دشوار يا ساده
پژمان كريمي
انقلاب اسلامي، نقطه پايان 2500 سال پادشاهي در سرزمين مان «ايران» بود.
اتفاقي كه مهر اسلام را بر آسمان ميهنمان برافروخت. قوانين الهي را بر ما حاكم كرد و بر اذهان و د ل ها، معرفت خداخواهي و عدالت طلبي و شور معنويت دميد.
انقلاب اسلامي، به هويتمان اشاره گر شد. به ما اعتمادبه نفس داد. ما را عزيز داشت و نزد دل هاي عدالت خواه، در فرامرزها محبوبمان كرد. انقلاب اسلامي مفتخرمان كرد و سبب ساز افتخارمان شد. انقلاب اسلامي مي رود كه به گفتمان قرن معاصر تبديل شود.
انقلاب اسلامي، راه و منزل رستگاري را، روشن، نمايان كرد. انقلاب اسلامي، بر پايه بصيرت شكل گرفت و بصيرتمان هديه داد. انقلاب اسلامي، نقطه كانوني اميد رهايي مظلومان عالم شد. الگويي شد به روز، رسا، مثال زدني!
اما «انقلاب اسلامي»، اين پديده شگرف، اين حادثه تاريخ ساز و اسطوره پرور، در عين بزرگي و صلابت، در عين يگانگي در طول تاريخ پس از صدر اسلام، در عين صلابت، در آينه هنر هفتم، در داخل مرزهاي ايران مظلوم است.
سينما، مؤثرترين ابزار هنري و فرهنگي است.سينماي ايران تا به چه اندازه خود را در برابر تاريخ و آرما ن ها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي مسئول ديده و مي بيند؟!در هر سال، انقلاب اسلامي57، چه سهمي در ميان توليدات سينمايي دارد؟!
سينما، چه قدر توانسته است، در انتقال و تبيين ارزشها و دستاوردهاي پديده بي نظير تاريخ سرزمينمان، نقش ايفا كند؟!
آيا ما مي توانيم، با جمع آوري مجموع توليدات سينمايي سه سال اخير نه، پنج سال اخير نه، ده سال اخير، در خصوص واقعه بهمن57، يك جشنواره كوچك- تكرار مي كنم- كوچك سينمايي برگزار كنيم؟!نمي گويم جشنواره اي از فيلم هاي بلند، نمي گويم جشنواره فيلم هاي حرفه اي و نمي گويم تنها جشنواره فيلم هاي 35ميلي متري! زياد زحمت نمي دهم، يك جشنواره در دو بخش فيلم هاي كوتاه و بلند!
روشن است كه با بضاعت فعلي، نمي توانيم جشنواره فيلم هاي انقلاب را برگزار كنيم. چون توليد كم بوده است.چون غفلت شده است! هم سينماگر و هم مسئول، هر دو غفلت كرده اند!
بر آن نيستم كه مي توان به زور هنرمندي را به كار در حوزه سينماي انقلاب واداشت. كاري هم كه سفارشي و با تشويق و وعده صورت گيرد، كار دل نيست و كارگر نيست!
نمي گويم مسئولي را مي توان به زور هشيار كرد. اما دست كم، مي توان فراخوان داد. استعدادهاي متعهد را كشف كرد، حمايت كرد، پرورش داد، راه پيش پاي شان گذاشت.هشيارشان كرد. خيلي دشوار است؟! بله، دشوار است. و بدتر از دشواري اين كه، فكر كنيم نبايد سراغ دشواري رفت! و وقتي به سوي دشواري نمي رويم، هدف مقدس و كارمقدس را به نفع غيرانقلابيون واگذار مي كنيم! و اين چه كار ساده اي است با چه پيامدهاي دشواري.!
بسم رب النور