وقتي پاسخها منفي است...!
پژمان كريمي
آيا هنرمند حق دارد واقعيت را آن گونه كه دوست دارد و نه به شكلي كه هست ببيند و تعبير و تفسير كند؟!
آيا هنرمند حق دارد با «ندانستگي» خود به تحليل پديده و حوادث و مفاهيم بنشيند؟!
آيا هنرمند حق دارد به جعل حقيقت مشغول شود؟!
پاسخ پرسشهاي بالا، منفي است!
هنرمند، كسي كه نام خود را هنرمند مي گذارد، مانند هر انسان طبيعي ديگري، بايد در برابر واقعيت گزارشگري صادق باشد. بايد تعبيرها و تفسيرها و تحليل هاي خود از دنياي پيراموني اش را بر مبناي امر واقع و حق صورت دهد. اگر همه تابع اين «بايد»ها باشيم، تنوع سليقه، متغيري جدي در زمينه تعدد و رنگارنگي نگاه ها و دريافت ها انگاشته نمي شود.
برآنم؛ اگر هنرمندي ندانستگي خود را نپذيرفت، زيربار حق نرفت، سليقه حب و بغض و نفسانيت خود را محور و مبناي هر نگاه و دريافت و تحليلي قرار داد، در اين صورت نه تنها مسئوليت انساني اش را در برابر واقعيت و حقيقت ادا نكرده، بلكه به مخاطب نيز جفا نموده است. مخاطبي كه «حق» دارد جز «حق» نشنود و نبيند. مخاطبي كه حق دارد جنس بنجل، حرف و حديث باطل و كالاي تقلبي دريافت نكند. و حق دارد جز در راه راست قدم نگذارد! در روزهاي اول و دوم و سوم جشنواره، چند فيلم به نمايش درآمد كه تنها آينه اي از «ندانستگي» و «سليقه» و «بغض» سازندگانشان معنا مي شود! آثاري كه با دنياي ما، با جامعه ما، با تاريخ ما و با هويت ما ناسازگار، ناهمگن و غيرمنطبق است. عاريتي و نااصل است! بنجل است! توهين و افتراست! چنين آثاري و ديدگاه پديدآورنده آن، آفت سينماي ايران تلقي مي شود. مانع بزرگي براي بلوغ انديشگي است. پرتگاهي براي واقعيت و حقيقت است. مسلخ صداقت و نمودار ناراستي است. اهانت بر مخاطبان است.
سينماگري كه متن دين را تحريف مي كند، جامعه ايراني را سياه جلوه مي دهد، ماهيت متدينين را دگرگون منعكس مي سازد، چرايي دفاع مقدس و آد م هاي آن را نفي و وارونه مي نمايد، آيا سينماگر واقع گرا، حق انديش، بصير و ارج گذارنده به پيشگاه مخاطب است؟!
آيا او كاري و اثري عالمانه ارائه كرده است؟ آيا مسئوليت هاي فردي و اجتماعي اش را - چنان كه دين و عقل و ضرورتهاي اجتماع به او تكليف و توصيه كرده- به درستي ادا نموده است؟!
پاسخ به اين پرسشها هم منفي است! مطمئناً تا زماني كه عناصري از بطن سينما چنين پرسش هايي را به اذهان متبادر كنند، بي ترديد اين سينماي، مصداق سينماي بلوغ يافته و بالنده به شمار نمي آيد! بي ترديد!
بسم رب النور