دستبند ( گفت و شنود )
گفت: پليس آمريكا به دست و پاي يك كودك 5ساله سياهپوست دستبند زده و او را به زندان فرستاد.
گفتم: كودك 5ساله؟! مگر چه جرمي مرتكب شده بود؟
گفت: مربي مهدكودك به پليس زنگ زده بود كه اين كودك در مهدكودك شلوغ بازي درآورده!
گفتم:
با آن همه جنايات آمريكا در زندان هاي ابوغريب و گوانتاناما و حمله به
عراق و افغانستان و... اين كارها از پليس آمريكا غيرمنتظره نيست.
گفت: حالا همين وحشي ها براي ما نسخه حقوق بشر مي پيچند!
گفتم:
نسخه حقوق بشر سرشان را بخورد. يكي از كانديداهاي رياست جمهوري در هفته
قبل در مصاحبه اي گفته بود كه بايد دنبال زمينه سازي براي مذاكره و رابطه
با آمريكا باشيم!
گفت: مثل اينكه اين بنده خدا كه آدم خوبي هم هست، هنوز نمي دونه آمريكا چيه؟!
گفتم:
چه عرض كنم؟! شخصي وارد بقالي شد و گفت آقا! يك بسته بيسكويت بده؟ بقاله
پرسيد چه بيسكويتي؟ «مادر» خوبه؟ و مشتري كه نمي دونست منظورش بيسكويت
مادره، گفت؛ قربون شما! سلام مي رسونه، مادر شما چطوره؟!
بسم رب النور