باز هم مردم (يادداشت روز)

امريكايي ها معمولا پيش بيني كنندگان و برنامه ريزان خوبي نيستند، نه درباره دوستان و نه درباره دشمنانشان. بويژه مورد خاص ايران، از حيث امكان پيش بيني رفتار و تصميم هاي آن همواره براي امريكايي ها و دوستان آنها، يك فاجعه اطلاعاتي - تحليلي بوده است. مهم تر از اين، مجموعه طراحي هاي امريكا عليه ايران از آنجا كه همواره از پيش فرض هاي كاملا غلط و غير واقعي تغذيه كرده و بر ناشيانه ترين تحليل ها از محيط سياست ورزي و تصميم سازي داخل ايران استوار بوده، هرگز حتي به صورت نسبي توفيقي به دست نياورده است. اگر به ادبيات ضد ايراني در امريكا مراجعه كنيد -رسمي و غير رسمي- مجموعه اي از بازنگري هاي پي در پي تاكتيكي و استراتژيك را مي توان يافت كه هدف همه آنها اصلاح اشتباهات پيشين و جايگزين كردن آنها با الگوهايي جديدتر بوده كه بالاخره بتواند مسئله ايران را آنگونه كه مطلوب امريكاست حل كند. با اين حال اكنون پس از حدود 3 دهه به روشني مي توان ديد كه امريكايي ها هر روز بيشتر از روز قبل در مقابل مردم ايران ناتوان تر شده اند و راهي كه اين مردم مي روند از راهي كه امريكا به آنها توصيه مي كند فاصله اي عميق و معنادار گرفته است.
اين نوشته در مجال بسيار اندكي كه در اختيار دارد سعي خواهد كرد با الهام از حماسه اي كه مردم ايران ديروز آفريدند يكي از ريشه هاي اصلي اشتباه محاسبه هاي مكرر امريكا عليه ايران را بكاود و سپس نتيجه بگيرد شكاف عميق « نظريه-واقعيت» در دستگاه تصميم گيري استراتژيك امريكا عليه ايران -كه مصاديق فراوان دارد و آنچه در اينجا درباره آن بحث مي كنيم فقط يكي از مهم ترين آنهاست- علت العلل فراتر رفتن ايران از مرزها و حدود امكانات مهاركننده امريكاست.
حريف اصلي امريكا در ايران كيست؟ ادبيات ضد ايراني در امريكا، حتي در پيشرفته ترين انواع آن كه در سال هاي اخير توسط نومحافظه كاران متحد بوش توسعه داده شده، بلافاصله به اين سؤال اينگونه پاسخ مي دهد: «نظام سياسي». اين پاسخ غلط نيست ولي ناقص است و همين نقص است كه باعث مي شود نظام جهاني سلطه مواجهه خود با ايران را بر مباني اساسا ناصحيح استوار كند. امريكايي ها اين نكته را كه حريف اصلي آنها در ايران، نظام سياسي خاص آن با محوريت ولي فقيه عادل است كاملا درست فهميده اند منتها نكته اي كه عموما فراموش مي كنند -يا ترجيح مي دهند فراموش كنند- اين است كه اين نظام سياسي بخش بزرگي از نيرو و توان خود را از اراده مردمي مي گيرد كه در يك بازه زماني تقريبا طولاني به طور ميانگين هر سال يك بار آن را تاييد كرده اند و وفاداري خود به آرمان هايش را ابراز داشته اند و همين حالا هم بزرگترين پشتيبان آن محسوب مي شوند. دشمنان ايران تا امروز با توسل به انواعي از روش ها سعي كرده اند به جنگ اين حقيقت بروند اما اين حقيقت هر بار خود را به شكلي صريح تر به آنها نمايانده است.
نكته بسيار مهم تر اين است كه خوب اگر دقيق شويم حجم شكست هايي كه امريكا و دوستانش «مستقيما» از مردم ايران خورده اند به هيچ وجه كمتر از شكست هايي نيست كه دولت و حكومت ايران بر آنها تحميل كرده اند. امريكا از ابتداي انقلاب تا امروز همواره پيش از آنكه با حكومت مواجه باشد با مردم ايران رويارو بوده -اگرچه همواره سعي كرده اين امر را بپوشاند و خلاف آن را ادعا كند- و قبل ازاينكه از حكومت ديني درايران شكست بخورد از مردم ايران سيلي خورده است به گونه اي كه مي توان گفت حتي حكومت ديني و نظام ولايت فقيه هم چيزي جز بزرگترين سيلي كه نظام سلطه از مردم ايران خورده نيست.
سال 57 را در نظر بياوريد. در آن سال، مردم در پيروي از امام خود و بي آنكه هيچ نوعي از سازمان سياسي به معناي مدرن آنها را حمايت كند يا اساسا وجود داشته باشد، امريكا را شكست دادند. تشكيل نظام جمهوري اسلامي به رغم همه توطئه هاي سخت و نرم امريكا و بعد حمايت بي دريغ و جانفشاني ايثارگرانه مردم ايران در دفاع از آن در مقابل هجوم يكي از سگ هاي دست آموز غرب آن هم در مدتي قريب به يك دهه، شكست بعدي امريكا از مردم ايران بود. پس از جنگ دشمنان ايران اميد بستند كه تحولات اقتصادي و دگرگون شدن الگوي توليد و مصرف كالا و خدمات كه همزمان با دور شدن از فضاي سال هاي جنگ در حال وقوع بود، چارچوب هاي ارزشي حاكم بر انديشه و عمل سياسي مردم ايران را تغيير دهد و به تدريج به آنها بقبولاند كه براي «توسعه يافتن» بايد از فضاي انقلابي و حماسي خارج شوند. تفسير كاملا نادرست انتخابات دوم خرداد 76 به عنوان «راي عليه نظام»، غربي ها را عميقا فريب داد. پس از آن وقتي در انتخابات مجلس ششم نيروهاي متمايل به امريكا موفق شدند اكثريت مجلس را به دست بگيرند، پرده غفلت و خود فريبي امريكا فوق العاده ضخيم تر شد به گونه اي كه برخي از آنها در همان مقطع از عبارت «كار تمام است» براي توصيف وضعيت سياسي ايران استفاده كردند. اين شكل از تحليل درباره مناسبات دولت-ملت در ايران به تعريف پروژه اي انجاميد كه مي توان آن را «واسطه سازي ميان مردم و نظام» نام نهاد. آنچه امريكايي ها در ذهن داشتند اين بود حالا كه مردم ايران در مسيري كه ما مي خواهيم قرار گرفته اند بايد روند جدايي آنها از ارزش هاي انقلابي را به وسيله سازمان دادن آنها در قالب هايي كه اجازه بازگشت دوباره به انديشه انقلابي رابه آنها ندهد، تسريع كرد. ايده جامعه مدني، تفكيك اسلاميت از جمهوريت -به عنوان اسم مستعار جدا شدن مردم از نظام- و حالا شكل پيشرفته تر آن يعني تشكيل و گسترش سازمان هاي غير دولتي از دل چنين طرز تفكري بيرون آمد.
درست همين اثنا و در حالي كه غربي ها و دوستانشان در خلسه جدا شدن مردم از انقلاب فرو رفته بودند، دور دوم انتخابات شورا ها از راه رسيد و مردم تهران با حذف صد درصدي چهره هايي كه تا پيش از آن خود را پيروز بلامنازع صحنه تصور مي كردند نشان دادند كه نه فقط راه خود را از انقلاب جدا نكرده اند بلكه تحمل چند ساله آنها در مقابل ساختارشكنان چيزي غير از «صبر به اميد اصلاح» نبوده است. امريكايي ها در تفسير راي مردم تهران در انتخابات شوراها گفتند كه مشاركت كم علامت قهر مردم از كليت نظام سياسي است. سال بعد در انتخابات مجلس هفتم بيش از 50 درصد مردم ايران در انتخابات مجلس هفتم به صحنه آمدند و البته دوباره نتيجه هيچ شباهتي به آنچه غرب مي خواست نداشت. اين بار امريكايي ها و دوستانشان در مقابل ضربه غافلگير كننده اي كه از مردم ايران دريافت كرده بودند نغمه جديدي ساز كردند و از بهانه رد صلاحيت ها آويختند كه ما چون نبوديم راي نياورديم. دو سال بعد در انتخابات رياست جمهوري نهم هم مردم آمدند و هم خبري از رد صلاحيت ها نبود اما باز هم مردم ايران با شدت تمام دست رد بر سينه امريكا كوبيدند. پس از روي كار آمدن دولت نهم و در حالي كه ديگر همه مجاري بهانه جويي مسدود و بهانه آوردن بسيار دشوار شده بود، عملكرد موفق دولت در ايجاد ارتباط با مردم درد كشيده و محروم جايي براي تداوم پروژه «واسطه سازي ميان مردم و نظام» نگذاشت. اين پروژه كنار رفت و جاي آن را پروژه «مايوس كردن مردم از نظام» با استفاده از راهبرد «فشار از خارج و سياه نمايي در داخل» گرفت. با اين حال مردم در دوران مسئوليت دولت نهم چند بار ديگر امريكا را به مبارزه طلبيدند واز آن سربلند بيرون آمدند. در انتخابات خبرگان چهارم نصيب امريكا جز خشم و انگشت حسرت به دندان گزيدن نبود. دور سوم انتخابات شوراها نوعي دهن كجي آشكار به دشمن خارجي بود كه اميد داشت فشارهاي سياسي-اقتصادي اش مردم ايران را خسته و از نيروهاي سياسي معتقد به مقاومت و ايستادگي گريزان كرده باشد.
و پس از همه اينها جمعه 24 اسفند فرا رسيد. زماني كه مردم ايران تير خلاص را بر ذهن عليل دشمن توطئه گرشليك كردند و به امريكا نشان دادند كه همچنان در ايران با «مردم» طرف است پيش از آنكه نوبت به «حكومت» برسد و اين خود داستان بلندي است كه به زودي جزئيات آن را بازخواهيم گفت و شمه اي از آن را در همين شماره روزنامه آورده ايم.
مهدي محمدي

براي 5 دقيقه درحاشيه انتخابات

محسن حدادي
از ساعت هفت و نيم آمده بودند و جا گرفته بودند، جاگرفتني هم بود با وجود 100 نفر عكاس و فيلمبردار كه چندتايي خبرنگار هم براي اولين بار بهشان اضافه شده بود. عكاس ها در دو رديف و در فاصله يك متري با دو صندوق راي، فيلمبرداران هم علاوه بر آن جايگاه مرتفع و بالاي سرعكاس ها، تك و توك بين جماعت عكاس پخش شده بودند. خبرنگاران هم حضور داشتند. همه آماده بودند و خود را آماده مي كردند به جز فيلمبردار يكي از شبكه هاي يك كشور همسايه كه از لحظه كاشتن دوربين و سه پايه اش، دكمه ركورد را زده بود! بعضي ها روي جايگاه هم يك صندلي گذاشته بودند و رفته بودند بالاتر، همين شد كه به مدد شلوغي و لطف يكي از دوستان يك صندلي هم رفت زير پاي ما(!) خب معلوم است كه از اين بالا همه چيز بهتر ديده مي شود و اصولا هميشه بالاها، آب و هوا بهتر است. ضمناً توي اين اكيپ رسانه اي هفت نفر خانم هم حضور دارند، دوتايشان همراه فيلمبردارند، يكي شان عكاس است و باقي خبرنگارند. يكي دو عدد بوم صدابرداري هم در هوا مي چرخد!
¤¤¤
معناي مشاركت حداكثري را سرميز انتخابات مي توان به خوبي هضم كرد! علي القاعده بايد كمتر از 10 نفر پاي ميز بايستند، ناظران شوراي نگهبان و وزارت كشور و مسئولان اخذ راي و... ولي تا الان كه دوازده دقيقه از هشت گذشته است 17 نفر به صورت خيلي خيلي مهربان در سه متر و نيم طول ميز بلند انتخابات ايستاده اند! طبق اطلاعات واصله قرار است اين تعداد در دقايق بعد بيشتر شود. البته اين تيم اصلي، نيمكت ذخيره هم دارد كه پشت سر همين نفرات روي نيمكت ذخيره ها(!) نشسته اند. اينطوري پيش برود در لحظات پيش رو يا بايد فكري به حال ميز كرد يا اين كه نفرات اصلي تيم به علاوه، دوست و آشنا از پهلو به ميز بچسبند تا حداقل حجم كمتري را اشغال كنند.
¤¤¤
بعضي عكاس ها چشم از دوربين برداشته اند و دارند سر به سر هم مي گذارند و بيشتر خارجي ها را دست مي اندازند، خارجي جماعت كه شوخي نمي فهمد يعني چي؟! تازه شوخي كه نمي فهمد هيچ، زبان هم حاليش نمي شود تا از غش و ضعف هاي عكاس ها و نگاه هايشان، سر در بياورد. تنها به زور با چشم هايي مست دانستن و گنگ از فهميدن لبخند مي زنند، زوري! به خاطر همين يكي دو بار دسته جمعي چند تا از خارجي ها را گذاشتن سركار. هماهنگ كردند و يك دفعه گفتند، آمد! و ژست عكاسي گرفتند. آنها هم طفلي ها با تمام سرعت آماده شدند كه...
¤¤¤
حالا خوب است همه مي دانند از مركز پرده هاي آبي، لحظه شيفتگي جماعت رقم مي خورد اما وقتي يكي از فيلمبردارها از محافظ روي جايگاه پرسيد «ورود از روبروست؟» دوست محافظمان برگشت و گفت: ان شاءالله! نهايت حفاظت اطلاعات است اين كلمه انشاءالله! عكاس ها هم دارند براي دوربين شماره يك سازمان، خط و نشان مي كشند كه اگر بيايي جلوي ما، داد مي زنيم! كه مسئول هميشه خوش اخلاق و دوست داشتني هماهنگي عكاسان و خبرنگاران مي آيد و قول مساعد مي دهد «همه چي حل است»!
¤¤¤
يكي از پيرعكاس هاي جمعيت معركه گرفته كه «آقا بياد، اينجا واي مي ايسته، بعد به همه مون نگاه مي كنه، خسته نباشيد مي گه، مي ره اونجا...» آخر جماعت عكاس ديگر خوب نظم و دقت صاحب خانه را مي دانند. 18:8 دقيقه است و عكاس ها جيك نمي زنند! از بي تحركي مسئولان تشريفات بو برده اند كه ... حتي نفس هم نمي كشند، سر وكله را چسبانده اند به چشمي دوربين و تكان نمي خورند. ال.سي.دي دوربين ها درست نقطه مركزي پرده هاي آبي حسينيه را نشانه رفته اند كه آقا قرار است از ميان اين پرده ها چهره گشايند و صبح جمعه عاشقي موعود را برايمان تبرك كنند.
¤¤¤
8.20 دقيقه بود كه پرده هاي آبي حسينيه بي قرار شدند و آقا در قاب تصوير چشم هاي ما جا گرفت و صداي صلوات بر نازنين دردانه آفرينش حتي خارجي ها را هم به وجد آورد تا زمزمه جمع را همراهي كنند.
ساقي بيا كه يار ز رخ پرده بر گرفت
كار چراغ خلوتيان باز در گرفت...
¤¤¤
هنوز از پرده ها فاصله نگرفته بودند كه شناسنامه و كارت ملي شان را بيرون آوردند و رفتند سمت ميز شلوغ انتخابات، ميز كه نه اتوبوس خط انقلاب- آزادي؛ از فشار جمعيت داشت منفجر مي شد. آقا مجتبي- يكي از پسران حضرت آقا- هم از انتهاي پرده به صف ميز انتخابات اضافه شد. آقا روبروي جماعت مسئول(!) يك به يك سلام و عليكي كردند و رسيدند به ناظران و مسئولان. سه عدد خودكار آبي با روپوش زرد رنگ، دو عدد مهر يكي سبز و يكي آبي و دو دفترچه تعرفه به همراه لپ تاپي براي چك كردن كد ملي، دارايي اين ميز بلندبالاست. حالا كسي نيست بپرسد اين همه جمعيت پشت ميز با آن تيم ذخيره كه حالا همه برخاسته اند و غرق تماشاي رهبرند، قرار است چه بكنند، عاشقي كه سؤال و جواب ندارد...
¤¤¤
شناسنامه و كارت ملي را كه هر دو عكسي از دوران رياست جمهوري- همان زمان كه محاسن مشكي بر چهره شان دلبري مي كرد- بر سينه دارند، تحويل دادند و آرام آرام آمدند سمت عكاساني كه يك لحظه هم آرام و قرار نداشتند، جابه جا شدن رفقاي عكاس در محيطي به عرض چند سانتي متر و طول قد خودشان، داستاني تصويري بود كه در مهندسي واژگان نمي گنجد! اين آمدن و لبخند و سلام و عليك با عكاسان از همان لحظاتي است كه عكاس جماعت سالها برايش استخوان تركانده و الان هم سر و دست مي شكند و برايش بويژه كه جا نباشد و مجبور باشي از همان يك نقطه اي كه ايستاده اي تا مي تواني عكس بگيري!
¤¤¤
برگه هاي تاشده رأي از بين دستان حضرت آقا و با زمزمه هايي بر لب يكي يكي مي افتند در صندوق هاي رأي؛ آن هم با ذكر صلوات و چريك چريك ممتد عكاسان. صداي صلوات كه محو شد، يك نفر ميكروفن به دست و ايستاده جلوي عكاسان عرض سلامي كرد و از رهبر توصيه اي خواست كه بعد از شنيدن آن بسم الله پرطنين و پرنفس اينگونه شد:
«بعضي از ايام زندگي خصوصيت اين را دارد كه انسان سرنوشت بخشي از زندگي را در آن تغيير دهد، اگر بخواهيم تشبيه كنيم مثل ليله القدر است كه هر سال براي انسان سرنوشت ساز است، هنگام انتخابات هم براي يك ملت و براي يك دوره و برهه اي سرنوشت ساز است...» بعد هم ضمن توصيه به حضور مردم براي تعيين تكليف تقنين در چهار سال آينده، ادامه دادند: «كار رأي را به آخر وقت نگذارند؛ خيرالخير ما كان عاجله... بهترين كارهاي خير، كار خيري است كه بهنگام انجام بگيرد.» و توصيه اي هم براي استفاده از همه حق انتخاب داشتند. شاهسون، خبرنگار واحد مركزي خبر كه نگاه مستقيم حضرت آقا برايش خيلي سنگين بود و چهره اش كم كم داشت بدون روح مي شد، گفت: خيلي ممنون! آقا هم به همه حضار نگاهي كردند و گفتند: انشاءالله موفق و مؤيد باشيد، هم شما و هم آقايان و خانم ها...
¤¤¤
بازگشت آقا به سمت ميز انتخابات براي پس گرفتن شناسنامه و امضاي برگه هاي انتخاباتي، عكاسان را دوباره به وجد آورد، اصلاً تمام مزه عكس هاي انتخاباتي آقا، همين حركت و تفاوت در قالب عكس هاي شكار شده است. غوغايي است بين عكاس ها و اصلاً كسي به صفحه دوربين ديجيتالش نگاه نمي كند، چشم چسبانده اند و انگشت از روي شاتر برنمي دارند. فريم به فريم ثبت مي كنند براي آن 13-12 تا عكسي كه مي خواهند به آژانس خبري شان تحويل دهند.
«امضاء كنم؟» آقا اين جمله را گفتند و با يكي از همان خودكارهاي زردي كه آبي مي نوشت، تعرفه ها را امضاء كردند و شناسنامه و كارت ملي را گرفتند و رفتند سمت پرده هاي آبي... پرده ها كه كنار رفت، آقا برگشتند سمت عكاسان و فيلمبرداران و به نشان تشكر، خداحافظي كردند با همان شناسنامه اي كه در دست داشتند... ساعت هشت و 25 دقيقه بود و ما تمام اين شيريني هاي ماندگار در كنج دنج «ذهن و چشم و دلمان» را در پنج دقيقه حس كرديم!
دل از من برد و روي از من نهان كرد...
¤¤¤
همين كه آقا در تكان پرده هاي آبي غيب شدند، ميز انتخابات شلوغ شد، اول با كمي احتياط و بعد بدون احتياط! اول بزرگترهاي دفتر و حفاظت و بعد باقي بچه هاي اجرايي و حاضر در بيت... در عرض چند دقيقه بيست و چند شناسنامه كه به سختي مي شد شمارشش كرد، منظم رديف شدند جلوي مسئول ثبت همراه با كارت ملي البته...
يكي از فيلمبرداران همينطور كه داشت وسايلش را جمع مي كرد به همكارش مي گفت: در كشورهاي عربي هنگام انتخابات، برخي مسئولين صبر مي كنند تا ببينند مردم به چه ليستي راي مي دهند و اگر برخلاف نظر آنها بود وسط روز پاي صندوق هاي راي مي روند تا مردم را به آن حزب و گروهي كه خود مي خواهند، هدايت كنند اما در ايران از آنجا كه مسئولين به راي ملت احترام مي گذارند در همان دقايق اوليه پاي صندوق راي حاضر مي شوند و بعد هم هر كسي راي آورد برايشان منتخب مردم است. فيلمبردار اهل چك هم كه صبح زود با هماهنگي ضربتي بچه هاي بيت خودش را به حسينيه رسانده بود و از حضورش در مراسم خيلي خوشحال بود، موقع خروج به مترجم همراه خبرنگاران كه پرسيده بود راحت آمدي داخل؟ مي گفت: خيلي خوب، خيلي!
¤¤¤
ساعت چند دقيقه از 9 صبح گذشته است كه با شيريني گل محمدي كنجدي و يك ليوان شير كاكائو با گليم هاي باصفا حسينيه امام خميني(ره) خداحافظي مي كنم و در فكر «ليل النهار قدر» خود هستم كه ديدمش...

از شما بعيد بود !

از شما بعيد بود !

نويسنده: حسين شريعتمداري


«آقاي مهندس موسوي درباره مقاله اخير يكي از روزنامه ها- كيهان- در ارتباط با سخنان اخير آقاي محتشمي پور تصريح كردند كه گفته هاي آقاي محتشمي پور درباره نظريه امام(ره) پيرامون نهضت آزادي درست است و تاكيد كردند براين كه ايشان نيز در اين جلسه كه امام نظر خود را در مورد نهضت آزادي مطرح كردند، حضور داشته اند و شاهدي بر سخنراني اخير آقاي محتشمي پور آوردند و صحت آن را تاييد كردند»!
    مطلب فوق را آقاي علي محمد حاضري كه دوم خردادي ها از ايشان با عنوان «دبيركل انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه ها»!! ياد مي كنند روز يكشنبه 5 اسفندماه در گفت وگو با ايسنا مطرح كرده بود تا به زعم مدعيان اصلاحات پاسخي به يادداشت كيهان داده باشند و حال آن كه كيهان در يادداشت 86.12.1 با عنوان «يك تعجب و يك تاسف» با ارائه اسناد غيرقابل ترديد از صحيفه امام(ره) به وضوح نشان داده بود كه آقاي محتشمي پور سخنان حضرت امام(ره) را به نفع گروه نهضت آزادي تحريف كرده است ولي در اظهارات منسوب به آقاي مهندس موسوي به گونه اي مبهم و بدون ارائه كمترين دليل و سندي، از تحريف سخنان امام راحل(ره) توسط آقاي محتشمي پور حمايت شده است! اين نقل قول مشكوك به اندازه اي سخيف و دم دستي بود كه روزنامه هاي اصلي مدعي اصلاحات براي حفظ آبرو و حيثيت حرفه اي خود از چاپ آن خودداري كردند و قرار شد تنها يكي از روزنامه هاي كم اهميت جبهه موسوم به اصلاحات آن را چاپ كند، با اين هدف كه چند روز بعد با استناد به اين مطلب دم دستي بتوانند بر رسوايي حاصل از تحريف آشكار كلام حضرت امام(ره) توسط آقاي محتشمي پور سرپوش بگذارند. كيهان كه از اين ماجرا باخبر شده بود ترجيح داد منتظر فاز بعدي اين ترفند بماند و اكنون كه برخي ديگر از سايت ها و نشريات مدعي اصلاحات فاز دوم ترفند يادشده را آغاز كرده و به آنچه از قول مهندس موسوي نقل شده استناد كرده اند، چاره اي جز پرداختن به اين ترفند باقي نمي ماند و بايد گفت؛
    1- جناب آقاي مهندس موسوي اگرچه طي 10 سال گذشته در مقابل انبوه بي حرمتي هاي مدعيان اصلاحات به ارزش هاي اسلام، انقلاب و اهانت به ساحت مقدس حضرت امام(ره) سكوت غيرقابل توجيهي داشته است ولي گمان نمي رفت و نمي رود كه خود ايشان نيز به جماعت تحريف كنندگان كلام حضرت امام(ره) بپيوندند! و مخصوصاً از تحريفي حمايت كنند كه به نفع نهضت آزادي -يعني گروهي كه به قول حضرت امام(ره) در خط آمريكاست- صورت گرفته است. اما، متاسفانه آقاي مهندس موسوي برخلاف آنچه انتظار مي رفت و كيهان نيز منتظر آن بود نه فقط اظهاراتي كه به وي نسبت داده شده را تكذيب نكرده اند بلكه با سكوت خود زمينه بهره برداري بيشتر از آن را نيز فراهم آورده است. بنابراين ضمن آن كه هنوز هم احتمال دروغ پردازي دوم خردادي ها از قول ايشان را منتفي نمي دانيم، ولي جايگاه حضرت امام(ره) و رهنمودهاي صريح آن بزرگوار عظيم تر و مقدس تر از آن است كه تحريف سخنان حضرتش قابل تحمل باشد.
    2- آقاي محتشمي پور در اظهارات خود، به تطهير نهضت آزادي پرداخته و اين تطهير را به حضرت امام(ره) نسبت داده است و حال آن كه ادعاي ايشان- و ادعاي آقاي مهندس موسوي كه از اين تحريف حمايت كرده است- با سخن صريح و مكتوب امام راحل(ره) درباره نهضت آزادي تضاد كامل دارد و از قضا -كه باعث عبرت نيز هست- كلام مكتوب و صريح حضرت امام(ره) پيرامون عدم صلاحيت نهضت آزادي در پاسخ به نامه خود آقاي محتشمي پور -هنگامي كه وزير كشور بود- نوشته شده و هر دو نامه -نامه محتشمي پور و پاسخ حضرت امام(ره)- نيز در جلد 20 صحيفه امام(ره) موجود است. بنابراين بايد از آقاي مهندس موسوي پرسيد حضرتعالي براساس كدام دليل و سندي از تحريف كلام امام توسط آقاي محتشمي پور حمايت مي فرمائيد؟!
    به اين بخش از يادداشت كيهان 86.12.1 در باره تحريف مورد اشاره توجه كنيد:
    آقاي محتشمي پور هنگامي كه وزير كشور بود -بهمن ماه 1366- طي نامه اي خطاب به حضرت امام(ره) مي نويسد «نهضت آزادي پس از استعفا و بركناري دولت موقت پيوسته در جهت اعلام مخالفت با دولت جمهوري اسلامي، مجلس شوراي اسلامي و حتي قوه قضاييه و مغشوش كردن اذهان بوده است. مسئولين نهضت آزادي با سمپاشي هاي خود نسبت به سياست هاي دولت، دفاع مقدس و جنگ، مسئله برائت از مشركين و فاجعه خونين مكه مكرمه، جهاد مالي و تصميمات شوراي عالي پشتيباني جنگ و بالاخره فرمايشات اخير حضرت امام -روحي فداه- راجع به حكومت و ولايت مطلقه، در جهت مبارزه و تضعيف نظام جمهوري اسلامي گام برداشته اند.»
    آقاي محتشمي پور در ادامه نامه خود درباره صلاحيت نهضت آزادي براي شركت در انتخابات مجلس شوراي اسلامي، از حضرت امام(ره) كسب تكليف مي كند. صحيفه امام، جلد20 ص479
    همانگونه كه ملاحظه مي كنيد، آقاي محتشمي پور، خود در نامه ياد شده بر مخالفت نهضت آزادي با جمهوري اسلامي، ولايت فقيه و... تاكيد ورزيده است.
    و اما، حضرت امام(ره) در پاسخ به نامه آقاي محتشمي پور -كه اين نامه نيز در صحيفه امام(ره) موجود و مكتوب است- برعدم صلاحيت نهضت آزادي تاكيد ورزيده و مي فرمايند؛
    «پرونده اين نهضت و همين طور عملكرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت مي دهد كه نهضت به اصطلاح آزادي طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكا است، و در اين باره از هيچ كوششي فروگذار نكرده است، و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است كه شايد آمريكاي جهانخوار را، كه هرچه بدبختي ملت مظلوم ايران و ساير ملت هاي تحت سلطه او دارند از ستمكاري اوست، بهتر از شوروي ملحد مي دانند و اين از اشتباهات آنها است.
    در هر صورت، به حسب اين پرونده هاي قطور و نيز ملاقات هاي مكرر اعضاي نهضت، چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمريكا و به حسب آنچه من مشاهده كردم از انحرافات آنها، كه اگر خداي متعال عنايت نفرموده بود و مدتي در حكومت موقت باقي مانده بودند ملت هاي مظلوم بويژه ملت عزيز ما اكنون در زير چنگال آمريكا و مستشاران او دست و پا مي زدند و اسلام عزيز چنان سيلي از اين ستمكاران مي خورد كه قرن ها سربلند نمي كرد، و به حسب امور بسيار ديگر، نهضت به اصطلاح آزادي صلاحيت براي هيچ امري از امور دولتي يا قانونگذاري يا قضايي را ندارند، و ضرر آنها، به اعتبار آنكه متظاهر به اسلام هستند و با اين حربه جوانان عزيز ما را منحرف خواهند كرد و نيز با دخالت بي مورد در تفسير قرآن كريم و احاديث شريفه و تاويل هاي جاهلانه موجب فساد عظيم ممكن است بشوند، از ضرر گروهك هاي ديگر، حتي منافقين اين فرزندان عزيز مهندس بازرگان، بيشتر و بالاتر است...
    نتيجه آنكه نهضت به اصلاح آزادي و افراد آن چون موجب گمراهي بسياري از كساني كه بي اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مي گردند، بايد با آنها برخورد قاطعانه شود، و نبايد رسميت داشته باشند.» صحيفه امام(ره) جلد20 ص481
    خب! جناب آقاي مهندس موسوي! حالاچه مي فرمائيد؟! باز هم معتقديد كه سخن آقاي محتشمي پور درباره تطهير نهضت آزادي كه به حضرت امام نسبت داده شده است صحت دارد؟! حضرت امام(ره) با صراحت مي فرمايند؛
    «پرونده اين نهضت و همين طور عملكرد آن در دولت موقت اول انقلاب شهادت مي دهد كه نهضت به اصطلاح آزادي طرفدار جدي وابستگي كشور ايران به آمريكا است»
    بنابراين در حالي كه حضرت امام(ره) از همان ابتدا يعني اوايل انقلاب چنين نظري درباره نهضت آزادي داشته اند چگونه در جلسه ديگري -به قول شما و آقاي محتشمي پور- از اين گروه منحرف حمايت كرده اند؟! بايد هزاران بار به روح مطهر حضرت امام(ره) درود فرستاد كه از قبل درباره احتمال تلاش عده اي براي تحريف سخنان ايشان و يا نسبت دادن برخي از مطالب بي اساس به آن بزرگوار هشدار داده و در وصيت نامه سياسي الهي خويش تاكيد ورزيده بودند؛
    «اكنون كه من حاضرم، بعضي نسبت هاي بي واقعيت به من داده مي شود و ممكن است پس از من در حجم آن افزوده شود، لهذا عرض مي كنم آنچه به من نسبت داده شده يا مي شود مورد تصديق نيست، مگر آن كه صداي من يا خط و امضاي من باشد، با تصديق كارشناسان و يا در سيماي جمهوري اسلامي چيزي گفته باشم.» صحيفه امام (ره) جلد 21، ص 154
    حالابه اظهارات حضرت امام(ره) در يك جلسه -آنهم نه از قول آقاي محتشمي پور- بلكه از قول امام راحل (ره) توجه فرمائيد؛ حضرت امام(ره) از جلسه اي سخن مي گويند كه اعضاي نهضت آزادي با پيشنهاد انحلال مجلس خبرگان نزد ايشان رفته بودند. بخوانيد؛
    «قضيه طرح آنكه مجلس خبرگان منحل بشود كه در زمان دولت موقت اين طرح شد و بعد هم معلوم شد كه اساسش از اميرانتظام بوده و آن مسائل. آن وقت آمدند آقايان پيش ما، همه اين آقاياني كه آقاي بازرگان و رفقايش گفتند: ما خيال داريم اين مجلس را منحلش كنيم. من گفتم شما چكاره هستيد اصلش كه مي خواهيد اين كار را بكنيد. شما چه سمتي داريد كه بتوانيد مجلس را منحل كنيد؟ پاشويد برويد سراغ كارتان. وقتي ديدند محكم است مسئله كنار رفتند...» صحيفه امام(ره) جلد14 ص438
    آقاي مهندس موسوي! آيا باز هم مي توان ادعا كرد آقاي محتشمي پور راست مي گويد!؟ و آيا هنوز هم اصرار داريد مانند آقاي محتشمي پور نهضت آزادي را از قول امام(ره) تطهير كنيد؟!
    3- نگارنده سال هاست كه با ترفندهاي مدعيان اصلاحات آشنايي دارد و اين احتمال را بسيار قوي مي داند كه اين جماعت سخن آقاي مهندس موسوي را تحريف كرده باشند. اين احتمال با توجه به چگونگي نقل قول از آقاي مهندس موسوي كه بسيار مبهم و گنگ است، قوت بيشتري پيدا مي كند و البته از كساني كه آشكارا كلام مبارك و مستند و مكتوب حضرت امام(ره) را تحريف مي كنند چه انتظاري هست كه سخن مهندس موسوي را تحريف نكرده باشند؟! اكنون نوبت آقاي مهندس موسوي است كه اظهارات نسبت داده شده به خود را تكذيب كند تا در گناه نابخشودني تحريف كلام حضرت امام(ره) دخالت نكرده باشد.
    
 روزنامه كيهان، شماره 19036 به تاريخ 13/12/86، صفحه 2