جشنواره اي كه ناقص به مقصد رسيد
جشنواره سي ويكم فيلم فجر كه همزمان با 22 بهمن به كار خود پايان داد، جشنواره اي
متفاوت با سال هاي پيش بوده است و خوب است كه با تأملي هر چند كوتاه بر روي برخي
مؤلفه هاي آن، از نقاط مثبت آن براي سال هاي آينده گرته برداري كنيم و براي نقاط
منفي آن چاره اي بجوييم.
شايد بهتر باشد برخلاف روال سال هاي پيش اين قلم، اول كار صلح آخر داشته باشيم و
جنگ اول را به انتهاي اين نوشته وابگذاريم.
امسال از حدود 102 فيلم ساخته و ارائه شده به جشنواره، حدود 25 فيلم به رقابت در
بخش سوداي سيمرغ يا همان بخش مسابقه اصلي راه پيدا كردند كه به اين تعداد بايد 13
فيلمي كه در بخش نگاه نو عرضه شدند يعني همان فيلم اولي ها را بيفزاييم. بدين ترتيب
ملاك ارزيابي در اين نوشته همين سي و خرده اي فيلمي است كه در اين مدت اكران شدند
كه چيزي حدود يك سوم فيلم هاي ساخته شده را تشكيل مي دهد.
و اما نكات قابل طرح و تأملي كه درباره اين فيلم ها به نظر مي رسد:
1- جشنواره سي و يكم تا حدودي از لحاظ كمي و خيلي بيشتر از آن از لحاظ كيفي، ارتقاي
قابل ملاحظه اي داشته است. تعداد فيلم هاي سالمي كه يك خانواده (يعني مرد و زن به
همراه فرزندانشان) بدون دغدغه بدآموزي هاي رايج، مي توانند به تماشاي آن بنشينند
آنقدر هست كه راضي كننده باشد. فيلم هايي كه به دغدغه هاي ديني، معنوي، انساني و
تربيتي پرداخته اند و نوع پرداخت آنها نيز نشان مي دهد كه سازندگانشان با احساس
مسئوليت به اين وادي قدم گذاشته اند حالا ديگر از تعداد انگشتان يك دست خيلي فراتر
رفته است. در ميان اين فيلم ها مي توان به پررنگ شدن نقش خانواده و پدر و مادر
(گهواره اي براي مادر، خسته نباشيد، تاج محل، قصه عشق پدرم) يا فيلم هايي كه با
دغدغه اصلاح يك نارسايي اجتماعي ساخته شده اند (دهليز، رسوايي) يا بر لزوم نگاهي
معنوي به اشيا و پديده ها تاكيد كرده اند (ترنج و سر به مهر) اشاره كرد. ضمن اينكه
در جشنواره امسال دو فيلم در حوزه دفاع مقدس دو شخصيت بزرگ و كوچك جنگ را به تصوير
كشيده است («زيباتر از زندگي» كه درباره دانشجوي شهيد «سيدحسين علم الهدي» و
«بزرگمرد كوچك» كه درباره دانش آموز شهيد خرمشهر «بهنام محمدي» است)، ضمن اينكه
فيلم خاكستر و برف نيز به حاشيه جنگ و پايداري يك مادر شهيد مي پردازد. همچنين سه
فيلم امسال جشنواره به وضعيت اسفبار افغانستان و عراق و جنايت هاي ارتش آمريكا در
اين دو كشور اختصاص دارد (فرشتگان قصاب، گام هاي شيدايي، خاك و مرجان).
البته بايد به اين نكته توجه داشت كه صرف ساخته شدن فيلم هايي در حوزه هاي ديني و
معنوي و تربيتي و دفاع مقدس الزاما به معني خوب از آب درآمدن آنها و بي عيب و نقص
بودنشان نيست. برخي از اين آثار به سختي از پس بيان مفهومي كه نويسنده يا كارگردان
اراده كرده بوده است، برآمده اند. برخي از اين آثار علي رغم نيت خوب سازندگانشان،
ضعيف ارائه شده اند، اما همين مقدار تلاش و دغدغه براي چنين موضوعاتي در شرايطي كه
سال هاست حسرت چنين مضاميني را مي خوريم شايسته قدرداني و سپاسگزاري است و گامي و
بلكه گام هايي رو به جلو براي دست اندركاران و مسئولان سينماي كشورمان محسوب مي
شود.
2- از اتفاقات جالب و اميدبخش جشنواره امسال، درخشش فيلم اولي هايي است كه بسياري
از آنها از غير پايتخت و مهم تر از آن از شهرهاي محرومي چون كرمان و آبادان و بوشهر
و با همان بازيگران و عوامل شهرستاني آثار قابل قبولي ساخته بودند. فيلم هاي «تنهاي
تنهاي تنها» كه همه منتقدان را به تحسين واداشت از بوشهر، «تاج محل» از آبادان و
«خسته نباشيد!» از كرمان در كنار فيلم «دهليز» از «بهروز شعيبي» در بخش نگاه نو،
گوي سبقت را هم در فرم و هم محتوا از برخي كارگرداناني كه ده ها سال است فيلم مي
سازند ربود. اين نشان مي دهد تاكنون در توجه به استعدادهاي سرشار و سالم هنرمندان
جوان شهرستاني قصور زيادي داشته ايم. جالب اينجاست كه در بخش فيلم هاي مستند نيز
بهترين فيلم يعني «رودخانه ليان» به بوشهر رسيد.
3- پس از سال گذشته كه يك فيلم بلند انيميشن (تهران 1500) نظر بسياري از منتقدان را
به خود جلب كرد، امسال با يك گام ديگر به جلو دو فيلم بلند انيميشن يعني «افسانه
سرزمين گوهران» و «20/9 در بوشهر» در جشنواره به نمايش درآمد و نشان داد كه در اين
زمينه نيز نيروهاي جديد و فراواني درحال تربيت شدن هستند كه با كمي توجه مسئولان و
در اختيار گذاشتن امكانات، مي توان تا چند سال ديگر ايران را به عنوان يكي از
كشورهاي توليدكننده آثار پويانمايي ارزشمند و سالم به دنيا شناساند.
4- اگر در سال هاي خيلي دور، سينمايي كه به دنبال اصلاح ناهنجاري ها و عادات غلط و
رفتارهاي غيرمنطقي و قبيلگي باشد و در عين حال تلاش داشته باشد كه به سياهنمايي
كشيده نشود و راه حل نيز نشان دهد، محدود به ساخت فيلمهايي چون «عروس آتش» و... مي
شد، امسال چندين فيلم جشنواره با همين رويكرد اعتراضي اما به قصد اصلاح و سالم سازي
ساخته شدند. فيلم هايي چون «حوض نقاشي» از «مازيار ميري» و «رسوايي» از «مسعود ده
نمكي» و... در اين رده از فيلمهاي امسال قرار مي گيرند كه به نظر مي رسد علي رغم
برخي اشكالات در مضمون و پرداخت، از اقبال عمومي قابل توجهي برخوردار شوند و در
نتيجه زمينه براي اصلاح اين عادتهاي غلط و جبران ناپذير در جامعه را فراهم كنند.
5- از اشكالات مهم فيلمهاي سينماي كشورمان كه زياد هم درباره آن گفته شده است،
بحران فيلمنامه است. خوشبختانه تعداد فيلمهايي كه با قصه و داستان و فيلمنامه قوي
ساخته شده بودند به نسبت گذشته خيلي بيشتر بود و نشان مي داد كه اين مشكل نيز با
كمي احساس مسئوليت سازندگان قابل رفع است. فيلمهايي چون «روز روشن»، «خسته
نباشيد!»، «تاج محل»، «استرداد» و... فيلمهايي بودند كه با فيلمنامه هاي قابل قبول
به روي پرده آمدند.
در كنار اين نقاط قوت و حركت رو به جلو، برخي فيلمها كه البته تعدادشان به نسبت
پارسال و سالهاي گذشته خيلي كمتر بود، مضامين مسموم و بدآموزي هاي غيرقابل گذشتي را
داشتند كه به برخي از اين نكات اشاره مي شود:
1- سه چهار فيلم جشنواره با بي پروايي فراوان به تخريب نقش محوري پدر و مادر و
خانواده دست زده بودند. در اين فيلمها مخالفت پدر و مادرها را در مواردي بديهي چون
سفر دختر مجرد به خارج از كشور به همراه دوستان پسرش امري مستبدانه و غيرقابل پذيرش
قلمداد كرده اند و جوانان را به عصيان در برابر خانواده ها تشويق كرده اند. يا در
فيلم «ابرهاي ارغواني» كه سازنده تا آخرين لحظه با عبارت «من خودم براي خودم تصميم
مي گيرم نه پدر و مادرم» بر اين عصيان ضدتربيتي تأكيد مي كند.
2- در چند فيلم جشنواره نيز موضوع «تجاوز»، يا به عنوان محور اصلي يا مكمل داستان
مطرح شده بود. البته در فيلمهايي چون «روز روشن» كارگردان با پرده پوشي هنرمندانه
به گونه اي عمل كرده بود كه حتي اگر كودكي در سالن سينما حضور داشته باشد، از ماجرا
سردرنياورد و در فيلم خانم درخشنده هم اين موضوع محوري، با كم دقتي به قصد رفتار
غلط اجتماعي و تغيير نگرش غلط در پيگيري ماجرا مطرح شده بود. اما در برخي فيلمها
مثل «جيب بر خيابان جنوبي» با سياه نمايي شديد و با پايان تلخ، سرنوشت بسياري از
افراد را با همين مفهوم رقم زده بود. گفتني است فيلم «جيب بر خيابان جنوبي» را مي
توان يكي از مسموم ترين فيلم جشنواره و نوعي كلاس آموزشي دقيق براي جيب بري و فرار
از قانون و آدمكشي و هرزگي دانست و تعجب كرد از كساني و مسئولاني كه به اين فيلم با
اين روند بدآموز مجوز ساخت و سپس نمايش در جشنواره آن هم در بخش مسابقه داده اند.
3- در دو سه فيلم جشنواره، - دانسته يا نادانسته- به چادر و حجاب برتر توهين شده
است. در يكي از فيلمها تنها شخص چادري فيلم، يك زن عقب مانده ذهني است و در همان
«جيب بر خيابان جنوبي» هرچه روند خراب شدن شخصيت زن فيلم تشديد مي شود تأكيد دوربين
بر چادري شدن او بيشتر مي شود! آيا مسئولاني كه به اين فيلم مسموم مجوز ساخت و
نمايش داده اند به اين نكته توجه داشته اند؟
4- فيلمهاي بي سر و ته روشنفكري كه با ريتم كند و كشدار خود، تنها توجه خودشان را
به جشنواره هاي آنسوي آب معطوف كرده اند و البته چيزي هم براي عرضه نداشتند در
جشنواره امسال نيز مانند هميشه حضور داشتند. البته مهم نيست و مردم هم نشان داده
اند كه براي چنين فيلمهايي تره خرد نمي كنند. فيلمهايي كه به تعريف شخصيتهاي مذهبي
دربار شاهنشاهي مي پرداختند و با آروغهاي روشنفكري، مدام از عشقهاي مثلثي دم مي
زدند. فيلمسازاني هم بودند كه پس از دهها سال فيلم ساختن، مانند دو سال گذشته باز
هم از حضور در مقابل خبرنگاران و منتقدان فرار كردند و در جلسات متداول معرفي و نقد
فيلمشان شركت نكردند تا معلوم نشود كه چرا در مقابل فيلم اولي هاي امسال اين همه
عقب افتاده اند!
5- علي رغم فيلمهاي خوب مورد اشاره در بخش اول، متأسفانه داوري آثار امسال، غيرقابل
باورترين داوري را رقم زد. گذشته از اينكه علي رغم اعلام اسامي نامزدهاي بخشهاي
مختلف در دو سه روز قبل از اختتاميه، اضافه شدن ناگهاني دو بازيگر زن و مرد مدافع
حامي فتنه درست در صبح روز اختتاميه به فهرست قبلي و برنده اعلام شدن هر دوي آنها و
اهداي سيمرغ بلورين به آنان ترديدها و شك و شبهه هايي را در پي داشت. البته اگر
اسامي اين دو نفر، در همان روز اعلام اسامي اوليه نامزدها در ميان اسامي قرار مي
گرفت هيچ اتفاقي نمي افتاد و شك و شبهه اي ايجاد نمي كرد اما اين شيوه اضافه شدن
ناگهاني و برنده اعلام شدن هر دو نفر، حتما به يك توجيه قانع كننده نياز دارد. ضمن
اينكه بي توجهي به آثار خوب فيلمسازان جوان نيز ادامه اين روند اميدواركننده را با
مشكل مواجه مي كند.
جشنواره امسال با همه اين مزايا و معايب تمام شد اما خوب است در پايان از برگزاري
مناسبتر جلسات نقد و بررسي، از نظم مناسب در جريان پخش فيلمها، از فضاي سالمتر و
محيط قابل تحمل تر جشنواره كه بخصوص با حضور عده زيادي از روحانيان و طلبه هاي جوان
و دانشجويان دغدغه مند مسلمان ايجاد شده بود تشكر كنيم و بگوييم كه براي من خبرنگار
چقدر زيبا بود كه مي ديدم امسال در هنگام نمازهاي ظهر و عصر و مغرب و عشا سالن
مربوطه جايي براي ايستادن نداشت و شركت كنندگان از روحانيان مي خواستند تا نماز
جماعت دوم را اقامه كنند.
به اميد آنكه در سالهاي آينده روند سينماي ايران بهبود بيشتري داشته باشد و جشنواره
سالمتري را شاهد باشيم و فيلمهاي مسموم از جشنواره اي كه به نام «انقلاب اسلامي» و
در سالروز تولد آن برگزار مي شود حذف شود و فيلمسازان مسلمان و متعهد ما هم در ساخت
و پرداخت آثارشان توجه و دقت بيشتري داشته باشند تا نكند مضمون خوبشان با پرداخت بد
و ضعيف، نقض غرض نكند و خداي نكرده موجب ضرر و تأثير منفي بيشتر نشود.
بسم رب النور