روحانی گرفتار تناقض‌ها گلایه یا قبول شکست برجام

دکتر حسین کچویان*
سفر به نیویورک امسال با اتفاقاتی متفاوت از آنچه به طور معمول از سفر آقای روحانی به اجلاس سازمان ملل انتظار می‌رفت همراه بود. بیش از هر چیزی اظهارات آقای روحانی و ظریف در نقد عملکرد آمریکا در برجام در تقابل با انتظارات معمول از این سفرها بود که به عنوان دریچه‌ای برای وقوع دیدارهای حساب ناشده و کاملاً اتفاقی با طرح‌های آمریکا مورد استفاده قرار می‌گرفت.
در هرحال، اینکه نیویورک برای انتقاد از رفتار آمریکا در برجام، البته به سیاق معمول دولت روحانی تحت عنوان بدعهدی، انتخاب شده معنای مشخصی دارد. برخلاف آنچه بعضاً گفته شده اظهارات انتقادآمیز این آقایان به هیچ‌وجه مصرف داخلی نداشته و به قصد آرام‌سازی جو داخل ایران و انتقادهای رو به رشد از بی‌عملی و سکوت دولت در برابر رفتار آمریکائی‌ها بیان نشده است. برای چنین مصارفی انتخاب خانه دشمن بدترین انتخاب و در واقع نوعی خطا و سوءفهم از پروتکل‌های دیپلماتیک است. به علاوه، این رفتار خلاف عقل سلیم نیز هست. چه کسی در خانه شخصی از او انتقاد می‌کند به این منظور که شخص دیگری را از سکوت و انفعال خود در برابر میزبان راضی کند؟ انتقاد از آمریکا در خانه خود او به مراتب ماهیت انتقادآمیزتر و تندتری نسبت به آمریکا دارد از زمانی که گلایه‌های مشابهی در خاک کشور از آمریکا می‌شد. درصورتی که جدیتی در انتقاد از شخصی وجود نداشته باشد، این انتقاد باید در غیاب او و حتی به نحوی که به گوش او نیز نرسد مطرح شود تا بتوان آن را دارای مصرف غیرجدی یا داخلی دانست.

ادامه نوشته

از قضا سرکنگبین صفرا فزود(یادداشت میهمان)

با گذشت بیش از دو ماه از افشای فیش‌های حقوقی بعضی از مدیران اجرایی، افکار عمومی با انتظار توأم با خشم و انزجار، با آرامش کامل بدون از دست دادن حساسیت‌ها و انگیزه‌های خود و بدون حرکت در مسیر خمودگی و با برانگیختگی هشداردهنده‌ای این موضوع را دنبال می‌کند. با این حال، قطعاً این واکنش معقول مردمی را بایستی نتیجه تأثیر موضع‌گیری‌های اصولی در نفی این پدیده و الزام حکومت به برخورد قانونی نسبت به مجرمان خاصه از سوی رهبری نظام دانست. زیرا ظهور مفاسدی این چنین ظالمانه و فجیع معمولا از سوی مردم با واکنش‌های بدون اغماض و ویرانگر همراه می‌باشد. آن هم در جامعه‌ای انقلابی همچون جامعه ما خاصه وقتی مردم برای مدت‌های طولانی تحت فشارهای تشدید یابنده مالی و اقتصادی سخت و تنگناهای فزاینده معیشتی و همه‌جانبه و دشوار قرار داشته باشند. هرچند اگر این نوع از مظالم یا جرائم یقه سفیدان، خاصه مقامات حکومتی با برخورد مناسب همراه نشود و پاسخ و جبران درخور نیابد، فشار زخم‌ها و دردهای ناشی از آن به صورت نیروی منفی و سلبی در روح و روان توده‌ها متراکم شده و در زمان مقتضی انرژی ویرانگر خود را آزاد خواهد کرد.

ادامه نوشته