پژمان كريمي
برگزاري رويدادي به بزرگي جشنواره بين المللي فيلم فجر، نيازمند اراده و كوششي بزرگ است.
هنگامي كه هدف، ايجاد رقابتي باشد كه در انتها، به پويايي و بالندگي سينماي ايران ياري رساند، برپايي جشنواره با همه سختي ها و دلواپسي هايش، كاري بزرگ و رسالتي ستودني است.
اما آيا، برگزاري بيست و هشت دوره از جشنواره فيلم فجر، توانسته است به سهم خود پويايي و بالندگي سينماي ايران را رقم بزند؟اگر پاسخ آري است، بايد پرسيد به چه اندازه؟ و اگر پاسخ منفي است، چرا؟
نگارنده بر آن است، برپايي جشنواره قطعا پيامدهاي مثبتي به دنبال داشته و دارد. مثل طرح نام ها و استعدادهاي جديد! مثل ارائه برخي مصاديق سينماي ناب! مثل دادن زمينه ارزيابي سينماي كشور و آسيب شناسي آن!
اما آيا اين پيامدها، همه نتايجي است كه مي توان از جشنواره اي در قد و قواره جشنواره فيلم فجر چشم داشت و بدان اميد بست؟! مطمئنا، خير!
جشنواره فيلم فجر، بيست و هشت سال پيش، به مناسبت بزرگداشت ارزش ها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي برپا شد. جشنواره اي كه گمان مي رفت برپايي آن در مسير تحقق و بالندگي سينماي هدف انقلاب، يعني سينماي متعهد گامي بلند به شمار مي آيد.
واقعيت امروز سينماي ايران، به روشني گوياي اين است كه ما هنوز نتوانسته ايم به اتكاء اهرم ها و ابزارهايمان مانند قوانين نظارتي، دفترچه سياستگذاري ها، جشنواره هاي بزرگ و كوچك، دانشكده ها و آموزشگاه ها و... سينمايي فراهم آوريم كه درخور نام سينماي متعهد باشد!
منكر سلامت نسبي سينماي ايران نمي شوم، منكر نمي شوم كه در بدنه سينماي ايران عناصر متعهد، آثار متعهدانه اي خلق و عرضه كرده اند،نمي توان انكار كرد سينماي فعلي زمينه ترسيم و بهروزي ندارد. اما ايني كه به عنوان سينماي ايران مي شناسيم، آني نيست كه همپوشان با آرمان ها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي باشد.
سال گذشته 70 فيلم در ايران توليد شد. از اين تعداد، 30 فيلم هم در جشنواره به نمايش درآمد. چرا رسانه ملي يك- سوم كل توليدات سينماي سال گذشته را نمي تواند خريداري و پخش كند.
پاسخ روشن است! چون توليدات كاملا منطبق با معيارها و ارزشهاي جامعه ايراني و ديني نيست!
چون برخي از فيلمسازان ايراني، همچنان در حال و هواي پيش از انقلاب به سرمي برند! چون برخي از سينماگران فكر مي كنند روشنفكري يعني ناسزاگويي به نظام ديني و سركوب ارزش هاي ملي و ديني! چون برخي از اهالي سينما، مرعوب سينماي غرب اند!
كسي مي تواند اين واقعيتها را كتمان كند؟!
برمي گردم به جشنواره بين المللي فيلم فجر و سهم آن در تحقق و تعالي سينماي متعهد! جشنواره مي توانست با طراحي بخشي به عنوان سينماي انقلاب و با نپذيرفتن آثاري كه در محتوا با باورها و ارزشهاي جامعه مان در تعارض جدي اند، نه تنها فلسفه ذاتي و حيثيت جشنواره اي در بزرگداشت انقلاب را پاس بدارد بلكه موجب تجلي انديشه هاي متعهدانه شود. منظور از سينماي انقلاب، تنها سينماي تصويرگر تاريخ انقلاب نيست. اگرچه رويكرد به تاريخ انقلاب يك ضرورت است، اما منظور اصلي، پرداختن انديشمندانه، ژرف و تحليلي به مقوله گفتمان انقلاب اسلامي است. جشنواره دراين زمينه ساكت بوده است!
چرا بايد در جشنواره منسوب به انقلاب، بربطن رويدادي كه در چارچوب نظام جمهوري اسلامي برپا مي شود، آثاري به نمايش درآيد و توفيق طرح يابد كه نه تنها حاوي انديشه و نقد نيست، بلكه مانند فيلم «طهران- تهران» زشت و سراسر دروغ و تهمت و ناسزا عليه نظام و قشر متدين جامعه است!
دولت دهم، نشان داده است كه نسبت به دولت هاي پيشين، در زمينه سينما دغدغه جدي دارد! معاون سينمايي نيز، عنصري است برآمده از انقلاب!چشمداشت اين است كه در سايه همين دولت و معاونت، براي بازتعريف جشنواره بين المللي فيلم فجر، كاري شود.
كاري كه قطعا، انجام آن ساده و آسان نيست.