گفت: يكي از نمايندگان رد صلاحيت شده گفته است كه اگر گول چند تا نماينده افراطي را نمي خورديم به اين حال و روز نمي افتاديم.
گفتم: خب! تقصير خودش است، به قول شاعر؛
راه است و چاه و ديده بينا و آفتاب
تا آدمي نگاه كند پيش پاي خويش
گفت: همين نماينده گفته است كه اتحاديه اروپا در جريان تحصن به ما قول كمك داده بود ولي هيچ غلطي نكرد.
گفتم: شخصي ناگهان وسط خيابان ايستاد و به آسمان نگاه كرد، تعدادي از رهگذران هم كنجكاو شده و به آسمان خيره شدند و... در اين هنگام، شخص ديگري از راه رسيد و پرسيد؛ چه خبر شده؟ به او گفتند؛ نمي دانيم، اون آقابه آسمان خيره شده و ما هم كنجكاو شده ايم كه ببينيم چي شده؟ آن شخص به سراغ نفر اولي رفت و پرسيد آقا چي شده؟ و يارو گفت؛ هيچي، خون دماغ شدم، سرم را بالا گرفته بودم كه خون دماغم بند بياد.