نكته بااهميت توجه كرد؛ اول اينكه، تفاوت نيروهاي مورد علاقه اصولگرايان از قبيل 40 درجه و 50درجه نيست، بلكه تفاوت از قبيل يك درجه و كمتر از آن است و مردم با حسن نيتي كه دارند، بر هركدام از آنها كه روي او اجماع شود، با پذيرش و مقبوليت برخورد مي كنند، چنانكه در گذشته هم نشان داده اند و رجايي به عنوان يك معلم را با رأي بالا برگزيدند.
دوم اينكه، كارآمدي يك دولت را در نهايت مجموعه كابينه و اعضايش فراهم مي آورند و همه آنهايي كه تصور مي كنند، نيروي مورد علاقه آنها كارآيي بيشتري دارد، مي توانند و بايد در مجموعه دولت اصولگرايان همگامي كنند تا طعم شيرين دولت اصول گرايان را همگان بچشند.
اما چنين به نظر مي رسد كه عامل اصلي تحيرها و ترديدها و پراكندگي ها اين است كه انسان خداگرا گاهي غفلت مي ورزد كه مي خواهد رضاي خدا را كسب كند، يا در لفافه زيبانمايي احساس تكليف فقط رضاي نفس را طالب است؟ اين همان نقطه حساس جهاد اكبر است كه:
«در جهاد نفس هركس گشت غالب مرد اوست
گفت پيغمبر جهاد اكبر استي اين نبرد»
قرآن مي گويد: «رضايت خدا را دنبال كردند، در نتيجه با دست پر از نعمت و فضل خدا برگشتند» رهبر معظم انقلاب در ديدار (8/3/84) با نمايندگان مجلس ضمن تذكرات حكيمانه متعدد فرمودند: «توفيق خدا در گرو تقوا است» و خداوند فرمان مي دهد: «اي اهل ايمان، تقوا ورزيد و خدادار باشيد و (در گفتار) سخنان محكم و استوار بر زبان جاري كنيد، آنگاه خداوند كارهايتان را اصلاح مي كند و لغزشهاي شما را مي پوشاند».
دغدغه كمي كارايي (كه فقط احتمال است) با تقوا و توكل و كمك امت جبران مي شود. بشرط آنكه تشتت آفريني، مردم را نرنجاند و امت دلباخته ارزشهاي اسلامي را دل سرد نكند كه عوامل آنرا نخواهند بخشيد. اما اگر آنها اتفاق نكنند امت با معيارهايي كه متفكران ارائه مي كنند و با اعتقاد به نصرت خداوند تصميم مي گيرند و آنها كه به موقع تصميم نگرفتند، پشيمان مي شوند. بايد در اينگونه موقعيت ها از بزرگان آموخت، مردان بزرگ تاريخ ساز، بويژه انسان هاي الهي و زمامداران حق، در موارد بحران تصميم گيري، براي خود معيارهايي دارند كه براساس آن تصميم مي گيرند و مسير خود و پيروان را براساس آن معيارها روشن مي كنند. مانند: تبعيت از رضوان الله، هرچه هست، يا حفظ مصلحت عامه مسلمانان گرچه به ضرر شخص خودشان باشد، يا حفظ و تأمين خواسته هاي اهم و برتر در مقابل مهم و غيربرتر!
در تبيين چنين معياري در پاره اي از سخنان حضرت امير(عليه السلام) آمده است كه از ميان سه سرمايه مال و جان و دين، هرگاه براي جانتان خطري پيش آمد مال را فداي جان كنيد و هرگاه براي دينتان خطري فرا رسيد، جان را فداي دين كنيد. مردان حق و آنهايي كه به تعبير قرآن، جلوه هاي رأفت و رحمت خدا بر خلق هستند «در مواردي بر آن مي شوند كه رضامندي پروردگار را به قيمت فداكردن جان خود خريداري كنند، اينها جلوه هاي رأفت خدا هستند» همانطور كه حضرت علي(ع) در ليله المبيت انجام داد.
حضرت امام حسين(عليه السلام) در اولين گام آن سفر خونين و انقلابي به كربلا كه جنايات دشمن را هم پيش بيني نموده بود، فرمود: «رضا الله رضانا اهل البيت» رضامندي خدا، معيار رضايت ما اهل بيت(ع) است.
امام راحل(قدس سره) كه فرموده بود اگر اين جنگ بيست سال طول بكشد هم، ما ايستاده ايم، وقتي احساس كرد كه مصلحت جامعه اسلامي ايران و رضاي حق در تغيير تصميم گيري است، فرمود: «من اين كاسه زهر را مي نوشم و آتش بس را مي پذيرم» و نتيجه آن شد كه عظمت ايران اسلامي و خواري دشمن يكي پس از ديگري آشكار گرديد. امام در بسياري از سخنان خود مي فرمود: «من دارم تكليف خودم را ادا مي كنم» براي امام همين مهم بود كه تكليف الهي خود را ادا كند!
يكي از معيارهاي مهم ديگر براي حق گرايان خيرخواهي براي امت و انجام آن چيزي است كه خير امت در آن است. دهها رهنمود پيشوايان معصوم(ع) ضرورت اين وظيفه را تبيين نموده است. از جمله سخن پيغمبر اكرم(ص) كه فرمود:
«بزرگترين منزلت و جايگاه نزد خداوند براي كساني است كه بيشترين تلاش را در روي زمين براي خيرخواهي خلق انجام مي دهند» و در بياني ديگر فرمود: «اصلا تمام دين همين خيرخواهي براي امت و امام امت است» و ترك اين وظيفه هم از حرامهاي بزرگ شمرده شده است.
اصول گرايان و فرزندان امام مي دانند كه گاهي خيرخواهي در آن است كه ما از مال خود ايثار كنيم و گاهي به آن است كه از جان خود ايثار كنيم و گاهي بالاتر و مهمتر به اين است كه آبروي خود را ايثار كنيم. هرچه ايثار پرمايه تر باشد بازدهي آن هم سنگين تر و گران تر خواهد بود.
«تو نيكي مي كن و در دجله انداز
كه ايزد در بيابانت دهد باز»
حضرت علي(ع) در سخني با تعجب از عملكرد دوستانش مي گويد: «شما را چه شده؟ نه اموالتان را براي آنكه روزيتان نموده صرف مي كنيد و نه جانتان را براي آنكه خالق جان است، به خطر مي افكنيد؟ در سايه ايمان به خدا، به بندگان خدا عزت و كرامت مي فروشيد، ولي بندگان خدا را براي خدا تكريم نمي كنيد، در تعظيم و احترام به بندگان خدا بخل مي ورزيد...»
در اسلام همه جا زكات همتاي نماز شمرده شده، ما از ضرورت زكات مالي زياد سخن مي گوييم، ولي از زكات علم و جاه و مقام كه بر خودمان واجب است، غفلت مي ورزيم، در صورتي كه چه بسا اين به مراتب مهم تر است.
فرمودند: «تحقيقا خداوند بر شما زكات جاه و مقام را واجب نموده، همانگونه كه زكات مال را واجب كرده است و (زكات جاه به بذل آن است).»
فراموش نكنيم كه فرصت ايثارگري نيز هميشه فراهم نمي شود و مهمترين ايثار نيز آن است كه انسان آنچه را بيشتر دوست دارد، در راه خدا صرف كند كه فرمود: «هرگز به جزاي نيك و مهم نمي رسيد تا آنچه را دوست داريد در راه خدا انفاق كنيد.» چونانكه حضرت ابراهيم و حضرت علي و حضرت امام حسين و حضرت زهرا و... (عليهم صلوات الله) عمل كردند.
در اينجا توجه اصول گرايان را به اين واقعيت كه انشاءالله همه قبول دارند بايد جلب كنيم كه در بينش اسلامي بن بست وجود ندارد، امت ما اين توقع را از كانديداهاي اصول گرايان دارد كه به كمك رهنمودهاي ديني به وحدت برسند.
¤ نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۴ ساعت 20:50 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور