درباره ما

بسم رب النور

روزنامه کیهان ستون خیمه رسانه ای انقلاب است . مطالعه تاریخ انقلاب در دو دهه 70 و 80 بدون مطالعه اخبار و تحلیل های این روزنامه راه به جایی نمی برد . 
بی آن که حاشیه رویم باید بگوئیم که در این وبلاگ دوستان می توانند به آرشیوی از تحلیل ها و مقالات مندرج در روزنامه کیهان با دسته بندی نام نویسندگان دسترسی داشته باشند . تذکر این نکته نیز ضروری است که منظور از کیهانی ها این نیست که همه نویسنده ها امروز نیز در این روزنامه مشغول به فعالیت بوده و نویسنده این روزنامه محسوب می شوند بلکه تعدادی از این نویسندگان امروز در کیهان نیستند و شاید برخلاف نظر و عمل دیروز خود قلم می زنند و از این رو انتشار مقالات پیشین آنان در کیهان به منزله تائید نوشته ها و گفته های امروز آنان نیست . گفتنی است برخی از نویسندگان نیز فقط نوشته های خود را به این روزنامه ارسال می کنند و عضو تحریریه کیهان نیستند و از این رو اطلاق عنوان نویسنده از روی تسامح بوده و فقط نشاندهنده این است که از این اشخاص بیش از 10مقاله در کیهان منتشر شده است . 
تذکر دیگر این که این وبلاگ هیچ گونه وابستگی به مدیریت روزنامه کیهان نداشته و صرفا بر اساس علاقه شخصی یک خبرنگار شکل گرفته است . 
و تاکید مجدد آن که این وبلاگ فقط آرشیوی از مقالات منتشر شده در کیهان می باشد . عقاید سیاسی و عقیدتی برخی از نویسندگان هرگز مورد تائید نیست . 

چشم هاى باز و بسته

ایران روز گذشته آمادگی خود را برای ورود به فاز جدید مذاکرات با گروه 6  اعلام کرد. بیانیه ایران که پیش تر گفته شده بود به زودی منتشر خواهد شد نقشه راهی را ترسیم می کند که از دید ایران توصیف کننده مبانی مذاکرات آتی است. پیش از اینکه به شرح مختصری از این مبانی بپردازیم لازم است توضیح داده شود که چرا در یک فضای مذاکراتی جدید قرار داریم و مشخصات فاز جدید چیست ؟

گروه ۶ حدود 9 ماه قبل مذاکرات خود با ایران را به این دلیل که اعضای آن درباره اتخاذ یک استراتژی واحد در مقابل ایران توافق نداشتند تعطیل کرد. اختلافات گروه در آن ایام چنان بالا گرفته بود که رسانه های غربی هم به کنایه آن را گروه 3+3 می نامیدند تا تاکید کرده باشند که این گروه عملا به دو بلوک کاملا مجزا تجزیه شده است. منشا اصلی اختلاف در گروه 6 به طور تاریخی این بوده است که کشورهایی مانند روسیه، چین و آلمان هواره معتقد بوده اند می توان و باید به دیپلماسی زمان داد و مسئله ایران از طریق گفت وگو بهتر حل می شود تا از طریق تهدید و تحریم. ضمنا این کشورها خط قرمز خود را ایران هسته ای به معنای ایران صاحب سلاح هسته ای قرار داده بودند نه ایران هسته ای به معنای کشوری که ولو در ابعاد صنعتی غنی سازی می کند. نتیجه این تحلیل خاص از مفهوم ایران هسته ای این بود که این کشورها عقیده داشتند می توان غنی سازی داخل ایران را تحت شرایطی پذیرفت، بویژه اگر روشن شده باشد که امکان واداشتن ایران به تعلیق همیشگی غنی سازی از طریق اعمال فشار وجود ندارد. به تعبیر دیگر، این کشورها عقیده داشتند برای بازداشتن ایران از غنی سازی اورانیوم فقط تا حد معینی می توان هزینه داد و مثلا در مسیر اعمال تحریم ها پیش رفت و اگر روشن شود که بازداشتن ایران به «دیوانگی» یا «تحمل هزینه » فوق العاده بالا  نیاز دارد برای غرب بهتر آن است که ایران هسته ای را بپذیرد تا اینکه به استراتژی تشدید فشار اصرار بورزد. در مقابل 3 کشور فرانسه، انگلیس و امریکا معتقد بودند -یا لاقل به ظاهر اینگونه وانمود می کردند- که برای جلوگیری از ظهور ایران هسته ای هر مقدار هزینه که لازم باشد باید پرداخت و برای تشدید فشار بر ایران هیچ سقفی نمی توان قائل شد. ضمنا تحلیل این کشورها که در مواردی به فضای آشکار رسانه ای هم راه می یافت این بود که غنی سازی درایران مساوی ساخت سلاح هسته ای است و به هیچ شکلی نمی توان مفهومی از ایران هسته ای را تصور کرد که شامل غنی سازی باشد اما خطر اشاعه در بر نداشته باشد.

ادامه نوشته

ثروت فراموش شده

همین که نام «ثروت» به میان می آید؛ هر ایرانی در نخستین تورق ذهنی، چاه های مشتعل و بشکه های سیاهی را بر زبان جاری می کند به نام «نفت»که گویی قرار بوده زمانی به سفره های ما هم برسد که بماند! می خواهم بگویم کمتر کسی پیدا می شود که در ردیف کلمات مترادف و هم خانواده - دوران ابتدایی یادش به خیر - با «ثروت» کلماتی مانند فرهنگ و هنر و یا در نگاهی جزئی تر به «رمان» و یا «شعر» اشاره کند. البته به قاعده کلی «از ماست که بر ماست» این اتفاق بی دلیل هم نیست. اگر روزنامه نگاران ما نگاهی هم طراز به حوزه های سیاسی و فرهنگی داشتند - نمی گوییم نگاه بالاتر و والاتر که خدایش بیامرزد! - و در چینش مطالب و درخواست ستون ها و صفحات و انتخاب افراد همان دقتی که صرف سیاسی نویسی و سیاسی خواهی می شد برای فرهنگ هم بود، امروز وضع کشور «این» نبود. جناب سعدی که در کنار ما نشسته ، می فرماید:
    تدبیر صواب از دل خوش باید جست
    سرمایه ی عافیت کفافست نخست
    شمشیر قوی نیاید از بازوی سست
    یعنی ز دل شکسته تدبیر درست
    نویسنده در همین زمینه خاطر نشان می کند: ولایت پذیری ما هم لنگ می زند و حتی عرضه جویدن لقمه های آماده را هم نداریم؛ وقتی تابستان گذشته رهبر حکیم انقلاب در تعبیری نو از شعر به عنوان «ثروتی ملی» نام بردند، هرگز فکر نمی کردم تا این حد نسبت به این تعبیر و استعاره بدیع کم توجهی شود؛ به حدی که حتی وجود چنین ترکیبی در میان گفتار و رفتار عامه مردم هم ورود پیدا نکند. بعله! حتما الان دارید با خود می گویید وظیفه صداوسیما بوده و... اگر روزگاری در همین صفحه نسل سوم همه چیز یافت می شد جز شعر، چه علتی داشت؟ و البته یادمان نمی رود که در کشور فقط صداوسیما مسئول رشد فرهنگی مردم نیست اگرچه بهترین و مهمترین نهاد تاثیرگذار فرهنگی هست، پس راه را گم نکنیم. خلاصه که امروز جان مان را در هوای سعدی شیراز تازه می کنیم و خود و شما را به تورق و تفکر در بوستان و گلستان پرنفس و بانشاط این حکیم عارف دعوت می کنیم که فرمود:
    آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشست
    پنداشت که مهلتی و تاخیری هست
    گو میخ مزن که خیمه می باید کند
    گو رخت منه که بار می باید بست
    حالاکه کمی به این ثروت ملی پرداخته ایم بد نیست مژده بدهم که امسال حداقل در هر فصل یک ویژه نامه شعر خواهیم داشت؛ آن هم به مدد ارسال شعرهایتان که سفره صفحه ما برای شما گسترده می شود. آقای رازی با شما هم هستم ها! به هر حال اخلاق و منش مثال زدنی ایرانی در طول تاریخ از رهگذر همین شعر و ادب پارسی بوده است و می تواند امروز هم راهگشای برخی بداخلاقی ها و کج رفتاری ها باشد.
    نکته دیگر آغاز اردیبهشت است و فصل رویش فرهنگ در بزرگترین جشنواره فرهنگی کشور در پایتخت؛ این را اضافه کنید به «سفری که در راه است» و در هفته های آینده بیشتر از آن برایتان می نویسم. اما اردیبهشت را اگر فصل تازه های فرهنگ در حوزه کتاب بدانیم پس باید دل را به بهای زیارت و ضیافت واژگان به خط نشسته در شیرازه ای ته چسب صابون بزنیم که بعله نمایشگاه کتاب دوباره برپا می شود. پیشنهادها و برداشت های خود را از نمایشگاه آماده کنید که شاید ویژه نامه ای هم برای کتاب داشته باشیم؛ چقدر ویژه نامه داریم ما!
    و نکته یکی مانده به آخر اینکه تبریک و خجسته باد من و سایر دوستانم را بپذیرید الاای آنها که یکم اردیبشهت روز تولدتان است و بهار با همه طراوتش در قلب شما تپشی دیگر دارد؛ سرچراغی سه شنبه های آبی هفته را این هفته روشن می کنیم به تبریک تولد بانوان اردیبهشتی که نسل سومی هستند و خود دامان تربیت نسل های بعدی؛ بانوی اردیبهشت تولدت مبارک! برای آقا پسرها هم یک کاری می کنیم!
    و نکته آخر اینکه باز هم ویژه نامه داریم - زشته! چرا حرف بد می زنین؟ - چون که من دیروز دوران آموزشی خدمتم تمام شد برای کسب تجربه سایر عناصر ذکور کشور و ارائه خاطرات و مخاطرات این دوران 60 روزه کارهایی کرده ایم، حاضران به غایبان اطلاع دهند، ایمیل میرزا حی و حاضر است، خودش هم حالش خوب است و دارد برای تیم ملی تدارک می بیند! به قول سعدی علیه الرحمه:
    نه هر که زمانه کار او دربندد
    فریاد و جزع بر آسمان پیوندد
    بسیار کسا که اندرونش چون رعد
    می نالد و چون برق لبش می خندد
    بعد التحریر: برای انتخابات هم حرف های زیادی داریم اگر گوش شنوایی باشد چرا که به سرعت برق و باد مشاوران جوان رییس جمهور چهارساله شدند و کوچکترین گزارشی از عملکردشان در حوزه های مختلف به ما که نسل سومی باشیم، ندادند، به شما که نداده اند؟...
    
     محسن حدادی