جشنواره اي كه ناقص به مقصد رسيد

تقي دژاكام

جشنواره سي ويكم فيلم فجر كه همزمان با 22 بهمن به كار خود پايان داد، جشنواره اي متفاوت با سال هاي پيش بوده است و خوب است كه با تأملي هر چند كوتاه بر روي برخي مؤلفه هاي آن، از نقاط مثبت آن براي سال هاي آينده گرته برداري كنيم و براي نقاط منفي آن چاره اي بجوييم.
شايد بهتر باشد برخلاف روال سال هاي پيش اين قلم، اول كار صلح آخر داشته باشيم و جنگ اول را به انتهاي اين نوشته وابگذاريم.
امسال از حدود 102 فيلم ساخته و ارائه شده به جشنواره، حدود 25 فيلم به رقابت در بخش سوداي سيمرغ يا همان بخش مسابقه اصلي راه پيدا كردند كه به اين تعداد بايد 13 فيلمي كه در بخش نگاه نو عرضه شدند يعني همان فيلم اولي ها را بيفزاييم. بدين ترتيب ملاك ارزيابي در اين نوشته همين سي و خرده اي فيلمي است كه در اين مدت اكران شدند كه چيزي حدود يك سوم فيلم هاي ساخته شده را تشكيل مي دهد.
و اما نكات قابل طرح و تأملي كه درباره اين فيلم ها به نظر مي رسد:
1- جشنواره سي و يكم تا حدودي از لحاظ كمي و خيلي بيشتر از آن از لحاظ كيفي، ارتقاي قابل ملاحظه اي داشته است. تعداد فيلم هاي سالمي كه يك خانواده (يعني مرد و زن به همراه فرزندانشان) بدون دغدغه بدآموزي هاي رايج، مي توانند به تماشاي آن بنشينند آنقدر هست كه راضي كننده باشد. فيلم هايي كه به دغدغه هاي ديني، معنوي، انساني و تربيتي پرداخته اند و نوع پرداخت آنها نيز نشان مي دهد كه سازندگانشان با احساس مسئوليت به اين وادي قدم گذاشته اند حالا ديگر از تعداد انگشتان يك دست خيلي فراتر رفته است. در ميان اين فيلم ها مي توان به پررنگ شدن نقش خانواده و پدر و مادر (گهواره اي براي مادر، خسته نباشيد، تاج محل، قصه عشق پدرم) يا فيلم هايي كه با دغدغه اصلاح يك نارسايي اجتماعي ساخته شده اند (دهليز، رسوايي) يا بر لزوم نگاهي معنوي به اشيا و پديده ها تاكيد كرده اند (ترنج و سر به مهر) اشاره كرد. ضمن اينكه در جشنواره امسال دو فيلم در حوزه دفاع مقدس دو شخصيت بزرگ و كوچك جنگ را به تصوير كشيده است («زيباتر از زندگي» كه درباره دانشجوي شهيد «سيدحسين علم الهدي» و «بزرگمرد كوچك» كه درباره دانش آموز شهيد خرمشهر «بهنام محمدي» است)، ضمن اينكه فيلم خاكستر و برف نيز به حاشيه جنگ و پايداري يك مادر شهيد مي پردازد. همچنين سه فيلم امسال جشنواره به وضعيت اسفبار افغانستان و عراق و جنايت هاي ارتش آمريكا در اين دو كشور اختصاص دارد (فرشتگان قصاب، گام هاي شيدايي، خاك و مرجان).
البته بايد به اين نكته توجه داشت كه صرف ساخته شدن فيلم هايي در حوزه هاي ديني و معنوي و تربيتي و دفاع مقدس الزاما به معني خوب از آب درآمدن آنها و بي عيب و نقص بودنشان نيست. برخي از اين آثار به سختي از پس بيان مفهومي كه نويسنده يا كارگردان اراده كرده بوده است، برآمده اند. برخي از اين آثار علي رغم نيت خوب سازندگانشان، ضعيف ارائه شده اند، اما همين مقدار تلاش و دغدغه براي چنين موضوعاتي در شرايطي كه سال هاست حسرت چنين مضاميني را مي خوريم شايسته قدرداني و سپاسگزاري است و گامي و بلكه گام هايي رو به جلو براي دست اندركاران و مسئولان سينماي كشورمان محسوب مي شود.
2- از اتفاقات جالب و اميدبخش جشنواره امسال، درخشش فيلم اولي هايي است كه بسياري از آنها از غير پايتخت و مهم تر از آن از شهرهاي محرومي چون كرمان و آبادان و بوشهر و با همان بازيگران و عوامل شهرستاني آثار قابل قبولي ساخته بودند. فيلم هاي «تنهاي تنهاي تنها» كه همه منتقدان را به تحسين واداشت از بوشهر، «تاج محل» از آبادان و «خسته نباشيد!» از كرمان در كنار فيلم «دهليز» از «بهروز شعيبي» در بخش نگاه نو، گوي سبقت را هم در فرم و هم محتوا از برخي كارگرداناني كه ده ها سال است فيلم مي سازند ربود. اين نشان مي دهد تاكنون در توجه به استعدادهاي سرشار و سالم هنرمندان جوان شهرستاني قصور زيادي داشته ايم. جالب اينجاست كه در بخش فيلم هاي مستند نيز بهترين فيلم يعني «رودخانه ليان» به بوشهر رسيد.
3- پس از سال گذشته كه يك فيلم بلند انيميشن (تهران 1500) نظر بسياري از منتقدان را به خود جلب كرد، امسال با يك گام ديگر به جلو دو فيلم بلند انيميشن يعني «افسانه سرزمين گوهران» و «20/9 در بوشهر» در جشنواره به نمايش درآمد و نشان داد كه در اين زمينه نيز نيروهاي جديد و فراواني درحال تربيت شدن هستند كه با كمي توجه مسئولان و در اختيار گذاشتن امكانات، مي توان تا چند سال ديگر ايران را به عنوان يكي از كشورهاي توليدكننده آثار پويانمايي ارزشمند و سالم به دنيا شناساند.
4- اگر در سال هاي خيلي دور، سينمايي كه به دنبال اصلاح ناهنجاري ها و عادات غلط و رفتارهاي غيرمنطقي و قبيلگي باشد و در عين حال تلاش داشته باشد كه به سياهنمايي كشيده نشود و راه حل نيز نشان دهد، محدود به ساخت فيلمهايي چون «عروس آتش» و... مي شد، امسال چندين فيلم جشنواره با همين رويكرد اعتراضي اما به قصد اصلاح و سالم سازي ساخته شدند. فيلم هايي چون «حوض نقاشي» از «مازيار ميري» و «رسوايي» از «مسعود ده نمكي» و... در اين رده از فيلمهاي امسال قرار مي گيرند كه به نظر مي رسد علي رغم برخي اشكالات در مضمون و پرداخت، از اقبال عمومي قابل توجهي برخوردار شوند و در نتيجه زمينه براي اصلاح اين عادتهاي غلط و جبران ناپذير در جامعه را فراهم كنند.
5- از اشكالات مهم فيلمهاي سينماي كشورمان كه زياد هم درباره آن گفته شده است، بحران فيلمنامه است. خوشبختانه تعداد فيلمهايي كه با قصه و داستان و فيلمنامه قوي ساخته شده بودند به نسبت گذشته خيلي بيشتر بود و نشان مي داد كه اين مشكل نيز با كمي احساس مسئوليت سازندگان قابل رفع است. فيلمهايي چون «روز روشن»، «خسته نباشيد!»، «تاج محل»، «استرداد» و... فيلمهايي بودند كه با فيلمنامه هاي قابل قبول به روي پرده آمدند.
در كنار اين نقاط قوت و حركت رو به جلو، برخي فيلمها كه البته تعدادشان به نسبت پارسال و سالهاي گذشته خيلي كمتر بود، مضامين مسموم و بدآموزي هاي غيرقابل گذشتي را داشتند كه به برخي از اين نكات اشاره مي شود:
1- سه چهار فيلم جشنواره با بي پروايي فراوان به تخريب نقش محوري پدر و مادر و خانواده دست زده بودند. در اين فيلمها مخالفت پدر و مادرها را در مواردي بديهي چون سفر دختر مجرد به خارج از كشور به همراه دوستان پسرش امري مستبدانه و غيرقابل پذيرش قلمداد كرده اند و جوانان را به عصيان در برابر خانواده ها تشويق كرده اند. يا در فيلم «ابرهاي ارغواني» كه سازنده تا آخرين لحظه با عبارت «من خودم براي خودم تصميم مي گيرم نه پدر و مادرم» بر اين عصيان ضدتربيتي تأكيد مي كند.
2- در چند فيلم جشنواره نيز موضوع «تجاوز»، يا به عنوان محور اصلي يا مكمل داستان مطرح شده بود. البته در فيلمهايي چون «روز روشن» كارگردان با پرده پوشي هنرمندانه به گونه اي عمل كرده بود كه حتي اگر كودكي در سالن سينما حضور داشته باشد، از ماجرا سردرنياورد و در فيلم خانم درخشنده هم اين موضوع محوري، با كم دقتي به قصد رفتار غلط اجتماعي و تغيير نگرش غلط در پيگيري ماجرا مطرح شده بود. اما در برخي فيلمها مثل «جيب بر خيابان جنوبي» با سياه نمايي شديد و با پايان تلخ، سرنوشت بسياري از افراد را با همين مفهوم رقم زده بود. گفتني است فيلم «جيب بر خيابان جنوبي» را مي توان يكي از مسموم ترين فيلم جشنواره و نوعي كلاس آموزشي دقيق براي جيب بري و فرار از قانون و آدمكشي و هرزگي دانست و تعجب كرد از كساني و مسئولاني كه به اين فيلم با اين روند بدآموز مجوز ساخت و سپس نمايش در جشنواره آن هم در بخش مسابقه داده اند.
3- در دو سه فيلم جشنواره، - دانسته يا نادانسته- به چادر و حجاب برتر توهين شده است. در يكي از فيلمها تنها شخص چادري فيلم، يك زن عقب مانده ذهني است و در همان «جيب بر خيابان جنوبي» هرچه روند خراب شدن شخصيت زن فيلم تشديد مي شود تأكيد دوربين بر چادري شدن او بيشتر مي شود! آيا مسئولاني كه به اين فيلم مسموم مجوز ساخت و نمايش داده اند به اين نكته توجه داشته اند؟
4- فيلمهاي بي سر و ته روشنفكري كه با ريتم كند و كشدار خود، تنها توجه خودشان را به جشنواره هاي آنسوي آب معطوف كرده اند و البته چيزي هم براي عرضه نداشتند در جشنواره امسال نيز مانند هميشه حضور داشتند. البته مهم نيست و مردم هم نشان داده اند كه براي چنين فيلمهايي تره خرد نمي كنند. فيلمهايي كه به تعريف شخصيتهاي مذهبي دربار شاهنشاهي مي پرداختند و با آروغهاي روشنفكري، مدام از عشقهاي مثلثي دم مي زدند. فيلمسازاني هم بودند كه پس از دهها سال فيلم ساختن، مانند دو سال گذشته باز هم از حضور در مقابل خبرنگاران و منتقدان فرار كردند و در جلسات متداول معرفي و نقد فيلمشان شركت نكردند تا معلوم نشود كه چرا در مقابل فيلم اولي هاي امسال اين همه عقب افتاده اند!
5- علي رغم فيلمهاي خوب مورد اشاره در بخش اول، متأسفانه داوري آثار امسال، غيرقابل باورترين داوري را رقم زد. گذشته از اينكه علي رغم اعلام اسامي نامزدهاي بخشهاي مختلف در دو سه روز قبل از اختتاميه، اضافه شدن ناگهاني دو بازيگر زن و مرد مدافع حامي فتنه درست در صبح روز اختتاميه به فهرست قبلي و برنده اعلام شدن هر دوي آنها و اهداي سيمرغ بلورين به آنان ترديدها و شك و شبهه هايي را در پي داشت. البته اگر اسامي اين دو نفر، در همان روز اعلام اسامي اوليه نامزدها در ميان اسامي قرار مي گرفت هيچ اتفاقي نمي افتاد و شك و شبهه اي ايجاد نمي كرد اما اين شيوه اضافه شدن ناگهاني و برنده اعلام شدن هر دو نفر، حتما به يك توجيه قانع كننده نياز دارد. ضمن اينكه بي توجهي به آثار خوب فيلمسازان جوان نيز ادامه اين روند اميدواركننده را با مشكل مواجه مي كند.
جشنواره امسال با همه اين مزايا و معايب تمام شد اما خوب است در پايان از برگزاري مناسبتر جلسات نقد و بررسي، از نظم مناسب در جريان پخش فيلمها، از فضاي سالمتر و محيط قابل تحمل تر جشنواره كه بخصوص با حضور عده زيادي از روحانيان و طلبه هاي جوان و دانشجويان دغدغه مند مسلمان ايجاد شده بود تشكر كنيم و بگوييم كه براي من خبرنگار چقدر زيبا بود كه مي ديدم امسال در هنگام نمازهاي ظهر و عصر و مغرب و عشا سالن مربوطه جايي براي ايستادن نداشت و شركت كنندگان از روحانيان مي خواستند تا نماز جماعت دوم را اقامه كنند.
به اميد آنكه در سالهاي آينده روند سينماي ايران بهبود بيشتري داشته باشد و جشنواره سالمتري را شاهد باشيم و فيلمهاي مسموم از جشنواره اي كه به نام «انقلاب اسلامي» و در سالروز تولد آن برگزار مي شود حذف شود و فيلمسازان مسلمان و متعهد ما هم در ساخت و پرداخت آثارشان توجه و دقت بيشتري داشته باشند تا نكند مضمون خوبشان با پرداخت بد و ضعيف، نقض غرض نكند و خداي نكرده موجب ضرر و تأثير منفي بيشتر نشود.

حلقه انحرافي براي «مرد بحران» كم خدمت كرده است؟! (خبر ويژه)

يك روزنامه وابسته به حلقه انحرافي ادعا كرد دعوا بر سر نيامدن مردمي نژادي ديگر است.

اين روزنامه مي نويسد: طرح برخي بحث ها و موضوع ها از سوي محافل سياسي و فكري خاص طي دو سال گذشته، نشان مي دهد برخي دانسته يا نادانسته درصدد هستند با ايجاد تغييراتي در مدل و هندسه جمهوري اسلامي كه حضرت روح الله معمار كبير انقلاب آن را پايه گذاري كرده، روح حاكم بر نظام «امام و امت» را با نوعي از استحاله و تغييرات محتوايي رو به رو كنند.
روزنامه مذكور با اشاره به برخي دعاوي انتخاباتي نظير دولت وحدت ملي، دولت ائتلاف ملي، دولت فراجناحي و... مي نويسد: هدف در ذيل طرح اين گونه بحث ها، كم رنگ كردن نقش مردم در انتخاب بالاترين مقام اجرايي كشور و جلوگيري از بر سر كار آمدن فردي از جنس مردم و با مطالبات مردمي است. به زعم برخي سياسيون، از اين پس فردي كه رعيت زاده است و در برابر ارباب زادگان و بزرگ زادگان مي ايستد، نبايد رئيس جمهور ايران شود. نكته جالب توجه در اين بين، اين كه مي توان مبدع بسياري از اين مدل ها را شخصي دانست كه به واسطه «مرد بحران» دانستن خود، دائما در حال طراحي مدل هايي براي خروج از بحران هاي فرضي است.
اين روزنامه توضيح نداده كه آيا پيوند ليدر حلقه انحرافي با عناصري نظير نفر اول فساد اقتصادي 3 هزار ميليارد توماني و لابي در هتل لاله تداعي «مردمي نژادي» بودن مي كند؟ يا اعطاي امتياز ويژه 400 ميلياردتوماني در كيش به شركتي ثبت شده با يك ميليون تومان، غمخواري مردم است؟ حمايت از برخي هنرپيشگان مبتذل و پرداخت كمك هاي مالي ويژه به آنان چطور؟
در همين حال جاي سوال است كه چرا همين روزنامه وابسته به حلقه انحرافي در همسويي با فتنه گران، از زبان مرد بحران-ساز- آنان به القاي تقلب پرداخت و شعار دروغين انتخابات آزاد را آن هم در صفحات اول خود (قبل از هشدار رهبر معظم انقلاب) برجسته كرد. آيا اين هم معناي تازه مردمي نژاد بودن است؟ يا مثلا دامن زدن به تنش و تعارض ميان نهادهاي قانوني و دور زدن رهنمودهاي امام و رهبري، به معناي وفاداري به «هندسه جمهوري اسلامي كه حضرت روح الله معمار كبير انقلاب آن را پايه گذاري كرد» است؟! ادعاي دوستي با مردم اسرائيل و اختراع مكتب ايراني كه براي ادعاي هلال شيعي و تمايل ايران به ايجاد امپراتوري در منطقه سند جور كرد، چطور؟
اساسا آيا مي توان عملكردي براي حلقه انحراف جست وجو كرد كه كمك به دراز كردن زبان فتنه گران و پر كردن خانه هاي جدول دشمن در زمينه ايجاد بي ثباتي، تنش و اختلاف درون نظام نباشد؟ چگونه امكان دارد حلقه اي مدعي حمايت از نظام امت و امام باشد و در عين حال خلاف منويات ولي امرمسلمين و ملت انقلابي مشي كند؟

خيالات ! (گفت و شنود)

گفت: روزنامه وابسته به حلقه انحرافي ادعا كرده كه مخالفت اين روزها عليه سرحلقه انحرافي براي جلوگيري از قدرت گرفتن فردي است كه از جنس مردم است، يعني «مردمي نژاد»! است.

گفتم: پيوند متهم نفر اول فساد كلان اقتصادي، لابي با وي در هتل لاله، اعطاي امتياز 400 ميليون توماني به شركت ثبت نشده و با سرمايه يك ميليون توماني متعلق به يك ايراني فراري مقيم آمريكا، پيوند با عوامل فتنه، ادعاي دوستي با مردم اسرائيل، اختراع مكتب ايراني به جاي مكتب اسلام و... نشانه مردمي نژاد بودن است؟!
گفت: چه عرض كنم؟! خيالاتي شده و تصور مي كنند كه مي توانند با اين ترفندها بصيرت مردم را دور بزنند.
گفتم: يارو مي گفت، قرار است به زودي يك سفينه بسازم و با آن به خورشيد سفر كنم. به او گفتند ولي از چندصد كيلومتري خورشيد، خودت و سفينه ات ذوب مي شويد. يارو گفت؛ اختيار داريد! قرار است، شب برويم!

نوشته اي كه خوانده نشد ! (يادداشت روز)

يادداشت دوشنبه نگارنده در ستون «نكته» كيهان با عنوان «كوك كدام ساز؟!» كه به واكاوي اخلال دشمن پسند در مراسم 22 بهمن شهر مقدس قم اختصاص داشت، بعد از انتشار بازتاب وسيع و گسترده اي يافت و بسياري از خوانندگان و اقشار مختلف مردم در تماس با كيهان، ضمن محكوم كردن آن رخداد تلخ و سرزنش اخلالگران، از روشنگري به موقع روزنامه درباره پشت صحنه ماجراي ياد شده تقدير كردند كه جمع فراواني از علماي روحاني و طلاب علوم ديني از جمله آنها بودند. در اين ميان اما، تعدادي از تماس گيرندگان كه شاهد ماجرا بودند و شماري از كساني كه با اخلالگران همراهي كرده بودند نيز، درباره ماجراي مورد اشاره توضيحاتي داشتند كه به آن خواهيم پرداخت.

ادامه نوشته

سند (گفت و شنود)

گفت: يك سايت حق العمل كار وابسته به جريان فتنه از اسنادي كه كيهان درباره وابستگي سران فتنه به مثلث آمريكا و اسرائيل و انگليس منتشر كرده است بدجوري عصباني شده و خودش را به گيجي زده است.

گفتم: خب معلومه! چوب را كه برداري «گربه دزده» يك جوري مي شود.
گفت: اين سايت بعد از انتشار اين همه سند درباره وطن فروشي سران فتنه و ماموريت آنان از سوي دشمنان بيروني، تازه مي نويسد پس چرا كيهان سند رو نمي كند؟!
گفتم: به يارو گفتند؛ بابات مرده! و انتظار داشتند از ناراحتي غش كند ولي يارو كه خيلي خوش غيرت تر! از اين حرف ها بود گفت؛ راستش را بگوئيد! حتما يك اتفاق بد ديگري افتاده و شما مي خواهيد با اين خبرها، ذهن مرا براي شنيدن آن خبر بد آماده كنيد!

صدايي كه همه جا به گوش مي رسد (يادداشت روز)

فردا آغاز سي و پنجمين سالگرد انقلاب اسلامي است و 22 بهمن هر سال دو معناي روشن و بدون ابهام دارد؛ يكي اينكه يك سال به عمر نظام جمهوري اسلامي افزوده شده و ديگر آنكه به پيوست آن دشمني با نظام يك سال ديگر تداوم يافته است.
34سال است كه دشمن تلاش مي كند تا سالگرد 22 بهمن 57 تكرار نشود و در همين راستا انواع و اقسام توطئه ها و دسيسه ها را به صحنه آورده تا «جمهوري اسلامي» نباشد و ادامه نيابد.

ادامه نوشته

سقوط (گفت و شنود)

گفت: شش تن از رؤساي سابق سازمان امنيت و اطلاعات رژيم صهيونيستي براي اولين بار و در يك اقدام بي سابقه نسبت به آينده اين رژيم ابراز نگراني شديد كرده اند.
گفتم: حيوونكي ها حق دارند، روي پرچم اسرائيل دو خط آبي به نشانه از نيل تا فرات ترسيم كرده اند ولي امروزه براي حفظ جان خود مجبورند دور خودشان ديوار بكشند.
گفت: ولي يك روزنامه صهيونيستي به آنها شديداً اعتراض كرده و نوشته است «اگرچه تحولات منطقه موجوديت اسرائيل را به خطر انداخته ولي نبايد از هم اكنون ابراز نااميدي كرد».
گفتم: چه عرض كنم؟! يارو از طبقه بيستم يك برج به پايين پرت شده بود وقتي به طبقه يازدهم رسيد با خودش گفت تا اينجا كه شانس آورديم و به خير گذشت!

ارثيه كسي نيست ! (يادداشت روز)

1- بامداد ديروز سعيد مرتضوي كه دوشنبه شب هفته جاري بازداشت شده بود از زندان آزاد شد. دادستاني تهران با انتشار بيانيه اي درباره علت و چرايي اين اقدام خود آورده است «پس از اعلام جرم دادستان تهران عليه سعيد مرتضوي به اتهام قيد شده در اعلام جرم، نامبرده به دادسرا احضار و پس از تحقيق و تفهيم اتهام توسط بازپرس پرونده به زندان معرفي گرديد. متعاقبا پس از تكميل تحقيقات بازپرس، نامبرده با صدور قرار تامين مناسب آزاد شد. همچنين از فاضل لاريجاني با توجه به مطالب منعكس در نوار منتشره تحقيقات لازم توسط بازپرس انجام گرفت. رسيدگي به پرونده هر دو نفر فوق ادامه دارد.»

ادامه نوشته

عوض (گفت و شنود)

گفت: تازه چه خبر؟!

گفتم: اسرائيل بعد از اعلام خبر ساخت جنگنده قاهر 313 از سوي ايران بلافاصله آن را تكذيب كرد!
گفت: وقتي همين جنگنده آتش به جان صهيونيست ها انداخت، خبر آن را تاييد مي كنند.
گفتم: البته يك روز بعد اعتراف كردند كه ايران اين جنگنده را ساخته است و ساخت آن براي اسرائيل خطرناك است.
گفت: يك روزنامه صهيونيستي اين تناقض گويي مسئولان رژيم صهيونيستي را ملامت كرده و خطاب به آنها نوشته است؛ دولتمردان اسرائيل بايد اطلاعات دقيقي داشته باشند و كساني كه توان دريافت اطلاعات دقيق را ندارند بايد جا به جا شوند.
گفتم: راست ميگه! دولتمردان رژيم صهيونيستي و نوزادان يك وجه تشابه دارند و آن اينكه هر دو بايد زود به زود عوض شوند!

رمز اين جدول چگونه به دست مي آيد؟ (يادداشت روز)

«مهندسي معكوس» عليه انقلاب اسلامي چگونه مي تواند اتفاق بيفتد؟ دشمن با كدام ساز و كارها مي تواند عوامل حدوث و بقا و گسترش انقلاب را با چالش مواجه سازد تا بتواند «ارتجاع» و «انحطاط» و «انحلال» را طي يك فرايند استخراج كند؟ انقلاب اسلامي ايران به عنوان يك ابتكار خارق العاده، داراي نظم و هندسه و قواعد منحصر به فرد خود است. با اين تلقي اگر بتوان قواعد مهندسي آن را شناخت، شايد بتوان فرمول انحلال و انهدام آن را نيز نوشت. اين تلقي دشمنان ماترياليست و مستكبر ماست كه به مكايد شيطان اكبر اقتدا كرده اند؛ هرچند كه منطق استوار حضرت حق جلّ و علا برتر از اين مكرهاست. «ام يريدون كيداً. فالذين كفروا هم المكيدون. آيا مي خواهند مكر بورزند؟ پس كافران خود در دايره مكر خداوند هستند» (طور/42).

دشمن در نقشه خود كه البته به روزساني شده اما شاكله آن قديمي است مي كوشد هر يك از اجزاء بنيان محكم انقلاب را به نحوي هدف بگيرد. افكار عمومي، نخبگان، قواي مختلف حاكميتي، قانون اساسي و بالاتر از همه ولايت فقيه در معرض مهندسي عمليات تروريستي است. هدف اصلي، گرفتن انتقام از نظام ولايت و امامت است.
1- فرقه هاي فتنه گر و منحرف با وجود تنوع بسيارشان يك ويژگي مشترك دارند؛ كام جويي و بازي در قلمرو شبهه تا جايي كه به نوعي از ولايت و امامت باطل مي انجامد. زعماي هر يك از اين فرقه ها چه در صدر اسلام و چه در تاريخ انقلاب ما چنان عمل كرده اند كه گويي خود امام و مقتدا هستند. اين كالبدشكافي ژرف در باره منحرفان فتنه گر، از امير مؤمنان عليه السلام است كه فرمود «يعملون في الشّبهات و يسيرون في الشهوات. در موقعيت شبهه عمل مي كنند و در شهوت ها سير مي كنند. معروف، هر آن چيزي است كه مي پسندند و منكر نزد آنان هر آنچه ناخوش مي دارند. در معضلات به خود پناه مي برند و در گشودن امور مهم به راي و نظر خود برمي گردند. كأنّ كلّ امرء منهم امام نفسه. گويا هر كدام از آنها امام خويش است» (خطبه 88 نهج البلاغه). شخص يا حلقه بريده از امام حق، بي امام نمي ماند. حتما امام و مقتداي جديد پيدا مي كند. حضرت فرمود «گويا» هر يك از آنها امام خويش است. معاويه در نامه فريبكارانه اش به زبير، او را اميرالمومنين خطاب كرد و مدعي بيعت با وي شد اما در حقيقت خود معاويه بود كه به نيابت از شيطان، اردوگاه سركشان جمل را مديريت و امامت مي كرد.
2- در تاريخ انقلاب اسلامي بارها چهره هايي به جبهه ضد انقلاب لغزيدند و در مقام ليدري بخشي از معارضين قرار گرفتند كه با ولايت و رهبري زاويه پيدا كرده بودند. آنها نوعا اشخاصي بودند كه به اعتبار جاه طلبي و خودشگفتي، معروف و منكرها را جا به جا مي كردند و علي الاطلاق در كانون توجه دشمن واقع مي شدند. مهم اين بود كه آنها بتوانند جامعه را مانند صدر اسلام دچار اولياي مختلف و انشقاق و اختلاف كنند. آيا اين طيف در واقع امر نيز كارگردان بودند يا خود مديريت مي شوند. در آسيب شناسي مولاي متقيان(ع)، متكبران و صاحبان تعصبات باطل- آنها كه «گويا امام خودند»- در واقع پيرو ولايت و زعامت چهره پنهان ديگري هستند. «فعدوّالله امام المتعصّبين و سلف المستكبرين. پس دشمن خدا(شيطان) امام متعصبان (تعصب باطل) و پيشاهنگ مستكبران است».
امام در همين خطبه قاصعه (192 نهج البلاغه) نسخه واكسيناسيون در قبال درد بي درمان اين جماعت را مي پيچد و مي فرمايد «آگاه باشيد و بر حذر بمانيد از پيروي بزرگانتان، آنها كه به خاطر حسب و نسب خويش تكبر ورزيدند و برتري جستند.... همانا آنها قاعده هاي بنياد عصبيت و ستون هاي فتنه و شمشيرهاي انتساب به جاهليت هستند. پس تقوا پيشه كنيد... و اطاعت نكنيد مدعياني را كه با صفاي باطن خود، تيرگي هاي آنان را آشاميديد و سلامتي خود را با بيماري آنان آميختيد و باطل آنان را در حق خود وارد ساختيد... همراهي كنيد هر كاري را كه امت هاي پيشين را ملازم عزت كرد و دشمنان را از آنان دور ساخت و آن كارها، دوري از تفرقه و التزام به الفت و پافشاري بر آن و توصيه يكديگر به اين الفت و اتحاد است». يكي از اركان مهندسي ارتجاع در برابر انقلاب، يافتن افراد و حلقه هايي است كه ترمز آنها در قبال امور شبهه آميز عمل نمي كند و ورود به اين محدوده را مباح مي شمرند تا آنجا كه مشرب اباحي پيشه مي كنند. آنها اجتهاد مقابل نص مي كنند، چون اغيار بر آنها حاكمند.
3- هدف كلي دشمن در فتنه هاي 78، 88 و فتنه پس از آن يكي بيشتر نيست اما به اقتضاي شرايط، چگونگي اين فتنه انگيزي تفاوت مي كند. دشمن در دوره موسوم به اصلاحات در پي جا انداختن حاكميت دوگانه و سپس القاي بن بست در نظام و قانون اساسي بود. نظريه پردازان كودتاي مخملين بر آن بودند كه از مدعاي اصلاح طلبي معطوف به حاكميت دوگانه مي توان لوازم يك حركت ساختارشكنانه را فراهم كرد. پس از شكست آن سناريو، به مدت يك دهه مقدمه چيني شد تا با استفاده از فرصت انتخابات، رخنه در حاكميت را بازسازي كنند و اگر نشد، به بهانه اعتراض به تقلب و تن ندادن به مكانيزم هاي حقوقي حل ابهام، بن بست تازه اي را پيش روي حاكميت قرار دهند. اين بار هم قانون اساسي و عمود قائم آن- ولايت فقيه- آماج اصلي شبيخون بود. اما به شهادت واقعيت، ملت بصير ما فتنه گران گردن كلفت و لجوج و متكبر را همراهي نكرد تا براي هميشه عبرت تاريخ شوند. آن فتنه بزرگ نوعي مهندسي فريبكارانه عليه امام و انقلاب به اسم امام و انقلاب بود حال آن كه رسم فتنه گران دقيقا در تناقض با خط امام و آرمان هاي انقلاب قرار داشت.
خانه هاي جدول دشمن عليه انقلاب اسلامي سر جاي خود باقي است اگرچه دستياران تازه اي براي پر كردن اين جدول رصد كرده است. اگر رمز اصلي اين جدول، القاي بن بست در نظام و قانون اساسي و تداعي بحران ناكارآمدي است، منحرفان دير رسيده به منحرفان قديمي تر مدد مي رسانند تا حروف رمز آن به تدريج استخراج شود! «منحرف»، هر حلقه اي است كه به قانون اساسي- ولو با شعار قانونگرايي- تمكين نمي كند و براي تشخيص خود در برابر هدايت كلي ولي امر «اصالت» قائل است. نيت، فرقي در ماهيت خيانت آميز چنين روندهايي نمي كند. اگر كسي چاقو را در سينه انسان ديگري فرو برد، اثر اين عمل جراحت و قتل است، صرف نظر از اين كه نيت ضارب چه باشد. مگر بايد براي همه خائنان امروز يا صدر اسلام حتما سند و كد رمز جاسوسي پيدا كرد- هر چند بعضي ها قطعاً جاسوس و اجير شده اند- تا بعداً بتوان ثابت كرد كه مثلا اقدام سران جمل يا حركت ابوموسي اشعري در صفين و يا رويكرد برخي رجال با سابقه در فتنه سال 88 يا پس از آن خيانت بوده است؟! ذات ايجاد تعارض و صف بندي درون جبهه حاكميت ديني- و مجال آفريني براي بدخواهان و كمين كردگان فرصت طلب- خيانت بزرگي است چون به تصريح قرآن حكيم فتنه از قتل شديدتر و بزرگتر است. ويژگي فتنه گري هر گفتار و رفتاري است كه ميان حق و باطل خلط كند و يكي را به ديگري بيالايد چندان كه به اعتبار غبارآلود شدن فضا و مشتبه شدن امور، مردم باطل را به جاي حق بگيرند يا زبان اهل باطل به روي اصحاب باطل دراز شود.
4- سيد نورالدين عافي راوي جانباز كتاب «نورالدين پسر ايران» روايت مي كند كه در برخي عمليات روزگار دفاع مقدس چگونه رزمندگان يك گروه خودي، خط را گم كرده و به اشتباه به سوي گروه خودي ديگر شليك كرده اند شهيد گرفته اند. البته ميدان جنگ نظامي و شب عمليات اقتضائات خاص خود را دارد اما ميدان سياست نيز به دور از اين اشتباهات نيست، مخصوصا اگر گروه هاي خودي با عمليات رواني و مقدمه چيني عناصر نفوذي، سر اسلحه خود را از جبهه دشمن برگردانند و به سوي جبهه خودي آتش بگشايند. اين كم هزينه ترين و مطلوب ترين گزينه براي دشمن است و البته آدم هاي غافل، مستعدترين نيروها براي اين مدل سربازگيري هستند. به راستي از دوئل نابخردانه روز يكشنبه گذشته چه كساني جز جبهه استكبار و فتنه گران خائن داخلي سود جستند؟ آيا هر دو طرف اين دوئل، نهي چند باره چند ماه اخير رهبر فرزانه انقلاب را نشنيده بودند كه كم يا زياد در اتفاق دشمن شاد كن اخير نقش آفريني كردند؟ اگر كساني در اين ماجرا قصور ورزيدند، ديگراني حتما مقصر و جماعتي قطعا- از دو سو- كارگردان خائن اين صحنه شليك به هم بوده اند تا براي دعاوي فتنه گران مستظهر به حمايت آمريكا و اسرائيل و انگليس سند جور شود! وگرنه مقتداي انقلاب به عنوان يك حجت شرعي و عقلي طرفين را برحذر داشته بودند از اين كه اختلافات را به ميان مردم بكشانند و احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف تحريك كنند.
آيا در ايام الله دهه مبارك فجر و جشن بزرگ پيروزي انقلاب، جفايي تلخ تر از اين ماجرا مي شد در حق امام و امت كرد؟ با فرض اين كه جماعتي- در هر دو طرف- تعمدا براي خيانت زمينه سازي كرده بودند چرا آنها كه به نظام وفادارند، در اين دام پا نهادند و سناريو را كامل كردند؟ از خائن متعمد توقعي نيست اما گروهي كه غفلت كردند سزاوار است هر گونه كه صلاح مي دانند عذر تقصير نزد امام و امت ببرند و به قدر وسع جبران كنند.
5- از بهره مندي نصرت الهي تا بي ياوري، يك «نقض پيمان» فاصله است. «ان تنصروا الله ينصركم و يثبت اقدامكم» وعده تخلف ناپذير خداوند است اما اين حقيقت نيز قانون الهي است كه «فبما نقضهم ميثاقهم لعنّاهم و جعلنا قلوبهم قاسيه». بي وفايي و نقض ميثاق، باعث لعنت پروردگار و محروميت از رحمت الهي مي شود. «و من يلعن الله فلن تجد له نصيرا. و هر كس را خداوند لعنت كند پس هرگز ياوري براي او نخواهي يافت» (نساء/53).
يافتن نقاط ضعف روحي شخصيت ها و دميدن در آن به واسطه افراد متملق به ظاهر همسو، به موازات كاهش آستانه تحمل اين عده و ربودن زمام صبر و تقوا از آنان، كانوني ترين شيوه عمليات اطلاعاتي دشمن براي مهندسي معكوس عليه انقلاب و تكثير ويروس ارتجاع در ميان مرزبانان سياست و مديريت است. بايد از زبان حضرت سيدالساجدين(ع) براي اين مرزداران دعا كنيم و البته به لوازم اين دعا ملتزم باشيم كه «خدايا ياد دنياي خدعه گر فريبكار را به هنگام مواجهه با دشمن از ذهن آنان ببر». راه مصونيت ما از تله و شبيخون و قتل عام دشمن، چشم دوختن به انگشت اشاره فرماندهي است؛ آن مركز ثقل اتحاد و اقتدار كه روح خدا خميني(ره) درباره اش فرمود «پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد». اگر به تعبير مولاي متقيان اثر نعمت هاي الهي بايد در ما ديده شود، اثر نعمت بزرگ انقلاب در چهره ما، بازگشت پيوسته ما به اين قرارگاه دل هاي دوستان خداست. برخي سرشكستگي ها و شماتت انگيزي ها، زيبنده سيماي ما نيست.
محمد ايماني

ما در ميان راه هستيم

راه عبور از فتنه ها در نگاه امام(ره)- قسمت پنجم
ما در ميان راه هستيم

ابراهيم حاجي محمدزاده
سومين آيه اي كه حضرت امام بعد از دو آيه قبلي «انالله و انااليه راجعون» و «قل انما اعظكم بواحده ان تقومولله مثني و فراداي» بيشتر از آيات ديگر قرآن مجيد (27بار) از اولين روزهاي سخت مبارزه تا آخرين روزهاي حيات طيبه خويش براي مقابله با تمامي توطئه و فتنه هاي خارجي و داخلي به آن استشهاد مي كنند آيه مباركه «ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم» (1) است.
در دوران سخت قبل از آغاز انقلاب اسلامي در 15 خرداد 1342 و تصويب انجمن هاي ايالتي و ولايتي كه به دستور آمريكا شكل گرفته و زمينه هاي اسلام زدايي از جامعه را دنبال مي كرد و در حالي كه روحانيت مبارز هيچ وسيله ارتباط جمعي با مردم جز منبر نداشت و در بهره گيري از اين امكان نيز پي در پي دستگير مي شدند حضرت امام(ره) با يادآوري آيه فوق خطاب به يكي از مشهورترين خطباي آن زمان ميفرمايند (7آبان1341) «...يقين داشته باشيد كه خداي تبارك و تعالي با ماست و هيچ قوه اي نمي تواند با خواست خداوند متعال و حضرت ولي امر-عجل الله تعالي فرجه- كه خواست ملت اسلام، تبع آن است مبارزه كند و به خواست خداوند تعالي نصرت با اسلام ومسلمين است «ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم»...»(2)
و 18 روز مانده به قيام 15خرداد (28ارديبهشت 1342) و در اوج خفقان و وحشي گري مزدوران شاه ارعاب و تهديد و دستگيري روحانيون و مبلغين جان بر كف و حاضر در صحنه مبارزه ميفرمايند «... اذا ظهرت البدع فللعالم ان يظهر علمه و الا فعليه لعنت الله(3)...
دين خدا را ياري كنيد و بدانيد «ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم»(4 )
و در اوج اشغالگري و جنايات اسرائيل غاصب، در پيامي خطاب به مسلمانان جهان به مناسبت جنگ سوم اعراب و اسرائيل و فراخواني مسلمين جهان براي مبارزه با صهيونيزيم در تاريخ 16مهر 1352 اعلام مي كنند.
«مطمئن باشند كه در سايه بردباري و استقامت - با به كار بستن دستورات اسلامي- فتح و ظفر از آن ملت اسلام است ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم...»(5) و چند ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي (12 مهرماه 1358) ثمرات نصرت الهي در انقلاب اسلامي برمي شمارند.
«... ان تنصرواالله ينصركم و يثبت اقدامكم» اگر ياري بكنيد دين خدا را- ياري خدا ياري احكام خداست، ياري قرآن كريم است و ياري جمهوري اسلامي است- چنانچه ياري كنيد خدا را خدا هم شما را ياري مي كند، اين يك قضيه كه ياري مي كند و شما اين قضيه را در عين ديديد. كه شما ياري كرديد اسلام را و ياري كرديد احكام اسلام را و ياري كرديد نهضت اسلامي را جمهوري اسلامي را، و خداوند ياري كرد شما را، اگر ياري خداوند تعالي نبود، چطور امكان داشت شماي بدون اسلحه، بدون ساز و برگ جنگي و بدون يك نظام غلبه كنيد بر آنها كه خودشان همه چيز داشتند و همه قدرتها در دست آنها بود، و قدرت هاي شيطاني خارجي هم پشت سرشان ايستاده بود و تأييد مي كرد. لكن شمارا خدا نصرت داد، آنهايي كه غفلت دارند از اين معنا كه يك اراده بزرگ در عالم هست و همه چيز تحت آن اراده است. آنها برايشان معماست، يك معماي حل نشدني، كه چطور شد اين مطلب كه يك ملت با هيچ و هيچ ساز و برگ بر يك همچو قدرتهاي بزرگ غلبه كرد و همه را بيرون راند اينها غافلند از اينكه يك اراده اي فوق همه اراده ها هست... اگر نصرت خدا نبود، چه طور ذهن اينها را منصرف كرد از اينكه مقابله با همه قدرت ها پيدا بكند، اگر اينها با آن قدرتي كه در دست داشتند مقابله مي كردند و همان طور كه الان در افغانستان براي برادرهاي مسلم ما اين طور پيش آمده، اينها را خداي تبارك و تعالي منصرف كرد و يك رعبي در دلشان انداخته كه ايجاد كرد و ترسيدند، يعني يك قدرت بزرگ شيطاني از يك ملت بي ساز و برگ ترسيد نتوانست مقاومت بكند. اين ها نصرت هاي الهي است كه حسب نظر همگي كه يك قدري تأمل در اطراف قضايا بكند واضح است كه همه نصرت خدا بود همه اين پيشرفت ها نصرت خدا بود. جمله دوم: ويثبت اقدامكم شما توجه كنيد كه تا حالا شما با قدرت و قوه ايمان آمديد و نصرت خدا را كرديد. اگر چنانچه خدا هم نصرت كرد شما را و پيش برديد لكن اگر نصرت خدا را بكنيد يك چيز ديگري هم دنبالش هست و آن اين است كه قدمهاي شما را ثابت نگه مي دارد اگر خداي نخواسته، نصرت را شما فراموش كنيد و گمان كنيد مطلب تمام است گذشت ديگر، و برويد سراغ كارهاي خودتان هر كس مشغول گرفتاريهاي خودش بشود و از اين نصرت الهي كه بايد بكند، از نصرت به اسلام و احكام اسلام غفلت كند- آن نصرت سابق چون كرديد، نصرت هم داد- لكن اگر نصرت از آنها قطع بشود نصرت شما قطع بشود. قدمهاتان ثابت نمي ماند بخواهد ثابت بماند تعقيب كنيد اين برنامه اي كه تاكنون داشتيد، تعقيب كنيد. ما بين راه هستيم...)(6)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) سوره محمد(ص) آيه 7
(2) صحيفه امام ج 1 ص 84
(3) اصول كافي ج 1 ص 54 (پيامبر اسلام (ص) هنگامي كه بدعتها ظاهر شدند بر عالم واجب است كه عملش را بروز دهد وگرنه لعنت خدا بر اوست)
4-صحيفه امام ج 1 ص 230
5- صحيفه امام ج 3ص3
6- صحيفه امام ج 10 ص 216

خونريزي (گفت و شنود)

گفت: سايت جرس- ارگان حلقه ماسوني لندن- از بي عرضگي اپوزيسيون گله كرده و نوشته است چرا اپوزيسيون از امكاناتي كه در خارج كشور دارد براي مبارزه با رژيم استفاده نمي كند؟!
گفتم: چه امكاناتي؟!
گفت: نوشته است گروههاي اپوزيسيون در خارج كشور مي توانند از طريق اينترنت و فضاي مجازي عليه رژيم موضع بگيرند! تا معلوم شود كه عليه رژيم فعال هستند.
گفتم: يارو كه در يك شهر دزدي كرده و از مردم كتك مفصلي خورده بود بعد از آن كه وارد يك شهر ديگر شد، روي پشت بام رفت و خطاب به مردم شهري كه او را كتك زده بودند شروع به فحاشي و رجزخواني كرد. دوستش با وحشت به او گفت؛ بس كن ديگه! بيا پايين! الان خون و خونريزي راه مي اندازي!

اسرائيل، در انتظار پاسخ (يادداشت روز)

حمله جنگنده هاي رژيم غاصب صهيونيستي به منطقه اي در حومه دمشق با آنچه طي ماه ها و به خصوص هفته هاي اخير در سوريه جريان داشت، ارتباط مستقيمي دارد. همه شواهد، قرائن، خبرها و جمعبندي هاي رسمي و غيررسمي بيانگر آن است كه سوريه از نقطه بحران عبور كرده و تحولات امنيتي درون اين كشور از اندازه بحران به اندازه «شرايط دشوار» تغيير كرده و در آينده نزديك از شرايط دشوار به سمت چالش هاي محدود امنيتي كه هر كشوري با آن مواجه مي باشد، تغيير خواهد كرد. در اين شرايط حمله رژيم صهيونيستي به حومه دمشق، طبعاً تلاش براي اعاده شرايط بحراني و در امتداد ماجراي امنيتي يك سال اخير به حساب مي آيد اما در عين حال ترديدي هم در اين نيست كه حمله جنگنده هاي رژيم صهيونيستي نتوانسته شرايط را به نفع معارضه ضد سوري تغيير دهد در اين ماجرا توجه به چند نكته اهميت دارد:

ادامه نوشته

جوابيه عسگراولادي و پاسخ كيهان (به جاي يادداشت روز)

برادر بزرگتر و بزرگوارمان جناب آقاي حبيب الله عسگراولادي در پاسخ به يادداشت روز دوشنبه 2/11/91 كيهان با عنوان «سر و ته يك كرباسند» جوابيه اي ارسال داشته اند كه متن كامل آن از نظر خوانندگان محترم مي گذرد. با اين توضيح ضروري كه نامه قبلي ايشان را بدون تعريضي به چاپ رسانديم و درباره نامه اخير استاد نيز، نظر مشابهي داشتيم چرا كه پيش از اين ديدگاه و نظر كيهان درباره موضوع مورد بحث را طي يادداشت هاي متعدد و اخبار و گزارش هاي مستند و فراوان مطرح كرده ايم و نيازي به تكرار آن نمي ديديم، اما حضرت ايشان در تماس با كيهان اصرار داشتند كه آنچه در جوابيه آورده اند بي پاسخ نماند و كيهان نيز ديدگاه و نظر خود را در اين خصوص مطرح كند. از اين روي، ابتدا متن كامل نامه استاد و در ادامه آن، نظر كيهان را مطالعه خواهيد كرد، ضمن آن كه با استنباط از خواسته برادر بزرگوارمان جناب آقاي حبيب الله عسگراولادي، اين هر دو را به جاي «يادداشت روز» مي نشانيم.


ادامه نوشته

پارساترين (به جاي گفت و شنود)

در سالروز شهادت امام حسن عسكري عليه السلام، همنوا با پيروان آن امام همام به سوگ مي نشينيم و اين ستون را به دو حديث از آن بزرگوار اختصاص مي دهيم؛
¤ هيچ عزيزي حق را وا نمي نهد جز آن كه خوار مي شود و هيچ خواري به سوي حق نمي رود، مگر آن كه عزيز مي شود. تحف العقول ص 520
¤ پارساترين مردم كسي است كه به هنگام شبهه، توقف كند. عابدترين مردم كسي است كه واجبات را به جاي آورد. زاهدترين مردم آن است كه حرام را ترك كند. كوشنده ترين مردم كسي است كه گناهان را رها سازد.
تحف العقول ص 519

جوجه جغدها با نقاب عقاب ! (يادداشت روز)

«اوباما، تيم جديد امنيت ملي و سياست خارجي دوره دوم را به گونه اي انتخاب كرده تا پاسخگوي «در اولويت بودن ايران» باشد. اين چينش، يك ساختار ايده آل براي افكارعمومي آمريكا هم به شمار مي رود.»
اين بخشي از تحليل چند روز پيش «نيويورك تايمز» بود و البته در همين چند روز پيش «واشنگتن پست» نيز تحليل مشابهي را منتشر كرده و معطوف به روي كار آمدن «جان كري» بعنوان وزير امور خارجه، «چاك هگل» بعنوان وزير دفاع و «جان برنان» بعنوان رئيس سازمان سيا در آمريكا مي باشد و به گونه اي تنظيم گرديده است كه مخاطب از آن فضاي جديدي را در ارتباط با مناسبات آمريكا و ايران برداشت نمايد. در اين خصوص نكات قابل تاملي وجود دارد:

ادامه نوشته