وقتي مايكل لدين براي اصلاحات دفاعيه مي نويسد !
وقتي مايكل لدين براي اصلاحات دفاعيه مي نويسد !
سيد ياسر جبرائيلي
افشاگري كيهان درباره كپي برداري آقاي رئيس دولت اصلاحات از دستورالعمل «مايكل لدين»¤ در ارائه پيشنهاد برگزاري رفراندم، اگرچه سكوت معنادار آقاي محمد خاتمي را در پي داشت، اما مايكل لدين به وكالت از وي سرمقاله روزنامه واشنگتن تايمز- وابسته به خبرگزاري يونايتد پرس- را براي تخطئه افشاگري كيهان و نگاشتن «تبرئه نامه» براي آقاي خاتمي برگزيد.
در سرمقاله 28 مرداد(19 اوت) واشنگتن تايمز آمده است: «حسين شريعتمداري مديرمسئول روزنامه كيهان خاتمي را متهم به پيروي از دستورالعمل مايكل لدين يا سازمان سيا كرد... اما نسخه رفراندم خاتمي با نسخه لدين تفاوت هايي دارد.»
لدين سعي كرده اين موضوع را القا كند كه انطباق پيشنهاد خاتمي با تئوري معروف براندازي وي- كه ويژه جمهوري اسلامي طراحي شده- فقط و فقط در قالب يك «تصادف» قابل تعريف است. او استدلال مي كند كه «طرح خاتمي محدود به دولت است، اما طرح من در مورد كل نظام اسلامي.»
لدين قصد دارد با كشيدن لعاب «تصادف» و «تفاوت» بر روي طرح خاتمي، هرگونه ارتباط تئوريك ميان پيشنهاد رئيس دولت اصلاحات با توصيه قبلي خود را نفي و آقاي خاتمي را تبرئه كند. اما شواهدي وجود دارد دال بر اينكه اين همراهي از روي تصادف نيست.
پروژه توسل به تصادف براي توجيه همسازي و همراهي جريان برانداز بيروني با اغتشاشگران داخلي، اين روزها نخ نما شده است. رسانه هاي مدعي اصلاحات از يك سو، و رسانه هاي دشمنان خارجي نظام اسلامي از سوي ديگر، دچار دستپاچگي شده و همه هم خود را مصروف انكار اتهام كودتاي مخملي و انطباق كامل رفتار جريان برانداز دروني با تئوري هاي بيروني كرده اند. سرمقاله واشنگتن تايمز را نيز بايد در قالب اين پروژه و يك تلاش مشترك براي نفي هرگونه ارتباط تحليل و تفسير كرد.
اهل نظر اطلاق عنوان «تصادف» به حوادث را ناشي از جهل بشر مي دانند. دراين باره، مثال معروف دو اتومبيل را مي زنند كه به سرعت در حال نزديك شدن به يكديگر هستند و وقتي به هم رسيده و برخورد مي كنند، چون بي خبر از يكديگر بوده اند، نام تصادف روي واقعه مي گذارند. اما براي فردي از فراز يك ساختمان كه اين دو اتومبيل و جهت حركت آنها را مي بيند، ماجرا به هيچ رو تصادفي نيست. قضيه، علت روشن و معلول روشن تر دارد. او كه «از بالا مي نگرد و خبر دارد»، مي تواند به صراحت «پيش بيني» كند كه چه پيش خواهد آمد!
براي آنان كه از ملاقات هاي ژنرال هاي اصلاحات با كساني چون «جرج سوروس» حامي مالي كودتاهاي مخملي بي خبرند و خبر اختصاص 400 ميليون دلار از سوي آمريكا براي تبديل انتخابات خردادماه به يك پروژه آشوب را نشنيده اند، كساني كه حمايت بام تا شام لشكر رسانه اي دشمن از جريان مدعي اصلاحات را نمي بينند، براي آنها كه از زد و بندهاي پشت پرده بي خبرند، شايد انطباق رفتار جريان اصلاحات و رخدادهاي قبل و بعد از انتخابات با تئوري ها و دستورالعمل هاي لدين ها و جين شارپ ها و مارك پالمرها فقط يك تصادف باشد؛ اما آنها كه « در آن بالا ايستاده به ماجرا مي نگرند و خبر دارند»، مي توانند از پيش آمدهاي بعدي خبر دهند. چهارشنبه 20 خرداد را به ياد بياوريد كه كيهان تيتر زد و از پروژه آشوب پس از شكست خبر داد.
اين است كه جناب لدين ناخواسته به همراهي جريان آشوب دروني با او و بزرگانش اعتراف كرده است! اما در توجيه تصادفي بودن يكساني طرح خاتمي با پروژه براندازي او، خواسته اين دو طرح را متفاوت جلوه دهد، و باز نادانسته به همسويي آنها نيز اعتراف كرده است.
لدين مي گويد طرحش مخصوص براندازي كل نظام است. اگر متن پيشنهاد خاتمي را دوباره مرور كنيم، به سادگي در خواهيم يافت كه او نيز در بطن طرح خود، نه دولت، كه نظام اسلامي را نشانه رفته است. خاتمي ظاهراً خواستار برگزاري رفراندم درباره «مقبوليت دولت» شده، اما در پاسخ به اين پرسش ايجاد شده كه «مگر پيروزي در انتخابات نشانه مقبوليت نيست؟»، بلافاصله حمله خود را متوجه نظام اسلامي كرده و با اين پيش فرض كه انتخاباتي كه نظام برگزار كرده، زير سوال است، ساز و كارهايي خارج از چارچوب قانون اساسي براي برگزاري رفراندم ارائه مي كند. سوال اينجاست كه وقتي هدف زير پاگذاشتن قانون اساسي است، آيا قصد اصلي طراحان و برگزاركنندگان چنان رفراندمي، جز حمله به اركان نظام و فراهم كردن مقدمات لازم براي نهايي كردن طرح مايكل لدين است؟
اتفاقاً مايكل لدين نيز در طرح خود كه در سرمقاله واشنگتن تايمز تكرار شده، قدم اول براي براندازي جمهوري اسلامي را «مشروعيت زدايي» عنوان مي كند. آيا زير سوال بردن انتخاباتي كه نظام برگزار كرده، و ارائه يك طريق خارج از نظام براي تعيين رئيس دولت، مشروعيت زدايي نيست؟
رسانه هاي خبري، مقامات سياسي، و نظريه پردازان مخالف جمهوري اسلامي طي دو ماه اخير به طرز عجيبي در تلاشند مجريان پروژه براندازي پس از انتخابات را مستقل از خود نشان دهند. حق دارند. آنها در اين انتخابات با تمام توان به ميدان آمدند و از سوختن مهره هاي خود در هراسند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
¤ مايكل لدين عضو ارشد بنياد دفاع از دموكراسي در آمريكاست و مشاورت وزيرخارجه، وزير دفاع، و شوراي امنيت ملي آمريكا را در كارنامه خود دارد.
بسم رب النور