گردباد نجيب (يادداشت روز)
تمامي خبرها و گزارش هاي مستند از پيدايش گردباد پرقدرتي حكايت مي كند كه ملت هاي مسلمان منطقه به راه انداخته اند. اين گردباد برخلاف آنچه تاكنون درباره گردبادها خوانده و شنيده و يا ديده ايم، نه فقط ويرانگر و وحشت آفرين نيست، بلكه آباد كننده و دلنشين نيز هست. از اين روي بايد آن را «گردباد نجيب» ناميد، چرا كه تنها با ديكتاتورها سر ستيز دارد و چون از قدرت فوق العاده اي برخوردار است، بساط حاكميت ديكتاتورها را، از ريشه برمي كند و به هوا برده و برزمين مي زند. دقيقاً مثل گردبادهاي پرقدرت ديگر كه درخت هاي تنومند را از ريشه بيرون مي كشد و تنها به شكستن شاخ و برگ ها بسنده نمي كند تا ريشه و تنه باقيمانده آن فرصت حيات دوباره داشته و بعد از چندي، بار ديگر ريشه بدواند و شاخ و برگ بپراكند.
به پرچم رژيم جعلي و اشغالگر قدس نگاه كنيد! دو نوار آبي رنگ در زمينه اي سفيد به موازات هم ديده مي شوند. صهيونيست ها انكار نمي كنند كه اين دو نوار آبي رنگ نماد و سمبل دو رود «نيل» و «فرات» است و نشان دهنده پهناي ايده آلي كه به زعم آنان قرار است گستره سرزمين اشغالي صهيونيست ها و كشور جعلي اسرائيل باشد. امروز اما، مقامات رژيم صهيونيستي اعلام كرده اند در منطقه «رفح» و مرزهاي اسرائيل با مصر ديواري بلند و غيرقابل نفوذ كه تا چند متر در عمق زمين نيز ادامه داشته باشد، خواهند ساخت و تأكيد كرده اند كه ساخت اين ديوار بلند آميخته از آهن و سيمان را بدون فوت وقت آغاز مي كنند. پيش از اين نيز صهيونيست ها درپي شكل گيري انتفاضه فلسطين، ساخت ديوار حايل در اطراف بيت المقدس را طراحي كرده بودند كه امروزه اين پروژه به پايان خود نزديك است. اين همان اسرائيلي است كه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و در آن هنگام كه هنوز الگوي انقلاب به عرصه نيامده بود، در ميانه ميدان عليه ملت هاي مسلمان رجز مي خواند و با گردن كلفتي! از «سرزمين موعود» به پهناي «نيل تا فرات» ياد مي كرد. و چرا نبايد رجز مي خواند؟ سرزمين فلسطين را اشغال كرده بود، بيش از 10 ميليون مسلمان ساكن اين سرزمين مقدس را از خانه و كاشانه و وطن خويش آواره ساخته، دهها هزار فلسطيني را شهيد و يا مجروح و زمين گير كرده بود. در جنگ ژوئن 1967 با سه كشور قدرتمند مسلمان، مصر، اردن و سوريه جنگيده بود و به فاصله 6 روز با اشغال صحراي سينا از مصر، بلندي هاي جولان از سوريه و كرانه باختري رود اردن از اردن به جنگ خاتمه داده بود. سران كشورهاي مسلمان دست نشانده آمريكا و انگليس- يعني حاميان رژيم صهيونيستي- بودند و «به فرموده»! عليه اسرائيل نفس نمي كشيدند.
8 سال بعد- 1974 ميلادي- ياسر عرفات رهبر ساف كه ظاهرا ادامه مقاومت در برابر صهيونيست ها را بي فايده ديده بود و يا به هر علت ديگر! در مجمع عمومي سازمان ملل متحد حاضر شد و در حالي كه تفنگي به نشانه مقاومت و شاخه زيتوني به نشانه صلح طلبي در دست داشت به سخنراني پرداخت. بعد از سخنان ياسر عرفات، يكي از سناتورهاي آمريكايي با لحني تحقيرآميز گفت؛ وقتي شاخه زيتون را در دست ابوعمار ديدم، متوجه شدم كه تفنگش هم فشنگ ندارد! ... و متاسفانه راست مي گفت.
در ايران خودمان، بيش از 40 هزار مستشار نظامي آمريكا حضور داشتند. تصويري از يك گروهبان آمريكايي در دست است كه پاي خود را با پوتين روي ميز يك افسر عالي رتبه ايراني قرار داده و در حالي كه سيگاري گوشه لب دارد با وي سخن مي گويد. روزانه 6 ميليون بشكه نفت ايران با بهاي اندك به آمريكا، انگليس و اسرائيل مي رفت. صهيونيست ها نه مخفيانه بلكه آشكارا بر اكثر كانون هاي اقتصادي كشور حاكم بودند. هواپيماهاي «130C» نيروي هوايي زيرنظر مستقيم ارتش اسرائيل براي كمك رساني به شورشيان يمن آن روز، اسلحه و مهمات مي بردند. بعدها «ابا ابان» در حالي كه از سال هاي قبل از انقلاب اسلامي در ايران به عنوان سال هاي طلايي «GOLDEN YEARS» براي اسرائيل ياد مي كرد؛ به اشپيگل گفته بود؛ استفاده از هواپيماها و خلبانان ايراني با هدف حفظ جان اتباع اسرائيل!! بوده است و البته، افزوده بود؛ در عوض ما به نيروهاي اطلاعاتي شاه براي حفظ ثبات ايران آموزش هاي حرفه اي!! مي داديم. نخست وزير، وزرا و نمايندگان مجلس مطابق اسناد موجود با صلاحديد! و در بسياري از موارد، با دستور سفراي آمريكا و انگليس منصوب مي شدند. سربازان و نظاميان ايراني را به جبهه ظفار مي فرستادند و...
روز 17 بهمن ماه سال 1357، موشه دايان، نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي در يك كنفرانس مطبوعاتي گفت؛ آنچه در ايران مي گذرد، پيش لرزه هاي يك زلزله است كه پس لرزه هاي آن ابتدا اسرائيل و سپس ساير حكومت هاي عربي هم پيمان غرب در منطقه را به شدت خواهد لرزاند و...
32 سال پيش ملت مسلمان ايران «گردبادي» باز هم نجيب در اين مرز و بوم به راه انداختند. گردبادي كه نه فقط رژيم آمريكايي شاه، بلكه هيچيك از حاميان بيروني آن ياراي مقاومت در برابر آن را نداشتند و خيلي زودتر از آنچه در محاسبه، حسابگران به حساب آمده بود، ريشه كن شده و بر باد رفتند.
امروزه باز هم همان گردباد نجيب است كه در خاورميانه شكل گرفته، به پاخاسته، مي چرخد و مي پيچد و حاكمان ديكتاتور منطقه را به هوا برده و بر زمين مي كوبد. اوباما، در چرخش اين گردباد، سرگيجه گرفته است، يك روز از پذيرش «تغيير» در حاكميت مصر سخن مي گويد، روز ديگر بر ضرورت باقي ماندن مبارك در قدرت تاكيد مي كند و در همان حال هيلاري كلينتون وزير امور خارجه او، ايستادگي در برابر خواسته مردم مصر و تن ندادن به جابه جايي قدرت در اين كشور را توصيه مي كند. اسرائيل، اما، بي پرده تر سخن مي گويد؛ نتانياهو با وحشت اعلام مي كند؛ «خميني و خامنه اي را مي بينم كه اسرائيل را محاصره كرده اند و خاورميانه را به تسخير درآورده اند». «جاناتان اسپاير» كارشناس مركز مطالعات جهاني در هرتزلياي اسرائيل با استناد به آنچه اين روزها در تونس و مصر و ساير كشورهاي منطقه مي گذرد، نتيجه مي گيرد كه «ايران هسته تحولات حساس خاورميانه است». فريد ذكريا - سردبير مجله آمريكايي و معروف نيوزويك- كه يكي از برجسته ترين اعضاي شوراي روابط خارجي آمريكاست حركت مردم مصر را يك انقلاب تمام عيار از نوع اسلامي معرفي كرده و هشدار مي دهد كه «80 درصد مردم مصر خواهان اجراي احكام اسلامي در كشورشان هستند». «آويگدور ليبرمن» وزير خارجه رژيم صهيونيستي در نشست با ديپلمات هاي اروپايي در قدس اشغالي، با خشم مي پرسد «آيا كسي نيست كه جلوي ايران را بگيرد»؟! در همين نشست، نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي نيز با نگراني و اضطراب محسوس مي گويد «محتمل ترين گزينه درباره آينده مصر آن است كه اين كشور به راه ايران مي رود.» و شرح وحشت و اضطراب دشمنان از حركت اين گردباد مثنوي هفتاد من كاغذ است و حتي فهرست آن نيز به درازا مي كشد. و همه شواهد و قرائن حكايت از آن دارد كه آمريكا و متحدانش مي دانند، اين گردباد نجيب بعد از پايان كار خود در برخي كشورهاي خاورميانه و شايد نيز، همزمان با تحولات خاورميانه، به سرزمين اشغال شده فلسطين مي رود و گريبان صهيونيست هاي نانجيب را گرفته و به هوا برده و بر زمين مي زند و قدرت خدا را چه ديده ايد؟ شايد آنگونه كه امام راحل ما(ره) پيش بيني كرده بود- و تاكنون همه پيش بيني هاي آن بزرگوار به حقيقت پيوسته است- آمريكا و انگليس و فرانسه و ساير قدرت هاي استكباري نيز در نوبت باشند. راستي فراموش نكرده ايم كه همين نتانياهو در جريان فتنه 88 موسوي و كروبي و خاتمي و ساير مدعيان اصلاحات را «بزرگترين سرمايه اسرائيل در ايران» مي ناميد و...
حسين شريعتمداري
بسم رب النور