چرا كليدواژه اصلي سخن رهبري بازتاب نداشت؟
سعدالله زارعي
در نگاه حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، «عزت ملي» كليدواژه اي است كه مي توان با آن همه ي حركت ها، رفتارها، كنش ها و واكنش هاي جريانات مختلف داخلي و خارجي را مورد تحليل قرار داد. از منظر رهبر معظم انقلاب، حضرت امام خميني رحمه الله احياگر روح عزت ملي بود و مهم ترين هنر ايشان، احياگري در اين عرصه ي مهم و اساسي بود.
روح عزت ملي يك وديعه ي خدادادي است كه در همه ي انسان ها هست، اما احتياج به احياگري و تحرك دارد. كار انبياء و اولياء الهي، احياگري اين روح است كه در روايت ها از آن به «فطرت» نيز ياد مي كنند. همه ي انسان ها داراي فطرت الهي هستند، ولي اين فطرت الهي براي رسيدن به فعليت، نيازمند تحرك و هدايت و مديريت است. انبياء و اولياء الهي و ائمه ي طاهرين همين فطرت خفته را بيدار مي كردند و اين وديعه ي الهي را به حركت وامي داشتند.
اين كه رهبر معظم انقلاب عزت ملي را به حضرت امام ارجاع مي دهند، به ما كمك مي كند كه بتوانيم در چيستي روح عزت ملي و چگونگي احياگري آن، به يك متن جامع دسترسي داشته باشيم كه همان سيره و سخن حضرت امام است. امام خميني رحمه الله يك الگوي زنده ي عزت ملي به نام جمهوري اسلامي ايران را در معرض ديد جهانيان قرار داده است؛ الگويي كه «عزت ملي» را از حوزه ي ذهني محض خارج كرده و يك الگوي زنده و عيني را به جهانيان ارائه نموده است.
مهم اين است كه الگوي عزت ملي در فضايي قرار گرفته كه نظريه هاي رقيب آن حرفي براي گفتن ندارد. يعني رقبا متن مورد پذيرشي ندارند كه بتوانند روي آن اجماع كنند؛ بر خلاف ما كه مي توانيم روي سخن و سيره ي امام رحمه الله اجماع ايجاد كنيم. آنها همچنين تجربه قابل پذيرشي ندارند كه بتوانند افراد را به آن دعوت كنند. تجربه ي غرب تعميق شكاف هاي اقتصادي، فقر، ظلم، تجاوز، ايجاد جنگ ها، توسل به شيوه ي نظامي براي حل مسائل سياسي، استفاده از ابزارهاي نامشروع و جز آن است. اين ها تجاربي است كه در تابلوي غرب به صورت برجسته وجود دارد. لذا اين تابلو هم قابل ارائه نيست.
غربي ها دچار يك خلأ تمدني شده اند و به همين خاطر نمي توانند هيچ حركت تمدن ساز ديگري را تحمل كنند. طرح نظريه ي هرمنوتيك توسط گادامر در سال 1938، آخرين زايش فكري تمدن غرب بود. از آن به بعد تقريباً براي يك دوره ي هفتادساله ما شاهد نوعي فقدان گفتمان جديد در تمدن غرب بوده ايم. اين در حالي است كه تا پيش از آن، در هر پنج يا شش سال ما شاهد يك حركت علمي جديد در تمدن غرب بوديم.
همه ي اين ها در حالي است كه در جهان اسلام، يك جريان نوظهور مبتني بر مباني غير مادي -بر خلاف جريان ها و نظامات غرب كه بر مباني مادي استوار است- شكل گرفته و رو به گسترش است. اين تفكر و تمدن مبتني بر ايده هاي الهي هرچه پيش مي رود، ظرفيت هاي جديدي را در حوزه هاي فكري به بشر عرضه مي كند و طراوت و زيبايي خود را به دنيا نشان مي دهد. در واقع پيري و عقيمي تمدن غرب هم زمان شده است با جواني و زايش تمدن اسلامي و اين مسأله غربي ها را به شدت دچار وحشت كرده است. آنها نگران يك شكست بزرگ تمدني هستند.
بنابراين غرب همه ي تلاشش را به كار گرفته تا شايد بتواند مانع حركت اسلامي شود و اگر هم نتواند، حداقل سعي مي كند فرصت و زمان بهينه را از حركت رو به جلوي اين جريان بگيرد تا در خلال آن بتواند مشكل نازايي تمدن خود را حل كند.
دنيا در اين پيچ تاريخي از يك طرف نفرت عجيبي نسبت به نسخه و تجربه ي غرب دارد و از سوي ديگر، خاطرات بسيار مثبتي از نسخه و تجربه ي جمهوري اسلامي دارد. اين به ما كمك مي كند تا با قاطعيت بيشتري بر مشي خودمان تأكيد كنيم و اميدوار باشيم كه از طريق پيگيري و ادامه ي اين تجربه، قله ها را فتح كنيم و به نقطه اي برسيم كه دنياي استكبار از آسيب رساندن به جمهوري اسلامي و مردم ايران مأيوس شود.
عزت ملي ما يك نمونه از نسخه اي است كه در عرصه ي بين المللي مي تواند مخاطبانش را پيدا كند و بشريت را نجات دهد و مسائل جهان را حل و فصل كند. با اين حال ما شاهد بوده ايم كه رسانه هاي نظام سلطه در بازتاب سخنان رهبر انقلاب اسلامي به بسياري از نكات اشاره كردند، اما به «عزت ملي» كه همه ي اجزاي سخنان رهبري برآن استوار بود، اشاره اي نداشتند، زيرا اگر اين پيام در سطح دنيا بازتاب پيدا كند، توجه اذهان و افكار عمومي و ملت ها را برمي انگيزد و اين چيزي نيست كه غربي ها بتوانند تحملش كنند.
امروزه تلاش بسيار گسترده اي در سطح بين المللي صورت مي گيرد تا هويت قيام هاي مردمي بيداري اسلامي مخدوش شود و از طريق صدور شناسنامه هاي جعلي، هويت اين جنبش ها از بين برود. البته در اين خصوص كمتر تبليغ مي شود كه به هر حال پيام و كلام اصلي و هويت طلبانه ي اين جنبش ها همانا اسلام است. بسياري از محققين بر اين نكته تأكيد دارند كه اين خيزش ها را مردم مسلمان به وجود آورده اند. مسلمانان نيز ترديد ندارند كه دينشان جامع و پاسخگو در همه ي عرصه هاي دنيوي و اخروي است. همچنين ترديد ندارند كه بايد به سمت تحقق اهداف ديني حركت كنند. چه بسا نتايج انتخابات در دو كشور تونس و مصر نيز اثبات همين نكته ي كليدي است كه مايه و گوهر اصلي اين خيزش ها، همانا احياي هويت اسلامي و ابراز آشكار و افتخارآميز دينمداري است.
بسم رب النور