فجري ديگر (يادداشت روز)
فجري ديگر (يادداشت روز)
سرنگوني «حسني نامبارك» كه از قضا در 22 بهمن سالروز تاريخي انقلاب اسلامي ايران به نقطه نهايي رسيد رخداد مبارك و مسرت بخشي است كه اوج ديدگاه ها و تحليل هاي صاحبنظران و ناظران سياسي را به موج جديد بيداري اسلامي در منطقه و در ميان ملت هاي مسلمان و آزاديخواه معطوف كرده است.
رژيم كمپ ديويدي مصر در سه دهه گذشته مهم ترين متحد عربي رژيم جعلي صهيونيستي بوده و همواره در بزنگاه هاي حساس و سرنوشت ساز، ساز همراهي با مقامات تل آويو سر داده است. از دهها سال پيش كه نطفه نامشروع رژيم جعلي صهيونيستي بسته شد در سه دهه اخير آن- تقريباً نيمي از عمر رو به افول اسرائيل- مستمراً شريك جرمي به نام رژيم كمپ ديويدي قاهره از سياست هاي پليد و اقدامات سياه و مشمئز كننده صهيونيست ها حمايت و پشتيباني كرده است. نمونه بارز و اخير آن در جريان جنگ 22 روزه در غزه اتفاق افتاد. در حالي كه مقامات كودك كش رژيم صهيونيستي كلكسيوني از جنايات را در جنگ 22 روزه مرتكب شدند و دستشان به خون مردم مظلوم و بي گناه فلسطيني آغشته بود رژيم «نامبارك» در يك اقدام هماهنگ و ذلت بار با صهيونيست هاي غاصب به شناسايي و انهدام تونل هاي زيرزميني احداثي در منطقه «رفح» پرداخته و به سد و مانعي براي كمك به يك و نيم ميليون نفر ساكنان مظلوم و بي دفاع غزه تبديل شد.
به تعبير حقوقي، در نسل كشي آشكار صهيونيست ها در جنگ غزه كه حتي مدت ها قبل از آن و از ژوئن 2007 كه شهروندان غزه تحت محاصره همه جانبه رژيم صهيونيستي بودند؛ رژيم قاهره در تسهيل جنايات و تجاوزات ايفاي نقش كرده و «معاونت در جرم» را به دوش كشيد!
اينجا بود كه ايهود اولمرت- نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي- علي رغم جنايات و آدمكشي ها و كشتار انسان هاي مظلوم كه بيشتر آنها را كودكان و خردسالان تشكيل مي دادند گستاخانه و بي شرمانه سرش را بالا مي گرفت و ابرو در هم مي كشيد و از موضع طلبكارانه! اعلام مي كرد كه اين جنگ به درخواست اعراب عليه غزه و حماس به راه افتاده است!! و متأسفانه نه تنها حاكمان دست نشانده عرب واكنشي نشان نداده و تكذيب نكردند بلكه رژيم وابسته حسني نامبارك با اقدامات عملي خود بر صحت همدستي با صهيونيست ها مهر تأييد زد.
هم اكنون با سقوط ديكتاتور مصر بيش از همه رژيم صهيونيستي به وحشت و هراس افتاده است تا جايي كه حتي «ايهود باراك» وزير جنگ اين رژيم كه به رجزخواندن و لاف زدن شهره است عجزآلود سه روز پيش و قبل از نهايي شدن سرنگوني «نامبارك» اعتراف مي كند كه وقايع و رخدادهاي مصر، موجب ضعف و ترس اسرائيلي ها شده است.
اين ضعف آميخته به ترس و واهمه صهيونيست ها از سويي و بهم ريختگي و سردرگمي مقامات و سياستمداران آنها از سوي ديگر؛ حكايت از ضربه اي عميق و ضربه شست سهمگيني بر پيكره رژيم صهيونيستي دارد كه گويا سال ها كابوس اين رخداد را با خود داشته اند.
انگار اسرائيلي ها پس از پيروزي شكوهمند و الهام بخش انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن 57 تا 22 بهمن 89 همواره كابوس «انزوا و اسقاط» را به همراه داشته اند. از همين رهگذر است كه چند روز پيش كانال 10 رژيم صهيونيستي گزارش مي دهد: «تصاويري كه از تحولات مصر در رسانه هاي جهان پخش مي شود شباهت بسياري با تصاوير منتشره از انقلاب اسلامي ايران دارد و تحولات مصر ما را به ايران سال 1979 (بهمن 1357) مي برد.»
اين مسئله و چالش استراتژيك از ديد غربي ها و متحدين رژيم جعلي صهيونيستي نيز پنهان نمانده است و رسانه هاي آمريكايي و غربي دلهره و واهمه صهيونيست ها از تكرار انقلاب اسلامي ديگري در منطقه را سوژه گزارش ها، يادداشت ها و تحليل هاي خود قرار دادند.
از باب نمونه مي توان به گزارش تحليلي نشريه آلماني «دي سايت» اشاره كرد كه بي پرده مي نگارد: «اسرائيل از تكرار شدن انقلاب اسلامي ايران در مصر هراسناك است».
الهام پذيري از انقلاب اسلامي ايران و بيداري اسلامي در منطقه كه جلودار و علمدار آن جمهوري اسلامي است حقيقت انكارناپذيري است كه دشمنان را به هراس انداخته و در سوي مقابل آزاديخواهان و عدالت طلبان را اميدوار و مشتاق ساخته است. امروز تجربه گرانسنگ ايستادگي و مقاومت ايران اسلامي در مقابل طاغوت و در ادامه در برابر تمامي مستكبران و نظام سلطه دردسري اساسي و زخمي عميق براي زياده خواهان و در راس آنها رژيم متجاوز و غاصب صهيونيستي در پي داشته است. رصد اخبار و اظهارنظر شخصيت هاي مسلمان مصري نشان دهنده اين واقعيت غيرقابل خدشه است كه نگاه ها به انقلاب اسلامي ايران معطوف است و از آن الهام مي گيرند.
جالب است كه همين چند روز پيش و در جريان قيام ملت مصر هنگامي كه صحبت از انتقال قدرت از «نامبارك» به «عمر سليمان» معاون او به ميان مي آيد يك نماينده مجلس مصر (سعد عبود) در گفت وگو با شبكه العالم تصريح مي كند كه: «ما شاپور بختيار مصري نمي خواهيم.»
اين موضع توأم با بصيرت و كياست نشأت گرفته از عمق تأثيرگذاري انقلاب اسلامي ايران از شروع مبارزات تا به سرمنزل مقصود رسيدن است.
17 سپتامبر 1978 (26 شهريور 1357) هنگامي كه انور سادات خائن رئيس جمهور وقت مصر و «مناخيم بگين» نخست وزير جنايتكار رژيم صهيونيستي معاهده ننگين «كمپ ديويد» را با ميانجي گري كاخ سفيد و با حضور جيمي كارتر امضا كردند گمان نمي كردند و در مخيله تنگ و تاريك شان نمي گنجيد كه چند ماه بعد انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام راحل عظيم الشأن نقشه هاي شوم آنها را در قالب «دروغي به نام صلح و سازش» ناكام خواهد گذاشت.
اكنون پس از گذشت سه دهه از آن دوره، رژيم صهيونيستي در موقعيتي كاملاً متزلزل و شكننده قرار گرفته است.
اولاً؛ خواسته ملت مسلمان مصر همچنان كه بسياري از شخصيت هاي مبارز و سياسي و ديني اين كشور اعلام كردند اين است كه با شكل گيري دولت جديد مصر در وهله اول معاهده «كمپ ديويد» براي هميشه لغو شود. و اين يعني اينكه صهيونيست هاي جنايتكار و كودك كش ديگر نمي توانند به بهانه طرح صلح و سازش، حقوق حقه ملت هاي مسلمان بخصوص ملت فلسطين را وجه المصالحه قرار دهند.
ثانياً؛ معاهده ننگين كمپ ديويد كه به گواهي متن اين معاهده در راستاي «امنيت رژيم صهيونيستي» تنظيم شده است در شرايطي بر پيمان به اصطلاح صلح پا مي فشارد كه مسلمانان در فلسطين و لبنان همواره تجاوزات و جنايات صهيونيست ها را تجربه كرده اند. از همين روي؛ لغو كمپ ديويد به معناي زدودن جريان منافقين امت اسلامي و تحكيم و تقويت جبهه مقاومت است. اينجاست كه پروژه فريبكارانه عادي سازي روابط اعراب و اسرائيل و روند صلح دروغين خاورميانه به پايان راه خود مي رسد و نقشه هاي شيطاني صهيونيست ها نقش برآب مي شود.
ثالثاً؛ در شرايط نابسامان رژيم صهيونيستي كه سياستمداران و استراتژيست هاي آن دچار انفعال و استيصال شده اند در سوي مقابل جبهه مقاومت، به سوي قوت و قدرتي فزاينده در حركت است.
در عراق علي رغم تمام كارشكني هاي آمريكايي ها و صهيونيست ها، دولت نوري مالكي به قدرت و همسو با جبهه مقاومت تشكيل شده است.
در لبنان پس از اقدام هوشمندانه حزب الله در مقابل جريان 14 مارس و دسيسه دادگاه ترور رفيق حريري، امروز بيش از هر زماني «خط مقاومت» با محوريت «حزب الله» رو به جلو حركت مي كند و جريان انحرافي و آمريكايي 14 مارس در دولت نجيب ميقاتي جايي نخواهد داشت.
تركيه نيز كه زماني متحد رژيم صهيونيستي به شمار مي رفت امروز آشكارا مواضع و رويكردي اسراييل ستيزانه در پيش گرفته است و اين مسئله در خروجي سياست خارجي تركيه نمايان است به طوري كه پس از حمله رژيم صهيونيستي به نوار غزه و همينطور «ناوگان آزادي غزه» تنش و اصطكاك عميق ميان اسلامبول و تل آويو رو به افزايش است.
و بالاخره بايد به اين نكته كليدي اشاره كرد كه تحولات بنياديني كه در مصر اتفاق افتاده است و خيزش و انتفاضه اي كه در تونس، يمن، اردن و... به راه افتاده است و در سوي مقابل وضعيت وخامت بار و رو به افولي كه براي رژيم صهيونيستي به بار آمده است نشان دهنده فجر جديدي است كه در منطقه با قابليت جلوگيري از جولان صهيونيسم و به بركت بيداري اسلامي كه پيشقراول آن در سه دهه گذشته جمهوري اسلامي ايران بوده است به ثمر نشسته است و اين اتفاق بزرگ با صدور انقلاب اسلامي آنچنان نضج گرفته است كه شيخ نعيم قاسم معاون دبيركل عاشورايي حزب الله لبنان در شبكه تلويزيوني المنار اينچنين پرحرارت و لبريز از بصيرت روشنگري مي كند: «ما در منطقه شاهد آن هستيم كه خانه هاي پوشالي اي كه مستكبران ساخته اند در حال فرو ريختن هستند و افكار ديكتاتوري و شرورانه اي كه باعث بقاي اسراييل است در حال از بين رفتن است و ثابت شد كه «مقاومت» و «انقلاب» راهكار است».
حسام الدين برومند
بسم رب النور