اتاق انتظار

سيد محمد عماد اعرابي - فرمودند: «روزگاري است كه ساز و برگ شيطان تقويت شده، نيرنگ و فريبش همگاني، و به دست آوردن شكار براي او آسان است.1 » حالا ما در همان روزگار صبحمان را شب مي كنيم، در مركز هجمه تبليغات شرق و غرب ايستاده ايم و ديده به راه شما داريم. اينجا جايي است كه هفته اي دو بار وجود شما را انكار مي كنند. اينجا جايي است كه خدا را مرده مي خواهند و اخلاق را بر طريق نسبيت مي پسندند. جايي كه نفس هاي صداقت به شماره افتاده و غوغاي باطل پرستان براي اهالي حقيقت، سخت آزاردهنده شده؛ حتي آزاردهنده تر از ووووزلا!
وقتي عدالت و آزادگي لقلقه زبان قدرت طلبان تائيس صفت شد، ديگر از آن چيزي نمي ماند جز يك تنديس شش ذرع و نيمي در جزيره آزادي. حقوق و برابري سالهاست در ساختمان خيابان شماره يك منهتن محبوس شده و انگار وثيقه آزادي آن خون انسانهاي بي گناه است. يك سوي اين نزاع نابرابر ما ايستاده ايم و در غياب شما به تماشاي مستند مسخ ارزش ها در قرن بيست و يكم نشسته ايم، محصول سال 2010 هاليوود! ما تنهاييم؛ نه بي بي سي با ماست،
نه سي ان ان، نه فرانس 4 ، نه حتي العربيه! اما همچنان ايستاده ايم و در مدار شما، ايمان را فرياد مي زنيم.
در روزگاري كه سرمايه دارن با ساتور رسانه به جان حقيقت افتاده اند ما به اذن شما، يك تنه دارالشفاي انسانيت راه انداخته ايم و جان هاي خسته از ايسم هاي شرق و غرب را به مرهم تعاليم الهي مداوا مي كنيم. بگذار هر چه دل تنگ و تاريكشان مي خواهد بگويند. بگذار اعتقاداتمان را خرافه بخوانند و مزد بگيرانشان نفي وحي و رسالت كنند. بگذار در لجن زار نفسانيت بتازند و پادشاهي كنند. اما براي ما وجود خورشيد انكار ناشدني است، مگر آنها كه بدون شما زندگي مي كنند چه دارند كه حسرتش را بخوريم و مگر ما با وجود شما چه كم داريم كه به دنبال آن باشيم؟!
1-1. نهج البلاغه خطبه 129

شاخك هاي معيوب

درباب اظهارات سفير آمريكايي امارات

 شاخك هاي معيوب

محمد امين آبادي
سفير امارات متحده عربي در آمريكا در پاسخ به پرسشي درباره حمله نظامي به ايران گفته است «ما يقينا و مطمئناً با حمله نظامي به ايران موافق هستيم» وي افزوده است. «امارات كشوري است كه بيشترين تهديد را از جانب ايران احساس مي كند و هيچ كشوري در منطقه به جز ايران، مردم امارات را تهديد نمي كند. امارات قادر به زندگي با ايران هسته اي نيست.» البته جناب سفير توضيح نداده است كه چطور شيوخ امارات قادر به زندگي با رژيم اسراييل كه داراي 200 كلاهك هسته اي است و اساس و موجوديت آن مبتني بر تهديد كشورهاي مسلمان منطقه است، مي باشد.
ما دراين نوشتار به دنبال پاسخ به اين سؤال هستيم كه حمله به ايران چه سودي براي امارات مي تواند داشته باشد كه سفير اين كشور در آمريكا با ذوق زدگي تمام مي گويد «ما با حمله به ايران صددرصد موافقيم».
ايران و عراق به همراه كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس كه امارات نيز جزو آن است مجموعه امنيتي منطقه اي خليج فارس را تشكيل مي دهند كه اين مجموعه خود زيرمجموعه اي از مجموعه امنيتي منطقه خاورميانه به حساب مي آيد.
مجموعه امنيتي منطقه اي عبارتست از «گروهي از دولت ها كه نگراني اصلي امنيتي آنها تا اندازه اي به يكديگر گره خورده است كه امنيت ملي آنها را به صورت منطقي نمي توان جداي از يكديگر مورد توجه قرار داد».
اين تعريف به زبان ساده تر گوياي اين واقعيت است كه در يك منطقه مثل خليج فارس در صورت وقوع كوچكترين بي ثباتي، در وهله اول اين خود كشورهاي منطقه هستند كه تحت تاثير قرار مي گيرند و كشورهايي كه به لحاظ شرايط داخلي از جمله وضعيت اقتصادي، نظامي، فرهنگي و مولفه هاي قدرت ملي در شرايط آسيب پذيرتري هستند، در صورت بروز اين بي ثباتي لطمات و خسارات بيشتري متحمل مي شوند.
حال با اين مقدمه نگاهي مي اندازيم به وضعيت سياسي، اقتصادي و فرهنگي كشور امارات.
شيخ نشين امارات از 7 جزيره كوچك تشكيل شده كه هيچگونه مرز زميني مشتركي با هم ندارند. بر پايه قانون اساسي امارات مصوب 1971 كه هنوز بحث و مشاجره پيرامون آن بين شيوخ جزاير پايان نيافته است، مركزيت سياسي كشور در ابوظبي، مركزيت تجاري در دوبي و مركزيت فرهنگي در شارجه قرار دارد. اين شيوخ داراي اختلافات عديده اي با يكديگر هستند. اختلاف بر سر تمركز قدرت سياسي در ابوظبي، اختلاف بر سر فرماندهي به اصطلاح ارتش امارات. هماهنگ نبودن شيوخ در سياست خارجي، دفاعي و اقتصادي مشترك، اختلافات شديد قبيله اي، سنتي و نژادي و رقابت و حسادتي كه بين جزاير وجود دارد.
جمعيت امارات 8/4 ميليون نفر است كه تنها 19 درصد آن بومي امارات هستند و 81 درصد بقيه را ايراني ها، اعراب و آسيايي ها تشكيل مي دهند. 75 درصد نيروي كار اين كشور خارجي و اكثريت كارشناسان نيز در بخش هاي مختلف غيراماراتي هستند.
حال با اين اوصاف بد نيست نگاهي به مولفه هاي قدرت ملي در كشور امارات بيندازيم و طبق آن اظهارات سفير امارات را در آمريكا مورد ارزيابي قرار دهيم.
1- نيروي نظامي؛ امارات همواره علاقمند بوده است كه به دنيا چنين القاء كند كه داراي يك ارتش قوي و با ساختاري مدرن و كارآمد است. به نوشته روزنامه نيويورك تايمز، آمريكا در سال 2008 ميلادي بيش از 48 ميليارد دلار انواع جنگنده و تسليحات مختلف به كشورهاي در حال توسعه فروخته است.
كه امارات با 9/7 ميليارد دلار در مقام اول قراردارد. آژانس همكاري امنيتي وابسته به وزارت دفاع آمريكا نيز در گزارشي اعلام كرد امارات در سال مالي 2009 درصدر فهرست كشورهاي واردكننده سلاح از آمريكا قرار دارد. همچنين براساس گزارشي كه موسسه مطالعات صلح بين المللي مستقر در استكهلم سوئد آن را منتشر كرده است، امارات متحده عربي براساس آمار پس از چين و هند سومين خريدار سلاح هاي نظامي جهان در فاصله سال هاي 2004 تا 2008 بوده است.
حال بايد پرسيد آيا خريدهاي گسترده نظامي كمكي به افزايش توانمندي نظامي در شرايط حساس براي دفاع از امنيت ملي امارات مي كند پاسخ به اين سوال منفي است. اين سلاح ها هرگز در اين سال ها مورد استفاده قرار نگرفته اند؛ و تنها فايده آن اتلاف بودجه ملي امارات و برگشت دلارهاي نفتي خليج فارس به مركز نظام سرمايه داري است.
تجربه كويت پيش روي شيوخ امارات قراردارد. اميرنشين كويت در فاصله سال هاي 1971 تا سال 1991 كه مورد حمله ديكتاتور عراق قرار گرفت 500 ميليارد دلار صرف خريدهاي نظامي گسترده و انباشت آنها در انبارهاي اسلحه خود كرد، به اميد اين كه روزي براي دفاع از خود از اين سلاح ها استفاده كند. در حالي كه عراق توانست در ظرف كمتر از پنج ساعت كل كويت را بدون كمترين مقاومتي به اشغال خود درآورد.
2- جمعيت؛ كثرت جمعيت يكي ازمولفه هاي قدرت ملي به شمار مي آيد كه كشورها در مواقع حساس با بسيج جمعيت جوان و آماده خود از امنيت ملي خويش دفاع مي كنند چنان كه ذكر آن رفت 81 درصد جمعيت امارات را خارجي ها تشكيل مي دهند كه هيچ گونه دلبستگي به اين سرزمين ندارند جمعيت بومي اين كشور كمتر از 800 هزار نفر است كه از اين تعداد نيز اگر زنان، كودكان و افراد مسن اگر كسر شوند. در واقع چيزي باقي نمي ماند تا بتواند از بلندپروازي هاي شيوخ امارات دفاع كند.
3- فرهنگ، هويت و روحيه سلحشوري: وجود يك فرهنگ غني، قوي و ريشه دار كه بتواند مردمان يك سرزمين را زير يك پرچم حفظ كند بي شك از مولفه هاي اصلي قدرت ملي كشورها محسوب مي شود. كشورهايي كه از اين هويت قوي و ريشه دار برخوردار هستند در كوران حوادث خود را حفظ مي كنند. هويت غني ايراني اسلامي يكي از دلايل اصلي حفظ ايران در مقابل هجوم هاي گسترده اي بوده است كه در طول تاريخ از سوي بيگانگان به اين سرزمين وارد شده است. امارات متحده عربي 40 سال است كه تشكيل شده و 50 سال پيش مردمان اين سرزمين بيابانگرد بودند و زندگي قبيله اي و عشيره اي خود را داشتند و تمام هويتشان در قبيله و عشيره خود، خلاصه مي شد. تعلق خاطر به جزاير امارات به طوري كه مردم اين كشور در شرايط بحراني از جان خود براي حفظ آن بگذرند وجود ندارد چون بخش سنتي جامعه به قبيله و عشيره خود در جزاير وفا دارند و بخش مدرن نيز كه بيشتر به دنبال تجارت و بازرگاني و سود سهام خود هستند و در صورت وقوع بي ثباتي خود، خانواده سرمايه هاي خود را از اين سرزمين خارج خواهند كرد.
4- اقتصاد امارات مبتني بر توليد و صادرات نيست اقتصاد اين كشور يك اقتصاد بادكنكي است و به شدت تحت تاثير عوامل بيروني و غيرقابل كنترل توسط شيوخ امارات قرار دارد. صادرات مجدد كالا، بورس بازي و جذب سرمايه هاي خارجي اساس اقتصاد اين كشور را تشكيل مي دهد. 297 هزار سرمايه گذار از 140 كشور جهان در بورس دوبي سرمايه گذاري كرده اند. سرمايه جايي جذب مي شود كه امنيت بر آن حاكم باشد خروج سرمايه گذاران و افت شاخص هاي بورس هاي امارات چيزي كه در اين يكي دو سال اخير شاهد آن بوده ايم كابوس دائمي است كه شيخك هاي امارات را آزار مي دهد.
5- مساحت: كشورهايي كه وسعت زيادي دارند مي توانند در صورت بروز جنگ در عمق خاك خود با دشمن مقابله كنند. چيزي كه امارات به كلي فاقد آن است. هيچ يك از 7 جزيره مرز مشترك زميني با يكديگر ندارند و از اين لحاظ شايد به سختي بتوان نام كشور را به آن اطلاق كرد. يك هواپيماي جنگي وقتي از فرودگاه ابوظبي بلند مي شود تا بخواهد اوج بگيرد؛ از آسمان اين كشور خارج شده است. به هيچ وجه امكان مانور براي ارتش چند هزار نفره اين شيخ نشين كه اكثر آنها هم مزدور و سابقه جنگيدن هم ندارند، وجود ندارد. حال اجازه بدهيد به گفته سفير امارات برگرديم «ما صددرصد با حمله به ايران موافقيم» گوينده اين سخن قطعاً در شرايط عادي نبوده است، چون هر انساني با كمترين بهره هوشي نيز درك خواهد كرد در صورت بروز جنگ در منطقه خليج فارس اولين كشوري كه از آن لطمات شديدي خواهد ديد امارات است.
كوچكترين بي ثباتي در خليج فارس به سقوط آزاد بورس دوبي منجر خواهدشد كافيست يك بار و فقط يك بار ديوار صوتي در دوبي يا ابوظبي شكسته شود و پنجره هاي شيشه اي تالارهاي بورس اين كشور فرو بريزد.
تركيدن اقتصاد بادكنكي امارات و فرار سرمايه ها و سرمايه گذاران پايان اين ماجرا خواهد بود.شايد گفته شود امارات با آمريكا يا هر كشور ديگري همراهي مي كند تا در اين حماقت محض غنايمي به دست آورد. در پاسخ بايد گفت برخي مقامات امارات بايد از تجربه تنبيه گرجستان توسط روسيه در سال گذشته ميلادي درس عبرت بگيرند. دولت نارنجي گرجستان نيز به اربابان آمريكايي خود دلخوش كرده بود ولي در حساسترين لحظه آمريكا پشت گرجستان را خالي كرد.
امارات نه ارتشي دارد، نه وسعتي و نه فرهنگ ريشه داري و نه مردماني كه دلبسته به اين خاك بي حاصل باشند. دشمني با ايران و احياناً همراهي در حماقت حمله به اين كشور بزرگ به هيچ وجه نه به نفع امارات و نه به نفع هيچ يك از كشورهاي منطقه نيست. كشورهاي منطقه خليج فارس مي توانند خود مسائل و مشكلات خود را در تفاهم و همراهي كامل حل و فصل كنند. جمهوري اسلامي ايران در طول حيات خود هيچ گونه تهديدي براي كشورهاي منطقه ايجاد نكرده است. تهديدهاي واقعي رژيم جعلي اسرائيل و حضور قدرت هاي فرامنطقه اي و كوبيدن بر طبل نظاميگري در اين منطقه بوده است. چرا مسئله اي به اين واضحي را عده اي از شيوخ و حكام عرب منطقه نمي فهمند جاي سؤال دارد. شايد اشكال از شاخك هاي معيوب آنها باشد كه جاي دشمن واقعي و دشمن فرضي خودساخته را برايشان وارونه كرده است. البته مقامات رسمي امارات اظهارات سفير آمريكايي خود را تكذيب كردند و نشان دادند در اين شيخ نشين هم سياستمداران عاقل پيدا مي شود.

نشست «جي8» و «جي20» زير سايه سنگين بحران اختلاف از درون، اعتراض از برون

بابك اسماعيلي
«سرمايه داري بايد نابود شود»، «تصميمات اينجا به نفع انسان ها نيست»، «مقاومت، مقاومت، مشتان خود را بالا ببريد»، «مرگ بر گروه 8». اين ها تنها بخشي از شعارهاي تند تظاهركنندگان خشمگيني است كه طي روزهاي اخير در پارك شمالي مركز شهر تورنتو، عليه سياست هاي سياسي و اقتصادي سران جي 8 و
جي 20 سر دادند.
اگرچه هرساله با آغاز برگزاري نشست سران 8 و جي .20 معترضان به سياست هاي يكجانبه قدرت هاي بزرگ در محل برگزاري اجلاس، دست به تحصن و تظاهرات اعتراض آميز مي زنند، اما به دلايلي كه بدان اشاره مي شود، دو مؤلفه «اختلاف از درون» و «اعتراض از برون» مفيد بودن ماهيت گروهها و سازمان هايي نظير «جي8» و «جي20» را دچار ترديدي ساختاري كرده است:
1- اجلاس سران هشت كشور صنعتي جهان (جي8) و اجلاس سران كشورهاي درحال توسعه و نوظهور (جي20) درحالي در شهر تورنتوي كانادا برگزار شد كه اختلافات شديد و عميق ميان آمريكا، اروپا و چين بر سر چگونگي مقابله با بحران روبه گسترش بدهي ها و اصلاح ساختارهاي مالي بر فضاي اجلاس سايه افكنده است. اختلافات بنيادي كه عملا ترديدها در شكست اجلاس اخير همانند نشست هاي پيشين را افزايش داده، به طوريكه برخي تحليل گران احتمال مي دهند شايد اجلاس جي 8 آخرين نشست سران 8 كشور صنعتي باشد.
انگليس، كانادا، آلمان، ايتاليا، فرانسه، ژاپن، روسيه و ايالات متحده اعضاي گروه 8 هستند. اين كشورها به همراه آرژانتين، استراليا، برزيل، چين، هند، اندونزي، مكزيك، عربستان، آفريقاي جنوبي، كره جنوبي، تركيه و نماينده اتحاديه اروپايي كه 65درصد اقتصاد جهان را در دست دارند، گروه 20 را تشكيل مي دهند.
مهم ترين چالش در نشست گروه 20 آشتي دادن دو رويكرد و موضع متضاد و غيرهمسو يعني «حمايت از رشد اقتصادي» و «مقابله با كسري بودجه و بحران بدهي ها» است. اين موضوع به قدري داراي اهميت است كه تلاش كشورهايي نظير آمريكا و كانادا براي متمركز كردن اجلاس بر موضوع فعاليت هاي صلح آميز هسته اي ايران و مساله تحريم هاي شوراي امنيت در حاشيه قرار گرفته است.
اگرچه سران جي8 كوشيدند تا اوضاع خود را خوب جلوه دهند و با طرح شعارهاي انحرافي نظير اختصاص كمك مالي براي مبارزه با بيماري هاي كودكان و مادران افكارعمومي را منحرف كنند، اما بايد اذعان كرد كه اقتصاد منطقه يورو و ايالات متحده به شدت بحراني است. اقتصاد يونان عملاً دچار ورشكستگي غيرقابل بازگشت شده، به طوريكه در جديدترين اخبار آمده است كه مسئولان يوناني در نظر دارند 6 هزار جزيره خود را در معرض فروش قرار دهند.
اقتصاد اسپانيا و پرتغال نيز در آستانه فروپاشي قرار گرفته و در انگليس به دليل كسري شديد بودجه كه بالغ بر 228 ميليارد دلار برآورد مي شود، دولت ديويد كامرون مجبور شده تا در پي تصويب سخت گيرانه ترين بودجه سالانه در طول 30 سال اخير باشد. در فرانسه، آلمان و ايتاليا نيز وضعيت مشابه اي حكمفرماست و اقتصاد اين سه كشور بزرگ اروپايي عملاً در ركود به سر مي برد.
در آمريكا نيز بيكاري به رقم بي سابقه 10 درصد رسيده و كسري شديد بودجه در كنار معضل نشت نفت در خليج مكزيك، ايالات متحده را در يك قدمي بحران اجتماعي قرار داده است.
2- با توجه به اوضاع اقتصادي اروپا و آمريكا، شاهد بروز دو ديدگاه متضاد در اجلاس جي8 و جي 20 هستيم.
از يك طرف، كشورهاي اروپايي كه از اوضاع آشفته سياسي و اقتصادي يونان، درس گرفته اند به رهبري آلمان و انگلستان به كاهش هزينه هاو اتخاذ سياست هاي رياضت اقتصادي روي آورده اند. سران كشورهاي اروپايي معتقدند با اجراي برنامه رياضت اقتصادي در قالب طرح هايي مانند «افزايش ماليات ها»، «افزايش سن بازنشستگي» و «كاهش دستمزدها» مي توان از هزينه هاي عمومي كاست و با بحران روبه گسترش بدهي ها و افزايش كسري بودجه مقابله كرد.
در مقابل دولت آمريكا ديدگاه ديگري دارد. آمريكايي ها بيم دارند كه در پيش گرفتن سياست رياضت اقتصادي مي تواند از يكسو به از بين رفتن رشد شكننده اقتصادي منجر شود و از سوي ديگر سبب كاهش تقاضا و مصرف و در نتيجه پائين آمدن ميزان صادرات ايالات متحده شود.
به همين دليل مسئولان و تصميم گيران آمريكايي، نسخه «تزريق پول» و استفاده از «بسته هاي محرك اقتصادي» را تجويز مي كنند.
3- اختلاف ديگر در نشست دو گروه جي8 و 20، اختلاف آمريكا و چين بر سر «يوآن»- واحد پولي چين- و اصلاح ساختارهاي مالي است.
در حاليكه، اتحاديه اروپايي و آمريكا با انتقاد از چين، پكن را به دستكاري تعمدي در ارزش پولي «يوآن» مي كنند، مقامات چيني هشدار داده اند كه مساله ارزش واحد پول اين كشور، مساله اي مربوط به حاكميت چين است و اجازه نخواهند داد كه موضوع ذكر شده در اجلاس گروه جي20آنطور كه آمريكا مي خواهد مطرح شود.
اين در حالي است كه دولت و كنگره آمريكا اعتقاد دارد كه چين به اندازه كافي ارزش يوآن را ارتقا نداده و به همين دليل از مزيت هاي تجاري بسياري نسبت به غرب و آمريكا برخوردار است و به همين علت از پكن مي خواهند تا اجازه دهد ارزش يوآن با سرعت بيشتري افزايش يابد تا صادرات اين كشور مهار شود.
4- دو اجلاس اخير در حالي برگزار مي شود كه وعده هاي جديدي توسط سران كشورهاي ياد شده براي مقابله با فقر اعلام شده است. اين در حالي است كه وعده هاي پيشين تاكنون عملي نشده است.
وعده جديدسران گروه 8 و جي20، مبني بر كمك مالي به بيماريهاي كودكان و مادران در جهان، نه تنها تلاشي براي سرپوش گذاشتن بر وعده هاي عملي نشده پيشين ارزيابي مي شود، بلكه نوعي فريب افكار عمومي تلقي شده كه به همين دليل اعتراضات مردمي را در پي داشته است.
براساس اخبار رسيده، تظاهرات گسترده مردمي در محل برگزاري اجلاس در تورنتو و چند شهر اروپايي، خاستگاه مطالبات مردمي شده است كه اعلام كرده اند ديگر از فريبكاري خسته شده اند.
به اعتقاد معترضان، تصميمات اين گروهها، هيچ گاه نمي تواند براي دنيا و كل كشورهاي جهان مثبت و منشا اثر باشد، چرا كه گروههاي سرمايه داري نظير «جي8» با سياست هاي غلط خود روز به روز بر شكاف عميق درآمدي بين كشورهاي غني و فقير مي افزايند.
نه قدرتمندان توان آن را دارند كه تاريخ سازي كنند و نه فاتحان جنگها. اين دو تنها مي توانند صندلي هاي پشت ميزهاي مهمي نظير شوراي امنيت تا نهادها و گروههاي اقتصادي و مالي بزرگي همانند جي8 و جي20 را اشغال كنند. آنها پشت درب هاي بسته مذاكره مي كنند و انتظار دارند كه تمام جهان از فرامين فرامنطقه اي آنها اطاعت كنند.
سران كشورهاي يادشده خود هدف تعيين مي كنند، خود متعهد مي شوند و پس از كوتاهي از اجراي تعهداتشان، خود نسبت به تبعات اجتماعي و پيامدهاي آن هشدار مي دهند.
بنابراين روشن است كه با توجه به بيداري ملتهاي آزاده و مردم آزاد در كشورهاي قدرتمند جريان قدرت در حال تقسيم شدن در عددهايي بيشتر از 20 است. ديگر همه اذعان دارند كه تنها 8 كشور و حتي 20 كشور نمي توانند براي همه تصميم بگيرند. معادلات سياسي و اقتصادي حاكم بر جهان تغيير كرده است و ديگر هيچ ملت آزاده اي خواهان بردگي و باقي ماندن رابطه اربابي- رعيتي در نظم نوين جهاني نيست و اگر باشد اين ديدگاه جايي در نزد توده هاي مردمي ندارد. تظاهرات هاي گسترده مردمي در روزهاي اخير خود گواه اين مدعاست.

جنگ نرم «شواليه هاي سكولار» با «سلحشوران مسلمان»

جنگ نرم «شواليه هاي سكولار» با «سلحشوران مسلمان» در عالم هنر
افشاي آنچه فاش بود !

پيام فضلي نژاد


سكولاريسم به هيچ روي، تاب و توان تحمل اصول گرايي اسلامي را ندارد. براي همين اصلاح طلبان از هر روزنه و فرصتي براي «عمليات سياه رسانه اي» عليه اصولگرايان بهره مي گيرند. حالا «شواليه هاي سكولار» به جنگ نرم با «سلحشوران مسلمان» در عالم هنر آمده اند و مي خواهند با ترور شخصيت آنان، دستاوردهاي «هنرمندان متعهد» را نزد مخاطبان جهاني شان بي اعتبار سازند؛ چون براي اصلاح طلبان «زايش فرهنگي اصول گرايي» حتي خطرناك تر از اقتدار سياسي آن است. از اين رو «فرهنگمردان» را نيز مانند «سياستمداران» دشمن خويش مي پندارند و عليه شان دست به توطئه مي زنند. گرچه هر پروژه جنگ رواني، دير يا زود، دست طراحانش را رو مي كند، اما اين بار خيلي زود چنين اتفاقي افتاد. چرا چنين قضاوت مي كنيم؟
اول؛ يادمان نرود كه اصلاح طلبان چه بر سر «هنراسلامي» آوردند. ايدئولوژي اصلاحات براي بسط سكولاريسم، همواره از يك مخزن فرهنگي سازمان يافته تغذيه مي كرد و از اين رهگذر، به تدريج تمام عرصه هاي افكار عمومي را به تسخير خود درآورد. رسانه، سينما و هنر ابزار تسخير ذهن ها بود، نه ابزار تعالي شهروندان و براي اين كار، اصلاح طلبان نه فقط سينماگر و بازيگر، بلكه فقيه و مجتهد نيز در اختيار داشتند. مثلا شيخ «يوسف صانعي» كه امروز با سران فتنه سبز همراه است، سال 1378 با صدور فتوايي جواز «نمايش زن مسلمان بي حجاب در سينما و تلويزيون» را مي داد و رقص جوانان با موسيقي پاپ را مانند «غسل نشاط» مستحب مي شمرد؛ شيخ «اسدالله بيات» كه حتي فلسفه حكومت ولايي را انكار مي كند، سال 1379 فعاليت خوانندگان زن مانند «گوگوش» و «تك خواني زن» را بلااشكال مي دانست؛ شيخ «حسين موسوي تبريزي» كه فقيه اصلاح طلبان شده است، سال 1380 از «سيما بينا» ستايش مي كرد و جواز تماشاي فيلم هاي اروتيك را مي داد. لطفا اين فضا را در ذهن تان مجسم كنيد، پيوندهاي هنر سكولار و سياست ليبرال با يكديگر را ببينيد و در كنارش، فيلم هاي آن روزها را هم به ياد آوريد؛ آن وقت قدر « هنرمندان متعهد» را خواهيم دانست. «محسن مخملباف» كه اكنون در قلب اپوزيسيون برانداز جاي دارد، «تست دموكراسي» را مي ساخت تا از بيانيه هاي سياسي «حزب مشاركت ايران» نسخه اي تصويري بسازد. «بهرام بيضايي» كه عضويتش در فرقه ضاله بهائيت را تكذيب نكرده است، فيلم «سگ كشي» را روي پرده سينماها آورد تا با ايماء و اشاره هاي هنري، دستاوردهاي انقلاب را به سخره بگيرد يا «تهمينه ميلاني» كه در خيال خود سرآمد شواليه هاي فمينيست بود، با فيلم «نيمه پنهان» گرچه آبروي فيلم و فيلم سازي را برد، اما اصلاح طلبان را به سبب مشاركت در انقلاب فرهنگي به توبه از گذشته شان فرا مي خواند.
دوم؛ يادمان نرود كه شواليه هاي سكولار چگونه اقتدار قوه قضائيه را به بازي گرفتند. سال 1380 علائم خطر پروژه «عمليات سياه» در سينماي ايران به اوج خود رسيد. «تهمينه ميلاني» در مظان اتهام «ارتباط با بيگانگان» و «اقدام عليه امنيت ملي» قرار گرفت. ظن قوي اين بود: اين كارگردان سينما از اعضاء يك گروهك تروريستي براي ساخت فيلم هايش خط مي گيرد. بازداشت ميلاني، هياهويي آفريد و ابتدا قوه قضائيه بر ادامه قرار بازداشت پاي فشرد. وقتي ميلاني در زندان اوين بود، به ديدار يك مقام بلندپايه قضايي رفتم و او مجازات اتهامات اين سينماگر را در حد احكامي چون «حبس ابد» و «اعدام» مي دانست. قاضي پرونده، شهيد حسن مقدسي در دادگاه انقلاب نيز مي گفت تحقيقات امنيتي به احراز و اثبات اين اتهامات خواهد انجاميد. سپس در جلسه «كميسيون حقوق بشر اسلامي» پيرامون بررسي اين موضوع شركت كردم؛ كميسيوني كه رئيس آن آقاي «حسن ضيايي فر» بود. كميسيون، دامنه پرونده اتهامي و ادله مدعي العموم را چنان وسيع و نافذ مي دانست كه خود را از كمك به «تهمينه ميلاني» عاجز مي ديد، اما مافياي اصلاح طلبان در سينماي ايران (كه «اتحاديه تهيه كنندگان و توزيع فيلم ايران» مظهرش بود) با ايجاد يك كمپ فشار رسانه اي براي آزادي «تهمينه ميلاني» كوشش كرد. امروز ديگر كسي از سرنوشت آن پرونده قضايي جنجالي كه 5 سال بلاتكليف روي ميز ماند، نمي پرسد يا براي بسياري، هنوز روشن نيست كه چگونه فيلم «پارتي» كه با حكم قاضي دادسراي مبارزه با مفاسد اجتماعي يك هفته توقيف شد، دوباره روي پرده رفت؟ مافياي اصلاح طلبان در سينما براي مبارزه با قانون، مي خواستند قوه قضائيه را از حوزه هنر و سينما خلع يد كنند.
سوم؛ يادمان نرود كه كدام سينماگران از «منشور هنر متعهد» دفاع كردند. اگر سكولارها «شواليه» داشتند، اصولگرايان نيز «سلحشور» داشتند. («شواليه» و «سلحشور» معنايي مترادف با يكديگر دارند.) چه هنرمندان بسياري كه در آن غوغاي عصر اصلاحات، همان هنگام كه اقتدار قانوني دادگستري براي مبارزه با اباحه گري فرهنگي تضعيف مي شد، سلحشورانه و دليرانه به «منشور هنر متعهد» وفادار ماندند. در برابر آن موج سهمگين اباحه گري، روياروي «مكتب سينماگران سياه» و مقابل «مافياي سينماي ايران» ايستادند و حتي براي جذب مخاطب، تن به حيله هاي مشتي سينماگر سكولار ندادند. «فرج الله سلحشور» يكي از سخنگويان برجسته «هنر متعهد» در عصر اصلاحات بود كه منشورش را امام خميني(ره) چنين ترسيم كرد: «تنها هنري مورد قبول قرآن است كه صيقل دهنده، اسلام ناب محمدي(ص)، اسلام فقراي دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم آور محروميت ها باشد. هنري زيبا و پاك است كه كوبنده سرمايه داري مدرن و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگي، اسلام مرفهين بي درد، و در يك كلمه اسلام آمريكايي باشد.» سلحشور از رهگذر جنجال ها و هياهوها و تبليغات رسانه اي به شهرت نرسيد، بلكه گام به گام با اخلاص پله هاي ترقي را پيمود تا ميراثي ارزنده بيافريند و پخش سريال «يوسف پيامبر» اوج طلوع دلنواز يك هنرمند قرآني بود.
از اين رو، «ولي امر مسلمين جهان» كه سرآمد هنرشناسان و زيباشناسان هستند، در اقدامي نادر و براي تجليل از هنر متعهد، عوامل ساخت سريال را به حضور پذيرفتند تا بر تلاش و اخلاص سلحشور و همكارانش قدر بگذارند.
چهارم؛ يادمان نرود كه مافياي سينما مدام عليه هنرمندان متعهد توطئه مي كند. اين مافيا، يك تكه از پازل اصلاح طلبان است كه همچنان به حياتش ادامه مي دهد و براي تحقق اهداف سياهش مي كوشد تا همه را بازي دهد. براي همين، گاهي نهادها و شخصيت هايي كه از آنان انتظار نمي رود، ناخواسته در زمين مافيا توپ مي زنند. همان مافيايي كه «تهمينه ميلاني» را از زندان نجات داد، حالا در خيال زنداني كردن «فرج الله سلحشور» است؛ چون او بارها در برابر آنان ايستاد و عليه فساد در سينما سخن گفت. مثلا وقتي «خانه سينما» در مسير اجراي پروژه «مبادلات مردم به مردم» وزارت خارجه آمريكا قرار گرفت و مديران ضد ايراني «سينماي هاليوود» را به ايران آورد،سلحشور به ميدان آمد و گفت «مافياي سياسي و اقتصادي سينماي ايران را افشا مي كنم.» همين كافي بود تا با شكايتي او را به «دادسراي كاركنان دولت» فراخوانند، براي اينكه بفهمد قبل از هرگونه افشاگري بايد عواقب سخنانش را بداند! سپس رسانه هاي اصلاح طلب، مانند روزنامه «اعتماد»، پروژه ترور شخصيت كارگردان «يوسف پيامبر» را كليد زدند و رسانه هاي ضدانقلاب خارج كشور نيزبه سرعت با آنان هم داستان شدند، اما نزد مافيا انگيزه هاي پنهاني قدرتمند ديگري هم وجود داشت. «سيد حسن نصرالله» به سلحشور مي گفت شما خباثت اجداد بني اسرائيل را به زيبايي فاش كرديد و براساس ارزيابي «وزارت امور خارجه ايران» نيز پخش سريال «يوسف پيامبر» سبب اقبال فراوان جهانيان به انقلاب اسلامي شده است. ناگهان چهره اي ناشناس عليه سلحشور به ميدان آمد و مدعي شد كه ايده فيلمنامه «يوسف پيامبر» از آن اوست. او ابتدا در دادسراي كاركنان دولت شكايت كرد، اما قرار منع تعقيب سلحشور صادر گشت. سپس به قرار اعتراض كرد و پرونده براي اظهارنظر به دادگاه ارجاع شد؛ دادگاهي كه بايد متعرض راي آن شويم چون با تشكيل «هيئت كارشناسي» در واقع به ماهيت پرونده ورود كرد؛ در حالي كه فقط بايد درباره قرار «منع تعقيب» اظهارنظر مي نمود، اما از چارچوب صلاحيت خود خارج شد. هيئت كارشناسي اي كه بايد متعرض به شأنيت و عملكرد آن شويم، چون استدلال هاي عجيب و غريبي عليه سلحشور ساخت و شگفت انگيزتر از همه كسي استفاده از عنوان «رئيس هيئت كارشناسي» (در عالم حقوق عنواني با نام «رئيس» هيئت نداريم) هم به جاي وكيل مدافع شاكي نشست و هم به جاي قاضي. او در «خبرگزاري شهر» (وابسته به شهرداري تهران) عليه سلحشور يك جنگ رواني گسترده راه انداخت و به دروغ گفت كه كارگردان سريال «يوسف پيامبر» به 3 سال زندان و 15 ميليارد ريال جريمه محكوم شد! (1) وقتي در مقام تصحيح اين اظهارات بي پايه برآمد، كار را خرابتر كرد و گفت كه من فقط قانون را شرح داده ام،(2) در حالي كه وظيفه كارشناس فقط اظهارنظر فني درباره مسائل تخصصي آن صنف است، نه شرح قانون و صدور حكم به جاي قاضي- راي غيرقطعي دادگاه - كه از قضاء دوباره به دادسرا جهت تحقيقات ارجاع شده است - توسط شاكي در اختيار خبرگزاري «ايلنا» (ارگان رسانه اي اصلاح طلبان) قرار مي گيرد و «ايلنا» هم در اقدامي غيرقانوني با نشر نسخه اي از دادنامه، خبر محكوميت كارگردان «يوسف پيامبر» را اعلام كرد (3) پس از آن يك پروژه هماهنگ رسانه اي كليد خورد تا براي ترور شخصيت سلحشور، از او چهره يك «سارق هنري» را بسازند. سايت «تابناك» پروژه خود را به جايي رساند كه با انتشار يادداشتي در حمايت از شاكي، «ذات سلحشور» را خراب دانست؛ مثل ذات حاكمان معبد آمون. (4) رسانه هايي كه پياپي به دروغ دم از حقوق شهروندي مي زنند، برخلاف نص صريح قانون، راي غيرقطعي دادگاه را منتشر مي سازند.
پنجم؛ يادمان نرود كه «ترور شخصيت» بخشي از پروژه جنگ نرم است؛ مثل ترورهاي آكادميك، اما پروژه ترور شخصيت كارگردان سريال «يوسف پيامبر» پيش از آنكه او را به دام بياندازد، طراحانش را گرفتار كرد.
عضو هيئت كارشناسي ، خود متهم به استفاده از عنوان رئيس هيئت كارشناسي و نشر اكاذيب عليه كارگردان «يوسف پيامبر» است، رسانه هاي اصلاح طلب، خود متهم به سرپيچي از نص صريح قانون و در مظان اتهام ايراد تهمت و افترا به سلحشور هستند. راي غيرقطعي دادگاه، متضمن ايراداتي است كه نقض آن هم ضروري و هم محتمل به نظر مي رسد. اين فرجام جنگ نرم «شواليه هاي سكولار» با «سلحشور مسلمان» است. گرچه هر پروژه جنگ رواني، دير يا زود، دست طراحانش را رو مي كند، اما اين بار خيلي زود چنين اتفاقي افتاد.
يادداشت ها:
1- «سلحشور به 3 سال زندان و 15 ميليارد ريال محكوم شد»، خبرگزاري شهر، 12 خرداد 1389، كد خبر: 17481
2- «توضيح رئيس هيئت كارشناسي پرونده سلحشور»، خبرگزاري شهر، 13 خرداد 1389، كد خبر: 17559
3- «سلحشور در دادگاه محكوم شده است»، خبرگزاري ايلنا، 15 فروردين 1389، كد خبر: 115183
4- «كارگرداني كه حاكم معبد آمون شده بود»، سايت تابناك، 4 ارديبهشت 1389، كد خبر: 94592