آنچه بايد تفهيم شود
ناصر بهرامي راد
ميخائيل گورباچف به تازگي در گفت وگويي با مجله تايم از رهبران سياسي آمريكا خواست از مرحله «تحميل اراده خود به همه» بگذرند، و گفت: اين حرف ها در مورد حملات پيشگيرانه، اين شيوه بي توجهي به قطعنامه هاي شوراي امنيت و اين تخلف از وظايف قانوني و بين المللي، همه اين ها در جهت شبي تاريك است.
دلايل فراواني وجود دارند كه نشان مي دهند تصميم گيران كاخ سفيد با رفتارهاي ضد عقل و منطق، لحظه به لحظه فضاي تاريكي را بر جهان- و بيش از همه آينده كشور خودشان- مي گسترانند. شايد تنها يك جمله وزير خارجه آمريكا در كنفرانس مطبوعاتي بغداد براي روشن كردن موضوع كافي باشد. رايس گفت: سربازان ما در عراق خون دادند پس ما حق داريم بر روند تحولات سياسي اين كشور نظارت داشته باشيم. همتاي انگليسي رايس كه بنا بر ذات بريتانيايي اش قدري با احتياط تر سخن مي گويد، با تاكيد بر همين حق ادعايي، آن را به نگراني از روند تشكيل دولت منتخب ملت عراق احاله داد. اما نه رايس و نه استراو حاضر نبودند به اين پرسش پاسخ دهند كه دولت به چه دليل تاكنون تشكيل نشده و پارلمان عراق هم كه با آراي قاطع مردم عراق تاسيس شد، چرا تاكنون از تشكيل جلسات خود باز مانده است.
واقعيت اين است كه اشغالگران مانع اصلي راه اندازي كامل نهادهاي قانوني دموكراتيك و در نتيجه ايجاد ثبات در عراق هستند. آنها از ابتداي روند تاسيس نهادهاي قانوني با دخالت هاي سياسي فراوان در جهت تخريب آن كوشيدند. كمتر از دو سال پيش زماني كه از تدوين يك قانون اساسي ضد اسلامي و يا حداقل لائيك مايوس شدند، به صراحت آن را مورد حمله قرار دادند؛ گفتند اين قانون اساسي بنيادگراست و منشاء آشوب هايي در آينده خواهد بود. تلاش آمريكايي ها براي جلوگيري از تدوين و تصويب قانون اساسي عراق با قدرت مرجعيت و عزم ملي مردم اين كشور كه در انتخابات مجمع ملي و رفراندوم تصويب قانون اساسي بروز يافت، به جايي نرسيد.
با تشكيل دولت جعفري كه درواقع نمايندگي آراي واقعي تركيب جمعيتي عراق را برعهده داشت، اشغالگران سعي كردند عزم ملي تحت الشعاع احزاب بي پشتوانه قرار گيرد و دموكراسي احزاب و گروه ها را به جاي دموكراسي مردمي بنشانند. سفير افغاني الاصل آمريكا در آن مقطع تمام تلاش خود را بر روي تشكيل كنگره اي در خارج عراق و با حضور گروه هاي سياسي- كه اغلب فاقد پشتوانه قابل ذكر مردمي هستند- متمركز كرد تا بتواند سهمي مساوي را در دولت از آن خود كند. انتخابات پارلماني آذرماه گذشته هم گرفتار موجي از كارشكني هاي اشغالگران شد و تشكيل و آغاز به كار آن با تاخير بسيار مواجه گرديد. آمريكايي ها و انگليسي ها از آن به بعد هم تا به امروز بشدت در تكاپو هستند تا از طريق كار كردن جداگانه با قوميت ها و كشورهاي عرب منطقه، نتايج پيروزي درخشان شيعيان را تحت الشعاع قرار دهند. دامنه اين تكاپو حتي به سطح ترور بعضي نمايندگان منتخب ملت عراق به وسيله جوخه هاي مورد حمايت اشغالگران و ترسانيدن آنان از حضور در جلسات مجلس ملي عراق هم كشيده شد.
اما اشغالگران به تلاش هاي سياسي براي ناكام گذاردن دموكراسي نوپاي مردم عراق بسنده نكردند و همزمان موج ناامني و هرج و مرج اقتصادي را آفريدند و به آن دامن زدند.
امروز نه تنها احمد چلبي به عنوان وزير نفت عراق به صراحت اعلام مي كند طي سه سال اشغال، نفت و درآمد نفتي كشورش بدون هيچ حساب و كتابي خارج شده، بلكه حازم الشعلان وزير دفاع مورد علاقه آمريكايي ها در دولت انتقالي به اتهام سوءاستفاده بيش از يك ميليارد و 400 ميليون دلاري اش به دادگاه احضار شده است و پرونده 17 مسئول ديگر دولت اياد علاوي- شخصيت ديگر مورد حمايت آمريكا- هم به اتهام حيف و ميل ميلياردها دلار در صف اعزام به دادگاه قرار دارد.
درباره نقش آمريكا و سرويس هاي جاسوسي متحدانش در ناامني ها، ترورها و انفجارهاي عراق قرائن بي شماري وجود دارد كه بسياري از آنها به علت شدت وضوح، حكم دليل را پيدا كرده اند. همين چندي پيش بود كه امام جمعه بغداد فاش كرد سفير آمريكا در بغداد در جلسه اي كه با سران ائتلاف يكپارچه و ديگران درباره انتخاب وزيران دفاع، خارجه و كشور برگزار شده بود، خشمگين از موافقت نكردن با خواسته هاي مداخله جويانه اش از بازماندن دست القاعده(!) و اتفاقات بدي كه در راه است سخن گفت. فاجعه انفجار در حرمين شريفين سامرا بلافاصله پس از همين سخنان تهديدآميز رخ داد.
نيويورك تايمز در گزارشي كه براي القاي ناامني و وجود درگيري ميان شيعيان و اهل سنت منتشر كرده، به روشني تمام اقرار كرد آمريكا اصلي ترين توزيع كننده سلاح در ميان مردم عراق است. همين دو نمونه شايد كافي باشد: «ارتش آمريكا هزاران قبضه اسلحه و ميليون ها فشنگ و گلوله وارد عراق كرده و تحويل سازمان هاي مربوطه(!) داده است»؛ «پل برمر حاكم آمريكايي كه پس از سقوط صدام مشغول به كار شد، فرماني به اين مضمون صادر كرد: تمام افرادي كه حداقل 25 سال سن و شخصيت خوبي داشته باشند، مي توانند يك قبضه اسلحه از جمله كلاشينكف كه محبوب ترين ماشين كشتار در جهان است، در اختيار داشته باشند.»
نقش آفريني اشغالگران آمريكايي عراق و متحدان بريتانيايي آنها در ايجاد ناامني و وحشت آنقدر روشن است كه حتي لوموند ديپلماتيك در يادداشتي با عنوان «از فلسطين تا ايران- شورش و سرپيچي به نام اسلام» به صراحت مجموعه اقدامات غرب در جهان اسلام را تقبيح كرد و نوشت: آيا امكان دارد جهان غرب به انكار وحشيگري واقعيات موجود در خاورميانه و بطالت آنها ادامه دهد؟
آمريكايي ها در عراق از استراتژي «مديريت بحران ها، به جاي حل آنها» بهره مي گيرند. اين نسخه اي بود كه براي بوسني هم پيچيدند و به گمان خودشان بر چالش هاي غرب با اسلام اروپايي غلبه كردند، با اين تفاوت كه در عراق بايستي به هرحال پاسخگوي بحران ها باشند؛ چه بحران هايي كه دلايل روشني بر توليد آنها از سوي اشغالگران وجود دارد و چه بحران هايي كه به هرحال اشغالگران مسئوليت رفع آنها را وفق مقررات بين المللي برعهده دارند.
سفرهاي منطقه اي پي درپي وزيران خارجه آمريكا و انگليس به منطقه بيش از آن كه نشانگر مديريت بحران باشد، حكايت از بحراني بودن اوضاع براي خود اشغالگران دارد. مجموعه رفتارها و اقدامات آنها شايد در صورت فقدان انتخابات مي توانست نتيجه اي دلخواه برايشان داشته باشد، ولي حصول چنين نتيجه اي در شرايط فعلي كه نهادهاي قانوني با پشتوانه راي مردم، علايق ديني و كانون مرجعيت شكل گرفته اند، ناشدني است.
اين همان چيزي است كه به قول رهبر معظم انقلاب بايد به آمريكايي ها تفهيم شود.
روزنامه كيهان، شماره 18484 به تاريخ 16/1/85، صفحه 2
ميخائيل گورباچف به تازگي در گفت وگويي با مجله تايم از رهبران سياسي آمريكا خواست از مرحله «تحميل اراده خود به همه» بگذرند، و گفت: اين حرف ها در مورد حملات پيشگيرانه، اين شيوه بي توجهي به قطعنامه هاي شوراي امنيت و اين تخلف از وظايف قانوني و بين المللي، همه اين ها در جهت شبي تاريك است.
دلايل فراواني وجود دارند كه نشان مي دهند تصميم گيران كاخ سفيد با رفتارهاي ضد عقل و منطق، لحظه به لحظه فضاي تاريكي را بر جهان- و بيش از همه آينده كشور خودشان- مي گسترانند. شايد تنها يك جمله وزير خارجه آمريكا در كنفرانس مطبوعاتي بغداد براي روشن كردن موضوع كافي باشد. رايس گفت: سربازان ما در عراق خون دادند پس ما حق داريم بر روند تحولات سياسي اين كشور نظارت داشته باشيم. همتاي انگليسي رايس كه بنا بر ذات بريتانيايي اش قدري با احتياط تر سخن مي گويد، با تاكيد بر همين حق ادعايي، آن را به نگراني از روند تشكيل دولت منتخب ملت عراق احاله داد. اما نه رايس و نه استراو حاضر نبودند به اين پرسش پاسخ دهند كه دولت به چه دليل تاكنون تشكيل نشده و پارلمان عراق هم كه با آراي قاطع مردم عراق تاسيس شد، چرا تاكنون از تشكيل جلسات خود باز مانده است.
واقعيت اين است كه اشغالگران مانع اصلي راه اندازي كامل نهادهاي قانوني دموكراتيك و در نتيجه ايجاد ثبات در عراق هستند. آنها از ابتداي روند تاسيس نهادهاي قانوني با دخالت هاي سياسي فراوان در جهت تخريب آن كوشيدند. كمتر از دو سال پيش زماني كه از تدوين يك قانون اساسي ضد اسلامي و يا حداقل لائيك مايوس شدند، به صراحت آن را مورد حمله قرار دادند؛ گفتند اين قانون اساسي بنيادگراست و منشاء آشوب هايي در آينده خواهد بود. تلاش آمريكايي ها براي جلوگيري از تدوين و تصويب قانون اساسي عراق با قدرت مرجعيت و عزم ملي مردم اين كشور كه در انتخابات مجمع ملي و رفراندوم تصويب قانون اساسي بروز يافت، به جايي نرسيد.
با تشكيل دولت جعفري كه درواقع نمايندگي آراي واقعي تركيب جمعيتي عراق را برعهده داشت، اشغالگران سعي كردند عزم ملي تحت الشعاع احزاب بي پشتوانه قرار گيرد و دموكراسي احزاب و گروه ها را به جاي دموكراسي مردمي بنشانند. سفير افغاني الاصل آمريكا در آن مقطع تمام تلاش خود را بر روي تشكيل كنگره اي در خارج عراق و با حضور گروه هاي سياسي- كه اغلب فاقد پشتوانه قابل ذكر مردمي هستند- متمركز كرد تا بتواند سهمي مساوي را در دولت از آن خود كند. انتخابات پارلماني آذرماه گذشته هم گرفتار موجي از كارشكني هاي اشغالگران شد و تشكيل و آغاز به كار آن با تاخير بسيار مواجه گرديد. آمريكايي ها و انگليسي ها از آن به بعد هم تا به امروز بشدت در تكاپو هستند تا از طريق كار كردن جداگانه با قوميت ها و كشورهاي عرب منطقه، نتايج پيروزي درخشان شيعيان را تحت الشعاع قرار دهند. دامنه اين تكاپو حتي به سطح ترور بعضي نمايندگان منتخب ملت عراق به وسيله جوخه هاي مورد حمايت اشغالگران و ترسانيدن آنان از حضور در جلسات مجلس ملي عراق هم كشيده شد.
اما اشغالگران به تلاش هاي سياسي براي ناكام گذاردن دموكراسي نوپاي مردم عراق بسنده نكردند و همزمان موج ناامني و هرج و مرج اقتصادي را آفريدند و به آن دامن زدند.
امروز نه تنها احمد چلبي به عنوان وزير نفت عراق به صراحت اعلام مي كند طي سه سال اشغال، نفت و درآمد نفتي كشورش بدون هيچ حساب و كتابي خارج شده، بلكه حازم الشعلان وزير دفاع مورد علاقه آمريكايي ها در دولت انتقالي به اتهام سوءاستفاده بيش از يك ميليارد و 400 ميليون دلاري اش به دادگاه احضار شده است و پرونده 17 مسئول ديگر دولت اياد علاوي- شخصيت ديگر مورد حمايت آمريكا- هم به اتهام حيف و ميل ميلياردها دلار در صف اعزام به دادگاه قرار دارد.
درباره نقش آمريكا و سرويس هاي جاسوسي متحدانش در ناامني ها، ترورها و انفجارهاي عراق قرائن بي شماري وجود دارد كه بسياري از آنها به علت شدت وضوح، حكم دليل را پيدا كرده اند. همين چندي پيش بود كه امام جمعه بغداد فاش كرد سفير آمريكا در بغداد در جلسه اي كه با سران ائتلاف يكپارچه و ديگران درباره انتخاب وزيران دفاع، خارجه و كشور برگزار شده بود، خشمگين از موافقت نكردن با خواسته هاي مداخله جويانه اش از بازماندن دست القاعده(!) و اتفاقات بدي كه در راه است سخن گفت. فاجعه انفجار در حرمين شريفين سامرا بلافاصله پس از همين سخنان تهديدآميز رخ داد.
نيويورك تايمز در گزارشي كه براي القاي ناامني و وجود درگيري ميان شيعيان و اهل سنت منتشر كرده، به روشني تمام اقرار كرد آمريكا اصلي ترين توزيع كننده سلاح در ميان مردم عراق است. همين دو نمونه شايد كافي باشد: «ارتش آمريكا هزاران قبضه اسلحه و ميليون ها فشنگ و گلوله وارد عراق كرده و تحويل سازمان هاي مربوطه(!) داده است»؛ «پل برمر حاكم آمريكايي كه پس از سقوط صدام مشغول به كار شد، فرماني به اين مضمون صادر كرد: تمام افرادي كه حداقل 25 سال سن و شخصيت خوبي داشته باشند، مي توانند يك قبضه اسلحه از جمله كلاشينكف كه محبوب ترين ماشين كشتار در جهان است، در اختيار داشته باشند.»
نقش آفريني اشغالگران آمريكايي عراق و متحدان بريتانيايي آنها در ايجاد ناامني و وحشت آنقدر روشن است كه حتي لوموند ديپلماتيك در يادداشتي با عنوان «از فلسطين تا ايران- شورش و سرپيچي به نام اسلام» به صراحت مجموعه اقدامات غرب در جهان اسلام را تقبيح كرد و نوشت: آيا امكان دارد جهان غرب به انكار وحشيگري واقعيات موجود در خاورميانه و بطالت آنها ادامه دهد؟
آمريكايي ها در عراق از استراتژي «مديريت بحران ها، به جاي حل آنها» بهره مي گيرند. اين نسخه اي بود كه براي بوسني هم پيچيدند و به گمان خودشان بر چالش هاي غرب با اسلام اروپايي غلبه كردند، با اين تفاوت كه در عراق بايستي به هرحال پاسخگوي بحران ها باشند؛ چه بحران هايي كه دلايل روشني بر توليد آنها از سوي اشغالگران وجود دارد و چه بحران هايي كه به هرحال اشغالگران مسئوليت رفع آنها را وفق مقررات بين المللي برعهده دارند.
سفرهاي منطقه اي پي درپي وزيران خارجه آمريكا و انگليس به منطقه بيش از آن كه نشانگر مديريت بحران باشد، حكايت از بحراني بودن اوضاع براي خود اشغالگران دارد. مجموعه رفتارها و اقدامات آنها شايد در صورت فقدان انتخابات مي توانست نتيجه اي دلخواه برايشان داشته باشد، ولي حصول چنين نتيجه اي در شرايط فعلي كه نهادهاي قانوني با پشتوانه راي مردم، علايق ديني و كانون مرجعيت شكل گرفته اند، ناشدني است.
اين همان چيزي است كه به قول رهبر معظم انقلاب بايد به آمريكايي ها تفهيم شود.
روزنامه كيهان، شماره 18484 به تاريخ 16/1/85، صفحه 2
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۸۵ ساعت 22:56 توسط روح الله امین آبادی
|
بسم رب النور