بافت هاي فرسوده ؛ جيب هاي خالي ، مشوق هاي خيالي

روح الله امين آبادي
خانه هاي قديم ساخت ، معبرهاي تنگ و باريك ،بافت هاي فرسوده و جيب هاي خالي همه و همه با سياست زدگي در روابط بين نهادهاي مسئول باعث شده تا شهر تهران بر روي گسل زلزله ها ناامن تر از پيش ديده شود.
فردا روزي كه شايد دور نباشد با زلزله اي نه چندان سنگين بافت هاي فرسوده فروخواهند ريخت و معبرهاي تنگ و باريك فرصتي براي امداد گران فراهم نخواهد ساخت تا بتوانند نجات بخش كساني باشند كه در زير خروارها خاك مدفون شده اند ، خروارها خاكي كه مشت مشت و در طول ساليان مديد بر اثر
بي مسئوليتي ها و
پشت هم اندازي ها بر روي هم جمع شده و روزي كشور را در بحراني بزرگ قرار مي دهد .
طرح مجلس براي احياي بافت هاي فرسوده
طرح 16 ماده اي با نام «حمايت از احياء ، بهسازي و نوسازي بافت هاي فرسوده و ناكارآمد شهري» 23 تير 1389 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد .
معاون وزير مسكن و شهرسازي مي گويد : قانون حمايت از احياء و نوسازي بافت هاي فرسوده كه به تازگي به تصويب مجلس رسيده است در حقيقت مشكل خانه هاي بدون سند را حل كرده و تملك زمين در بافت هاي فرسوده را آسان مي كند.
احمد صادقي ادامه مي دهد : در اين طرح تعريف دقيقي از بافت هاي فرسوده و مجريان ارائه شده است .
وي مي افزايد : اين طرح تملك زمين را آسان كرده و مقرر شده است براي املاكي كه سند ندارند كميته اي تشكيل شود تا توسط آن كميته مشكل اين املاك بررسي و سپس اين خانه ها نيز سند دار شوند.
به گفته وي، از ديگر نكات مهم اين قانون، تدوين سند ملي راهبردي احيا و بهسازي بافت هاي فرسوده است.
با اين وجود پاره اي از حقوقدان ها تصويب اين طرح را تخلف از آئين نامه داخلي مجلس و نيز مغاير قانون اساسي مي دانند و معتقدند در اين طرح نيز تعريف مبهمي از بافت هاي فرسوده ارائه شده است .
دكتر سيد محمود كاشاني استاد دانشكده حقوق دانشگاه شهيد بهشتي معتقد است : مندرجات اين مصوبه خارج از حدود اختيارات قوه مقننه و دخالت آشكار در وظايف قوه مجريه و شورايعالي شهرسازي و معماري است كه بخشي از قوه مجريه مي باشد از اين رو مصوبه فوق مغاير اصل 58 قانون اساسي است.
به گفته كاشاني مجلس قانونگذاري مجاز نيست بدون پيشنهاد قوه مجريه از طريق يك لايحه قانوني به اين مسائل بپردازد.
كاشاني تاكيد مي كند : در بند الف از ماده 2 اين مصوبه تعريفي از بافت هاي فرسوده ارائه شده كه مبهم است و در پايان اين بند اثر فرسوده بودن بافت را چنين بر شمرده كه «ساكنان آن از مشكلات متعدد اقتصادي ، اجتماعي، فرهنگي و كالبدي رنج مي برند». اين مشكلات اقتصادي، اجتماعي ويا فرهنگي چه مفهومي دارند؟ بسياري از ساكنان برج ها ممكن است گرفتار مشكلات اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي باشند. آيا اين به معني فرسوده بودن ساختمان محل زندگي آنان است؟ اينگونه قانونگذاري، زمينه ساز سوء استفاده و تصرفات ناروا در مسكن و سرپناه مردم و سوء استفاده از اموال عمومي است و در مواد اين مصوبه به روشني مي توان به آن ها اشاره كرد.
وي اضافه مي كند : در ماده 14 اين مصوبه نيز به دولت اجازه داده اند سالانه 10 هزار ميليارد ريال براي ساخت و سازها دربافت هاي فرسوده در لوايح بودجه درج كنند و شهرداري ها را نيز مكلف دانسته اند معادل اعتبار تخصيص داده شده از طرف دولت به اين امر اختصاص دهند. اين ماده برخلاف اصل 52 قانون اساسي و استقلال قوه مجريه است. مجلس براي شهرداري ها هم نمي تواند چنين تكليفي را مقرر سازد مگر اينكه بخواهد به گونه ضمني دست اين نهاد مردمي را كه براي انجام وظايف اجتماعي سودمندي تأسيس شده است در زير پا گذاردن مقررا ت شهرسازي و تراكم فروشي باز گذارد.
در حالي كه شاپور پولادي عضو كميسيون عمران مجلس معتقد است : طبق هدف گذاري برنامه پنجم، تا پايان سال اين برنامه نزديك به 50 درصد از بافت هاي فرسوده كشور مورد احياء و نوسازي قرار مي گيرند سابقه امر نشان داده است كه نمي توان به اين وعده و وعيدها اطمينان كرد .
شهرداري همواره از اين كه دولت بودجه اي براي احياي بافت هاي فرسوده اختصاص نمي دهد گلايه مي كند و از سويي ديگر دولت نيز با انكار اين اتهام مدعي است كه شهرداري در ازاي بودجه اي كه براي بازسازي بافت ها از دولت مي گيرد كار چنداني نمي كند .
آماري از بافت هاي
فرسوده كشور
تا زماني كه تعريف دقيقي از بافت هاي فرسوده ارائه نشود نمي توان برنامه ريزي دقيقي براي احياي بافت ها داشت ، در اين ميان عدم تعريف صحيح بافت هاي فرسوده نيز مشكلي بر مشكلات احياي اين بافت ها افزوده است چرا كه با مبهم بودن تعريف آمار بافت هاي فرسوده نيز در هاله اي از ابهام قرار مي گيرد.
شايد در يك تعريف بافتي فرسوده باشد و در تعريفي ديگر
اين گونه نباشد .
محمد رضا حسين نژاد سخنگوي كميسيون عمران با ارائه آماري از بافت هاي فرسوده مي گويد : در كشور حدود 68 هزار هكتار بافت فرسوده داريم كه مجلس در همين زمينه طرح احياي بافت هاي فرسوده را در دستور كار خود قرار داده است .
حسين نژاد مي افزايد : 68 هزار بافت فرسوده تاكنون مورد شناسايي قرار گرفته است و زمينه هاي شناسايي تا 200 هزار هكتار نيز وجود دارد .
سخنگوي كميسيون عمران مجلس شوراي اسلامي د ر زمينه تعريف بافت هاي فرسوده مي گويد : در شهرها معابري وجود دارد كه داراي عرض كمي است و اگر مشكلي پيش بيايد امداد رساني در اين معابر مشكل و غيرممكن است.
حسين نژاد ادامه مي دهد : ساختمان هايي كه استحكام نداشته باشند و يا در قطعات ريز 60 الي 70 متري واقع شوند جزو بافت هاي فرسوده محسوب مي شوند.
وي مي گويد : اين ساختمان ها شناسايي شده و به كميسيون ماده 5 فرستاده مي شوند ، در طرح جديد خيابان هاي جديد وبلوك هاي با كاربري جديد تعريف مي شوند .
سخنگوي كميسيون عمران ادامه مي دهد : ساختمان هاي شناسايي شده توسط شركت هاي وابسته به شهرداري و يا وزارت مسكن و شهرسازي و با نظر هيئت كارشناسان رسمي دادگستري با 15 درصد بالاي قيمت هيئت كارشناسي خريداري مي شوند .
حسين نژاد مي گويد : در اين ميان صاحب ملك مي تواند سهامگذار باشد و يا پولش را گرفته و برود ، ملك هاي خريداري شده تجميع مي شوند و در آن ها مسكن هاي جديد ساخته مي شود .
وي در پاسخ به اين سوال كه در صورت اختلاف بين شهرداري و وزارت مسكن وشهرسازي تكليف اين طرح چه خواهد شد، پاسخ مي دهد: محوريت كار با وزارت مسكن و شهرسازي بوده و حتي اگر شهرداري همكاري نكند وزارت مسكن و شهرسازي مي تواند طرح را پيش برد.
نقش انبوه سازان در احياي
بافت هاي فرسوده
حجم گسترده اي از بافت هاي فرسوده شهرها در مناطق قديمي شهر و به اصطلاح جنوب شهر يافت مي شود و اين يعني خانه هاي 50 تا 70متري كه رديف كوچه هاي تنگ و باريك را تصاحب كرده اند.
اگر به حضور انبوه سازان در اين نوع بافت ها به عنوان راه حلي براي مشكل بافت هاي فرسوده بنگريم قطعا بايد اين نكته را نيز در نظر داشته باشيم كه در حالت خوشبينانه اگر سرمايه گذاري و امكانات داخلي اجازه اين حضور را به اين قشر از اهالي ساخت و ساز كشور بدهد باز هم مشكل عمده اي در كار هست، آيا اصولا انبوه سازي بر روي قطعه زمين 50 تا 70متري سود اقتصادي در خور توجهي را در پي خواهد داشت؟ به نظر مي رسد كه اگر زمين را به عنوان ماده خام انبوه سازي در نظر بگيريم، چنين متراژهايي
هيچ گاه نمي توانند براي
انبوه سازان مورد توجه باشند و در نتيجه انبوه سازي نمي تواند كليدي براي حل بحران بافت هاي فرسوده مدنظر باشد.
شهرداري ها مي توانند با شناسايي نقاط مورد نظر و ارجاع آنها به مراجع قضايي، با هماهنگي صاحبان ملك، در جهت كنار هم قرار دادن چند قطعه زمين كوچك و يكي كردن آنها، راه را براي حضور
انبوه سازان هموار كنند. و اين كار نياز به همان سيستم ارگانيكي دارد كه هر اندامش با هدف نيل به هدف غايي فعاليت كند .
مشوق ها تا چه اندازه
كارايي دارند؟
اگر عنوان بافت هاي فرسوده را در خبرگزاري ها و رسانه هاي مكتوب جستجو كنيد به سيلي از خبرهايي برخورد خواهيد كرد كه از قول مقام هاي مسئول مشوق هاي زيادي براي احياي بافت هاي فرسوده در نظر گرفته شده است .
اين كه اين مشوق ها تا چه اندازه در حل مشكل بافت هاي فرسوده و نا مستحكم مفيد است سوالي است كه هنوز جواب صريحي به آن داده نشده است .
دبير شوراي عالي محله مينايي در اين زمينه مي گويد : تاكنون مشوق هايي براي بافت هاي فرسوده از جمله وام هاي 15 تا 20 ميليون توماني در نظر گرفته شده است ولي كسي اطلاعي از جزئيات امور ندارد .
حسين احمدپور مي گويد : ما شاهد كوچه هايي با عرض يك الي دو متر هستيم و تا معابر باز نشوند بسته هاي تشويقي به درد نمي خورند و از سويي ديگر اين بسته هاي تشويقي كه هر از چند گاهي از
آن ها دم زده مي شود حالت شعاري داشته و با وضع موجود به درد
نمي خورند .
وي در پاسخ به اين سوال كه تعامل دولت با شهرداري در موضوع بافت هاي فرسوده چگونه بوده است،مي گويد : دولت در اين معضل جلو نمي آيد چرا كه معتقد است هر بودجه اي كه در اختيار شهرداري قرار مي گيرد در جاهاي ديگري هزينه مي شود.
احمدپور ادامه مي دهد : دولت مي گويد با بودجه اي كه شهرداري تاكنون براي بافت هاي فرسوده تحويل گرفته است بايد حدود 4هزار خانه در منطقه ما به مردم تحويل مي داد ولي در عمل
يك دهم اين ميزان يعني 400 خانه را تحويل داده است .
وي گفت: بايد يك مديريت بحران شكل بگيرد تا در مواقع اضطراري نقشي فراتر از دولت ، مجلس شوراي اسلامي ونيز شوراي شهر داشته باشد تا سياست زدگي و مشكلات بين اين نهادها به مردم ضربه نزند.
علي جعفري دبير شوراياري محله مظاهري نيز مي گويد : براي خانه هاي بالاي 50 متر وام هايي با سود بالا در نظر گرفته اند كه مردم قادر نيستند از آن استفاده كنند.
وي با بيان اين كه محله مظاهري قديمي ترين محله منطقه 15 است گفت كارچنداني براي بافت هاي اين محله صورت نگرفته است .
بافت هاي فرسوده
و وضعيت بد فرهنگي
در بعضي بخش ها و محلات تهران شهرداري با تخريب خانه ها درصدد نوسازي آنها برآمده است . با رها شدن اين خانه ها و محلات به حال خود مشكلات بهداشتي و فرهنگي زيادي ايجاد شده است ، تجمع معتادان و اراذل و اوباش در اين مكان ها زندگي مردم را مختل كرده است .
محمد رضا حجتي عضو اصلي شوراياري محله اتابك مي گويد : خانه ها در محدوده محله اتابك شديدا فرسوده است، شهرداري چند سالي است كه براي بازسازي خانه ها را تخريب و نيمه كاره رها كرده است .
وي ادامه مي دهد : وضعيت بد بهداشتي مردم محله را ناراضي كرده است ، افراد معتاد در اين محل لانه كرده اند و مردم هيچ گونه امنيتي ندارند.
وي با اشاره به اين كه قسمتي از اين محله تبديل به خانه فساد شده است مي گويد : سازمان نوسازي خانه ها را مي خرد ولي پولي نمي دهد .
حجتي ادامه مي دهد : وضعيت بافت هاي محله باعث شده است كه كسي براي خريد و يا اجاره مسكن در محدوده اتابك رغبتي نداشته باشد چرا كه نيروي انتظامي نيز در اين محله حضور ندارد.
چندين سال است كه نهادها و ارگان هاي مسئول از احياي
بافت هاي فرسوده سخن
مي گويند و اخيرا نيز رئيس جمهور با تكيه بر حتمي بودن وقوع زلزله در تهران بر اقدامات پيشگيرانه اي از جمله انتقال مردم از تهران به شهرهاي ديگر تاكيد كرده است . اين كه انتقال مردم به شهرهاي ديگر تا چه اندازه
مي تواند فجايع زلزله احتمالي شهر تهران را كاهش دهد موضوع اين گزارش نيست ، تهران شهر فرسوده اي است و به گفته شهردار تهران 40 درصد خانه هاي پايتخت فرسوده است و شايد آمار غير رسمي بالاتر از اين ميزان باشد از اين رو مي توان به صراحت مدعي شد كه هر گونه زلزله فجايع بزرگي را در اين كلانشهر رقم خواهد زد ، مشكل اصلي تهران مردم اين شهر نيستند اگر چه مي توان از جمعيت زياد تهران به عنوان يك مشكل نام برد ولي آن چه كه بايد در اولويت كار مسئولان قرار گيرد بافت فرسوده اين شهر است كه بايد
بهينه سازي شود و در اين ميان
مشوق هاي فرسوده اي كه چندين سال است از آن سخن گفته مي شود چاره كار نمي تواند باشد .
جيب هاي خالي مردم ، بافت هاي فرسوده و مشوق هاي خيالي طنز تلخي را شكل مي دهد كه جز با همت مسئولان و برنامه ريزي مدون و فرا تبليغاتي آنان به زندگي آسوده و مطمئن مردم در زير آسمان شهر منجر نخواهد شد .

شليك اسناد

حمید امیدی

1- سيدحسن نصرالله كه در سخنراني روز سه شنبه گذشته به مردم لبنان قول داده بود تا اسناد و مدارك خود را مبني بر دخالت رژيم صهيونيستي در ترور رفيق حريري ارايه كند، دوشنبه شب طي يك سخنراني چند ساعته، مستندات مربوطه را براي خبرنگاران تشريح كرد. در اين كنفرانس خبري دبيركل حزب الله لبنان دلايل و قرائني را مطرح كرد كه بطور واضح به اقدام اسرائيلي ها در تحت نظر قرار دادن مناطق و مسيرهايي كه حريري براي تردد انتخاب كرده بود، مي پردازد.
همچنين نصرالله گزارش كاملي از پروازهاي جنگي نظاميان اسرائيلي در روز ترور و پرواز هواپيماي جاسوسي اين رژيم در اطراف سواحل بيروت ارايه مي كند.
اين سخنراني از 2 جنبه اهميت فوق العاده اي داشت؛ اول آنكه در طول بيش از 20سال جنگ بين رژيم صهيونيستي و مقاومت حزب الله لبنان، اين حزب براي اولين بار اينگونه به ارايه اسناد و مدارك امنيتي عليه اسرائيل جنايتكار مي پردازد.
دوم اينكه؛ اسرائيل و آمريكا از طريق كيفرخواستي كه از سوي دادگاه بين المللي عليه حزب الله صادر شده و طي آن مقاومت به دست داشتن در ترور حريري متهم شده است، به دنبال آن هستند تا جايي كه شده، حزب الله را در موضع انفعال قرار داده و با تغيير شرايط سياسي و اجتماعي لبنان- در زعم باطل خود- مقدمات انحلال و يا ممنوعيت فعاليت اين حزب را در لبنان فراهم آورند.
به همين دليل نصرالله در ديدارها و تماس هاي خود با رهبران مذهبي و شخصيت هاي سياسي لبنان، آنان را در جريان اين توطئه قرار داده و تلاش كرد با رو كردن اسناد و مدارك و طرح دلايل منطقي و روشن، ضمن آنكه اسرائيل را مسئول مستقيم ترور حريري معرفي كند، دامان حزب الله را از اين اقدام تروريستي مبرا نمايد.
اسناد، مدارك و دلايل آنقدر مستدل و قوي ارايه شده كه سردرگمي سران رژيم صهيونيستي را به دنبال داشته و آنها را به فرافكني وادار كرده است. نصرالله تاكيد مي كند؛ شواهد و اسناد موجود نشان مي دهد رژيم اشغالگر قدس در ترور حريري دخالت داشته و بمبي كه در سال 2005 منجر به اين عمليات تروريستي شد، بمبي اسرائيلي بوده است. ضمن آنكه اطلاعات جاسوسان دستگير شده در لبنان نيز اين فرضيه را ثابت مي كند.
شايد برخي، سخنان اخير دبيركل حزب الله لبنان را اينگونه تفسير كنند كه نصرالله با طرح اسناد و شواهد در واقع قصد دارد حزب الله را از مظان اتهام دور كرده و براي مقابله با تصميم احتمالي دادگاه مبني بر متهم كردن برخي از اعضاي حزب الله در اين ترور، اقدام به اين كار كرده است. ولي سؤالي كه مطرح مي شود آن است كه اين همه اسناد، دلايل و قرائن روشني كه وي در كنفرانس مطبوعاتي ارايه كرده تاكنون كجا بوده و چرا دادگاه بين المللي و ماموران تحقيق هيچ تلاشي براي دستيابي به آنها نكرده اند؟!
دادگاه بين المللي پس از تبرئه سوريه- كه چاره اي جز آن نداشت- بي درنگ انگشت اتهام خود را به سوي حزب الله نشانه رفت و كوچكترين اشاره احتمالي به دخالت اسرائيل در ترور حريري نكرد!
عدم بي طرفي اين دادگاه و ماموران تحقيق و اتهام بي دليلي كه به حزب الله زده شد، نصرالله را وادار كرد تا اسناد و دلايل خود را رو كند. كمترين نتيجه اين كار، بخشيدن اعتبار لازم به مظنون بودن اسرائيل در ترور حريري بود. امري كه ديگر دادگاه بين المللي نمي تواند از آن شانه خالي كند و حالا رژيم صهيونيستي بايد به عنوان متهم رديف اول به دادگاه فراخوانده شود.
2- اين روزها غير از پرونده ترور حريري، مسائل ديگري نيز گريبانگير سران رژيم اسرائيل شده است؛ بروز اختلاف ميان آنان در باره اينكه مسئول حمله وحشيانه به كاروان آزادي چه كسي است؟ اين حمله در 31 ماه مي گذشته در آبهاي بين المللي مديترانه صورت گرفت و طي آن تعدادي از فعالان حقوق بشر كه براي مردم بي پناه غزه غذا و دارو مي بردند به دست كماندوهاي ارتش اسرائيل به شهادت رسيدند. اين فاجعه موجي از نفرت جهاني را عليه رژيم جعلي صهيونيستي برانگيخت و عمق انزواي سياسي اين رژيم را دوچندان كرد. واكنش گسترده مردم جهان باعث شد تا شوراي امنيت براي بررسي اين جنايت تشكيل جلسه دهد ولي آمريكا مانع صدور قطعنامه درباره محكوميت اسرائيل شد.
به دنبال اين ماجرا رژيم صهيونيستي كه اين روزها دست به هر تلاشي مي زند تا از انزواي سياسي خارج شده و از سيبل حمله افكار عمومي جهان فرار كند، با تشكيل يك كميته صوري به تحقيق درباره اين جنايت پرداخت.
كميته اي كه تاكنون به دعوت از نتانياهو براي اداي توضيحات! بسنده كرده است. نخست وزير رژيم صهيونيستي نيز با فرار از مسئوليت حمله به كاروان آزادي به اين كميته مي گويد: در زماني كه من در سفر آمريكا بودم، اين حمله با مسئوليت ايهود باراك - وزير جنگ اسرائيل - صورت گرفته است.
در مقابل باراك نيز اعلام كرده كه ماجراي حمله كماندوهاي اسرائيلي به كاروان آزادي را قبلا با نتانياهو هماهنگ كرده و وي در جريان جزئيات اين حمله قرار داشته است.
شايد هدف اتهام زني نخست وزير اسرائيل به وزير جنگ خود اين است كه اگر نتواند افكار عمومي را نسبت به اين جنايت متقاعد كند، نهايتا با كمترين زيان يعني بركناري وزير جنگ موضوع فيصله يابد.
3- دهه 1990 يك دهه استثنايي براي رژيم صهيونيستي بود. در همين دوره، شيمون پرز - قاتل كودكان لبناني در قانا (1996) - جايزه صلح نوبل دريافت مي كند! اما با آغاز هزاره سوم و انتفاضه الاقصي اين دوره به پايان مي رسد. احداث ديوار حايل و محكوميت در دادگاه لاهه و مجمع عمومي سازمان ملل، جنگ 33 روزه و شكست از مقاومت حزب الله لبنان، جنگ 22 روزه و شكست از جنبش حماس، محاصره غزه و كشتار هزاران زن و كودك فلسطيني در اين باريكه، رسوايي در ماجراي ترور محمود المبحوح و دست آخر حمله به كاروان آزادي باعث شد تا اجماعي جهاني هم بين ملتها و هم در ميان دولتهاي آزادانديش عليه اين رژيم جعلي به وجود آيد. تير آخر را سيدحسن نصرالله در كنفرانس اخير خود زد و دست عوامل صهيونيستي را نيز در ترور حريري رو كرد.
رژيم اشغالگر قدس امروز در ضعيف ترين و شكننده ترين شرايط ممكن در عمر منحوس خود قرار دارد و حتي حاضر است براي خروج از اين وضعيت و انزوايي كه به شدت در آن گير افتاده، بار ديگر بر مذاكرات مستقيم با تشكيلات خودگردان اصرار و پافشاري كند تا شايد عكس هايي كه از نتانياهو و محمودعباس در كنار هم چاپ مي شود، روزنه اي براي فرار از نفس تنگي مهلك اين رژيم باشد.
دستان قدرتمند حزب الله، حماس و همه گروههاي مقاومت فلسطيني و مردم مظلوم اين سرزمين، گلوي اسرائيلي ها را به شدت فشرده و تا قطع كامل نفس هاي مسموم اين غده سرطاني چيز زيادي باقي نمانده است.

نام زيبا،نماد و هويت و شخصيت آينده هر فرد

روح الله امين آبادي
اقوام دور و نزديك همه جمع شده و با شوق و ذوق مي خواهند در انتخاب نام كودكي كه تازه به دنيا آمده سهيم شوند، هر يك پيشنهادي مي دهد و پدر ومادر بي توجه به اينكه انتخاب نام چه تاثيري درآينده دلبندشان دارد مي خواهند همه را راضي كنند.
نامگذاري براي فرزند از اولين دغدغه هاي شيرين هر زوج به هنگام فرزند دارشدن است، كارشناسان به والدين توصيه مي كنند هنگام انتخاب نام براي فرزندانشان اين نكته را به خاطر داشته باشند كه اين نام از روز تولد و دوران طفوليت تا آخرين لحظات زندگي همراه با فرزندشان بوده و به نوعي بيانگر شخصيت وي خواهد بود.
انتخاب نام خوب براي كودك امري بسيار مهم و حساس است كه تاثير زيادي بر شخصيت و روح و روان او دارد، نام زيبا و شايسته، نماد هويت و شخصيت آينده هر فرد خواهد بود.
رسول خدا(ص) انتخاب نام نيك را از حقوق فرزند برگردن پدر دانسته و مي فرمايند:«فرزندانتان را به نام انبيا اسم گذاري كنيد.»
سال ها است كه با پديده انتخاب اساسي متفاوت و نامانوس درجامعه مواجه هستيم. شايد تاكنون بارها با اشخاصي روبرو شده ايد كه با دانستن نامشان هيچ مفهومي ازاين نام به ذهنتان متبادر نشده است.
برخي والدين اسمي را براي فرزندشان انتخاب مي كنند كه برخاسته از فرهنگ و تمدن غرب باشد واين حركت را شايد بتوان ادامه روندي دانست كه از پيش از انقلاب و در ميان برخي از خانواده هاي ايراني رايج بود.
پر استقبال ترين اسامي
اكثر والدين معتقدند بايد نامي را براي فرزندانشان انتخاب كنند كه كودك در آينده از اثرات تربيتي آن برخوردار شود.
نگاهي هرچند گذرا به آمارهاي ثبت احوال گوياي اين مطلب است كه «محمد» پر استقبال ترين نام در بين جوانان ايراني است.
بررسي آمار نامگذاري ايرانيان درپايگاه اطلاعات جمعيتي كشور نشان مي دهد اسامي و القاب رسول اكرم مورد توجه جدي ايرانيان درنامگذاري فرزندان پسرخود بوده است.
همچنين نام هاي ابوالفضل، اميرحسين و امير علي براي پسران و نيز نام هاي فاطمه، زهرا وستايش براي دختران از فراواني بيشتري نسبت به ساير نام ها درسال 88 برخوردار بوده اند.
درسال 1387 نيز «ابوالفضل»، «اميرحسين» و«اميرمحمد» براي پسران و «فاطمه»، «زهرا» و «زينب» براي دختران بيش از ساير نام ها انتخاب شده است.
بررسي فراواني نام ها مويد اين نكته است كه نام فاطمه 3ميليون و 936 هزار و 69 بار تا پايان ارديبهشت سال 89 تكرار شده است. درهمين مدت نام «زهرا» نيز 2 ميليون و 648 هزار و 669 بار، «ريحانه» 145 هزار و 100 و «محدثه» 160هزار و 439 بار تكرار شده است.
سيداحمد قشمي مديركل ثبت احوال استان تهران در اين رابطه مي گويد: شهروندان استان تهران براي نوزادان پسر اسامي امير علي و اميرحسين و براي نوزادان دختر خود نام هاي فاطمه و زهرا را برمي گزينند.
دركشورهاي غير اسلامي نيز اسامي پيامبران و شخصيت هاي الهي و فرشتگان درگاه خداوند از جمله عيسي (نيكلاس- كريستين)، داوود (ديويد)، يوسف (جوزف، خوزه)، بنيامين (بن، يان) ميكائيل (ميخائيل، ميشائيل)، مريم (ماري، مارتا، مارگريت)، راحيل مادرحضرت يوسف (راشل) و سارا مادر حضرت اسحاق (ساره) بيش از اسامي مليتي و اسطوره اي بين مردم رواج دارد.
گزارش هاي آماري از كشورهاي ديگر اعم از مسلمان نشين و غيراسلامي نيز نشان دهنده اقبال گسترده مردم به انتخاب نام هاي مذهبي براي فرزندان خود است.
در كتاب ركودهاي گينس آمده نام «محمد» بالاترين ميانگين نامي را دارد، به طوري كه در حال حاضر 70ميليون نفر در جهان اين اسم را دارند.
بيشتر مردان لبناني اعم از مسلمان سني و شيعه و تعدادي مسيحي نام «محمد» را براي خود برگزيده اند. براساس آخرين تحقيقات و سرشماري انجام شده از دو استان شمالي لبنان تنها در اين دو استان بيش از 80هزار مرد «محمد» نام دارند.
آنها مسلمانان سني و شيعه و تعدادي هم علوي هستند. مردم اين مناطق علاوه بر نام «محمد» دوست دارند از نامهاي مشتق شده از محمد چون احمد و محمود نيز استفاده كنند.
از اين رو حدود 60هزار نفر ديگر نيز در همين دو استان نامهاي احمد و محمود دارند كه 40هزار نفر احمد و 20هزارنفر محمود هستند.
براساس اين گزارش در ميان مسيحيان لبنان نيز انتخاب نام «محمد» بر فرزندان پسر مسيحي بسيار شايع شده است و حدود 7هزار مسيحي لبناني از ارتدوكس و كاتوليك نام «محمد» را انتخاب كرده اند و گمان مي رود اين روند رو به رشد باشد.
گزارش اسلام آنلاين از نيجريه نيز نشان مي دهد مردم مسلمان نيجريه طي سالهاي اخير به منظور حفظ هويت ديني و اسلامي خود نامهاي اسلامي را به جاي اسامي محلي بر فرزندان خود برمي گزينند و در اين ميان اسامي محمد، خديجه و فاطمه از جايگاه خاصي برخوردار است.
نام هاي يوسف و زينب نيز در تركيه مورد استقبال مردم قرار گرفته است و والدين زيادي اين دو نام را براي فرزندان خويش انتخاب مي كنند.
علي رغم هجوم گسترده فرهنگ غرب در فيليپين، مسلمانان و مسيحيان اين سرزمين هنگام نامگذاري براي كودكان تنها به دين خود استناد مي كنند.
آمارهاي رسمي از مسلمانان دانمارك حاكي از آن است كه نام «محمد» به منظور حفظ هويت اسلامي و آشنايي با سيره نبي اكرم(ص) در صدر نامهاي انتخابي والدين مسلمان دانماركي قرار دارد.
به دنبال انتشار كاريكاتورهاي اهانت آميز به نبي اكرم(ص) كه دانمارك از طليعه داران آن بود، مسلمانان دانماركي به منظور وجه تسميه با حضرت محمد(ص) نام «محمد» را براي كودكان متولد شده خود انتخاب مي كنند.
سرشماريهاي رسمي از مسلمانان دانمارك حاكي از آن است كه اين گروه بر روي دختران و پسران خود نامهاي اسلامي را مي گذارند. آنها اسمهايي چون محمد، احمد، ابراهيم، يوسف، حسين و حسن را براي پسران و براي دختران نيز اسمهايي چون فاطمه، و زينب را انتخاب مي كنند.
براساس نظرسنجي دفتر آمار ملي بريتانيا نام محمد با هجي هاي مختلف در صدر فهرست نامهاي منتخب والدين در انگلستان و ولز قرار دارد و اين امر نشانه تعميق حس وفاداري مسلمانان بريتانيا به دين اسلام است.
تجزيه و تحليلهاي دفتر آمار ملي بريتانيا نيز نشان مي دهد كه نام محمد يكي از محبوب ترين نام ها در انگلستان بوده و اين امر سير صعودي را طي مي كند.
هجي هاي مختلف نام محمد در سال 2006 به 4255 نام مي رسد و اين تعداد از اسامي جورج و جوزف پيشي گرفته است. در سال 2000 نام محمد براي 3732 كودك پسر انتخاب شد.
شهرداري ميلان نيز اعلام كرد كه نام محمد و اسامي مشتق از آن چون: احمد، محمود، حميد و... در صدر اسامي كودكان تازه متولد شده مسلمان اين شهر قرار گرفته است.
براساس سرشماريهاي رسمي نام «محمد» در بروكسل بلژيك نيز در صدر نام ها قرار گرفته و تعداد زيادي از والدين تمايل نشان مي دهند كه نام فرزندشان را محمد بگذارند.
اسامي نامانوس
اقدام به انتخاب اسامي نامانوس و نيز متناسب با فرهنگ غرب علاوه بر رسوخ فرهنگ يك تمدن ناهمخوان با فرهنگ اسلامي به جامعه از بعد روانشناختي نيز موجب گوشه گيري و افسردگي كودك شده و به عنوان مانعي در مقابل پيشرفت كودك خواهد شد.
دكتر عليرضا منظري توكلي، كارشناس تعليم و تربيت در اين رابطه مي گويد: اين كه ائمه ما انتخاب نام نيكو و تربيت صحيح را از حقوق فرزند بر والدين مي دانند دليل بر اين نكته مهم است كه اين موضوع آثار تربيتي فراواني را در آينده كودك دارد.
وي افزود: كودكان به صورت آگاهانه و يا ناآگاهانه دوست دارند با هم نام خود همانند سازي كنند و اگر اسم كودك از نام هاي ائمه انتخاب شود تأثير بسيار خوبي در شخصيت وي باقي خواهد گذشت.
اين كارشناس فلسفه تعليم و تربيت در ادامه با تأكيد بر اين نكته كه كودكان گاهي از الگوهاي زنده چون ستاره هاي سينما تأثير مي گيرند و گاهي نيز از كساني كه با آن ها هم اسم هستند مي گويد: به عنوان مثال كودكي با نام چنگيز چون ويژگي هاي اين شخصيت تاريخي را در كتاب ها خوانده و يا در فيلم ها ديده است به احتمال قوي داراي شخصيت خشني خواهد شد.
دكتر امان قرايي مقدم، استاد جامعه شناسي با تاكيد براثرات مثبت و منفي انتخاب نام براي كودكان در فرهنگ جامعه مي گويد: ارزش هاي فرهنگي در زير پوشش اسامي به جامعه منتقل مي شود.
وي مي افزايد: انتخاب اسامي متناسب با فرهنگ بيگانه ارزش هاي آنان را در جامعه گسترش داده و هنجارهاي ملي، ميهني و ايراني را دگرگون مي كند. به گفته دكتر قرايي مقدم، اسامي افراد در هر دوره و عصري حاكي از محتويات درون آن جامعه است و به عنوان نمونه هرگاه اسامي ملي در يك كشور رايج باشد نشان از اين دارد كه فرهنگ ناسيوناليستي در آن كشور در حال گسترش است.
وي با اشاره به فرهنگ غرب كه در آن قهرمانان مسلماني مثل كلي - بوكسور معروف - و زيدان - فوتباليست فرانسوي - با اسامي اسلاميشان مخاطب قرار نمي گيرند مي گويد: مسئولان اين كشورها نمي خواهند فرهنگ اسلامي در كشورشان رواج پيدا كند.
دكتر قرايي مقدم ادامه داد: فرهنگ اسلامي با نامگذاري در جامعه منتقل مي شود، وقتي در گوش يك نوزاد اذان مي خوانيم و اسمي اسلامي بر وي گذاشته مي گذاريم اين نوزاد رسماً وارد فرهنگ اسلامي و ايراني مي شود.
اين آسيب شناس اجتماعي در رابطه با تاثير اسامي نامتعارف در گسترش جرم در جامعه مي گويد: اسامي زيبا و مناسبي چون فاطمه، زهرا باعث مي شود كه دارنده نام خودش را با ارزش هاي اسلامي منطبق ساخته و حتي الامكان به كار خلاف نپردازد. و القاب زشت و خشونت آميزي كه در ادامه اسامي آورده مي شود خود را بدست جرم وجنايت سوق داده و به كارهاي خلاف شئونات اجتماعي تشويق مي كند.
حجت الاسلام والمسلمين خليل عرفاني مي گويد: تحقيقات نشان داده است كه اسامي نقش انكارناپذيري در روحيات افراد دارند به صورتي كه دختراني كه نام فاطمه و يا زهرا بر روي آنان گذاشته شده است به حجاب و ظاهر شرعي علاقه داشته و از سوي خانواده و افراد جامعه نيز مورد احترام قرار مي گيرند. اين كارشناس مسائل ديني مي افزايد: جامعه از افرادي كه داراي اسامي منتسب به ائمه اطهار هستند انتظاراتي دارد كه اين انتظارات فرد را به سوي كردار نيك سوق مي دهد.
روان شناسان مي گويند: نام نيكو و زيبا ضمن آنكه بر احترام و تكريم كودك مي افزايد، نشان دهنده نوع تفكر و علايق فكري و روحي خانواده هاست. بنابراين، در اسلام نام گذاري به اسم هايي كه حامل پيام و فرهنگ اصيل اسلامي باشند، تأكيد شده است و بهترين آنها، نام هايي هستند كه دربردارنده بندگي خداوند باشند، مانند: عبدالله و مانند آن وبعد از آن، نام پيامبران و امامان معصوم(ع) سفارش مي شود كه بهترين آنها نام محمد است.
بعضي از خانواده ها اندوخته هاي اصيل و ارزشمند فرهنگ خودي را به بهاي ارزان ازدست مي دهند و بدون آگاهي از معاني اسامي بيگانگان، نام هاي به ظاهر فريبنده آن ها را جايگزين اسامي اصيل اين مرز و بوم مي كنند.
از اين رو است كه سازمان ثبت احوال كشور تلاش كرد با تشكيل گروه ها و كميته هايي جلوي روند روبه رشد اتنخاب اسامي نامتعارف را بگيرد.
ممانعت از انتخاب اسامي نامأنوس و نيز ارائه تسهيلات براي تغيير اسامي نامتعارف ازجمله راهكارهايي است كه سازمان ثبت احوال كشور براي پيشگيري از روند پيش گفته اجرايي كرده است.
سيداحمد قشمي، مديركل ثبت احوال استان تهران گفت: برخي از والدين پس از تولد فرزندان خود نام هاي خارجي انتخاب مي كنند اما سازمان ثبت احوال به منظور حفظ ريشه هاي فرهنگي كشور، با اقدام آنها مخالفت كرده و انتخاب نام را مشروط به تأييد و صدور مجوز در كميته چهارنفره اين سازمان مي كند.
به گفته وي، كميته چهارنفره تأييد اسامي متشكل از دو استاد دانشگاه داراي دكتراي ادبيات فارسي و ادبيات عرب و مديركل ثبت احوال استان و معاون سجلي اين سازمان است.
قشمي اظهار مي كرد: اسامي غيرمتعارف بايد براي تأييد در اين كميته مورد بررسي قرار گرفته و به تأييد نهايي برسد.
مديركل ثبت احوال استان تهران با بيان اين كه انتخاب نام صحيح براي فرزندان يكي از حقوق آنهاست كه برعهده والدين است، مي گويد: برخي از خانواده ها اقدام به تركيب كردن اسامي ايراني و خارجي به صورت ناموزون مي كنند كه اين درآينده فرد را دچار مشكل هويتي خواهد ساخت.
به گفته قشمي، برخي افراد حتي معناي نامي كه براي فرزند خود انتخاب مي كنند را نمي دانند و پس از آشنايي با اين معنا، متوجه اشتباه بودن اين اقدام مي شوند.

پايان عصر تحريم

پايان عصر تحريم
بابك اسماعيلي
استفاده از ابزارهاي مالي و اقتصادي، همواره يكي از روش هاي موثر نظام سلطه بين الملل در بسط دامنه نفوذ خود در كشورهاي هدف بوده است. در اين راستا، دولت هاي استفاده كننده از اهرم هاي فشار و به تعبيري شمشير داموكلس، براي وادار كردن ملت ها به تغيير رفتار مورد انتظار خود بهره مي جويند.
ايران نيز در دو سده اخير، همواره با اين رفتار دولتمردان غربي به ويژه سردمداران كاخ سفيد مواجه بوده است. با پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357، اگرچه موضوع تحريم ها عليه ملت ايران شكل و دامنه گسترده تري به خود گرفت، اما با هوشمندي و درايت مسئولين و مردم كشورمان منشأ تحولاتي عظيم در ايران شد.
عليرغم شكست عملي تروريسم مالي غرب عليه جمهوري اسلامي ايران در طول 31 سال اخير روز دوشنبه 26 جولاي 2010 (4 مرداد 1389)، اين بار اتحاديه اروپا و كانادا، دور جديدي از تحريم ها عليه بخش انرژي و كشتيراني جمهوري اسلامي را اعمال كردند. اما به راستي چرا غرب عليرغم تجربه ناموفق چند دهه اي خود، همچنان بر استفاده از اهرم هاي فشار اقتصادي در برابر ايران پافشاري مي كند:
1- به نظر مي رسد آمريكا و متحدان غربي كاخ سفيد با ذهنيتي متعلق به بيش از سه دهه پيش و حتي پيشتر از آن، گمان مي برند كه با فشار اقتصادي به ايران خواهند توانست ضربه اي كاري به شاكله سياسي و اقتصادي نظام جمهوري اسلامي وارد آورند. اين در حالي است كه تجربه 31 ساله اخير كشورمان در مواجهه با تحريم هاي بين المللي غرب و شرق ثابت مي كند كه ايران هرگاه در مقطعي مورد ظلم و تحريم قرار گرفته، در همان مقطع به رشد و بالندگي دست يافته است.
تحريم هاي روز دوشنبه اتحاديه اروپا عليه ملت ايران در بخش نفت و گاز و كالاهاي به اصطلاح داراي مصارف دوگانه در حالي وضع و به سوژه خبري بسياري از شبكه هاي خبري جهان تبديل شده است كه موضوع جديدي نيست. بايد اذعان داشت كه اروپا مدتهاست در بخش نفت و گاز ايران حضور جدي ندارد و جاي خود را به كشورهاي ديگر داده است. از سوي ديگر سالهاست كه غرب به بهانه مهار ايران، صدور كالاهاي داراي مصارف دوگانه به كشورمان را ممنوع ساخته است. در واقع اين گونه مي توان گفت گرچه پس از وضع تحريم هاي اخير، مقامات غربي ادعا كردند، اتخاذ اين تصميم ها عليه صنايع نفت و گاز ايران از چهارمين دور تحريم هاي اعمال شده شوراي امنيت فراتر مي رود و سنگين ترين تحريم هاي وضع شده از سوي اتحاديه اروپايي عليه ايران به شمار مي رود، اما تحريم هاي به اصطلاح جديد در اغلب موارد مشابه با موارد تحريمي سالهاي گذشته است و در حوزه هاي اندك جديد نيز به گونه اي است كه غرب در آن بخش حضوري در ايران ندارد.
2- مهم ترين بخش تحريم هاي اخير اتحاديه اروپايي عليه ايران از سوي محافل غربي، ممنوعيت انتقال سرمايه، تكنولوژي و تجهيزات از اتحاديه اروپا براي بخش نفت وگاز ايران است. اما آيا اين موضوع تحريمي اتفاق جديدي محسوب مي شود؟
براي پاسخ به اين پرسش كافي است نگاهي به موارد تحريمي آمريكا و غرب در سه دهه اخير بيندازيم. نشانه هاي گسترده و آشكار تحريم عليه ملت ايران از ژانويه 1984 (دي 1362) زماني كه «جرج شولتز» وزيرخارجه آمريكا بود، آشكار شد. در زمان جنگ تحميلي 8 ساله رژيم بعث عراق عليه ايران، آمريكا با حمايت آشكار از صدام و تجهيز نظامي و اقتصادي بغداد، در كنار رژيم بعث قرار گرفت.
در 29 اكتبر 1987 (7 آبان 1366) طبق تصويب كنگره آمريكا، ورود كالاها و فرآورده هاي آمريكايي به ايران ممنوع شد. اين تحريم دامنه وسيعي از محدوديت ها و ممنوعيت هاي اقتصادي، فن آوري علمي و راهبردي را در كنار تحريم هاي نظامي در برمي گرفت.
پس از پايان جنگ تحميلي، كاخ سفيد دور جديدي از تحريم ها را براي تحقق نظم نوين بين المللي خود در منطقه خاورميانه و با شعار مهار ايران به اجرا درآورد. «بيل كلينتون» رئيس جمهوري وقت آمريكا در مارس 1995 ميلادي، تمامي شركت هاي آمريكايي را از سرمايه گذاري در توسعه منافع نفتي ايران در جزاير سيري منع كرد. وي در 6 مه 1995 (16 ارديبهشت 1374) با امضاي دستورالعمل اجرايي 12957، تقريبا تمامي معاملات تجاري با ايران و سرمايه گذاري در كشورمان را ممنوع اعلام كرد. در 20 سپتامبر 1995 (29 شهريور 1374) با تصويب طرح داماتو، رئيس جمهوري آمريكا اجازه يافت شركت هاي غيرآمريكايي را كه فن آوري هاي صنعت نفت را در اختيار ايران مي گذارند، تحريم كند.
قانون داماتو پس از ادغام با طرح «بنيامين گيلمن» رئيس صهيونيستي كميسيون روابط بين الملل مجلس نمايندگان آمريكا كه محتوايي مشابه با قانون داماتو داشت، در قالب مجازات ايران و ليبي در 5 اوت 1996 (14 مرداد 1375) در كنگره تصويب و سپس به امضاي كلينتون رسيد. قانوني كه تا به امروز مجددا تصويب و به امضاي روساي جمهور آمريكا رسيده است.
به لطف اين قانون و قانون هاي مشابه بعدي و با فشارهاي آمريكا، برخي شركت هاي غربي از ايران خارج و ليست متنوعي از ساير كشورها و كمپاني هاي داخلي جايگزين غرب در توسعه ميادين نفتي و گازي ايران مي شود.
3- صادرات كالاهاي داراي مصارف دوگانه غيرنظامي و هسته اي نيز كه ادعا مي شود اخيرا به ليست تحريمي ايران اضافه شده است نيز مورد جديدي به حساب نمي آيد و در چند دهه اخير و به طور مشخص در قطعنامه چهارم شوراي امنيت عليه ايران تصويب شده است.
در عين حال محدوديت در زمينه معاملات اروپايي ها با بانك هاي ايراني و شركت هاي بيمه اي نيز اتفاقي جديد محسوب نمي شود. زيرا در روز 25 اكتبر 2007 ميلادي، وزارت خزانه داري آمريكا با وارد ساختن اتهاماتي مضحك، ليستي از بانك هاي ايراني و تعدادي از نهادها و شركت هاي وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را در ليست تحريم هاي خود قرار داد و با استفاده از قدرت لابي هاي صهيونيستي نظير آيپاك، IMF و بانك جهاني اعلام كرد از ارائه خدمات به اين بانكها و مؤسسات خودداري خواهد كرد. اقدامي كه با پيروي برخي از كشورهاي اروپايي نظير انگلستان همراه شد، اما با انتقال سرمايه هاي بانكهاي ايراني به مناطق امن، هيچ اتفاق حائز اهميتي رخ نداد.
4- در كنار شانتاژ خبري محافل غربي براي فاجعه خواندن تحريم ها براي ايران، روند موضع گيري برخي كشورها، مقامات و تحليل گران سياسي و اقتصادي عليه اين تصميم يكجانبه كم اهميت بودن تحريم هاي جديد اروپا عليه ايران را روشن مي سازد.
«مهمت سيمسك» وزير دارايي تركيه با بي اثر خواندن اين تحريم ها، از مخالفت آنكارا و عدم پيروي كشورش از تصميمات اخير خبر داد و تحليل گر ارشد مؤسسه «وود مكنزي» اذعان كرد كه صنعت نفت ايران نقاط قوت خاص خود را دارد و بدون شك تحريم ها براي ايران فاجعه محسوب نمي شود. بي شك طي روزهاي آينده مخالفت با وضع تحريم هاي به اصطلاح جديد اتحاديه اروپا تريبون هاي بيشتري پيدا خواهد كرد كه خود مويد اين نكته كليدي است كه عصر وضع تحريم و تغيير رفتار دولتها به پايان رسيده است.
واقعيت آن است كه وضع تحريم هاي اقتصادي از جانب غرب عليه ايران، به سبب آنكه ماهيتي خصمانه، يكجانبه و فرا سرزميني دارد، اصول اوليه حقوق بين المللي همانند اصل حق توسعه و اصل دخالت نكردن در امور داخلي ديگر كشورها را نقض مي كند. هم چنين اين تحريم ها با اصل اقدام متقابل توجيه پذير در حقوق بين الملل عمومي مغاير است و سبب محدود شدن حقوق دولت ها و اشخاص حقيقي و حقوقي ثالث و بي طرف مي شود. از بعد سياسي و اقتصادي نيز، تاريخ 31 ساله پس از پيروزي انقلاب نشان داده كه تحريم ها انگيزه اي براي انجام اقدامات ضروري در ايران همانند تسريع در توسعه پالايشگاهها، خودكفايي در توليد بنزين و اجراي طرح هدفمند كردن يارانه ها شده است. ايران امروزه خود به توليد كننده و صادر كننده بسياري از كالاهاي مهم تجاري و خدمات فني و مهندسي تبديل شده كه اين موضوع بسياري از معادلات پيشين را بر هم زده است. در اين ميان نكته ظريفي در ساختار سياسي پيچيده نظام جمهوري اسلامي وجود دارد: «مردم ايران به خوبي ضرورت ها را درك مي كنند.»