آرش فهيم
جشنواره فيلم فجر امسال در حالي آغاز شد كه اميد به تماشاي فيلم هاي خوب در آن نسبت به دوره قبلي خيلي بيشتر است. به خصوص اين كه تراكم رقابت بين ديدگاه ها، سلايق و نسل هاي گوناگوني در اين دوره جشنواره بسيار بالاست و همين هم قابليت مقايسه و ارزيابي تطبيقي فيلم ها را بهتر فراهم كرده است. به همين خاطر، طي سلسله گزارش هايي كه هر روز در اين صفحه و در همين ستون به چاپ خواهد رسيد، اتفاقات، حواشي و فيلم هاي جشنواره به طور كلي و مقايسه اي بررسي مي شوند.
الگو يا ضدالگو؟
جشنواره بيست و نهم فيلم فجر هم حواشي خاص خودش را دارد. اين حاشيه ها از چند روز پيش از آغاز برگزاري جشنواره آغاز شدند. حواشي اگرچه مي توانند گرمابخش يك جشنواره و از عوامل افزايش جذابيت آن باشند، اما مخرب و تضعيف كننده هم هستند. يكي از حواشي مراسم افتتاحيه امسال، بزرگداشت ها و افراد تجليل شده بود. برگزاري بزرگداشت در مراسم افتتاحيه همايشي مثل جشنواره فيلم فجر جداي از اين كه يكي از نمودهاي سياست هاي هدايتي و حمايتي دولت در عرصه سينماست، براي نوجويان و آينده سازان اين عرصه نيز نوعي الگوسازي محسوب مي شود. از اين منظر، تجليل از يكي از فيلمسازان در اين مراسم بسيار سؤال برانگيز است. زيرا اين شخص بيش از آن كه يك الگو به حساب آيد، يك ضدالگو است. حال بايد از مسئولان معاونت سينمايي و برگزاركنندگان جشنواره فيلم فجر پرسيد كه چه ويژگي خاصي در اين كارگردان كه هيچ تأثير مثبتي هم روي سينماي ما نگذاشته، ديده اند كه در آئين گشايش مهمترين كارزار سينمايي جمهوري اسلامي ايران، او را پاس داشته اند. جالب اين است كه فرد مذكور در برنامه اي تلويزيوني، بسيار طلب كارانه با اين موضوع برخورد كرد. اين در حالي است كه او سال هاست فيلم هايش به زير متوسط سقوط كرده است.
بخش بين الملل مخفي شد!
امسال ديگر نمايش فيلم هاي بخش بين الملل جشنواره به طور كامل از ليست نمايش براي نمايندگان رسانه هاي جمعي حذف شد. هرچند به خاطر ضعف شديد اين بخش، رسانه ها كمتر سراغي از آن مي گرفتند، اما به هر حال لازم است كه فرصت بازبيني اين آثار براي كارشناسان فراهم مي شد تا بتوان به تحليلي جامع از ابعاد گوناگون جشنواره رسيد.
نكته عجيب ديگر، ممنوعيت ورود خبرنگاران به بازار فيلم است. در اين بخش از جشنواره كه مي توان آن را نوعي فروشگاه براي مؤسسات و كمپاني هاي داخلي و خارجي دانست، آثار سينمايي رد و بدل مي شود. اينكه چرا مسئولان اين بخش نمي خواهند خبرنگاران و منتقدان جشنواره در جريان متن امور آن قرار بگيرند جاي انتقاد و پرسش دارد.
در اين ميان، برگزاري همايشي به نام «هاليووديسم» يك طرح خوب و مناسب براي جريان سازي جشنواره در حوزه بين الملل است. در اين همايش دو روزه، گروهي از هنرمندان و فيلمسازان معترض جهاني سخنراني كردند و ابعاد پنهان و ناگفته سينماي هاليوود را گشودند. اما درباره اين همايش هم چند نكته گفتني است: اول اين كه برگزاري اين سخنراني ها در محل مركزي جشنواره با نمايش فيلم ها تداخل زماني پيدا كرد. اين مشكل باعث شد كه حاضران در مركز همايش هاي برج ميلاد، مجبور شوند بين تماشا و ارزيابي فيلم و استفاده از آن سخنراني ها يكي را انتخاب كنند. بنابراين از حجم استقبال منتقدان و نمايندگان رسانه ها از «هاليووديسم» اندكي كاسته شد.
نكته ديگر اين است كه اگر اين همايش با نمايش فيلم همراه مي شد، هم جذابيت آن را ارتقا مي داد و هم تاثيرگذاري اش را افزون مي كرد.
اي كاش همايش «هاليووديسم» به طور جداگانه در زماني كه نمايش فيلم نبود برگزار مي شد و با نمايش تصوير و تعامل بيشتر خبرنگاران با مهمانان اين بخش، بر غناي آن اضافه مي شد.
حيف و ميل
بيست و نهمين دوره جشنواره فيلم فجر با نمايش دو فيلم نااميدكننده كارش را آغاز كرد. «باد و مه» محمدعلي طالبي، بسيار خام دستانه و كسل كننده بود. از «مرگ كار و كسب من است» توقع چنداني نداشتيم، زيرا اميرحسين ثقفي كارگردان اين فيلم تنها 24 سال سن دارد.
اما انتخاب اين زبان و قالب براي اين هنرمند نوجو نگران كننده است. چون فيلم اول او يك سياه مشق از فيلم هاي جشنواره پسند غيرمردمي است. فيلم هايي كه تنها بودجه اي را مصرف مي كنند و چون نمي دانند در داخل كشور با هيچ استقبالي مواجه نمي شوند، مجبور به تن دادن به خواسته هاي جشنواره هاي بدخواه كشور ما مي شوند. اين يك راه بن بست است كه هم به فيلمساز لطمه مي زند، هم سينما و هم به مردم كشورمان.
فيلم «خانه امن است» به كارگرداني ناصر رفايي نمونه بارز هدر دادن يك موضوع خوب است. علاقه و تلاش نوجوانان براي حضور در جبهه، يك موضوع بسيار مهم در تاريخ ايران محسوب مي شود و پرداختن به آن در خوابگاه بچه هاي بي سرپرست مي توانست به ترسيم يك فيلم تكان دهنده تبديل شود. اما به نظر مي رسد كارگردان فيلم با جان و دل به اين موضوع نپرداخته، چون كه فيلمش هيچ گرما و تكاني ندارد. ساختار فيلم تراژدي است، اما پرداخت آن كمدي از آب درآمده، به خصوص پايان بندي فيلم كه كاملا از دست رفته است.
اين مسئله درباره «آينه هاي روبه روي» نگار آذربايجاني هم صادق است. در اين يكي هم فيلمساز بيشتر از اينكه به موضوع فيلم وفادار و معتمد باشد، چشمش به جوايز رنگارنگ جشنواره هاي خارجي بوده. به همين دليل هم برآيند كار او بيش از آن كه ملي و اجتماعي باشد، جشنواره اي و بيگانه پسند است. چون كارگردان طوري درام را ايجاد كرده كه موافق و هماهنگ با ادعاي غربي ها درباره نقض حقوق بشر در ايران است. به ويژه كه توجه و فوكوس فيلم روي زنان است. و اين كه افراد دو جنسه براي انجام عمل تغيير جنسيت در ايران دچار تنگنا هستند و وقتي به غرب مي روند، همه امور به خوبي و خوشي مي گذرد. و ديگر اين كه در ايران همه چيز خاكستري و سرد و خشن و غم بار است و در غرب، مهرباني و زيبايي و شادي! تجمع همه اين عناصر در يك فيلم كافي است تا جشنواره هاي دولتي غربي براي آن فرش قرمز پهن كنند.
براي دلخوشي جشنواره ها
خانم «نيكي كريمي» افتتاح گر بخش نوعي نگاه جشنواره بود و پيش بيني هاي ما را درباره اين بخش عيني كرد. فيلم «سوت پايان» اصلا ارزش نقد و بحث كردن ندارد. و اساساً براي مردم اين كشور ساخته نشده است. معلوم است خانم كريمي رگ خواب اين روزهاي جشنواره هاي خارجي را به خوبي مي داند. اعدام، قصاص، ظلم به زنان و مذهبي هاي ظالم، طوري كنار هم گذاشته شده اند كه حتماً هورا و كف و سوت آن ور آبي ها را در پي خواهد داشت. نكته جالب اين است كه در صحنه انتظار اجراي حكم قصاص، نواي اذان، آن هم به سبك و لهجه عربي آفريقايي پخش مي شود! يعني نيكي كريمي با اين تمهيد خواسته تا فضاي عقب مانده و تيره و تار كشورش را تشديد كند، بلكه كف و هوراي جشنواره هاي خارجي بيشتر شود و وزن جوايز آنها سنگين تر! دوستي گفت: حيف از شهاب حسيني كه در چنين فيلمي بازي كرد.
¤¤¤
جشنواره فيلم فجر در نخستين روزهايش هنوز به گرماي لازم نرسيده. غلبه همچنان با آثار جشنواره پسند و مردم گريز است. نام فيلم هاي خوب و گرمابخش، در روزهاي پاياني ثبت شده است. هر چند فردا هم- چهارشنبه- «33روز» جمال شورجه حال و هواي متفاوت به جشن سينمايي ما خواهد بخشيد و يخ جشنواره را خواهد شكست.