حقوق بشر! (گفت و شنود)

گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: تمام روزنامه‌های زنجیره‌ای و سایت‌های وابسته به مدعیان اصلاحات، خبر مربوط به تحریم جدید کنگره آمریکا علیه ایران که با 400 رأی موافق و فقط 20 رأی مخالف تصویب شده بود را سانسور کرده‌اند.
گفت: چرا؟!
گفتم: ای عوام! خب! برای اینکه، این خبر ماهیت وحشی و غارتگر آمریکا را فاش می‌کند و از قدیم و ندیم هم گفته‌اند چاقو دسته خودش را نمی‌بُرد.
گفت: ولی همین روزنامه‌های زنجیره‌ای چند روز قبل خبر درخواست 130 نماینده پارلمان آمریکا از اوباما برای گفت‌وگو با ایران را با آب و تاب و تیتر اول، چاپ کرده بودند.
گفتم: برای این که آن خبر به نفع آمریکا بود و آمریکا را صلح‌طلب جلوه می‌داد!
گفت: یعنی اصلاح‌طلبان به این زنجیره‌ای‌ها یک ذره استقلال و آزادی نظر هم نداده‌اند. تازه هی دم از حقوق بشر هم می‌زنند!
گفتم: می‌گویند یکی از همین‌ها با عصبانیت می‌گفت؛ بالاخره نفهمیدیم که آمریکا کی می‌خواهد این حقوق بشر رو به حسابمون بریزه؟!

انتظار آن است که... (یادداشت روز)

1- هفت سال پیش- 4 آذرماه 1385- در یادداشتی با عنوان «درسی از ابوترابی» به خاطره‌ای از آن شهید بزرگوار اشاره کرده بودیم، که تکرار آن با توجه به مسائل این روزها و رسالت خطیری که نمایندگان محترم مجلس برعهده دارند، می‌تواند در‌س‌آموز باشد. بخوانید!
«انتخابات مجلس پنجم در پیش بود و بازار تبلیغات انتخاباتی داغ و پررونق. یکی از شب‌ها- 27 فروردین 75- دقایقی بعد از نیمه شب مرحوم شهید ابوترابی زنگ زد و خبر داد که برای مشورت درباره یک کار بسیار ضروری به منزلمان می‌آید و در توضیح آن که چرا نیمه‌شب؟ و چرا تا صبح صبر نمی‌کند گفت؛ فردا‌شب در مشهد مقدس سخنرانی دارد و باید صبح زود حرکت کند. متوجه شدم که قصد دارد- به روال تقریبا همیشگی- با خودرو به مشهد برود. به ایشان گفتم اگر مسئله خیلی ضروری است چرا با هواپیما به مشهد نمی‌روید که از فرصت صبح فردا هم استفاده کنید؟ پاسخ داد فکر بدی نیست، بنابراین فردا صبح همدیگر را می‌بینیم... و خیلی که به نگارنده تخفیف داد تا به قول ایشان بتوانم استراحت کنم، ساعت 5 صبح فردا قرار گذاشت!... خدا بر درجاتش بیفزاید که به جد از اولیاءالله بود...
صبح فردا در محل ستاد آزادگان به دیدن ایشان رفتم. از این که یکی از گروه‌های سیاسی نام او را در لیست نامزدهای مورد نظر خود جای داده و روی آن تبلیغ می‌کرد، نگران بود. علت نگرانی ایشان را پرسیدم، فرمود اول این که نسبت به منابع مالی آنها تردید دارم و مهم‌تر آن که نمی‌خواهم نام من نشانه تایید برخی دیگر از نامزدهای آن لیست باشد و پرسید؛ آیا به نظر تو این دو موضوع نباید مرا نگران کند؟ حق با او بود و دقت نظرش مثل همیشه ستودنی... به چهره‌اش خیره شدم، گویی مردی از ملکوت به ناسوت آمده و روبرویم نشسته بود! پرسیدم چه تصمیمی دارید؟ گفت؛ نظر تو چیست؟ گفتم؛ تنها راه آن است که بیانیه‌ای صادر کنید و از آنها بخواهید نامتان را از لیست انتخاباتی خود حذف کنند. پرسید؛ آیا اهانت به آنان نیست؟ گفتم؛ اگر علت اصلی را مطرح کنید، خالی از اهانت نخواهد بود زیرا به هر حال و براساس ظواهر امر، نام شما در آن لیست نشانه اعتماد آنها به شماست اگرچه آن را یک ترفند سیاسی می‌دانید که با هدف سوءاستفاده از محبوبیت شما انجام گرفته است... گفت؛ اگر آبرو و محبوبیتی نزد مردم دارم از لطف و عنایت خدا و امانت اوست. نمی‌خواهم از این امانت سوءاستفاده شود و در ضمن راضی نیستم با درخواست حذف نامم از لیست به آنها اهانت کرده باشم... گفت‌وگوی آن روز حدود یک ساعت به طول انجامید و سرانجام شهید ابوترابی چند ساعت بعد با صدور بیانیه‌ای ضمن تشکر از حسن ظن آن جریان سیاسی، خواستار حذف نام خویش از لیست انتخاباتی آنان شد و... هنگامی که از هم خداحافظی می‌کردیم گفت؛ ان‌شاءالله این اقدام مورد رضای خدا باشد، تصمیم دشواری بود اما حالا احساس آرامش می‌کنم، نمی‌خواستم محبوبیتم که هدیه الهی و امانت اوست در تایید برخی از افراد هزینه شود که آنها را برای نمایندگی مجلس شورای اسلامی شایسته نمی‌دانم و نسبت به محل تامین هزینه انتخاباتی این گروه نیز تردید جدی دارم...»
متن بیانیه آن روز شهید ابوترابی- شاهد بودم که حضرت آقا ایشان را شهید خطاب کردند- اینگونه بود؛
«با تشکر از عنایتی که نسبت به اینجانب داشته و نام مرا در لیست کاندیداهای انتخابی خود برای دوره پنجم مجلس شورای اسلامی از تهران قرار داده‌اید، اینجانب از ابتدا نسبت به انطباق بینش و طرز تفکر برخی از کاندیداهای جناح کارگزاران با ارزش‌های بنیادین انقلاب اسلامی تردید داشتم ولی به دلیل احترام به نظر برخی از آقایان و احتمال آن که این دیدگاه‌ها چندان ریشه‌دار نباشد، دعوت بعضی از عزیزان را در قرار گرفتن در لیست کارگزاران پذیرفتم اما متاسفانه پاره‌ای از مسائل اخیر، از جمله مصاحبه‌ها و اعلام‌نظرهای اقتصادی و سیاسی برخی از کاندیداهای محترم این گروه با رسانه‌های داخلی و خارجی و نیز عملکرد غیرقابل توجیه آنان در تبلیغات انتخاباتی و بی‌پروایی در هزینه‌کردن از بیت‌المال، اینجانب را بر آن داشت تا علی‌رغم احترام به اکثر بنیانگذاران و برخی از کاندیداها [گروه کارگزاران]، به عنوان یک تکلیف شرعی، نارضایتی جدی خود را از قرار گرفتن نام خویش در لیست انتخاباتی کارگزاران اعلام دارم.»
2- این روزها نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در آستانه آزمون بزرگ و سرنوشت‌سازی قرار گرفته‌اند. آزمونی که در خروجی آن باید و انتظار می‌رود بار دیگر نشان بدهند «عصاره فضیلت‌های ملت» هستند و منافع نظام‌اسلامی و مردم پاکباخته، خون داده و خون دل خورده این مرز و بوم را با همه توان پاس می‌دارند. سخن فقط یک کلمه است و آن نیز سخن من و ما و شما نیست، بلکه سفارش حیات‌آفرین الهی است که «امانت‌ها را به اهلش وا گذارید» آیه 58 از سوره مبارکه نساء. نکته‌ای که رئیس جمهور محترم نیز در سخنان روز شنبه خود و بعد از حکم تنفیذ بر آن تاکید ورزیده و به کلام حضرت‌امیر‌علیه‌السلام استناد کرد که «اصل ‌الدین اداء الامانه و الوفاء بالعهود... اساس دین ادای امانت و وفا به عهد و پیمان است».
3- دیروز آقای دکتر روحانی رئیس جمهور محترم کشورمان که برای انجام مراسم تحلیف در مجلس شورای اسلامی حاضر شده بود، بعد از پایان مراسم، فهرست وزیران پیشنهادی کابینه خود را تقدیم مجلس کرد. آقای روحانی در‌حالی فهرست وزیران پیشنهادی را به مجلس ارائه کرد که مطابق قانون تا دو‌هفته بعد از مراسم تحلیف برای معرفی آنان فرصت داشت. این اقدام رئیس جمهور محترم را باید نشانه‌ای از نظم و انضباط و برنامه‌ریزی همراه با پشتکار دولت جدید تلقی کرده و به فال نیک گرفت. از سوی دیگر، بخش فراوان و مهمی از سخنان ایشان در این مراسم نیز در تراز رئیس جمهور کشور مقتدر و سرافراز جمهوری اسلامی ایران و درخور تقدیر بود. اما، متاسفانه در فهرست پیشنهادی آقای دکتر روحانی، نام برخی از افراد به چشم می‌خورد که نه فقط کمترین شایستگی و صلاحیتی برای حضور در کابینه ندارند و نقاط سیاه فراوانی در کارنامه مسئولیت‌های پیشین خود دارند، بلکه با آموزه‌ها و برنامه‌های اعلام شده آقای دکتر روحانی برای مدیریت دولت «تدبیر و امید» نیز فاصله‌ای پرنشدنی دارند. حضور این چند نفر در فهرست پیشنهادی آقای دکتر روحانی با توجه به بینش و منش دیده شده و بارها تاکید شده از سوی ایشان قابل توجیه نیست. به یقین نمی‌توان گفت که رئیس جمهور محترم از هویت افراد مورد اشاره بی‌خبر بوده‌اند، چرا که روحانی به هوشمندی و آگاهی از عرصه سیاسی کشور شناخته می‌شود. از سوی دیگر، این احتمال نیز قابل قبول نیست که دکتر روحانی در آغاز کار به گزینه‌هایی روی آورده است که با معیارها و موازین اعلام شده ایشان در تضاد و تناقض بوده و کمترین همخوانی نداشته باشند. پس علت چیست؟ پاسخ این پرسش را تنها بایستی در نکته‌ای جستجو کرد که روز چهارشنبه 9/5/92 طی یادداشتی با عنوان «هدیه مجلس به روحانی و ملت» بر آن تاکید داشتیم. آنجا که آورده بودیم «با توجه به ترکیب کابینه پیشنهادی و برخی از شواهد موجود می‌توان حدس زد- و امروز آن حدس به یقین تبدیل شده است- که آقای روحانی در انتخاب گزینه‌ها، از سوی اصحاب فتنه، مدعیان اصلاحات و کارگزاران به شدت تحت فشار بوده است. و تاکید شده بود «احساس می‌شود رئیس جمهور منتخب در انتخاب اعضای کابینه خود با مجموعه‌ای از فشارها، انتظارها و رودربایستی‌ها روبرو بوده است و برای خروج از این چنبره دست کمک به سوی مجلس شورای اسلامی و نمایندگان ملت دراز کرده است.» آیا برای توجیه حضور چند فرد بدسابقه در فهرست پیشنهادی رئیس جمهور، غیر از احتمال اخیر یعنی فشار جریانات یاد شده می‌توان احتمال دیگری را پیش کشید؟! پاسخ منفی است.
4- در این باره گفتنی‌ها بسیار است که به آن خواهیم پرداخت ولی تنها به عنوان نمونه، آیا کسی که در دوران تصدی چندین و چند ساله وزارت نفت، پرونده‌های مفتوح و پاسخ نداده‌ای از انعقاد قراردادهای خسارت‌آفرین و بعضا شبیه ترکمنچای داشته و از جمله در قرارداد ننگین «کرسنت»، گاز ایران را بدون طی مراحل قانونی و از طریق واسطه‌های رشوه‌دهنده با 14 برابر زیر قیمت روز به طرف خارجی واگذار کرده است و... می‌تواند امین ملت ایران در وزارت حساس و سرنوشت‌ساز نفت باشد؟! مضحک آن که سایت «انتخاب» وابسته به اصحاب فتنه بعد از روشنگری مستند کیهان، برای توجیه این قرارداد ذلت‌بار و مشکوک، عذر بدتر از گناه آورده و نوشته است؛ «مدیرعامل شرکت شارجه دوبی در سال 1378 به دفتر آقای خاتمی مراجعه می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که این قرارداد بسته شود تا مشکل جزایر سه‌گانه ایران حل شود»! که باید پرسید؛ اولا؛ مگر آن قرارداد ذلت‌بار بسته نشد؟ پس چرا هنوز هم توهم مالکیت بر جزایر سه‌گانه از سوی طرف‌های خارجی مطرح می‌شود؟ و ثانیا؛ از وزیر نفت وقت و دولت خاتمی که به قول شما برای جلب نظر امارات به این دولت فسقلی باج می‌دهد، چه انتظاری هست که در مقابل باج‌خواهی آمریکا و اروپا سر تعظیم فرود نیاورد؟! و یا درباره وزیر پیشنهادی دیگر باید گفت که صلاحیت ایشان برای نمایندگی مجلس نهم احراز نشده بود، بنابراین چگونه برای تصدی یک وزارتخانه سرنوشت‌ساز معرفی شده است؟! و البته، این به معنای عدم صلاحیت ایشان برای برخی از مسئولیت‌های دیگر نیست. و یا فلان نامزد معرفی شده برای وزارت «صنعت، معدن و تجارت» صاحب یک شرکت تجاری بزرگ در حوزه نفت با درآمد و ثروت نجومی است و یا...؟!
به یقین نمایندگان مردم از این آزمون بزرگ سرافراز بیرون خواهند آمد. ان‌شاءالله.

حسین شریعتمداری

لرزش! (گفت و شنود)

گفت: این چه حسابی است که عده‌ای اصرار دارند برخی از افراد آلوده به خیانت در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 را به کابینه آقای روحانی تحمیل کنند!
گفتم: خب! برای اینکه بتوانند به ماموریت ناکام مانده خود در سال 88 ادامه بدهند!
گفت: ولی رئیس جمهور منتخب علیه فتنه‌گران موضع داشته و دارد و بعید است به آنها اجازه بدهد در دولت ایشان دست به فتنه‌گری بزنند.
گفتم: اصحاب فتنه قصد دارند بعد از تحمیل یاران خود به کابینه در پوشش آنها مهره‌چینی کنند.
گفت: پس بگو...!
گفتم: مادری به کودک خردسالش گفت؛ من نمی‌دانم تو چرا اصرار داری دارویت را از دست پدر بزرگت بخوری! و فرزندش گفت؛ برای این که دستش می‌لرزد و دارو به زمین می‌ریزد!

نیاز نفت به ما (یادداشت روز)

طرح تشدید تحریم‌ها علیه ایران با هدف توقف کامل صدور نفت ایران تا سال 2015، با 400 رأی موافق در مقابل 20 رأی مخالف در کنگره آمریکا به تصویب رسید. هر چند این طرح برای نهایی شدن، نیازمند تصویب سنا و امضای باراک اوباماست اما براساس تجربه از هم‌اکنون می‌توان آن را تصویب شده دانست. در این خصوص مطالب زیر قابل طرح است:
1- اینکه تحریم تازه‌ای با رأی بالا در کنگره آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران تصویب شود، حرف تازه‌ای نیست. بیش از سه دهه دشمنی و تحمیل قریب یکصد و هفتاد تحریم گوناگون به مردم ایران، تردیدی در ماهیت پلید دشمن و عزم آنها برای به زانو درآوردن ملت انقلابی ما باقی نمی‌گذارد. تحریم‌هایی نظیر تحریم دارو که با هیچ معیار انسانی سازگاری ندارد و صرفا نشانگر آن است که آمریکا برای رسیدن به اهداف خود به هیچ منطق و قانونی پایبند نیست و جنایت علیه جان انسان‌ها را هم مجاز می‌داند. این کارنامه سیاه و البته ده‌ها و صدها جنایت دیگر آمریکا در حق ملت بزرگ ایران، همه و همه از دشمنی و کینه‌توزی نظام سلطه با مردم و نظام اسلامی ایران حکایت دارد. گفتنی است چند سال قبل ژنرال «واین برگر» وزیر دفاع وقت آمریکا گفته بود با ایران به عنوان یک ملت باید برخورد شود!
2- از دشمنی مثل آمریکا، جز دشمنی و جنایت انتظار دیگری نمی‌توان داشت. این امر در ماهیت آمریکاست و انتظار تغییر رفتار آمریکا بدلیل تغییرات سیاسی و دست به دست شدن قدرت در کشورمان یا در آمریکا، ساده‌اندیشی و خیالی واهی است. شک نباید کرد که آمدن و رفتن یک دولت در ایران، تصمیم آمریکا در دشمنی با مردم ایران را تغییر نخواهد داد و تصویب تحریم‌های جدید دولت در آستانه شروع به کار دولت یازدهم مؤید این ادعاست.
3- اما چاره چیست و در مقابل تحریم نفت ایران و تلاش دشمن برای توقف کامل صادرات نفتی کشورمان، چه باید کرد؟ کمترین عقب‌نشینی در برابر دشمن، پیشروی سنگر به سنگر حریف را به دنبال خواهد داشت و تجربه سه دهه گذشته تردیدی باقی نگذاشته است که حق را فقط با ایستادگی و مقاومت می‌توان به دست آورد و تن دادن به خواست دشمن آغاز از دست دادن‌هاست.
4- هدف‌گیری دشمن برای تحریم نفت ایران، نشانه اهمیت نفت در اقتصاد ماست. سالهای سال است که نفت بعنوان موتور اصلی اقتصاد ما شناخته شده و اینگونه نیز هست. همین موتور محرک اما از منظر دشمن، نقطه ضعفی بزرگ و طمع‌برانگیز است. نقطه ضعفی که امکان ورود آسیب جدی به نظام ما را رقم می‌زند چرا که اولا اتکاء به اقتصاد نفتی، سبب غفلت از بسیاری از ظرفیتهای مهم اقتصادی کشور و رخوت و سستی در عرصه های مدیریتی و برنامه ریزی شده است و ثانیا باتوجه به تسلط قدرتهای استعمارگر بر مدیریت بازار نفت و خیانت برخی کشورهای تولیدکننده نفت، عملا مدیریت تولیدکنندگان بر این سرمایه غنی بسیار کم بوده و همیشه سایه تهدید دشمنان بر اقتصادهای تک‌محصولی تولیدکنندگان نفت دیده می‌شود. هرچه این وابستگی به نفت بیشتر باشد این تهدید جدی‌تر و عمیق‌تر است.
5- «اقتصاد ما دچار این اشکال است که وابسته نفت است. ما باید اقتصاد خودمان را از نفت جدا کنیم. دولتهای ما در برنامه‌های اساسی خودشان این را بگنجانند. من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاه‌های نفت را ببندیم. آقایان به قول خودشان «تکنوکرات» لبخندِ انکار زدند که مگر می‌شود؟! بله، می‌شود؛ باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه‌ریزی کرد. وقتی برنامه اقتصادی یک کشور به یک نقطه خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه خاص تمرکز پیدا می‌کنند» این‌ها بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب در نخستین روز سال 92 است. هر چند ایشان، در این باره قبلا هم تأکیدات و تذکراتی داشته‌اند اما گلایه از کوتاهی‌های گذشته و تأکید مجدد بر این امر مهم در این مقطع خاص تاریخی، پیام ویژه‌ای دارد و از ضرورت کاهش وابستگی کشور به نفت برای عبور از فشارهای اقتصادی دشمن حکایت می‌کند.
6- اگر بپذیریم که نفت محوری‌ترین بخش اقتصاد ماست و باید برای خلاصی از این نقطه ضعف کاری بکنیم، نباید فراموش کنیم که در نقطه مقابل هم این ضعف وجود دارد و نفت همانند خون در رگ اقتصاد دشمنان ماست و کوچکترین تغییری در آن، معادلات دشمن را به هم می ریزد. می‌توان با هنرمندی و هوشیاری، با برنامه‌ریزی جدی و حساب شده، به جای نگرانی از تحریم نفتی دشمن به سمتی حرکت کنیم که ما دشمنانمان را مورد تحریم نفتی قرار بدهیم. بازی ما با اهرم نفت و مدیریت آن در حالتی که بتوانیم به قول رهبر معظم انقلاب «هر وقت اراده کردیم در چاه‌های نفت را ببندیم»، نه تنها تحریم‌های وحشیانه آمریکا و متحدانش را خنثی کرده‌ایم بلکه اقتصاد قدرت‌های غربی را با آسیب جدی روبرو خواهیم کرد. از این روی می‌توان گفت که هم ما نیاز به نفت داریم و هم نفت به ما نیاز دارد. 
انجام این مهم نیازمند برنامه‌ای همه‌جانبه است تا یکبار برای همیشه به این آرمان بزرگ و هوشمندانه رهبر معظم انقلاب جامه عمل پوشانده شود. اکنون که در آستانه تشکیل دولت یازدهم هستیم، جا دارد در انتخاب وزرای دولت و به‌ویژه وزیر نفت به این امر مهم توجه ویژه‌ای بشود و کسی بر این کرسی تکیه بزند که کمر همت برای قطع وابستگی ببندد نه لبخند انکار بر لب داشته باشد.
حسین شمسیان

مخوان ! (گفت و شنود)

گفت: آقای علی مطهری هم علیه کیهان افاضه فرموده! و اعتراض کرده که چرا کیهان سران و عوامل فتنه را جنایتکار می‌داند و معتقد است نباید در کابینه باشند.
گفتم: کیهان ده‌ها سند غیرقابل انکار از جنایت‌ها و خیانت‌های سران و عوامل فتنه ارائه کرده است. آقای علی مطهری چرا به جای ارائه دلیل فقط حرف می‌زند؟!
گفت: چه عرض کنم؟!
گفتم: کاش به این سؤال پاسخ می‌داد که ایشان غیر از این که فرزند استاد شهید است دیگر چه ویژگی برجسته‌ای از خودش دارد؟! برخی از افکارش هم که یکصد و هشتاد درجه با استاد شهید متفاوت است.
گفت: بایستی به جای سوءاستفاده از نام استاد دستکم چند تا از آثار استاد را بخواند تا بهتر بتواند چند کلمه حرف حساب هم بزند!
گفتم: به قول سعدی؛ ناخوش آوازی با بانگ بلند قرآن همی خواند، گفتمش برای چه می‌خوانی گفت؛ برای خدا...! گفتمش؛ برای خدا مخوان!

راهنمای جامع آزادسازی قدس (یادداشت روز)

«قدس را چه کسی و چگونه آزاد می‌کند» این اساسی‌ترین سؤال جهان اسلام طی حدود هفت دهه گذشته است این پرسش در جای خود حاکی از این باور قطعی است که قدس حتما باید آزاد شود و این یک باور و «آرمان» مشترک در جهان اسلام است. هیچ مسلمانی در هیچ کجای دنیا هر چند در موضع «اقلیت» باشد، در لزوم آزادسازی قدس و نیز «مسئولیت» خود در این موضوع تردید ندارد و اگر هنوز بیت‌المقدس به پایتخت رژیم غاصب تبدیل نشده و هنوز مسلمین فلسطینی می‌توانند در مسجدالاقصی نماز بخوانند، بخاطر این حس عمومی است. اشغال کامل قدس و قطع دست مسلمانان از آن علی‌الاصول به یک انفجار عمومی در جهان اسلام منجر می‌گردد بگونه‌ای که غرب قادر به تحمل نتایج آن نیست و از این رو حتی آمریکایی‌ها با این سیاست صهیونیستی مخالفت کرده‌اند.
اما در عین حال رژیم صهیونیستی موجودیت خود را با اشغال کامل قدس مرتبط می‌داند. از نظر بنیانگذاران اسرائیل، تا زمانی که قدس در اختیار مسلمانان قرار دارد اشغال بقیه سرزمین‌های فلسطینی و حتی سرزمین کشورهای عرب همجوار فلسطینی نمی‌تواند تثبیت اسرائیل را در پی داشته باشد چرا که وجود قدس و اماکن مقدس تاریخی آن نظیر «قبه‌الصخره» و «مسجدالاقصی» به یاد همگان می‌آورد که اینک این سرزمین توسط رژیمی یهودی غصب شده و خود این موضوع بالاخره کانون یک جنبش بزرگ ضد صهیونیستی خواهد بود. اسرائیلی‌ها واقعاً از فردا خبر ندارند خودشان می‌دانند که در این منطقه طی 300-200 سال اخیر چه حکومت‌هایی سقوط کرده‌اند و چه جنبش‌هایی پدید آمده‌اند و تغییرات چه سریع اتفاق می‌افتند آنان فراموش نمی‌کنند که به چشم بر هم زدنی «جزیره ثبات» کانون سهمگین‌ترین و پردامنه‌ترین انقلاب‌های دینی شد. آنان فراموش نمی‌کنند که طی 30 سال با وجود مخالفت جدی غربی عربی یک «جمهوری اسلامی» پدید آمد، که بی‌محابا «محو اسرائیل» را طلب می‌کند همین دیروز نتانیاهو بااشاره به اظهارنظر دکتر روحانی در مورد اسرائیل، نومیدانه تغییر به نفع اسرائیل در ایران را یک توهم خواند. صهیونیست‌ها می‌دانند که به سادگی یک موج مردمی در شمال آفریقا رژیم‌های بن‌علی، مبارک و قذافی را ساقط کرد و حال آنکه این رژیم‌ها از مستحکم‌ترین رژیم‌های منطقه بودند. صهیونیست‌ها می‌دانند که یک گروه دینی با شمار کم به میدان مقابله با اسرائیل آمد و امروز قوی‌ترین جریان ضد صهیونیستی در منطقه به حساب می‌آید. سران تل‌آویو هنوز تلخی هزیمت از لبنان در سالهای 1996 و 2000 را در کام خودحس می‌کنند.
رژیم تل‌آویو از «حوثی‌ها» و انگیزه‌های قوی آنان در یمن خبر دارد و می‌داند که آنان در حال تمرین برای مواجهه با صهیونیست‌هایند و برایشان هیچ چیز شیرین‌تر از این نیست که در جنگ با اسرائیل بکشند و یا به شهادت برسند. رژیم تل‌آویو «صدری‌ها» و «بدری‌های» عراق را می‌شناسد و از انگیزه‌های قوی ضد صهیونیستی آنان خبر دارد کما اینکه جوانان پرحرارت کشمیری و بحرینی را بخوبی می‌شناسد و می‌داند که برای ورود در یک جنگ ضد اسرائیلی لحظه‌شماری می‌نمایند تا چه رسد به اینکه اسرائیل از انگیزه بسیار قوی میلیونها نیروی بسیجی در ایران خبر دارد و می‌داند که آنان صبح را به شب می‌رسانند در حالی که خود را برای لحظه موعود آماده می‌نمایند.
با این وصف کاملاً پیداست که رژیم صهیونیستی اگرچه از حمایت زیاد غرب و از همراهی بی‌دریغ خائنان عرب برخوردار است ولی اوضاع را برای خود خطرناک ارزیابی می‌نماید. اسرائیل برای مواجهه با «خطرات آینده» دو راهبرد را در پیش گرفته است؛ «راهبرد درگیرسازی ظرفیت جبهه‌ای جهان اسلام» از طریق دامن زدن به اختلافات عقیدتی میان مسلمانان و به میدان فرستادن وهابیون ارهابی به نام دفاع از اهل سنت، و «راهبرد تکمیل اشغال تدریجی بیت‌المقدس» از طریق تداوم شهرک‌سازی‌ها و ادامه کوچاندن اعراب از بیت‌المقدس و همزمان با این دو استفاده از ظرفیت عناصر سازشکار در تشکیلات خودگردان و سران قطر و سعودی برای توافقی جلوه دادن سیاست تداوم شهرک‌سازی و خاتمه دادن به پرونده بازگشت آوارگان فلسطینی. رژیم صهیونیستی اگرچه چهره‌ای مصمم از خود به نمایش می‌گذارد ولی به هیچ وجه اطمینانی به آینده ندارد، حزب‌الله لبنان امروز علاوه بر مرزهای شمالی فلسطین بر مرزهای شمال شرقی فلسطین- یعنی مناطق مشترک با سوریه - نیز سیطره دارد و خود اسرائیلی‌ها معتقدند حزب‌الله از هر زمانی قوی‌تر شده و رابطه آن با دولت سوریه از همیشه قوی‌تر و عملیاتی‌تر است. رژیم صهیونیستی در بخش میانی با دو نیروی قوی معارض مواجه می‌باشد، نیرویی مرکب از حماس و جهاد اسلامی در میانه غربی که به پشتیبانی 8/1 میلیون نفر از جمعیت عمدتا جوان ساکن غزه متکی است و نیرویی مرکب از کتائب (گردانها) فلسطینی که چندان تابع تشکیلات سازشکار محمود عباس هم نبوده و به پشتیبانی دست کم 5/2 میلیون نفر فلسطینی ساکن کرانه و قدس شرقی و جنین متکی است. این‌ها در وقت لازم می‌توانند یک جهنم واقعی را علیه اسرائیل به وجود آورند. رژیم صهیونیستی در عین حال هیچ اطمینان خاطری از مرزهای طولانی خود با اردن و مصر ندارد، همین حالا هفته‌ای نیست که اسرائیلی‌ها چند تلفات را در مواجهه با نیروهای مرموز صحرای سینا ندهند. منطقه بزرگ سینا که عنصر اصلی شکل دهنده به معاهده استراتژیک کمپ دیوید می‌باشد عملا به یک منطقه آزاد تبدیل شده و معلوم نیست که آیا در نهایت ارتش مصر به فرض اینکه انگیزه‌ای برای حفظ امنیت به نفع اسرائیل داشته باشد، قادر به کنترل سینا خواهد بود. این ارتش طی ماههای اخیر حتی نتوانست امنیت منطقه بسیار کوچکتر مصری «طابا» در مجاورت با منطقه فلسطینی «ایلات» را که در پیمان کمپ دیوید بطور خاص از آن بعنوان «منطقه حایل» یاد شده، تامین نماید و حال آنکه از نظر تحلیلگران امنیتی، وضع امنیتی سینا مهمترین شاخص ارزیابی توانمندی یا ناتوانی ارتش مصر در مهار بحران امنیتی به حساب می‌آید.
«قدس را چه کسی و چگونه آزاد می‌کند» تا پیش از اعلام رسمی اشغال فلسطین توسط اسرائیل در سال 1327 ش، تصور می‌شد که خیزش‌های محدود محلی و حساسیت مذهبی مسلمانان و هیئت علمای متولی اماکن مقدسه فلسطین تحت رهبری حاج امین حسینی می‌تواند مانع دست‌اندازی رژیم صهیونیستی به قدس و سایر اماکن مقدس اسلامی شود اما هرچند مرحوم حاج امین و واکنش عمومی مردم نقش مهمی در دفاع از قدس داشت ولی در عمل نتوانست مانع تجاوزات صهیونیست‌ها شود و از این رو در این دوره ما بارها شاهد هجوم صهیونیست‌ها به مسجد‌الاقصی و حتی به آتش کشیده شدن آن بودیم.
پس از آنکه موجودیت رژیم منحوس اسرائیل اعلام شد، باور عمومی مسلمانان بخصوص باور جهان عرب این بود که «وحدت عربی» و «انگیزه‌های عربی» در نهایت به آزاد شدن کامل قدس و ممانعت از دست‌اندازی صهیونیست‌ها به آن می‌شود. اگر نگاهی به سخنرانی‌های رهبران عربی و شعارهایی که در اجتماعات آنان داده می‌شد و نیز مقالاتی که در دهه اول پس از اشغال فلسطین در مطبوعات عربی درج می‌شد، بیاندازیم درمی‌یابیم که عربیت مهمترین پایه خنثی‌سازی تلاش صهیونیسم در سیطره بر قدس شریف است. بعنوان مثال هفته‌نامه «الثار» که توسط گروهی فلسطینی معتقد در فاصله سالهای 1331 تا 1337 ش در لبنان به چاپ می‌رسید و یکی از اصلی‌ترین نشریات فلسطینی به حساب می‌آمد در یکی از سرمقاله‌های خود نوشت: «تنها بازگشت سیادت و سروری عرب بر سرزمین فلسطینی بصورت یک سلطه و سیطره مطلق است که طرح یهودی شدن فلسطین را خنثی می‌کند». این تریبونها در این مقطع بنحو افراط‌گرایانه‌ای روی انگیزه‌های عربیت تاکید می‌کردند ولی در عمل هیچ دستاوردی نصیب اعراب نگردید. امروز هم البته حتی در میان فلسطینی‌ها شعار ناسیونالیستی داده می‌شود و رگه‌هایی از این موضوع حتی در گروههای اسلام‌گرایی‌نظیر «حماس» هم وجود دارد ولی دیگر از آن مطلق‌گرایی خبری نیست.
امروز این اعتقاد که نه انگیزه‌های صرف فلسطینی و نه انگیزه‌های صرف عربی، نه مبارزه صرف مسلحانه و نه مبارزه صرف سیاسی، نه مبارزه صرف تشکیلاتی و نه مبارزه صرف مردمی قادر به دفاع از فلسطین و قدس هستند به یک باور نسبتا عمومی تبدیل شده است. برای آزادسازی فلسطین امام عظیم‌الشان راهی را نشان دادند که ضمن آنکه نافی انگیزه‌های عربی یا تشکیلاتی یا تسلیحاتی و یا توده‌ای نیست اما راه کاملتر و جامعتری را فراروی فلسطین قرار می‌دهد. نظریه و راه‌حل حضرت امام خمینی- قدس‌سره- چند پایه اساسی دارد؛ 1- آزادی فلسطین را باید از پافشاری بر آزادی قدس آغاز کرد چرا که از یک سو قدس قلب فلسطین است و از سوی دیگر دفاع از این نقطه است که خون همه ملت‌های اسلامی را به جوش می‌آورد و در منطق عمومی بین‌المللی هم این دفاعی مشروع‌تر به حساب می‌آید چرا که قوانین بین‌المللی بیت‌المقدس را منطقه‌ای بین‌المللی به حساب آورده است 2- آزادسازی قدس و فلسطین مسئولیتی عمومی برای همه آزادگان دنیا و بخصوص همه مسلمانان است و در این راه میان یک فلسطینی یا یک اندونزیایی و مراکشی و... تفاوتی وجود ندارد. 3- آزادسازی فلسطین و قدس باید با انگیزه‌های قوی دینی و با هدف احیای قدرت اسلام دنبال گردد 4- در آزادی قدس باید همه ظرفیت‌ اجتماعی جهان اسلام پای کار بیاید و در این صورت بدون نیاز به جنگ، اسرائیل محو می‌شود 5- در عین حال از آنجا که خنثی‌سازی نقشه غربی- صهیونیستی در مورد فلسطین و قدس فوریت دارد و نمی‌توان تا به میدان آمدن همه ظرفیت اجتماعی مسلمانان در سراسر دنیا صبر کرد، باید از «مسلسل‌های متکی به ایمان و قدرت اسلام» استفاده کرد 6- آزادسازی قدس و فلسطین را باید مبدأ حل همه مشکلات جهان اسلام قرار داد و «رهایی همه مسلمانان جهان از قید اسارت و بردگی شیطان بزرگ و ابرقدرت‌ها» را به عنوان هدف نهایی و میثاق مشترک ملت‌های مسلمان مد نظر قرار داد. 7- در مبارزه برای آزادی قدس و فلسطین باید آمریکا را به عنوان مهمترین عامل حیات رژیم غاصب از جهان اسلام طرد کرد و برای آن ملت‌ها باید به طور جدی از دولت‌های خود بخواهند که در روابط با آمریکا تجدیدنظر نموده و در برابر طرح‌های آن ایستادگی نمایند.
نظریه امام برای آزادسازی فلسطین، نظریه‌ای جامع است و در میان همه فرق و مذاهب اسلامی پذیرفته شده است و از این رو می‌توان از آن به عنوان «نظریه جامع آزادسازی فلسطین» حرف زد و به مطالبه عمومی جهان اسلام تبدیل کرد این مسئولیتی است که همه دستگاه‌های مرتبط با حوزه سیاست خارجی کشور بر دوش دارند، امری که تا حد زیادی مورد غفلت قرار گرفته است.

سعدالله زارعی

خواب (گفت و شنود)

گفت: یکی از ضد انقلابیون فراری در صفحه فیس‌بوک خودش نوشته؛ «هر چی فکر می‌کنم از خودمون که اپوزیسیون خارج کشور هستیم، بدبخت‌تر و علاف‌تر پیدا نمی‌کنم».
گفتم: حرف حساب زده!
گفت: نوشته؛ هیچکس در ایران برای حرف‌ها و پیشنهادهای ما تره خُرد نمی‌کنه ولی ما توی ینگه دنیا پای کامپیوتر نشسته‌ایم و به خیال خودمون داریم مبارزه می‌کنیم؟!
گفتم: خب! دیگه چی؟!
گفت: نوشته؛ برنامه‌هایی هم که برای تجمع اعلام می‌کنیم تکراری شده و هیچکس حاضر به شرکت در آن نیست.
گفتم: خانمی وسط نمایش فیلم در سینما همسرش را صدا کرد و گفت؛ نگاه کن! اون یارو حسابی خوابش برده! و همسرش با عصبانیت گفت؛ به جهنم که خوابش برده، حالا چرا منو از خواب بیدار کردی؟!

اسرائیل نمی‌تواند بماند (یادداشت روز)

سپتامبر 2012 هنگامی که باراک اوباما در مجمع عمومی سازمان ملل از حل چالش اسرائیل و فلسطین به واسطه مذاکره سخن گفت، با واکنش قابل تامل یک سیاستمدار بازنشسته اسرائیلی مواجه شد. این سیاستمدار گفته بود «فلسطینی‌ها نباید اوباما را دستپاچه کنند. آنها باید با اسرائیلی‌ها بنشینند و با آنها تمرین کنند و مثل گوسفند و گرگ برای ناهار تصمیم بگیرند»! ازسرگیری مذاکرات میان تزیپی لیونی وزیر دادگستری اسرائیل و صائب عریقات نماینده تشکیلات خودگردان با میزبانی آمریکا، تداعی‌کننده همان صحنه‌ای است که سیاستمدار بازنشسته صهیونیست ترسیم کرده است. آخرین دور مذاکرات بی‌سرانجام، 3 سال پیش (سال 2010) به خاطر دور تازه شهرک‌سازی صهیونیست‌ها در قدس شرقی و کرانه باختری با بن‌بست مواجه شد. اما اکنون جان کری برای دو طرف فلسطینی- صهیونیست مراسم افطار! برگزار می‌کند و وعده می‌دهد که دور تازه مذاکرات ممکن است حدود 9 ماه طول بکشد. باراک اوباما هم در بیانیه‌ای از طرفین خواسته همچنان مذاکره کنند «تا شاید بتوان به هدف تشکیل دو کشور دست یافت».
نزدیک 4 دهه است که طیفی از اعراب و سازمان فتح به میانداری آمریکا با اشغالگران سرزمین فلسطین مذاکره می‌کنند و هر بار امتیازی می‌دهند بی آنکه کمترین امتیازی کسب کنند. سهم یاسر عرفات از همه مذاکرات و امتیازاتی که داد، سم ایدزی بود که در جان وی وارد کردند و مرگ او را رقم زدند. سنگ بنای مذاکرات سازش، با مذاکره کمپ‌دیوید میان بگین و انور سادات و میزبانی کارتر در سال 1978 گذاشته شد. این آغاز خیانت علنی به آرمان فلسطین بود. پس از آن مذاکرات سازش در مادرید (1991)، اسلو (1993)، کمپ‌دیوید (2000)، طابای مصر (2001)، ژنو (2003)، آناپولیس (2007) و واشنگتن (2010) از سوی دولت‌های کلینتون و بوش و اوباما پی گرفته شده و با سناریوهای فریبی نظیر طرح صلح عربستان (سال 2002) و «نقشه راه» گروه چهارجانبه (2003) همراه بوده است. اما دریغ از اینکه یک وجب از سرزمین فلسطین که از دریای مدیترانه تا رود اردن را شامل می‌شود، به صاحبان آن بازگردانده شود. آیا قرار است 9 ماه دیگر روند مذاکرات مادرید و اسلو و کمپ‌دیوید و طابا و ژنو و آناپولیس و واشنگتن تغییر کند؟ چرا باید فلسطینی‌ها به این مذاکرات امید داشته باشند؟ حق با عبدالباری عطوان سردبیر فلسطینی نشریه القدس العربی بود که چند ماه پیش نوشت «ابومازن وقتی اعلام می‌کند که نمی‌خواهد به زادگاهش صفد بازگردد و آن را خاک اسرائیل می‌داند، در واقع برای رضایت اشغالگران، از اصول اساسی ملت فلسطین عقب‌نشینی و آنها را تحقیر می‌کند. اما او اگر می‌خواهد در پایتخت اردن بقیه عمر را سپری کند حق ندارد از جانب 6 میلیون آواره فلسطینی سخن بگوید. او 20 سال است که امتیاز می‌دهد اما فقط توهین نصیبش شده است. او وقتی می‌خواهد یکی از ما نباشد، نباید از جانب ما سخن بگوید».
تاریخ تحولات 35 سال گذشته سند معتبری برای این ادعاست که دلال‌ها و شرخرهای سیاسی نمی‌توانند از طرف ملت فلسطین، این سرزمین شریف را بفروشند که اگر چنین بود ضرورت نداشت هر چند وقت یک بار، خیمه مذاکره برپا کنند. بیداری و مقاومت اسلامی در همین 3 دهه موجب شده تا فلسطین لقمه‌ای گلوگیر برای صهیونیسم شود. همین روزها روزنامه آلمانی دی‌سایت با اشاره به تقسیم منطقه غرب آسیا توسط انگلیس و فرانسه پس از جنگ اول جهانی نوشت «مارک سایکس دیپلمات و نظامی انگلیسی زمانی خطی از عکا در فلسطین تا کرکوک در عراق کشید. او به اتفاق فرانسوا ژرژپیکو، باقی مانده امپراتوری عثمانی را میان خود تقسیم کردند. اما حالا بحران به شکلی شگفت اوج گرفته است. غرب امروز دیگر نمی‌تواند مانند دوره سایکس- پیکو خطی روی شن بکشد و قلمرو مشخص کند. این یک نوستالژی نیست. نظم تحمیل شده غرب و دوره استعمار در حال فروپاشی است».
65 سال پس از اشغال فلسطین و تلاش منحصر به فرد برای اعتبار بخشیدن به رژیم جعلی صهیونیستی، مسئله نه تنها حل نشده و رژیم اسرائیل جا نیفتاده بلکه بحران مشروعیت و اقتدار عمیق‌تر از همیشه سر برآورده است. سپتامبر سال گذشته متیو گولد سفیر انگلیس در تل‌آویو ضمن مصاحبه با شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی گفت «اسرائیل در حال نابودی است. جایگاه اسرائیل در دنیا هر روز ضعیف‌تر می‌شود. این روند سرعت تازه‌ای به خود گرفته است. منظور من افراد عادی نیستند بلکه نمایندگان پارلمان و شخصیت‌های مهم جهان هستند که یک به یک از تایید اسرائیل منصرف می‌شوند». حق با سفیر انگلیس بود. یک ماه پس از سخنان وی یعنی در اکتبر 2012 فیلیپ جرالدی افسر سابق سیا درباره این سؤال که چرا از اسرائیل متنفر است؟ در آنتی‌وار نوشت «زمانی که افسر سیا بودم سفرهای متعددی به اسرائیل داشتم و با خیلی‌ها ملاقات کردم. من دوستان یهودی دارم اما هیچ کدام این مسائل حقیقت را که دولت‌های اسرائیل بخشی از پروژه جنایتکارانه بلندمدت هستند و سلسله‌ای از رؤسای جمهور و نخست‌وزیران جنایتکار، زمام امور آن را برعهده داشته‌اند، تغییر نمی‌دهند. نظام اسرائیل، نسبت به معیارهای بین‌المللی یاغی و دستانش آغشته به خون اشغالگری و شکنجه است. بدتر از آن این که اسرائیل، کشورم آمریکا را به بازی گرفته و خسارت‌های وحشتناکی به دولت و ملت آمریکا تحمیل کرده است. من این جنایت را نمی‌توانم ببخشم یا از آن چشم‌پوشی کنم». همان زمان گوشه‌ای از گزارش 16 نهاد اطلاعاتی آمریکا منتشر شد که تاکید می‌کرد «اسرائیل بزرگترین خطر برای منافع آمریکاست و روابط واشنگتن با 57 کشور اسلامی را به خطر انداخته است. آمریکا باید با تحولات فعلی برای خاورمیانه بدون اسرائیل آماده شود».
در چنین شرایطی بود که یوری آونری نویسنده و عضو سابق پارلمان رژیم صهیونیستی نطق ریاکارانه اوباما را مورد اعتراض قرار داد و در کانتر پانچ نوشت «اوباما از دو طرف اسرائیلی و فلسطینی صحبت کرد اما از آن دو، به زعم اوباما فقط اسرائیل است که رنج می‌برد! چه غمناک! نه اشغالی وجود دارد و نه شهرک‌سازی و نه کودکان کشته شده فلسطینی. اوباما با تزویر سخن گفت. فلسطینی‌ها البته می‌توانند دولت خودشان را داشته باشند اما نباید تحمیل یا آمریکا را دستپاچه کنند. آنها باید مثل بچه آدم با اسرائیلی‌ها بنشینند و تمرین کنند. گوسفند عاقل باید با گرگ عاقل بنشینند و برای ناهار تصمیم بگیرند. بیگانه‌ها نیز نباید دخالت کنند! به راستی که نطق اوباما تهوع‌آور بود. قهرمان غم‌انگیز و تراژیک ماجرا محمود عباس است که حاضر است ریسک‌های بزرگی بکند». آونری حاصل این زورگویی یک‌سویه را سر برآوردن مقاومت حزب‌الله و جهاد اسلامی و حماس توصیف می‌کند و می‌نویسد؛ «سال 1982 وقتی شارون وارد خاک لبنان شد، من در خودروی پشت سر سربازهایمان بودم. شارون درباره شیعیان دقت نکرد. آنها منکوب شده بودند اما ما اشغال لبنان و پذیرایی از خود را طولانی کردیم و شیعیان لبنان برای اولین بار شورش کردند. ما 18 سال ماندیم و حزب‌الله جای امل را گرفت و به یک جنبش قدرتمند رزمنده و مورد تحسین توده‌های عرب تبدیل شد. آنها تشکر بزرگی به اسرائیل بدهکارند(!)... اجازه دهید جمهوری اسلامی را فراموش نکنیم. سازمان سیای آمریکا و ام‌آی‌سیکس انگلستان سال 1951 علیه نهضت نفت و محمد مصدق کودتا کردند و نفت را به بریتانیای منفور بازگرداندند. سرویس شاباک ما شیوه‌های شکنجه را به ساواک آموزش دادند اما حاکم منفور ایران در سال 1979 سرنگون شد و ادبیات اعتراض به شیطان بزرگ و شیطان کوچک (اسرائیل) رایج شد. اسرائیل بدین ترتیب نقش مهمی در بیداری اسلامی داشته است».
واقعیت این است که بلوغ بیداری اسلامی به مقاومت اسلامی انجامیده است. تهاجم 8 روزه رژیم صهیونیستی به غزه (اواخر آبان سال گذشته) به موازات فاش کردن فرتوتی اسرائیل، برگ‌های برنده رو نشده در جبهه مقاومت اسلامی را خاطرنشان کرد. همان زمان واشنگتن‌پست نوشت «جنگ‌های اسرائیل ناامیدکننده است و 30 سال است که اسرائیل دیگر نمی‌تواند از این طریق مشکلات خود را حل کند». روزنامه هاآرتص نیز معتقد بود «ما باید از ستون ابرها [نام عملیات حمله به غزه] پایین بیائیم، پیش از آن که تجربه شکست در 2 جنگ قبلی (2006 و 2008) تکرار شود. این نخستین بار از سال 1948 است که به تل‌آویو حمله [موشکی] می‌شود. حتی عبدالناصر هم از عهده چنین کاری برنیامده بود». در آن جنگ به روایت روزنامه لیبراسیون «حماس برای اولین بار موفق شد رعب و هراس را به دل اسرائیل و ساکنان تل‌آویو بیندازد». رزمندگان مقاومت اسلامی در فلسطین این بار از موشک‌های 75 کیلومتری فجر رونمایی کرده بودند و همین امر صهیونیست‌ها را وادار به پذیرش آتش‌بس کرد. همان ایام حسن عصفور تحلیلگر فلسطینی در فلسطین الیوم نوشت «همه می‌دانند که من در گذشته مطالبی را در انتقاد از ایران نوشته‌ام اما اینها مانع از این نمی‌شود که چشم بر واقعیت ببندم؛ ایران اکنون مایه فخر و غرور فلسطینی‌ها شده و سزاوار قدردانی است. این قدردانی با هر موشکی که به سوی اشغالگران شلیک می‌شود و آنها را وادار به خزیدن در پناهگاه می‌کند، بیشتر می‌شود».
با این وصف واقعیت مهم دیگری که نباید از نظر دور داشت نقش پنهان رژیم صهیونیستی در دامن زدن به جنگ سوریه از یک سو و آشوب در مصر از سوی دیگر است. صهیونیست‌ها در واقع بدین ترتیب کوشیدند ضمن متلاطم کردن کشورهای همسایه، برای خود حاشیه امنیت دست و پا کنند. آنها به سیاست تفرقه بینداز و نابود کن توسل جستند. با این حال نقش‌آفرینی خیره‌کننده ارتش سوریه- با مساعدت ارتش حزب‌الله و مشورت ایران- در پاکسازی تدریجی گروه‌های مسلح تروریستی از مناطق القصیر، الخالدیه و بخش‌هایی از منطقه حمص، بار دیگر ورق پیروزی را به نفع محور مقاومت برگردانده است. آنچه امسال به موضوع روز قدس اهمیت دوچندان می‌بخشد، همین تلاش پرحجم عبری- غربی- عربی (ارتجاع) برای فراموشاندن و از خاطر بردن نقش غده سرطانی صهیونیستی در بحران‌ها و اختلافات و درگیری‌های منطقه‌ای است. امام خمینی(ره) به عنوان مبدع ایده بلند روز قدس فرمودند روز قدس روز اسلام است و اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود. فردا فرصتی مهم برای بالا گرفتن پرچم اتحاد و مقاومت و پیروزی به نام اسلام و امت اسلامی است.

محمد ایمانی

نجات (گفت و شنود)

گفت: آقای دکتر زیباکلام در مصاحبه‌ای گفته است «روحانی 90 درصد اصولگراست و فقط 10 درصد اصلاح‌طلب است.»
گفتم: پس چرا به کیهان حمله می‌کرد که چرا نوشته است روحانی اصلاح‌طلب نیست؟!
گفت: مثل اینکه ورق برگشته چون سایت‌های اصلاح‌طلب هم این روزها به روحانی حمله می‌کنند و دارند ادعاهای قبلی خود درباره روحانی را پس می‌گیرند!
گفتم: چرا؟! اصلاح‌طلبان که آنهمه برای روحانی نوشابه باز می‌کردند؟!
گفت: چه عرض کنم؟! ظاهرا به خاطر اینکه روحانی خیلی باب طبع آنها حرکت نکرده است!
گفتم: یارو به دوستان نااهلش می‌گفت؛ چه کسی می‌خواست من و تو «ما» نشویم؟! خدائیش دمش گرم که منو نجات داد!

هدیه مجلس به روحانی و ملت (یادداشت روز)

با نزدیک شدن زمان معرفی اعضای کابینه به مجلس، گمانه‌زنی‌ها درباره ترکیب دولت آینده نیز به واقعیت نزدیکتر شده است تا آنجا که این روزها فهرست نهایی و یا تقریبا نهایی گزینه‌های آقای دکتر روحانی برای تصدی وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و معاونت‌های ریاست جمهوری یازدهم در بسیاری از محافل سیاسی بر سر زبان‌هاست.
آقای روحانی قرار است یک روز بعد از انجام مراسم تحلیف، یعنی 14‌مردادماه جاری وزرای پیشنهادی خود را به مجلس شورای اسلامی معرفی کند تا نمایندگان مردم نیز بعد از بررسی و تحقیق درباره آنها، نظر مثبت یا منفی خود را با دادن رأی اعتماد یا عدم اعتماد به دولت و ملت اعلام دارند.

ادامه نوشته

قدر ولایت


سمیرا خطیب‌زاده
به شب‌های قدر که نزدیک می‌شویم دل بیقرار ما، بیقرار‌تر می‌شود، کبوتر کوچک دل، به دنبال آشیانه‌ای ست تا در آن بیاساید، به دنبال آغوش رحمتی است تا در آن آرامش یابد و یک عمر غفلت و بی‌خبری را، یک عمر گناه و معصیت را به پهنای صورت اشک بریزد.
به شب‌های قدر که نزدیک می‌شویم بوی غربت و مظلومیت ولایت همه جا را پر می‌کند، ما را می‌برد به دور دست‌ها، به کوچه‌های کوفه، آنجا که دنیا نامردی و ناجوانمردی را در حق او تمام کرد، آنجا که دیگر علی (علیه‌السلام) طاقت ماندن نداشت!
مدت‌ها بود که بیقرار رفتن شده بود، از سال‌ها پیش، از همان سال‌های غربت مدینه، که دست‌های خیبر شکنش را، با طناب عناد و دشمنی بستند و در مقابل دیدگانش زهرای اطهر(س) را مظلومانه به شهادت رساندند، از آن پس دیگر دنیا برای او تنگ و دلگیر شد. دیگر جای ماندن نبود.
بیست و پنج سال استخوان در گلو و خار در چشم حق مسلم خلافت و امامت امت را از او سلب کردند، اولین یار و مددکار اسلام بعد از پیامبر را خانه‌نشین کردند.
کار را بدانجا رساندند که علی‌(علیه‌السلام) دیگر طاقت ماندن نداشت، روح بلندش در چارچوب جسم خاکی نمی‌گنجید، پرواز را می‌طلبید. در این روزها و شب‌های رمضان تمام خاطرات تلخ گذشته برایش مرور می‌شد و روح مشتاقش را برای رفتن مشتاق‌تر می‌کرد.
دیگر نخلستان‌‌های کوفه نیز حال مولا را فهمیده بودند زمزمه و مناجات‌های او در این شب‌ها حال و هوای دیگری داشت، و اشک‌هایش در دل شب با چاه‌های کوچه روایت هزاران حدیث غربت و تنهایی بود، انگار هیچ محرمی جز چاه‌های کوفه، برای درد دل‌های علی(علیه‌السلام) پیدا نمی‌شد.
آخرین افطار را میهمان دخترش بود به یاد سفره‌های افطاری زهرا(س) کنار سفره دخترش ام‌کلثوم نشست اما دل بیقرارش او را مرتب به حیاط خانه می‌کشاند به آسمان نگاه می‌کرد و «لا حول و لا قوه الا بالله» می‌گفت لحظه دیدار نزدیک بود.
کاش آن سحر مرغابی‌ها می‌توانستند مانع رفتن او به مسجد شوند، کاش دستگیره در، آنقدر توان داشت تا آستین مولا را رها نکند،‌ کاش امشب قاتل او خواب بماند و به مسجد نرود!
اما علی ‌(‌علیه‌السلام) در بهترین مکان‌ها یعنی مسجد،‌در بهترین زمان‌ها یعنی سحرگاه شب قدر، در بهترین حالات یعنی در نماز، در نزدیک‌ترین حالت بنده به خدا یعنی سجده، قرار ملاقات مهمی دارد. «فزت و رب الکعبه» و حالا دیگر او به جمع رستگاران پیوسته است.
یتیمان کوفه را ببین، با کاسه شیر در کوچه صف کشیده‌اند! چه کسی توان گفتن حقیقت را به آنان دارد، به آنان بگوید دیگر کار از کار گذشته است، دیگر کسی نیست که جای خالی پدر را برایشان پر کند، دست نوازش بر سرشان بکشد و برایشان هر شب نان و خرما بیاورد!
مقام و منزلت مولا بعد از شهادتش تازه روشن خواهد شد تاریخ چگونه باور کند این پیکر پاک عدالت است که بر دوش حسن و حسین حمل می‌شود! این همان علی‌(علیه‌السلام)، یکه‌تاز میدان نبرد و پدر مهربان یتیمان کوفه است!
آری علی‌(علیه‌السلام) معیار عدالت است و کینه‌توزان همین عدالت او را تاب نیاوردند، و کمر به دشمنی و شهادتش بستند تا بدانجا که «جرج جرداق» دانشمند مسیحی می‌‌گوید: «علی(علیه‌السلام) به سبب شدت عدالتش به شهادت رسید».
نه تنها پیامبر(ص) و زهرا(س)، که تمام فرشتگان الهی به استقبالش آمده‌اند و او را مشایعت می‌کنند.
و ما مانده‌ایم و یک درس بزرگ برای همه تاریخ که «بی‌ ولایت هر راه که برویم بیراهه است. و در راه ولایت هر قدم که برداریم صراط مستقیم است.»
باشد که قدر ولایت را در جامعه ایران اسلامی بدانیم و شکرگزار این نعمت عظیم به درگاه خداوند باشیم.

اشک مهتاب (به جای گفت و شنود)

در سالروز شهادت امیرمومنان و مولای متقیان، ستون گفت‌وشنود را به غزل لطیف در سوگ مولای بزرگوارمان اختصاص می‌دهیم؛
جام از دست ملائک به شبستان افتاد
سرخ شد رنگ زمین، ساقی رضوان افتاد
ملحدی تیغ به بنیان همه عالم زد
سایه فاجعه بر عالم امکان افتاد
ناله از عرش خدا روی زمین می‌غلتید
خون خورشید بر آیینه و ایوان افتاد
سر هر کوچه یتیمی نفسش جا می‌ماند
شومی دلهره بر قلب یتیمان افتاد
دل زهرا(س) خبر از حادثه‌ای بد می‌داد
اشک مهتاب بر آن مرقد پنهان افتاد
کفر در تیغ خوارج سر شب می‌لغزید
صبح بر فرق علی(ع) خنجر عریان افتاد
خاک هم بستر با مرد اهورایی شد
داغ بر سینه هر لاله لرزان افتاد
شهر در سوگ علی(ع) خاک به صورت پاشید
بر در کعبه غمی رنگ زمستان افتاد
چاه در طالع شبهای پس از او می‌دید
لرزه بر پیکره ماه پریشان افتاد
رمز و اسرار فنا قطع شد از عالم جان
بحث بیهوده و تزویر به میدان افتاد
سیب سرخی که لب آدم و حوا را چید...
بر زمین خون علی(ع) یک شبه تاوان افتاد

خط خون علیه ارتش و اخوان در مصر (یادداشت روز)

وقایع روزهای اخیر مصر سبب بروز نگرانی‌های جدی در جهان اسلام شده است، فتاوای قتال‌گرایانه تکفیری‌ها به همراه تیراندازی وسیع و بی‌سابقه ارتش بسوی معترضان، آینده خطرناکی را خبر می‌دهند. مصر در میانه این بحران می‌تواند به یک کانون بزرگ ناامنی تبدیل شود و کلیه کشورهای پیرامون آن و حتی کشورهای دور دست دو حوزه اسلامی و عربی را در بر بگیرد. تداوم وضع کنونی از یک سو شکاف التیام ناپذیری را در درون جامعه مصر پدید می‌آورد و از سوی دیگر به انواعی از دخالت‌های سوداگرایانه غرب و رژیم‌های وابسته به غرب منجر می‌شود.

ادامه نوشته

نفس آسمان گرفت (به جای گفت و شنود)

این روزها که با ضربت خوردن و شهادت مظلومانه مولایمان حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام همزمان است، ستون گفت‌و‌شنود را به مرثیه‌ای در سوگ آن امام بزرگوار اختصاص می‌دهیم؛
بغضی شکسته، گوشه‌ی آوار می‌چکید
درد از نگاه هر در و دیوار می‌چکید
ابری در آسمان نفسش تنگ می‌شد و...
همراه آه و ناله‌ی بسیار می‌چکید
در انزوای غربت شب‌های بی‌رمق
مرگ و شتاب حادثه، ناچار می‌چکید
یک اتفاق شوم جهان را سیاه کرد
از آن به بعد ماتم ابرار می‌چکید
مردی که از سرشت خدایی یگانه بود
خونش به دور محور پرگار می‌چکید
چاه از نبود آیه‌ی روشن، دلش گرفت
از چشمهاش، حسرت تکرار می‌چکید
خونی چکید و واژه به واژه غزل شکست
اشکی درون تک‌تک اشعار می‌چکید
باید نسیم عافیت از کوفیان گرفت
زیرا که خون حیدر کرار می‌چکید....

پروژه ناشیانه حامیان فتنه! (یادداشت روز)

این روزها حامیان فتنه آمریکایی- صهیونیستی سال 88 و برخی مدعیان افراطی به اصطلاح اصلاح‌طلب به ترفند و تاکتیک نخ‌نما شده «فرار به جلو» روی آورده‌اند.
«فرار به جلو» از شگردهای عملیات روانی است که حریف سعی می‌کند با نعل وارونه، دست پیش بگیرد و خود را طلبکار جا بزند تا از عقبه و گذشته خودش رهایی بیابد.
این تکاپو و تلاش ناشیانه با پمپاژ رسانه‌ای رسانه‌ها و مطبوعات زنجیره‌ای در داخل و شبکه عنکبوتی اپوزیسیون در خارج همراه بوده است.

ادامه نوشته

تخم‌مرغ‌های یک مرغ خیالی!


سعید مستغاثی*
صحنه‌ای در فیلم «آنی هال» ساخته وودی آلن وجود دارد که قهرمان داستان به نام آلوی سینگر (که خود وودی آلن نقشش را بازی می‌کند) مشغول تعریف کردن یک جوک است. او در این جوک می‌گوید:
«...یک نفر می‌رود پیش روانپزشک و می‌گوید که برادرش دیوانه شده، چون او فکر می‌کند که یک مرغ است. دکتر می‌پرسد که خب، چرا برادرت را اینجا نمی‌آوری؟ و مرد پاسخ می‌دهد: همین کار را می‌خواستم بکنم، اما فکر کردم که به تخم مرغ‌هایش احتیاج دارم...»!!
به نظر می‌آید این جوک وودی آلن در فیلم «آنی‌هال» مصداق بامزه‌ای از موقعیت موسسه‌ای موسوم به «خانه سینما»ست و گروه‌هایی که بر سر آن مشغول نزاع هستند. اگر سیر وقایعی که در این یکی دو سال بر سر این موسسه اتفاق افتاده را مرور کنید، تصدیق می‌فرمایید که ماجرا بسیار بامزه‌تر از جوک وودی آلن هم هست. موقعیتی که در عین بعد طنز‌آمیز، برای سینمای ایران و اهالی آن بسیار هم تلخ است. بیشتر از آن تلخی که در انتهای جوک وودی آلن احساس می‌شود.
واقعیت این است که تا قبل از جریانات 2-3 سال اخیر و نزاع و چالش معاونت سینمایی با «خانه سینما»، آنان که موسسه فوق را واقعا «خانه سینما» می‌دانستند، تعداد قابل توجهی نبودند و در واقع خانه سینما به عنوان مدافع حقوق صنفی اهالی سینمای ایران در حد یک تصویر محو یا یک سایه و یا یک توهم تلخ جلوه می‌کرد!

ادامه نوشته

خانه را جستجو کنید ! (یادداشت روز)

شخصی را حکایت کرده‌اند که با عصبانیت و به گلایه می‌گفت؛ این همسایه‌های ما، آدم‌های عجیب و غریبی هستند؛ هر وقت چیزی را گم می‌کنند و یا از منزل آنان چیزی دزدیده می‌شود، انگشت اتهام را به‌سوی من دراز می‌کنند و سراغ اشیاء و اجناس به سرقت رفته خود را در خانه ما می‌گیرند! به او گفتند؛ چاره کار آسان است. این دفعه اگر تو را متهم کردند، به آنها اجازه بده که خانه‌ات را بگردند تا مطمئن شوند که دزد نیستی و دیگر تو را متهم نکنند و طرف گفت؛ این کار را کرده‌ام ولی از شانس بد، هر وقت برای جستجو به خانه‌ام آمده‌اند، چیزی را که گم کرده بودند در خانه من یافته‌اند!

ادامه نوشته