نگرانی رئیس سیا برای تاجران مظلوم!

عبید زاکانی حکایت می‌کند؛ مردی از کسی چیزی خواست. او را دشنام داد! گفت: مرا که چیزی ندهی چرا دشنام رانی؟ گفت: خوش ندارم که تهی‌دست روانت سازم! این حکایت، داستان توده‌های مردم و برخی سخنان نامزدهای دولتی در مناظره دوم انتخابات است. پاسخ‌های آقای روحانی و جهانگیری برای شمار زیادی از مردم که پای تلویزیون نشسته بودند تا ببینند نامزدهای انتخابات چه حرف و طرح و برنامه‌ای برای حل مشکلات ریز و درشت آنان دارند، از این جنس بود. وقتی صحبت از وارد کردن پوشاک از سوی دختر یکی از وزرای دولت شد، آقای جهانگیری ژستی حق به جانب گرفت و با لحنی طلبکارانه گفت؛ دختر آقای وزیر کارشناسی ارشد داشته و بیکار بوده و دنبال کار شرافتمندانه‌ای رفته و 200 میلیون تومان پوشاک وارد کرده است. مردم مظلومیت دولت را ببینید!

ادامه نوشته

یک آسیاب و سه سطل

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار روز پنجشنبه با اعضای مجلس خبرگان دو موضوع را به عنوان محورهای اصلی عملیات جبهه دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران برشمردند؛ «فشار شدید اقتصادی» و «هجوم وسیع اما بی‌سروصدا در عرصه‌ فرهنگ». ایشان حدود یک ماه پیش در دیدار جمعی از مردم استان آذربایجان شرقی نیز به نکته‌ای بسیار کلیدی و تعیین‌کننده در همین رابطه اشاره کرده و فرمودند دشمن با برخی مواضع و اقدامات درصدد منحرف کردن افکار از دو عرصه اصلی و واقعی جنگ است؛ «این را همه توجه کنند. چه در دوره‌ دولت قبلی آمریکا، چه در دولت فعلی آمریکا، یکی از ترفندهای دشمن این بوده است که مرتب تهدید کنند به جنگ؛ و [اینکه] گزینه‌ نظامی روی میز است و مانند اینها. آن مسئول اروپایی هم، به مسئولین ما می‌گوید که جنگ در ایران حتمی بود؛ اگر برجام نبود، حتماً جنگ بود؛ دروغ محض! چرا می‏گویند جنگ؟ برای اینکه ذهن ما برود به جنگ [امّا] جنگ واقعی چیز دیگر است؛ جنگ واقعی جنگ اقتصادی است...ما را به جنگ نظامی متوجه می‏کنند تا از این جنگ غفلت کنیم؛ جنگ واقعی جنگ فرهنگی است.»

ادامه نوشته

نیاز فوری به بُز فراری!

در حالی که دو ماه و نیم بیشتر به انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم باقی نمانده است، تحلیل‌های اخیر غربی‌ها درباره مسائل داخلی ایران و توصیه‌های آنها به کاخ سفید در مورد چگونگی مواجهه و اثرگذاری بر فضای ایران از زوایای مختلف جالب توجه است. سه روز پیش اندیشکده آمریکایی امریکن اینترپرایز در تحلیلی با عنوان «پاشنه آشيل ايران؛ انتظارات برآورده نشده است» نوشت؛ «در مورد ارزش‌های این توافق (برجام) که مطمئنا مورخین درباره آن خواهند نوشت، یک چیز مشخص است و آن اینکه مردم ایران انتظار داشتند از نتیجه این توافق سودی به آنها برسد و بهره‌مند شوند. این بدان معناست که با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری در ایران که قرار است در ماه مه برگزار شود ممکن است ایرانیان نخواهند در انتخابات شرکت کنند چون یک‌بار دیگر فردی که خود را اصلاح‌طلب توصیف می‌کرد نتوانست خواسته‌ها و انتظارات آنها را برآورده کند. بنابراین آمریکا و اروپا چه باید بکنند؟» نویسنده در ادامه می‌افزاید؛ «شاید زمان آن رسیده که از نارضایتی مردم ایران و ناتوانی دولت آنها برای برآورده کردن خواسته‌هایشان استفاده کنند. افزایش نارضایتی‌ها بین مردم ایران به دلیل ناتوانی دولت در بهبود سطح زندگی آنها حتی بعد از توافق هسته‌ای فرصت خوبی را مهیا کرده است.»

ادامه نوشته

چنین گفت آقای ایکس!

70 سال پیش یکی از دیپلمات‌های آمریکا در روسیه متنی محرمانه را از مسکو به واشنگتن مخابره کرد که برخلاف پیام‌های مرسوم و دیپلماتیک بود. این پیام که بیش از 5هزار واژه بود به «تلگرام طولانی» شهرت یافت. جولای 1947 مقاله‌ای بلند بالا در نشریه مشهور آمریکایی فارین افرز تحت عنوان «ریشه‌های رفتار اتحاد جماهیر شوروی» به چاپ رسید. مقاله برخلاف رویه معمول با امضای «آقای ایکس» منتشر شده بود. به زودی مشخص شد نویسنده این مقاله همان کسی است که سال گذشته «تلگرام طولانی» را به واشنگتن مخابره کرده بود و هر دو متن محتوایی مشابه داشتند. آقای ایکس، جرج کنان، دیپلمات آمریکایی بود و متن مذکور به مقاله ایکس شهرت یافت و اهمیت آن در این بود که پایه‌گذار سیاست راهبردی آمریکا در مواجهه با اتحاد جماهیر شوروی در نیم قرن رقابت این دو ابرقدرت شد.

ادامه نوشته

خطا، چند بار؟!

محمد صرفی ؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی نخستین بار 16 تیرماه 1393 در دیدار مسئولان نظام، به موضوع کلیدی تلاش دشمن برای «ایجاد خطای محاسباتی» اشاره کرده و از آن به عنوان اصلی‌ترین هدف استکبار در مقابل جمهوری اسلامی یاد کردند. این موضوع از چنان اهمیتی برخوردار بود که حدود دو هفته پس از آن نیز در دیدار با دانشجویان باز هم نسبت به این قضیه هشدار داده و فرمودند؛ «هدف اساسى دشمن این است که در دستگاه محاسباتى ما اختلال ایجاد بکند. دستگاه محاسباتى وقتى دچار اختلال شد، از داده‌‌هاى درست، خروجى‌‌هاى غلط به‌‌دست خواهد آورد؛ یعنى تجربه‌‌ها هم دیگر به درد او نخواهد خورد. وقتى دستگاه محاسباتى خوب کار نکرد، درست کار نکرد و محاسبه درست انجام نگرفت، تجربه‌‌ها هم دیگر به کار نمى‌‌آید.»

ادامه نوشته

بادکنک بزرگ سوزن کوچک

دولت یازدهم با نسخه و شعار تغییر وضع موجود به میدان آمد و موفق به کسب رای شد. آقای روحانی در دوران تبلیغات انتخابات گفت دولت وی کاری خواهد کرد که هم چرخ سانتریفیوژ بچرخد و هم چرخ اقتصاد. در حالی که دولت یازدهم ماه‌های پایانی عمر خود را می‌گذراند و فضای سیاسی کشور خود را برای ورود به انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم آماده می‌کند، استراتژی و نحوه آمادگی دولت برای حضور در این عرصه می‌تواند ملاک و دریچه مناسبی برای ارزیابی کارنامه آن نیز باشد.

ادامه نوشته

سوپ عدالت و یک مشکل کوچک!

آقای نعمت‌زاده وزیر صنعت و معدن اخیراً درباره حقوق‌های نجومی گفته است؛ «در این زمینه ما هیچ موردی را خلاف مقررات نیافتیم و اگر شخصی بیشتر گرفته بر اساس نظام‌مندی بوده است ولی از لحاظ قانون و مقررات خلافی نیست. به‌ خاطر این افراد کل کشور را به هم ریخته‌ایم و از صبح تا شب به‌دنبال خلافکارانیم که پس بدهند فقط به خاطر اینکه 2 میلیارد تومان را پس بدهند، آیا کشور گیر این 2‌میلیارد تومان است؟
خودمان را سرگرم این مسائل کرده‎ایم و از مسائل اصلی کشور مانند صادرات‌، عمران‌، آبادی‌، توسعه‌، اشتغال و رونق دور شده‎ایم گرچه دلمان می‎خواهد به این مسائل رسیدگی کنیم ولی زمانی که درگیر مسائل پیش پا افتاده هستیم به این امور نمی‎رسیم.» البته این اولین و آخرین مورد از دفاعیات و استدلال‌های دولتمردان در این ماجرا نیست و چندی پیش سخنگوی دولت رسماً اعلام کرد پرونده حقوق‌های نجومی بسته شده است!
اما فارغ از تمام انگ‌های سیاسی بودن ماجرا و انداختن تقصیر گردن این و آن و ادعاهایی مانند ضعف‌های قانونی و... سؤال کلیدی و بنیادین آن است که چرا این موضوع مهم است و به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی نباید به سادگی از کنار آن عبور کرد. به راستی دلیل حساسیت فوق‌العاده ایشان نسبت به این قضیه چیست که چندین بار در بیانات خود به شکلی صریح و شدید نسبت به آن واکنش نشان داده و چنین حقوق‌هایی را حمله به ارزش‌ها عنوان کردند. پاسخ در سطح کلان و یک کلمه به موضوع «عدالت» بازمی‌گردد. عدالت در جامعه و نظام اداره کشور و انقلاب اسلامی از چه جایگاهی برخوردار است و خدشه به آن چه اثرات و عواقبی را به دنبال دارد؟

ادامه نوشته

یک نقد و هفت خوان!

محمد صرفی ؛ هفته گذشته گزارش کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی از فاجعه اسفبار تصادف دو قطار مسافری در ایستگاه هفت خوان سمنان در صحن علنی قرائت شد. در رویدادی نادر و قابل تامل این گونه عنوان شد که آنچه از تریبون مجلس خوانده شده و در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته گزارشی ناقص بوده و برخی عبارت‌های کلیدی گزارش قرائت نشده است. عباراتی که پس از این ادعای عجیب و غریب به متن گزارش اضافه شده است، عباراتی هستند که می‌کوشند دامن وزیر راه را از مسئولیت داشتن در جان باختن 48 هموطن دور نگاه دارند. همین ماجرا بهانه‌ای شد تا جناب وزیر دست به قلم برده و نامه‌ای پرعتاب خطاب به رئیس سازمان صدا بنویسد و زبان به شکوه و شکایت بگشاید که چرا صدا و سیما آن عبارات اصلی - که معلوم نیست از کجا و چطور و با چه انگیزه‌ای در متن اولیه نبوده و سپس اضافه شده اند- را مورد بی‌توجهی قرار داده و به اندازه کافی و وافی نظر نمایندگانی که از وزارت راه تقدیر و تشکر کرده‌اند را منعکس نکرده و  این سوالات را مطرح می‌کند که؛ «وقتی حادثه‌ای تلخ در کشور رخ می‌دهد، مردمی به سوگ می‌نشینند و احساسات و عواطف عمومی جریحه‌دار می‌شود، آیا رسانه ملی جز ایجاد آرامش، حفظ وحدت ملی و در عینِ حال موشکافی حادثه از طریق پرداختن به مسائل فنی و قانونی و از طریق مجاری تخصصی و کارشناسی وظیفه ‌دیگری دارد؟ مگر به حکم قانون، کمیسیون عالی سوانح مرجع رسمی و قانونی این اظهار نظر نیست؟»

ادامه نوشته

شرمسار باشید!اما برای...

محمد صرفی ؛ جنجال‌سازان لغو یک سخنرانی در کشور را بهانه کرده‌اند و فریاد سر می‌دهند که دلواپس آزادی بیان هستند! واکنش‌ها به این ماجرا جالب و قابل تامل است. برخورد دولتمردان با این ماجرا چنان است که گویا بحرانی بزرگ روی داده و باید تمام امکانات کشور را برای حل آن بسیج کرد. روزنامه‌های زنجیره‌ای به صف شده‌اند و یقه می‌درانند و سینه چاک می‌کنند. دستور تشکیل تیم تحقیقاتی صادر می‌شود و بالاترین مقام اجرایی کشور آن را «مایه شرمساری» می‌خواند. البته مایه شرمساری دانستن چنین ماجرایی از سوی دولتی که تنها چند ماه به پایان عمر آن باقی مانده و حتی تحلیل‌ها و آمارهای حامیانش نیز از متزلزل بودن جایگاهش خبر می‌دهد، به هیچ وجه مایه تعجب نیست. اما به راستی چه کارهای کرده و نکرده‌ای مایه شرمساری است؟

ادامه نوشته

آدرس غلط موصل یا سئول؟!

محمد صرفی ؛ آقای روحانی رئیس‌جمهور محترم کشورمان در افتتاحیه نمایشگاه مطبوعات موضوعات مختلفی را مطرح کردند. از جمله تحلیلی از چرایی سقوط موصل و اشغال آن توسط داعش ارائه دادند و گفتند؛ «موصل ارتباط عاطفی و سیاسی‌اش با بغداد قطع شده بود و هر گروه مسلح دیگر (هم غیر از داعش) با یک پرچم که نه سیاه حتی سفید می‌توانست بر موصل فائق آید.»
تحلیل جناب روحانی درباره چرایی سقوط موصل یک نقص فاحش و بسیار کلیدی دارد. آن هم بی‌توجهی به نقش خائنانی که با اقدامات خود برای داعش فرش قرمز پهن کردند. براساس تحقیقاتی که بعدها صورت گرفت حداقل 37 مقام دولتی و نظامی در سقوط موصل مقصر شناخته شدند که یکی از آنها اثیل النجیفی استاندار وقت نینوا - به مرکزیت موصل- بود که تنها چند ساعت پیش از حمله داعش به این شهر، به همراه نزدیکان خود از شهر‌گریخته و به اربیل رفته و پیش از فرار نیز به نیروهای امنیتی و نظامی دستور تخلیه پادگان‌ها و عقب‌نشینی از مراکز استقرار را داده و عملاً کلید شهر را به داعش سپرده بود. با این خیانت فاحش، داعشی‌ها که چند هزار نفر بیشتر نبودند ظرف چند ساعت شهر موصل را با وجود ده‌ها هزار نیروی نظامی و امنیتی به اشغال خود درآوردند.

ادامه نوشته

فصلی تازه در انتخابات

محمد صرفی ؛ ابتدای هفته جاری رهبر معظم انقلاب اسلامی سیاست‌های کلی انتخابات را در 18 بند به رؤسای قوای سه‌گانه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ کردند. اگرچه هر کدام از این بندها به طور جداگانه و مفصل جای دقت و بررسی دارد اما در این مجال به برخی از نکات و مسائل پیرامونی این سیاست‌ها پرداخته می‌شود؛
1- مدت‌هاست که شخصیت‌های حقیقی و حقوقی کشور بر این نکته تاکید دارند که قوانین و ساز و کارهای فعلی انتخاباتی کشور به دلایل مختلف از کارآمدی لازم و کامل برخوردار نبوده و با توجه به تغییر و تحولات اجتماعی و سیاسی نیاز است که این قوانین و ساز‌و‌کارها مورد بازبینی و تغییر قرار گرفته و نقایص آن برطرف گردد. ابلاغ سیاست‌های کلی انتخابات از سوی رهبر معظم انقلاب راه را برای این ترمیم و ارتقا باز کرده است اما این سیاست‌ها همان‌گونه که از عنوان آن پیداست کلی بوده و جنبه راهبردی دارند و عملیاتی کردن آنها مشروط و نیازمند تهیه و تصویب قوانین عملیاتی و جزئی‌تر است. به بیان دیگر سیاست‌های کلی نشان‌دهنده راه و دورنمای موضوع انتخابات هستند و به طور طبیعی و منطقی در بسیاری از بندها به چگونگی پیمودن این راه و نهادهای مسئول آن اشاره‌ای نشده است. از این منظر می‌توان گفت بخش قابل توجهی از راه همچنان باقی است و رسیدن به مقصد مطلوب و مورد نظر، نیازمند درایت و تلاش کارشناسان و قانون‌گذاران است تا با درک روح و هدف این سیاست‌ها، چارچوب‌های قانونی و ساز و کارهای رسیدن به این اهداف را تعیین کنند. مسامحه، بی‌توجهی و عدم آگاهی و خدای نکرده دخالت دادن اغراض جناحی در تعیین و تصویب این قوانین و ساز و کارها می‌تواند مانع رسیدن به اهداف شده و حتی در مواردی به حرکت در مسیری مغایر با این اهداف نیز منجر شود.

ادامه نوشته

سوپ با سایه هویج!

محمد صرفی ؛ بیش از 8 ماه از روز اجرای برجام می‌گذرد و به اعتراف دولتمردان دستاورد و عایدی آن برای کشور «تقریبا هیچ» بوده است. واکنش دولت به بدعهدی‌های طرف غربی و در راس آنها آمریکا نیز در نوع خود جالب و قابل تامل است. آقای روحانی پس از سخنرانی اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل در جمع خبرنگاران در این خصوص گفت: «با وجود دیپلماسی فشرده‌ای که به دستیابی به توافق بین ایران و قدرت‌های جهان، از جمله آمریکا منجر شد، زمانی که صحبت از پایبندی به توافق است، آمریکا نمره خیلی درخشانی نمی‌گیرد.» ایشان پس از بازگشت از نیویورک گفت؛ آمریکایی‌ها قول داده‌اند روند اجرای برجام را اصلاح و به تعهدات خود عمل کنند و البته ایشان توضیح ندادند که این قول را چه کسی داده و آمریکایی‌ها دقیقاً قرار است چه کاری در این زمینه انجام دهند.
خوشبینی دولت درباره قول واشنگتن مبنی بر اصلاح روند اجرای برجام و عمل به تعهدات خود در این زمینه در حالی است که مقامات مختلف آمریکا - از جان کری گرفته تا وزیر انرژی آمریکا و سخنگوی وزارت خارجه این کشور و ...- طی همین چند روز در اظهاراتی جداگانه و البته روشن و صریح تاکید کرده‌اند؛ آمریکا به همه تعهدات خود در برجام عمل کرده است. پیام و معنای این موضع آمریکایی‌ها واضح است؛ سقف عایدی ایران از برجام همان تقریبا هیچ است و نباید انتظار بیشتری از آن داشته باشد!؛

ادامه نوشته

پدر نرگس یا برجام؟!


محمد صرفی : ؛ «اصلا نفس برجام، برداشتن سایه تهدید جنگ علیه ایران بود که این هدف محقق شد»، «رئیس‌جمهور فرانسه در دیداری که با آقای روحانی داشته است رسماً گفته که قرار بوده است به ایران حمله نظامی انجام شود و این حمله قطعی شده بوده و تنها در زمان اجرای آن اختلاف‌نظر وجود داشت که انتخابات سال 92 در ایران و مذاکرات هسته‌ای، سایه جنگ را از سر ایران برداشت»، «هر زمانی ممکن بود کشورمان با آتش و جنگ ناخواسته مواجه شود، امروز این تهدید رفع شده است»، «دولت تدبیر و امید در دیپلماسی خارجی با استدلال لازم کشور را از جنگ حتمی نجات داد»، «ما امروز در جایی ایستاده‌ایم که خطر جنگ از ایران دور شده و اگر ترامپ‌های داخلی بگذارند...»، «امروز به اعتقاد من مهم‌ترین وظیفه دولت، هر دولتی که روی کار باشد، این است که سعی کند جنگ دیگری به ایران تحمیل نشود و به نظر من این دولت، یعنی دولت آقای روحانی، به واسطه برجام چنین کاری را انجام داد»،... اینها تنها چند نمونه از خروارها سخنی است که مدعی هستند دور شدن سایه جنگ از سر کشور معجزه برجام بوده است. دلیل این ادعاها که بعید است گویندگان هم به آن‌ اعتقادی داشته باشند چیست و به راستی کدام عامل یا عوامل تا‌کنون کشور را از خطر تعرض دشمن در امان نگه داشته است؟

ادامه نوشته

تابستان داغ سوریه و موهای سفید اوباما

محمد صرفی : روز سه‌شنبه هواپیماهای جنگی روسیه از پایگاه شهید نوژه در همدان اولین عملیات خود علیه مواضع تروریست‌ها در سه استان سوریه را انجام دادند. در این عملیات بمب‌افکن‌های استراتژیک TU3M22و جنگنده‌های سوخو34 شرکت داشتند و برخی از مواضع اصلی تروریست‌های تکفیری را بمباران کردند. این عملیات دیروز هم با پرواز جنگنده‌های سوخو34 ادامه یافت. پیش از این نیز روسیه از بمب افکن‌های دوربرد برای عملیات در سوریه استفاده کرده بود اما به دلیل محدودیت‌های لجستیکی در فرودگاه‌های نظامی سوریه، این هواپیماها باید از جنوب روسیه به پرواز در آمده و پس از عملیات به آنجا باز می‌گشتند که در مجموع این کار 5 ساعت طول می‌کشید. استفاده از پایگاه هوایی همدان این زمان را به کمتر از یک سوم کاهش داده است. بمب افکن‌ها می‌توانند سریع‌تر عمل کنند، سوخت کمتر و در نتیجه مهمات بیشتری حمل کرده و عملیات آنها اثر بخشی بیشتری داشته باشد.

ادامه نوشته

آماده‌باش به انقلابی‌ها(یادداشت روز)

یکی از محورهای بیانات راهبردی رهبر ‌معظم انقلاب اسلامی در دانشگاه افسری امام حسین(ع)، تاکید چند باره ایشان بر مسئله «انقلابی‌گری» بود. ایشان تاکید کردند؛ «شعارهای انقلاب را باید حفظ کرد؛ این یکی از هدف‌ها است. یکی از کارهای بزرگ و [یکی‌] از بخش‌های بزرگ این جهاد عظیم - جهادبزرگ- عبارت است از حفظ شعارهای انقلاب. شعارها هدف‌ها را نشان می‌دهند، شعارها راه را به ما نشان می‌دهند، شعارها مثل علامت‌هایی هستند که در راه می‌گذارند برای اینکه انسان راه را اشتباه نکند... به چپ و راست نغلتند، راه مستقیم و صراط مستقیم را بروند؛ هنر این شعارها این است، نقشش این است.»

ادامه نوشته

عبدالحسین افسانه است یا این فیش‌ها؟!


1- عبدالحسین جبهه بود و سیدکاظم آمده بود مرخصی. فردا صبح سید کاظم رفت مقر سپاه مشهد. فرمانده رده بالاتر او را صدا می‌زند و می‌گوید: این ماشین لباسشویی را ببر خانه عبدالحسین. سید کاظم هم که می‌داند اگر حاجی بود اجازه چنین کاری را نمی‌داد از فرصت استفاده می‌کند و ماشین لباسشویی را بار وانت می‌کند و سریع به خانه او می‌برد تا به خیال خودش او را در عمل انجام شده قرار دهد. خانم حاج عبدالحسین که اخلاق او را بهتر از هرکسی می‌داند دست به کارتن نمی‌زند تا حاجی بیاید. وقتی از منطقه برمی‌گردد و ماجرا را می‌فهمد، یکراست می‌رود سراغ سیدکاظم و با غیظ و عصبانیتی که تا به حال از او دیده نشده، با صدایی لرزان می‌پرسد؛ شما با چه اجازه‌ای به خانه من ماشین لباسشویی آوردی؟! سید کاظم هم که دست و پایش را گم کرده می‌گوید؛ از بالا دستور دادند!
حاج عبدالحسین ناراحت‌تر از قبل می‌گوید؛ عذر بدتر از گناه! خودت می‌آیی و آن را از خانه ما می‌بری. سیدکاظم هم هرقدر دلیل و منطق می‌آورد که حاجی به بقیه هم داده‌اند و حقت است و... زیر بار نمی‌رود و می‌گوید؛ من برای این چیزها به جبهه نمی‌روم. شما می‌خواهید با این کارها اجر مرا از بین ببرید!
بله! این ماجرای شهید عبدالحسین برونسی است. آن بنّای باصفایی که هم سابقه مبارزه با رژیم طاغوت را در کارنامه داشت و هم در جنگ به فرماندهی رسید. ماجرای عبدالحسین برونسی و آن ماشین لباسشویی کذایی - که تنها یک نمونه از انبوه ماجراهای مشابه مردان خداست- شاید این روزها برای عده‌ای شبیه افسانه و عجیب و غریب بنظر رسد اما اگر این روحیه‌ها و انگیزه‌ها نبود، چگونه ملتی تازه انقلاب کرده و غرق در مشکلات و بحران‌ها می‌توانست 8 سال در برابر متجاوزی که از پشتیبانی کامل ابرقدرت شرق و غرب برخوردار بود و سربازان چهل کشور برای او می‌جنگیدند، دوام بیاورد و از میدان خطیر پیروز خارج شود؟

ادامه نوشته

مگر این پنج روزه دریابی!

هزار روز از عمر دولت آقای روحانی می‌گذرد و از منظر زمانی دولت یازدهم در سراشیبی قرار دارد. هزارمین روز برای محاسبه و ارزیابی هر چند اجمالی کارنامه دولت و پیش‌بینی روند آینده آن، وقت مناسبی به نظر می‌رسد. بررسی عملکرد هزار روزه دولت در ابعاد مختلف خارج از حوصله این ستون است و باید به مهم‌ترین سرفصل‌ها پرداخت. نگاهی به رویکردهای کلان دولت نشان می‌دهد، بسیاری از آسیب‌ها و ضعف‌های آن ناشی از عامل «اختلال در دستگاه محاسباتی» است. وقتی اختلال محاسباتی در سطوح کلان و راهبردی رخ دهد، نتایج خسارت‌بار آن نیز فراوان خواهد بود و تغییر محاسبات را گاهی چنان سخت می‌کند که غیرممکن به نظر می‌رسد.

ادامه نوشته

طعم برجام و طمع آمریکایی

«بیایید فرض کنیم توافق جامع هسته‌ای منعقد می‌شود. چند روزی روزنامه‌های زنجیره‌ای پر می‏شوند از تیترهای پرطمطراق که فتح‌الفتوح و شق‌القمر و... شد! اما نباید فراموش کرد این توافق در خوشبینانه‌ترین حالت چیزی بیش از یک دهه به طول خواهد انجامید و با توجه به اخبار منتشر شده، بسیار بعید است که پس از طی این دوره برخورد با فعالیت‌های هسته‌ای ایران عادی شده و براساس ان.پی.تی باشد...چه تضمینی وجود دارد که آمریکایی‌ها به توافق صورت‌گرفته پایبند می‌مانند و عهدشکنی نمی‌کنند؟ و اگر کردند نحوه برخورد با آن باید چگونه باشد؟ شاید ذوق‌زدگان بگویند تضمین این توافق قطعنامه شورای امنیت خواهد بود. چنین تضمینی بیشتر یک تعارف حقوقی است تا عاملی مقوّم و اجرایی. در میان حقوقدانان مسائل و روابط بین‌الملل مثلی رایج است که قوانین بین‌المللی تار عنکبوت‌هایی هستند که برای پشه‌ها ساخته شده‌اند. خرمگس‏ها تار عنکبوت را پاره می‌کنند و به راه خودشان می‌روند!»

ادامه نوشته

عملیات رهایی گروگان

 درباره انتخابات هفتم اسفند، سخن بسیار است. یکی از مهم‌ترین و پربحث‌ترین مباحث در این زمینه، تعیین پیروز میدان انتخابات است. فارغ از جناح‌بندی‌ها، درصدها، گرایش‌ها و... پیروزی مطلق و اصلی این انتخابات را - با حد نصاب مشارکت بیش از 60 درصد- باید متعلق به ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران دانست. شکست‌خورده اصلی این عرصه دشمنان این نظام و ملت - در راس آنها آمریکا-  هستند. حدود 15 ماه پیش انتخابات کنگره آمریکا برگزار شد. انتخاباتی که پایین بودن میزان مشارکت در آن طی 200 سال اخیر در آمریکا بی‌سابقه و به اذعان نشریه آمریکایی «کانترپانچ» میزان مشارکت واقعی در آن کمتر از 19 درصد بود. دوقطبی نظام- ملت در ایران اسلامی، رویای دیرینه آمریکایی‌ها بوده و هست. اغلب طرح‌ها و توطئه‌های واشنگتن نیز برای ایجاد و شکل‌دهی به چنین وضعیتی است. اساساً تحریم‌های طولانی و سنگین علیه جمهوری اسلامی نیز در همین راستا بود. انتخابات پرشور هفتم اسفند، بار دیگر بر این رویای آمریکایی مهر بطلان زد.

ادامه نوشته

مهاجم بارسلونا و انتخابات مجلس دهم!

محمد صرفی
1- تقریباً همه فوتبال دوستان، لوییس سوارز مهاجم اهل اروگوئه را که هم اکنون در تیم بارسلونای اسپانیا توپ می‌زند، می‌شناسند. سوارز بیش از آنکه به خاطر بازی، تکنیک و گل‌های به ثمر رسانده اش مشهور باشد، به خاطر گازهایی که در میدان مسابقه از بازیکنان حریف گرفته است مشهور است!
در مسابقه تیم ملی فوتبال اروگوئه و ایتالیا، از سری مسابقات مرحله گروهی جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل، سوارز اقدام به گازگرفتن از کتف جورجو کیه‌لینی نمود. ۲ روز بعد از این اتفاق، کمیته انضباطی فیفا مورخ ۵ تیر ۱۳۹۳ تشکیل جلسه داد و سوارز را به دلیل این عمل غیرورزشی، به محرومیت از حضور در ۹ بازی ملی و ۴ ماه محرومیت از هرنوع فعالیت فوتبالی، محکوم کرد.
البته این سومین باری بود که این بازیکن در طی یک مسابقه رسمی فردی را گاز می‌گرفت. او قبلاً دست ایوانوویچ بازیکن چلسی را نیز گاز گرفته بود. قبلاً هم یک‌بار با پیراهن آژاکس اقدام به گاز گرفتن گوش حریف کرده بود. وی در زمان برنامه معارفه به عنوان بازیکن جدید بارسلونا، اعلام کرد که برای ترک عادت گاز گرفتن، در حال درمان در نزد روانپزشکان است.
درباره ماجرای گاز گرفتن‌های سوارز تحلیل‌های بسیاری انجام شده است. یکی از این تحلیل‌های عمیق روانشناختی را نشریه آی اسپورت انجام داده است. نویسنده در این تحلیل معتقد است، سوارز هنگام گاز گرفتن به دوران کودکی خود بازمی گردد و البته گاز گرفتن در کودکان چیز عجیبی نیست. اما کودکان چرا گاز می‌گیرند؟ به این سه علت؛ 1) بچه‌ها در سنین پایین گاز می‌گیرند، چون با این حربه می‌خواهند قدرت کنترل دیگران را به دست بیاورند 2) گاز گرفتن بچه‌ها می‌تواند به دلیل عصبانیت یا ترس از یک اتفاق یا کسی باشد. 3) احساس باخت در جدال، احساس ناتوانی از غلبه بر طرف مقابل، یکی دیگر از دلایل استفاده از گاز گرفتن به وسیله بچه‌هاست.
حالا این امکان وجود دارد که یک‌بار دیگر به آن سوال اساسی و جهانی و... درباره ستاره فوتبال اروگوئه بازگردیم: چرا لوئیز سوارز گاز می‌گیرد؟ به نظر می‌رسد فرآیند بازگشت به دوره کودکی در او اتفاق افتاده است. در نتیجه سوارز در زمین فوتبال، در لحظه‌های پراسترس که احساس ناتوانی از غلبه بر حریف مستقیم می‌کند یا از تصور شکست در پایان بازی احساس عصبانیت و ترس دارد یا می‌خواهد بر بازیکن سمج مقابل برتری پیدا کند (کنترل او را در دست بگیرد) به شکل کودکانه از گاز گرفتن استفاده می‌کند.
بررسی تصاویر ثبت شده از گاز گرفتن‌های سوارز ـ در هر سه مورد ـ موارد مشابهی را نشان می‌دهد! اول این‌که سوارز پشت بازیکن مورد نظر قرار دارد (کاملا پوشش داده شده و از تصاحب توپ، پیش از بازیکن حریف ناتوان است) دوم این‌که نتیجه بازی می‌تواند سرنوشت نهایی تیم او را در یک رقابت مهم تعیین کند و او در بازی‌های سرنوشت‌ساز اقدام به گاز گرفتن بازیکن حریف کرده که می‌تواند معادل همان ترس از باخت در کودکان باشد. سوم این‌که دقایق بازی به پایان نزدیک شده و تا لحظه پیش از گاز گرفتن، بازیکن مورد نظر در تمام نبردها بر سوارز برتری داشته!

ادامه نوشته

پسابرجام فرصت‌ها و تهدیدها


1- بدون شک یک جریان تابلودار داخلی از ماجرای رفع بخشی از تحریم‌ها برای بزک آمریکا و ترویج تفکر رابطه با آمریکا سوءاستفاده خواهد کرد. برجام - با تمام مختصات قابل بحثش- به سرانجام رسیده است و دیگر بهانه‌ای برای تماس و رابطه دیپلماتیک با مقامات آمریکایی وجود ندارد. آمریکایی‌ها به شدت به دنبال آن هستند که پای خود را لای این درب گذاشته و مانع بسته شدن آن شوند چرا که برای آنها منافع زیادی به دنبال دارد. اولین دستاورد زنده نگاه داشتن این کانال، قبح‌زدایی از رابطه با آمریکاست. تجربه نیز نشان داده این رابطه یک‌طرفه بوده و فقط واشنگتن از آن سود می‌برد. همین رابطه باعث شد کشتی ایرانی حامل کمک‌های انسانی برای یمن به جیبوتی برود و...
رهبر معظم انقلاب اسلامی 15 مهر سال جاری در این مورد فرمودند؛ «مذاکره با آمریکا به معنای باز کردن مسیر برای نفوذ در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشور است... مذاکره با آمریکا ممنوع است زیرا این مذاکره نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضررهای بی‌شماری نیز دارد.» آمریکایی‌ها 35 سال پیش رابطه خود با ایران را قطع کردند و حضرت امام(ره) در پیامی در این خصوص فرمودند؛ «خبر قطع رابطه بین آمریکا و ایران را دریافت کردم. اگر کار‌تر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است.» آمریکا از این قطع رابطه ضررهای فراوانی را متحمل شده است. همین چند روز پیش فارین پالیسی در گزارشی در این خصوص نوشت؛ «در سال 1990 جرج دبلیو بوش رئیس جمهور وقت آمریکا حدود نیم ساعت تلفنی با کسی صحبت کرد که فکر می‌کرد رئیس جمهور ایران است - ولی بعدا معلوم شد که این فرد خودش را جای رئیس جمهور جا زده است!»

ادامه نوشته

حماسه 9 دی آن‌سوی مرزها

امروز در حالی ششمین سالگرد حماسه 9 دی فرا رسید که گذر ایام نه تنها از اهمیت و تاثیر این روز تاریخی نکاسته بلکه وقایع سال‌های اخیر منطقه مفهوم و ابعاد تازه‌ای نیز به آن بخشیده است. وضعیتی که امروز منطقه غرب آسیا با آن مواجه است، دریچه‌ای خاص و قابل توجه برای تحلیل حرکت سراسری مردم ایران در یوم‌الله 9 دی است.
طی چند ماه اخیر ورق جنگ در سوریه برگشته و ارتش این کشور با کمک متحدان خود از حالت تدافعی خارج شده و بخش‌های قابل توجهی از خاک خود را از چنگال مزدوران اجاره‌ای خارج کرده است. در این مدت در شبکه‌های اجتماعی چند عکس از مناطق تازه آزاد شده منتشر شد که تروریست‌ها روی تابلوهایی در ورودی شهرها نوشته بودند؛ دموکراسی شرک است!

ادامه نوشته

همکاری فیل و الاغ برای تست و تحقیر!

یک هفته از امضای قانون محدودیت سفر بدون روادید به آمریکا توسط اوباما می‌گذرد. قانونی که نتیجه آن سنگ‌اندازی بر سر راه تجارت با ایران است و عملاً امتیازات حداقلی برجام را زیر سوال برده و افقی مبهم در این زمینه ایجاد می‌کند. مهم‌ترین مسئله‌ای که اکنون با آن مواجه هستیم نقض صریح برجام توسط دولت آمریکاست. اقدام واشنگتن صراحتاً با دو بند 28 و 29 در تضاد است. بند 28 تاکید می‌کند؛ «گروه 1+5 و ایران متعهد هستند که این برجام را با حسن نیت و در فضایی سازنده، برمبنای احترام متقابل اجرا نمایند و از هرگونه اقدام مغایر با نص، روح و هدف این برجام که اجرای موفقیت‌آمیز آن را مختل سازد، خودداری کنند...»، و در بند 29 آمده است؛ «اتحادیه اروپایی و دولت‌های عضو و ایالات متحده، منطبق با قوانین خود، از هرگونه سیاست با هدف خاص تأثیرگذاری منفی و مستقیم بر عادی‌سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران، در تعارض با تعهداتشان مبنی بر عدم اخلال در اجرای موفقیت‌آمیز این برجام خودداری خواهند کرد.»
قانون جدید آمریکا و بندهای فوق شفاف‌تر از آن هستند که بتوان تفسیر و تعبیر دیگری جز نقض برجام در این ماجرا داشت. حال تکلیف چیست؟ رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه 2 ماه پیش خود با پیش‌بینی هوشمندانه چنین روزهایی در بند دوم تایید مشروط برجام تاکید فرمودند؛ «در سراسر دوره‌ هشت‌ساله، وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای (از جمله بهانه‌های تکراری و خودساخته‌ تروریسم و حقوق بشر) توسط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظف است طبق بند ۳ مصوبه‌ مجلس، اقدام‌های لازم را انجام دهد و فعالیت‌های برجام را متوقف کند.»

ادامه نوشته

پسران عوضی آمریکا !

فرانکلین روزولت، سی و دومین رئیس‌جمهور آمریکا بیش از 70 سال پیش جمله مشهوری درباره دیکتاتور نیکاراگوئه آناستازیا سوموزا دارد؛ شاید او پسری عوضی باشد اما این عوضی‌ مال خودمان است! ردپای این طرز تفکر در سیاست سایر روسای‌جمهور آمریکا نیز قابل جستجو است و می‌توان گفت چنین برداشتی تاکنون نیز ادامه یافته است. کافی است نگاهی به رفتار و سیاست کاخ سفید طی دو دهه اخیر بیندازید. دیکتاتورها، جانیان و تروریست‌ها تا جایی که در خدمت اهداف آمریکا عمل کنند، نه تنها نباید سرزنش شوند و با آنها مبارزه کرد بلکه باید مورد حمایت نیز قرار بگیرند. اسامه بن لادن وقتی در افغانستان علیه شوروی سابق می‌جنگید، از حمایت‌های مالی، تسلیحاتی و اطلاعاتی آمریکا برخوردار بود. صدام دیکتاتور عراق نیز تا وقتی با انقلاب اسلامی ایران در جنگ بود، وضعیتی مشابه داشت.

ادامه نوشته

پروژه نفوذ و خاکریز بسیج

یکی از برکات انقلاب اسلامی، غرس نهال بسیج به دست مبارک حضرت امام(ره) بود. نهالی که امروز به درختی ریشه‌دار و تناور تبدیل شده و اگرچه این درخت بی‌نظیر، ریشه در ایران اسلامی دارد اما شاخه‌های آن از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و ملت‌های مسلمان و استکبارستیز منطقه نیز از ثمرات شیرین آن بهره‌مند شده‌اند.
آنچه بسیج را در داخل و خارج از کشور از سایر نهادها و مجموعه‌ها و تشکل‌های انسانی متمایز می‌کند، مجموعه‌ای از ویژگی‌های خاص و ممتازِ مرتبط و در هم تنیده است که در ادامه به اصلی‌ترین این ویژگی‌ها اشاره می‌شود؛

ادامه نوشته

چریک‌هایی با کت و شلوار خاکستری!

مرکز مهم‌ترین تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات سیاسی- امنیتی آمریکا کجاست؟ دفتر مرکزی سازمان سیا در لانگلی ایالت ویرجینیا؟ پنتاگون در آرلینگتون؟ آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) در فورت مید ایالت فلوریدا؟ پاسخ منفی است. برای پاسخ به این سوال باید سری به وزارت خزانه‌داری آمریکا زد؛ «دفتر تروریسم و ​​اطلاعات مالی» (TFI) با حدود 700 کارمند که از آن می‌توان به «اتاق جنگ جدید آمریکا» یاد کرد. اسم این واحد که ریاست آن برعهده معاون وزیر خزانه‌داری است، در ظاهر گول‌زننده است. در این دفتر اطلاعات مالی تروریست‌ها ردیابی و دنبال نمی‌شود. وظیفه آن طراحی و عملیاتی کردن سیاست‌ها و استراتژی‌های آمریکا علیه کشورهای متخاصم و به تعبیر آمریکایی‌ها «سرکش»، با ابزارهای اقتصادی است.

ادامه نوشته

میز وین و دست خالی آمریکا

روز گذشته نشست وین 2 با حضور وزرای خارجه ایران، آمریکا، فرانسه، روسیه، مصر، اردن، عربستان انگلستان، قطر، ترکیه، امارات متحده عربی، آلمان، عراق، عمان، لبنان، معاون وزیر خارجه چین، نماینده اتحادیه اروپا و نماینده سازمان ملل در امور سوریه برگزار شد. نشست روز گذشته یکی از نشست‌های بسیاری است که طی چهار سال گذشته درباره بحران سوریه تشکیل شده است. آنچه وین2 را از دیگر نشست‌ها متمایز می‌کند، حضور جمهوری اسلامی ایران است.
دعوت از ایران برای حضور در این نشست در حالی رخ داد که واشنگتن پیش از این مخالف سرسخت حضور ایران در نشست‌های مشابه بود. اما چه تغییری رخ داده که باعث چرخش ناگهانی واشنگتن شده است؟ پاسخ این پرسش را باید در میدان نبرد در سوریه و وضعیت آمریکا در این عرصه یافت.

ادامه نوشته

هزاران کفش و چند ریگ!

سه‌شنبه هفته گذشته سخنگوی محترم دولت در نشست هفتگی خود در پاسخ به سوالی درباره مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره لزوم محرمانه بودن دارایی مسئولان نظام و تعیین مجازات برای افشاکنندگان آن، ضمن دفاع از این موضوع گفت: اینکه رسانه‌ها بنویسند مسئولان چند جفت کفش و خانه دارند، مقتضی نیست!
پیش از هر چیز خالی از فایده نیست، نگاهی به سوابق و حواشی قابل تامل مصوبه مجمع تشخیص داشته باشیم. 14 تیرماه 1384 کمیسیون قضایی مجلس هفتم طرحی را با عنوان «صیانت جامعه در برابر مفاسد اقتصادی» به هیئت رئیسه مجلس ارائه کرد. این طرح با کش و قوس و حذف و اضافه‌های فراوان پس از دو سال در مجلس تصویب و راهی شورای نگهبان شد و بالاخره با عنوان قانون «رسیدگی به اموال مسئولان» سر از مجمع تشخیص مصلحت نظام درآورد و چند سالی هم آنجا معطل ماند و هنوز هم پرونده آن کاملاً بسته نشده است.

ادامه نوشته

سناریوی تسلیت برای شهید نتانیاهو!

6 تیر سال 1355 هواپیمایی که از تل آویو عازم پاریس بود توسط دو فلسطینی ربوده شده و به فرودگاه انتبه در اوگاندا منتقل شد. مبارزان فلسطینی با آزاد کردن مسافران غیراسرائیلی، خواستار آزادی تعدادی از زندانیان فلسطینی در بند رژیم صهیونیستی شدند. پاسخ تل آویو به این درخواست اعزام یگان 100 نفره کماندویی به انتبه بود. 13 تیر عملیات با شهادت مبارزان فلسطینی، کشته شدن تعدادی اوگاندایی و هلاکت افسر ارشد یگان کماندویی رژیم صهیونیستی پایان یافت. موساد طراحی و فرماندهی اصلی این عملیات را بر عهده داشت.

ادامه نوشته

قاتل زنجیره‌ای توافقات!

دو هفته دیگر تا پایان ضرب‌الاجل تعیین شده برای مذاکرات هسته‌ای باقی مانده است و به گفته منابع نزدیک به مذاکرات متن توافق مملو از پرانتزهایی است که پر کردن آنها در این فرصت اندک بعید به نظر می‌رسد. وقتی پای دبه‌های جدید آمریکایی‌ها به میان می‌آید این تردید فزونی یافته و به سمت یقین میل می‌کند. اما بیایید فرض کنیم توافق جامع هسته‌ای منعقد می‌شود. چند روزی روزنامه‌های زنجیره‌ای پر می‏شوند از تیترهای پرطمطراق که فتح‌الفتوح و شق‌القمر و... شد! اما نباید فراموش کرد این توافق در خوشبینانه‌ترین حالت چیزی بیش از یک دهه به طول خواهد انجامید و با توجه به اخبار منتشر شده، بسیار بعید است که پس از طی این دوره برخورد با فعالیت‌های هسته‌ای ایران عادی شده و براساس ان.پی.تی باشد.

ادامه نوشته

یک میز و هفت اشتباه

هر مذاکره، در هر سطح و با هر هدفی، نیاز به استراتژی دارد. استراتژی هر یک از طرفین مذاکره را محاسبات آنها شکل می‌دهد. استراتژی، خطوط قرمز را تعیین و در سطحی پایین‌تر و عملیاتی، تبدیل به تاکتیک‌های مذاکراتی می‌شود. شناخت و تحلیل محاسبات طرف مقابل و توانایی اثرگذاری بر آن، نقشی تعیین‌کننده در چگونگی پیشبرد مذاکره و خروجی آن دارد. دو طرف میز می‌کوشند حداکثر شناخت را از محاسبات یکدیگر داشته و با ابزار مختلف، این محاسبات را به نفع خود دچار تغییر یا اختلال کنند. در این مجال نگاهی می‌اندازیم به هفت محاسبه غلطی که درباره مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 وجود دارد. اغلب این محاسبات اشتباه مربوط به آمریکایی هاست.

ادامه نوشته

سرطان پترو دلار


11 سپتامبر سال 2014 (4 ماه پیش) پادشاه عربستان در کاخ خود در ساحل دریای سرخ میزبان وزیر امور خارجه آمریکا بود. اگرچه جزئیات چندانی از محتوای این نشست منتشر نشد اما برخی منابع خبری اعلام کردند توافقاتی خاص میان واشنگتن و ریاض انجام شد. این نشست در حالی برگزار شد که آمریکا با دو مسئله مهم دست به گریبان بود. جمهوری اسلامی و فعالیت‌های هسته‌ای و روسیه و بحران اوکراین.

ادامه نوشته

استراتژی همیشه پیروز

اگر چه 25 سال از پایان دوران دفاع مقدس می‌گذرد اما این فصل درخشان از تاریخ انقلاب اسلامی همچنان برکات و البته درسهای سودمند خود را داشته و همچون گنجی بی‌پایان است که از قضا هر چه از نظر زمانی از آن دورتر می‌شویم، آثار و نتایج بی‌بدیل آن بیش از پیش نمایان می‌شود.
ادامه نوشته

روغن ریخته فتنه!

رهبر معظم انقلاب اسلامی روز گذشته در دیدار با رئیس‌جمهور و اعضای کابینه، ضمن حمایت از دولت، توصیه‌هایی مشفقانه و راهبردی را خطاب به دست‌اندرکاران قوه مجریه بیان فرمودند که بررسی جوانب هر کدام از این توصیه‌ها، خود موضوعی مستقل است. ایشان در بیانات دیروزشان، فتنه را از خطوط قرمز خوانده و تاکید کردند؛ «آقایان وزرا باید همان‌گونه که در جلسه‌ رأی اعتماد خود بر فاصله‌گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند.»
ادامه نوشته

نسخه‌ای قدیمی برای دولت جدید

دولت‌ها در جمهوری اسلامی به دلایل مختلف یکی از سوژه‌ها و اهداف دشمنان کلیت نظام بوده‌اند و کار بر روی دولت‌ها یک راهبرد ثابت -حداقل طی دو دهه اخیر- بوده است. آنچه تاکتیک‌های عملیاتی این راهبرد را تعیین می‌کند برداشت دشمن از جهت‌گیری‌های سیاسی - فرهنگی دولت، نیروهای پیرامونی و خاستگاه اجتماعی آن است. گذشت یک سال از آغاز به کار دولت یازدهم، می‌تواند فرصت مناسبی باشد برای تعبیر خوابی که دشمن برای دولت یازدهم دیده است.

ادامه نوشته

سلاخی انسانیت روی تپه ‏های سدیروت

«رنگین کمان» و «روزهای استغفار!»(سال 2004)، «باران‌های تابستان» و «ابرهای پاییز» (سال 2006)، «تابستان داغ» و «سرب گداخته» (سال 2008)، «بازگشت اکو» و «ستون دفاع» (سال 2012 ) و امسال نیز «لبه حفاظتی»؛ اینها نام جنگ‌هایی است که اسرائیل طی یک دهه گذشته علیه باریکه غزه به راه انداخته و البته اگر قرار باشد قصه پر غصه غزه را از «روز نکبت» مرور کنیم، این لیست سیاه، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود.

ادامه نوشته

نبرد محاسبات در هفت میدان

تبیین نحوه تلاش دشمن برای تاثیرگذاری بر دستگاه محاسباتی جمهوری اسلامی، بخش عمده‌ای از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اخیرشان با کارگزاران نظام را تشکیل می‌داد. برنامه‌ها و تحرکات دشمن در این زمینه به مسئولین نظام جمهوری اسلامی خلاصه نشده و آنان در میدانی گسترده‌تر، مردم را نیز نشانه رفته‌اند؛ چرا که اساساً جمهوری اسلامی مقوله‌ای جدای از ملت نیست و مسئولین آن نیز از دل همین مردم برخاسته‌اند. در ادامه به هفت مورد از محورهای تلاش دشمن برای ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی ملت و مسئولان نظام اشاره می‌شود؛

ادامه نوشته

اقتدار و افتخار قوه قضائیه

امروز پایان هفته قوه قضائیه است. قوه‌ای که جایگاه و اهمیت آن نیازی به شرح ندارد و در این مورد همگان متفق‌القول‏اند. قضاوت پیشینه‌ای به درازای تاریخ بشریت دارد و متفکران و اندیشمندان بسیاری درباره وظایف و جایگاه و حدود و ثغور آن بحث کرده‌اند. فقه و متون اسلامی نیز مباحث بسیار دقیقی و البته مفصلی را در این مورد دارند. مروری بر این متون و اندیشه‌‌ها یک نکته را آشکار می‌کند؛ اولین و مهم‌ترین ویژگی یک قاضی و دستگاه قضایی، اقتدار است. اگر آرمان دستگاه قضایی را «عدالت» بدانیم، «اقتدار» ابزاری است که بدون آن، رسیدن به آرمان مذکور غیرممکن خواهد بود. اقتدار قضایی، به همراه خود اعتماد عمومی را نیز می‌آورد.

ادامه نوشته

مذاکره یا مطالبات پلکانی؟!

سید عباس عراقچی – معاون وزیر امور خارجه- در پایان مذاکرات دو روزه ایران و آمریکا در ژنو که هفته گذشته برگزار شد، اعلام کرد؛ اختلافات به قوت خود باقی است.
ادامه نوشته

جمعیت و خطری که در پیش بود

دو روز پیش، رهبر معظم انقلاب اسلامی سیاست‌های کلی جمعیت را ابلاغ کرده و در نامه خود تاکید فرمودند این سیاست‌ها  با توجه به «اهمیت مقوله جمعیت در اقتدار ملّی؛ و با توجه به پویندگی، بالندگی و جوانی جمعیت کنونی کشور به عنوان یک فرصت و امتیاز؛ و در جهت جبران کاهش نرخ رشد جمعیت و نرخ باروری در سال‌های گذشته» ابلاغ شده و در خصوص اجرا و پیگیری آن بر سه عنصر «دقّت، سرعت و قوّت» تاکید فرمودند.

ادامه نوشته

طوفان سیاه به خانه برمی‌گردد!

درباره تعداد تروریست‌های خارجی در سوریه آمار دقیقی وجود ندارد که البته با توجه به وضعیت بحران سوریه، چندان هم غیرطبیعی نیست. آمارها در این زمینه حاکی از وجود دهها هزار تروریست در سوریه است. اگر چه در این زمینه آمارهای متفاوتی دیده می شود اما کارشناسان و موسسات پژوهشی و امنیتی در یک مورد هم نظر هستند و آن هم این که اتباع بیش از 70 کشور دنیا در سوریه مشغول کشت و کشتارند!

ادامه نوشته

قطار آمریکایی و ایستگاه خیالی

مصادره ساختمان بنیاد علوی در نیویورک را می‌توان یکی از موارد لیست بلند بالای اقدامات خصمانه واشنگتن علیه جمهوری اسلامی تلقی کرد. آمریکا طی سال‌های اخیر بیش از 100 میلیارد دلار از درآمد حاصل از فروش نفت ایران را بلوکه کرده و مصادره این ساختمان 36 طبقه که قیمت آن 5 میلیارد دلار برآورد شده است، شاید از منظر اقتصادی و در مقایسه با آن میزان از دارایی بلوکه شده، درجه اهمیت  کمتری داشته باشد.

ادامه نوشته

گریه با چوپان !

حکایت برخورد رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب با مردم ایران و اقتصاد و سیاست این سرزمین، حکایت کسی است که «با گرگ دنبه می‌خورد و با چوپان گریه می‌کرد»!
ادامه نوشته

جمعیت، فرهنگ و ارتش آمریکا !

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اخیرشان با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، سه عبارت تکان‌دهنده و مسئولیت‌آفرین بر زبان آوردند. ایشان درباره تولید اسباب‌بازی جذاب فرمودند؛ «حرص خوردم»، درباره تهاجم زبان‌های خارجی به ادبیات فارسی؛ «احساس خطر می‌کنم» و درباره موضوع جمعیت؛ «وقتی انسان درست به عمق آن فکر می‌کند، تن او می‌لرزد»!
ادامه نوشته

اشک تمساح برای قاعده بازی

اصلاح طلبان همیشه مدعی روشنفکری و رعایت قانون و اخلاق و پرنسیپ بوده و رقبای خود را به تصلب و درگیری و مسائلی از این دست متهم کرده‌اند. اما آیا به راستی اینگونه است؟
طرح این ادعاها در انواع و اقسام تریبون‌ها و رسانه‌های مکتوب و مجازی که از قضا از پشتوانه شبکه‌های ماهواره‌ای نیز در پمپاژ این فضا برخوردارند، در ایجاد جنجال و فضاسازی‌های کاذب بدون شک موثر خواهد بود اما نگاهی گذرا و البته منصفانه به صحنه سیاسی یک دهه اخیر کشور، نشان می‌دهد چنین ادعایی نه تنها واقعیت ندارد بلکه مصداق نعل وارونه است.

 

ادامه نوشته

هفت مطالبه رهبر انقلاب از اهالي بهارستان

محمد صرفي
هفتم خرداد ماه سال جاري، براي نهمين بار در تاريخ جمهوري اسلامي ايران، مجلس شوراي اسلامي آغاز به كار كرد. جايگاه مجلس چه از منظر قانون اساسي و چه از دريچه سياسي چنان است كه تشريح آن، توضيح واضحاتي بيشتر نيست.
نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي همانند ساير ادوار مجلس كار خود را با پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي آغاز نمود و حدود دو هفته پس از آغاز به كار مجلس، نمايندگان مردم در خانه ملت به حضور حضرت ايت الله العظمي خامنه اي رسيدند و ايشان بياناتي را درباره وضعيت كنوني كشور و جهان و نقش مورد انتظار از مجلس شوراي اسلامي در هر كدام از اين ابعاد ايراد فرمودند.
در اين نوشتار با اشاره اي مختصر به وضعيت كلي سپهر سياسي كه مجلس نهم در آن شكل گرفته است، با مروري بر بيانات مقام معظم رهبري و پيام معظم له به نمايندگان مجلس، بايدها و نبايدهاي مجلس جديد طرح و مورد بررسي قرار مي گيرد.

ادامه نوشته

چرخه توليد ملي با سمفوني زيباي اقتصاد اسلامي

راهكارها و موانع تحقق شعار سال در گفت و گو با دكتر حسن سبحاني
چرخه توليد ملي با سمفوني زيباي اقتصاد اسلامي


دكتر حسن سبحاني را اولين فارغ التحصيل دكتراي اقتصاد از دانشگاه هاي كشور پس از انقلاب مي دانند. تجربه سه دوره نمايندگي مجلس (دوره هاي پنجم، ششم و هفتم) از شهرستان دامغان، باعث شده است وي بتواند آثار و ابعاد تئوري هاي اقتصادي را در ميدان عمل نيز مشاهده كند. از ويژگي هاي سبحاني آن است كه در فعاليت و اظهارات، از حوزه تخصص خود يعني اقتصاد فراتر نمي رود و اين در كشور ما حسن كمي نيست. وعده ملاقات ما در دفتر كارش در طبقه چهارم دانشكده اقتصاد دانشگاه تهران بود. دانشكده تقريباً سوت و كور بود و استاد از كشدار شدن تعطيلات ناراضي. آنچه مي خوانيد گفت و گوي ما با وي درباره شعار امسال و راهكارها و موانع تحقق اين شعار است.
گروه گفت و گو

ادامه نوشته

دانشمند شهيدي كه ولايت فقيه خط قرمزش بود

                          مصاحبه خواندني كيهان با خانواده شهيد احمدي روشن
                              دانشمند شهيدي كه ولايت فقيه خط قرمزش بود

هميشه براي ما نسل سومي ها سؤال بوده كه به راستي همت و باكري و باقري و خرازي و كاوه و جواناني از اين دست، در آن سن و سال چگونه به آن جايگاه رسيدند كه لشگر قلوب را فرماندهي مي كردند و خاكريزهاي حماسه را فتح. آيا افسانه نبودند؟
و رسالت مصطفي اين بود كه پاسخي زنده باشد براي اين سوال. جواني كه دانسته بود امروز صحنه نبرد حق و باطل كجاست و در خط مقدم اين ميدان بود.
آنهايي كه گمان مي كنند انقلاب پير و خسته شده بايد مصطفي را بشناسند. او كه همنام چمران است و يادش را زنده كرد؛ مرد علم و جهاد.
و چه كوته نگر است آن دشمني كه گمان مي كند با گلوله مي توان اين حركت مجاهدانه را متوقف كرد. آري! مصطفي ها نمي ميرند.
از همان روزهاي اول حاج حسين گفته بود برويم و با خانواده شهيد گفت و گو كنيم. مشتاق بوديم و عجله داشتيم اما آنها بشدت درگير بودند و هر روز يك جايي مراسمي بود. بالاخره توفيق رفيق راه شد و دو روز بعد از تشريف فرمايي حضرت آقا به خانه مصطفي، مهمان خانه پدر اين دانشمند شهيد شديم و آنچه مي خوانيد ماحصل گفت و گوي ما با رحيم احمدي روشن، صديقه سالاريان و فاطمه بلوري كاشاني -پدر، مادر و همسر شهيد- است. تذكر اين نكته لازم است كه بخش انتهايي گزارش، يعني روايت ديدار امام خامنه اي با خانواده شهيد به نقل از پايگاه اطلاع رساني ايشان است.
محمد صرفي، سرويس سياسي

ادامه نوشته

نحوه برخورد با بدحجابي در گفت وگو با آيت الله سيداحمد خاتمي


محمد صرفي
¤ به نظر شما اين بحث كه به جاي اقدام انتظامي در مورد حجاب بايد كار فرهنگي كرد، آيا تبديل به توجيهي براي بدحجابي و كنارآمدن با آن نشده است؟ به عقيده شما نسبت كار انتظامي و فرهنگي در اين حوزه چيست؟
- مسئله حجاب و عفاف و دغدغه حضور اين عنصر ارزشي در جامعه از اول انقلاب مطرح بوده و متاسفانه از آغاز تاكنون دو نظريه افراطي و تفريطي در اين عرصه مطرح بوده. يك نظريه نظريه اي است كه مي گويد براي مقابله با بدحجابي و بي حجابي فقط بايد برخورد كرد. آن هم برخورد فيزيكي.
نظريه دوم كه تفريطي است مي گويد فقط كار فرهنگي و برخورد قانوني را هم برنمي تابد. به استناد روايات اهل بيت عصمت و طهارت(ع) عرض مي كنم كه اين دو نظريه هر دو نادرست است.
يعني برخورد فيزيكي صرف، راهي ناصواب است و همين جا اين تذكر را بدهم كه در نظام جمهوري اسلامي هرگونه برخوردي بايد مطابق موازين قانوني و شرعي باشد و اگر قرار باشد هركس هرچند به بهانه امر به معروف و نهي از منكر برخورد فيزيكي داشته باشد، اين منجر به هرج و مرج مي شود و هرج و مرج خود منكر ديگري است. از سويي فقط كار فرهنگي هم جواب نداده و نمي دهد. شيوه درست همان است كه امام صادق(ع) طبق نقل ها فرموده كه بايد كار فرهنگي و اجرايي با هم صورت پذيرد. ترجمه حديث اين است؛ خداوند نخواسته زبان باز باشد (زبان نماد كار فرهنگي) و دست بسته باشد (دست نماد كار اجرايي). خداوند اين را خواسته كه اين دو با هم باز و با هم بسته شوند. بنابراين اينجا به صراحت مي گويم كه ما معتقديم براي گسترش حجاب وعفاف در جامعه هم بايد كار فرهنگي و هم كار اجرايي با هم صورت پذيرد و مفيدترين كار اجرايي همان اجراي مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي است كه 300 ماده دارد و براي 25 نهاد در اين زمينه تعيين تكليف كرده است.
¤ كارنامه هاي دستگاه هاي مختلف به خصوص دولت را در زمينه برخورد با ناهنجاري هاي اجتماعي و بطور ويژه مقوله حجاب وعفاف چطور ارزيابي مي كنيد؟
- در ارزيابي دستگاه هاي فرهنگي ضمن تقدير و تشكر از كارهاي خوبي كه برخي نهادها صورت داده اند بايد بگويم متاسفانه كار بايسته و در خور شأن اين عنصر مهم ارزشي صورت داده نشده است.
من ترجيح مي دهم به جاي نقد اين گونه سخن بگويم كه مسئله مقابله با ناهنجاري هاي فرهنگي كه از جمله آنها بدحجابي و بي حجابي است به مثابه يك عمليات است.
در عمليات رزمندگان ما چند لشگر هماهنگ مي شدند تا نقطه اي فتح مي شد. اگر يك لشگر نمي توانست در حوزه مأموريت خود درست عمل كند آن عمليات ناكام مي ماند. مسئله حجاب و عفاف هم يك عمليات فرهنگي است بايد صدا و سيماي جمهوري اسلامي به صورت بسيجي وارد عرصه كار بشود. كاري كه از سيماي جمهوري اسلامي انتظار مي رود فقط پخش سخنراني براي تشويق به حجاب نيست اگرچه اين هم لازم است. انتظار مي رود فيلم هاي بلند و كوتاه در رابطه با حجاب و عفاف و عواقب بد حجابي بسازند و خود نيز در برنامه هاي توليدي يا برنامه هايي كه پخش مي شود خط راهبردي شان رعايت اين مسئله باشد. رسانه ها نيز در اين عرصه كمك كنند. از سوي ديگر نيروي انتظامي به وظيفه قانوني خودش عمل كند. دستگاه قضايي در اين عرصه با هماهنگي در صحنه باشد و... بنابراين اگر بخواهد اين مسئله به نتيجه برسد اين هماهنگي لازم است.
بنده به عنوان طلبه اي كه بين مردم هستم انتظارم از دولت محترم و نهادهاي فرهنگي درون دولت اين است كه خطر را باور كنند يعني در حقيقت متدينين را باور كنند كه بشدت از گسترش بدحجابي ها كه بعضاً بي حجابي است، بشدت متاثر هستند و آن را خطري براي كيان انقلاب مي بينند. اگر اين باور در بين خدمتگزاران مسئول اين عرصه بوجود آيد قطعاً تلاش شايسته تقدير ديگري خواهند داشت و ما ديگر شاهد انتشار برخي نشريات و مقالات در عرصه تثبيت وضعيت نادرست كنوني حجاب و عفاف نخواهيم بود.
¤ عده اي مي گويند ما بايد امر به معروف كنيم و نه امر به واجب و همين طور نهي از منكر و نه نهي از حرام. پس اول بايد حجاب يك معروف و بي حجابي يك منكر در جامعه شود و سپس امر به معروف و نهي از منكر كرد. پاسخ جنابعالي به اين شبهه چيست؟
- تمامي فقهاي ما در كتاب امر به معروف و نهي از منكر تصريح دارند كه واجبات مصداق معروف و محرمات مصداق منكر است. بنابراين امر به معروف، يعني امر به واجبات و نهي از منكر يعني نهي از محرمات. نشانه اين بحث اين است كه آقايان مي گويند امر به مستحبات و نهي از مكروهات واجب نيست. پس اين سخن كه بايد ابتدا چيزي معروف شود تا امر به آن واجب باشد يا منكر شود تا نهي آن واجب شود مبناي فقهي ندارد. آري! آنچه در امر به معروف مهم است تحقق معروف است و آنچه در نهي از منكر مدنظر شارع است واقع نشدن منكر است و اين امر نياز به اين دارد كه كسي كه معروفي را ترك كرده آگاهش كنيد كه چرا واجب را ترك مي كند و كسي كه مرتكب منكري شده است، اول آگاهش كنيم كه كارش منكر است اگر تاثيرگذار بود وظيفه امر به معروف و نهي از منكر تحقق يافته و اگر تاثير نداشت نوبت مراحل بعدي است.
¤ تفكر غالب در دولت اصلاحات اين بود كه ما در دوره مدرن زندگي مي كنيم و مجبوريم ليبراليزم را به عنوان بخش جدايي ناپذير اين عصر بپذيريم. اين نگاه باعث رويه و اقدامات خاص اين دولت در عرصه فرهنگي شد كه البته با واكنش سخت مردم كشور هم روبرو شد: فكر نمي كنيد اگر ديگران هم با هر تابلويي بخواهند همين راه را در پيش بگيرند به سرنوشت همان قبلي ها دچار خواهند شد؟
- بنده در چند خطبه گذشته به صراحت سخن از ليبراليزم فرهنگي داشتم و اين خطر را متذكر شدم. اصولا تساهل و تسامح فرهنگي و از دين و ارزش هاي ديني كوتاه آمدن به بهانه هماهنگي با زمانه، ضدارزش است. اين تفكر زمينه ساز نمادهاي تهاجم فرهنگي است كه ما ديروز و امروز شاهد آنيم. تفكري كه مي گويد به چند تار موي زنان گير ندهيد، تفكري كه مي گويد اگر قدري روسري كنار رفت جاي نگراني نيست و مشكل ندارد، نتيجه اين تفكر همين ناهنجاري هاي فرهنگي است كه بخشي براي همگان محسوس است بخشي هم در برخي از جشن ها، نمايشگاه ها و برخي جشنواره ها خود را نشان مي دهد كه نمونه هايي را در گذشته ديديم.
انقلاب اسلامي با انگيزه تحقق احكام اسلامي، تحقق يافت.در اين عرصه نبايد هيچ گونه تساهل و تسامحي داشت. كمترين تساهل و تسامح را روح بلند شهيدان از ما نخواهند گذشت ما در طول 32 سال انقلاب هر جا به اسلام عمل كرديم، برد كرديم و هر جا عقب نشيني كرديم چه در عرصه فرهنگي و چه در عرصه سياسي و اقتصادي بازنده بوده ايم. سياست تساهل و تسامح ديروز و امروز و فردا و فرداها خطري بر كيان و روح انقلاب اسلامي است.
من اين سياست را كاملا ناموفق مي دانم. برخي مي گويند ما مي خواهيم 13 ميليون رايي كه به رقيب داده شد را جلب كنيم. اشتباه اينان اين است كه اولا آن 13ميليون در اولين اغتشاشات ريزش كرد، ريزش بسيار وسيع. كساني كه ماهيت سران فتنه را نمي دانستند و به آنها رأي داده بودند وقتي در عمل ديدند كه عملكردشان مورد تاييد دنياي استكبار قرار گرفته صادقانه عقب نشيني كردند و دست از حمايت برداشتند. ثانيا هدايت انسانها به راه حق مطلوب همه دلسوزان است. اما با چه شيوه اي؟ با دستمال كثيف نمي شود شيشه كثيف را پاك كرد. آيا با عقب نشيني از ارزش هاي ديني مي خواهند كساني را به سوي دين دعوت كنند؟ به سوي كدام دين مي خواهند دعوت كنند؟ اگر مي خواهند دعوت به اسلام ناب محمدي كنند، اين اسلام ناب با اين تساهل ها سازگار نيست. و اگر برآنند كه تغيير ماهيت و هويت بدهند، بدانند كه زيان كرده اند و به فضل خدا نمي توانند كمترين تاثيري در جهت تغيير ماهيت و هويت انقلاب اسلامي داشته باشند. هواداران دلسوز انقلاب اسلامي دلبسته به دين و ارزش هاي اسلامي هستند و مطمئنا در اين عرصه ذره اي عقب نشيني نمي كنند. خورشيد انقلاب اسلامي مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي اجازه ذره اي كوتاه آمدن از مباني انقلاب اسلامي را نخواهند داد.
¤ حجاب و عفاف يك عنصر محكم ديني است كه در قرآن و روايات به صراحت و روشني از آن ياد و بر آن تاكيد شده است. چرا عده اي از اين مقوله در راستاي رسيدن به اهداف خاص سياسي خود استفاده ابزاري مي كنند و آن را دستمايه اي براي اختلاف و تنش و دعواهاي سياسي قرار مي دهند؟
- مسئله حجاب در كل دنيا از حالت يك مسئله فرعي درآمده و يك مسئله اصلي شده است. هر دولتي كه مي خواهد با اسلام مخالفت كند مي گويد حجاب ممنوع و هر دولتي كه مي خواهد بگويد با مسلمان ها آشتي هستيم، مي گويد حجاب آزاد است. بنابراين نبايد نگاه ما به اين مسئله فرعي باشد.
درست فرموديد كه متأسفانه در كشور ما با اين مسئله سياسي برخورد مي شود و گاه تبليغاتي و آن هم تبليغات انتخاباتي مباحث بصورت مغالطه آميز مطرح شده و آنچه كه در اين بين گم مي شود تحقق مسئله حجاب است. گاه با گشت ارشاد مخالفت مي شود و مي گويند كه مسئله را انتظامي نكنيد. سخن بنده در اين رابطه اين است كه نيروي انتظامي بايد به قانون عمل كند و در هر موضوعي و از جمله مقابله با مفاسد برخورد انساني و توأم با مهر در رأس برنامه ها داشته باشد.
البته همين جا مي گويم براي ما آنچه مهم است اين است كه بدحجابي ها و بي حجابي ها در جامعه نباشد، اگر گشت ارشاد مرتكب تخلفي شد خود بايد پاسخگوي آن باشند.
ولي سخن ما اين است شما مي گوييد گشت ارشاد نه، خود در رابطه با حجاب چه كرده ايد؟ چه طرح عملي و اجرايي و موثري در رابطه با گسترش عفاف و حجاب به صحنه آورديد؟
در دوره وزير اسبق كشور جناب پورمحمدي، ايشان آمدند جامعه مدرسين در آنجا به ايشان گفته شد شما حجاب كارگزاران نظام كه از دولت حقوق مي گيرند را درست كنيد باقي اش بماند براي مرحله بعد. ايشان قول داد كه اين كار را مي كنيم اما در عمل ديديم كه كمترين گام در اين رابطه برداشته شد. نمي گويم آقاي پورمحمدي مقصر بود. سخن بنده با كساني كه مي گويند گشت ارشاد نه، اين است كه شما بياييد اقدامات اثباتي خود را در رابطه با گسترش حجاب نشان دهيد. مي گوييد نمي توان كوچه و خيابان را كنترل كرد، دانشگاه كه دست شماست. كارمندان ادارات كه حقوق بگير شما هستند. شما در اين رابطه كاري انجام دهيد. باز نمي گويم برخورد خشن با آنها داشته باشيد لااقل نشان دهيد كه اراده داريد در راستاي تحقق اين فريضه تلاش كنيد. ناگفته نماند بحمدالله در بدنه اداري ما كارمندان محجبه و عفيفه بسيار فراوانند نبايد حقشان ضايع شود اما آنهايي كه رعايت نمي كنند بايد اراده نظام خودش را نشان دهد كه كارمندان نظام اسلامي بايد درخور شأن جمهوري اسلامي باشند و خانم بدحجاب و بي حجاب درخور شأن نظام مقدس جمهوري اسلامي كه با خون پاك بيش از 200 هزار شهيد آبياري شده، نيست.
¤ فكر نمي كنيد اين دعواهاي اغلب سياسي و بي مورد در مقوله حجاب علاوه بر آنكه به دين مردم لطمه مي زند باعث شادي دشمنان خارجي و فتنه گران داخلي هم مي شود؟
- نكته اي كه پيوسته بايد به آن تاكيد كرد اين است كه نبايد جريان فتنه 88 و خيانتي كه در اين فتنه به انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي شد از يادها و خاطره ها برود. اين مسئله مسئله اصلي است. زيرا كه جريان فتنه كه در 9 دي ماه سال 88 به احتضار افتاد بي ترديد در پي بازسازي خود است و نبايد كساني كه خود را روياروي جريان فتنه مي بينند، خود بهانه به دست فتنه گران داده و يا موجب خوشحالي آنها بشوند. هرگونه حركتي كه سبب جان گرفتن آنها بشود جريان انحرافي است.
بازي با باورهاي مردم با هنجارهاي مقدس مردم زمينه ساز اختلاف و تنش است و اين همان است كه جريان فتنه مي خواهد. نبايد با گفتار و يا رفتار خود آب به آسياب دشمن ريخت. مقام معظم رهبري يك معيار داده اند كه ببينيد دشمنان از چه كسي و از چه جرياني و از چه موضعي حمايت مي كنند، آن موضع و آن جريان مورد طمع دشمن است. اين معياري كلي است. ما ديديم در فتنه 88 جريان استكبار، سلطنت طلبان، منافقين فراري، استحاله شدگان، منكرين عصمت امامان، رقاص ها و رقاصه هاي فراري، جنگ احزاب عليه انقلاب اسلامي به راه انداختند و از جريان فتنه حمايت كردند به همين دليل مردم به صحنه آمدند و در حماسه 9 دي، تو دهني محكمي به جريان فتنه زدند. اين معيار اختصاص به جريان فتنه ندارد. جريان مكتب ايراني هم معيوب است و با همين ملاك و معيار مي گوييم اين جريان هم مي تواند مورد طمع دشمن باشد.
¤ سخن پاياني؟
- ما در شرايط كنوني معتقديم تنها راه درست و صراط مستقيم انقلاب راهي است كه مقام معظم رهبري ترسيم فرموده اند. حضرت ايشان بر اين تاكيد دارند كه هيچ گاه مسائل اصلي را از ياد نبريم. نبايد مسائل فرعي ايجاد كرد. نبايد سخني گفت كه مورد تفرقه بين دوستان و شادي دشمنان باشد.
¤ با تشكر از اينكه وقتتان را در اختيار ما گذاشتيد.

شه چراغي در آسمان كوير

به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد عروج شهيد سيدحسن شاهچراغي

شه چراغي در آسمان كوير


محمد صرفي
در بين شهداي نام آور جمهوري اسلامي ايران، شهيد شاهچراغي- كه نه فقط متعلق به مردم دامغان، بلكه متعلق به ملت ايران است- يكي از پرچم هاي افتخار اين مردم عزيز است.
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي
مي گفت مجاهد في سبيل الله بايد عارف به احكام الله نيز باشد و اينچنين بود كه مبارزه و تحصيل علوم و معارف الهي را توأمان دنبال مي كرد. شاگرد خصوصي پدر بود. پدري كه خود از سلسله روحانيت جليل القدر بود و اينك نيز مايه فخر و مباهات مردمان حاشيه دشت كوير است. پس از پايان دوره مقدمات راهي ديار كريمه اهل بيت شد تا به عنوان طلبه مدرسه معروف حقاني، بيش از پيش از سرچشمه معارف الهي بنوشد.
«... حدود 9 تا 10 سال در مدرسه منظريه (حقاني- شهيدين) قم كه به سرپرستي مرحوم شهيد بزرگوار آيت الله قدوسي اداره مي شد تحصيل كردم سال هاي دوره تحقيقات عالي را كه دوره تحقيق فلسفه معارف اسلامي، و معارف قرآن را كه آن هم مستقيماً زيرنظر استاد مرحوم شهيد بزرگوار بهشتي بود، مي گذراندم... همان دوران را كه بايد در دبيرستان مي گذراندم در حوزه علميه بودم و فكر مي كنم كه بهره بيشتري را بردم تا آنچه را كه مي توانستم از دبيرستان ها بگيرم. مدرسه حقاني (شهيدين) در قم يك مدرسه نمونه بود كه آميخته از دروس جديد و قديم بود. ما در آن مدرسه زبان عربي، انگليسي، جامعه شناسي و روانشناسي را جزء درس هاي اصلي و كنار فقه، اصول، روانشناسي و منطق تحصيل مي كرديم و از اين دوره اي كه در مدرسه حقاني (شهيدين) در كنار شهيدان بزرگواري چون آيت الله بهشتي و قدوسي تلمذ كردم و در محضر پر فيض اين استادان و حضرات بسياري ديگر بهره مند شدم.... درس خارج فقه را در محضر آيت الله حائري خواندم.
همچنين به درس اسفار (جلد سوم) بحث حركت مرحوم استاد شهيد مرتضي مطهري مي رفتم كه بسيار درس پربركتي بود و از كلاس هاي ويژه آيت الله بهشتي هم بهره مند شدم.»
پيروزي انقلاب و به ثمر نشستن مجاهدت ها و مرارت ها نه تنها چيزي از تعهد و تحرك او نكاست، بلكه فعاليت و تلاش او را دوچندان كرد. نمايندگي مجلس شوراي اسلامي و سرپرستي مؤسسه كيهان از جمله شاخص ترين مسئوليت ها و فعاليت هاي او بود.
اما اين حجم از مسئوليت سياسي و اجتماعي كه او بر دوش مي كشيد، باعث نشد از توجه به زندگي فردي و خانوادگي خود غافل شود. او پيش از آنكه صحنه جامعه را سكويي براي اوج گرفتن و تكامل ببيند، كانون مقدس خانواده را معراجي آسماني يافته بود و در اين راه روشن به آسماني ترين زوج عالم اقتدا كرده بود، چنانچه خود در اين مورد مي گويد:
«... از همان ابتدا چون در كارهاي تربيتي و فرهنگي فعاليت مي كردم يك سري از معيارها برايم مطرح بود مي توان گفت اين معيارها را بيشتر از معارف پربركت ائمه اطهار و اسلام گرفته بودم. يك داستاني را در زندگي امام علي بن ابيطالب(ع) خوانده بودم كه هميشه براي من بسيار مهم بود... و آن اين بود كه وقتي امام علي(ع) ازدواج كردند اولين سؤالي كه رسول خدا(ص) از علي(ع) كرد اين بود كه زهرا را چگونه زني يافتي؟ و علي عرضه داشت: (نعم العون في طاعه الله) زهرا را خوب ياوري در راه خدا يافتم. اين نشان مي دهد بزرگترين هدف و آرزو براي حضرت علي تلاش در راه خدا و تحقق آرمان هاي الهي بوده كه همه چيز را در اين ارتباط تفسير و معنا مي كرده است... نكته جالب تر اين كه زماني كه پيامبر اكرم به حضرت فاطمه فرمود: تو علي را چگونه مردي يافتي او در جواب عرض كرد: (نعم البعل) علي را خوب شوهري يافتم... علي در مردانگي و در همت، حميت، غيرت و توجه به خانواده و زندگي چيزي كم نداشت... اين داستان هميشه تأثير ويژه خودش را در زندگي و در روح و دل من بجاي گذاشت يعني معيارهايي كه حضرت علي و حضرت زهرا براي هر يك از مرد و زن ارايه مي دهند.»
و براي آنكه خاشعانه سر بر آستان اهل بيت مي سايد، چه سرنوشتي مي توان انتظار داشت جز ستارگي.
و تو مپندار كه شب هاي كوير را اجرام آسماني چنين زيبا كرده اند. راه هاي آسمان را با اين ستاره ها مي توان يافت.
در طف شنيده اي كه علي اكبر حسين
از تركتاز لشكر اعدا كفن نداشت
سر داشت ليكن از بدن خون طپان جدا
تن داشت گر ز جور عدو پيرهن نداشت
ايدر يكي به ماتم «سيدحسن» نگر
كايدون غمي زمانه ز عهد كهن نداشت
آن بي كفن نداشت سر اندرسنان تن
وين بي سركفن به سنان مانده تن نداشت¤
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
¤ استاد علي معلم دامغاني

سلام بر ستاره هاي هويزه

محمد صرفي

تا امروز هويزه قطعه اي خاكي بود در كنار هزاران مختصات جغرافيايي ديگر، مانند كربلا پيش از سال 61 هجري كه جز بياباني تف ديده نبود. اما هر مكاني را موعدي است. بايد حسين(ع) و عاشورا به يكديگر بپيوندند تا آن بيابان سوزان، دشت «كرب» و «بلا» شود.
و هويزه نيز از ازل تا شانزدهم دي ماه يك هزار و سيصد و پنجاه و نه خورشيدي، در انتظار عاشورا و حسين خود بود تا به كربلا اقتدا كند. حماسه حسين علم الهدي و ياران قليلش در دشت هويزه، بار ديگر اين اصل تاريخي عاشقان و منتظران شهادت را به اثبات رساند كه؛ كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا.
پرچمدار قافله بسيجيان در كلامي مي فرمايند: »با اين ستاره ها (شهدا) مي توان راه را پيدا كرد«، و امروز، روز ستاره هاي درخشان هويزه است.
همانطور كه گذشت 14 قرن از داستان خونبار كربلا، آن را كهنه و تاريخي نكرده و خون آن مردان حق، سرمشق آزادي خواهان و عدالت طلبان تاريخ شده است، حماسه هويزه و ستارگانش نيز مي توانند چراغي باشند فرا راه جويندگاني كه در بيابان سرگشتگي مدرنيته به دنبال جرعه اي حقيقت ناب هستند، و در كهكشان نوراني هويزه، كدامين ستاره آشناتر از حسين علم الهدي!
گفتن از مرام حسين در اين چند سطر، همچون كشيدن آب دريا با پياله اي است اما چه باك، كه بايد به قدر تشنگي كشيد و به جان نوشيد.
آن روزها كه شيپور جنگ تازه نواخته شده بود، حسين در سپاه اهواز روزانه تعداد زيادي از رزمندگان را سر و سامان داده و به خطوط مورد نياز اعزام مي كرد كه كاري طاقت فرسا و پرمشغله بود اما در عين حال روزي يك ساعت به راديو اهواز رفته و سيره پيامبر اكرم(ص) را در جنگ ها و غزوات صدر اسلام با زباني گيرا و دلنشين مرور و تفسير مي كرد چرا كه معتقد بود ايران روزهاي عاشورايي خود را طي مي كند و از همين رو بود كه در نخستين برنامه خود گفت؛ « امروز يكي از بزرگترين رحمتهاي خدا است كه ما مي توانيم به خوبي ببينيم صحنه هاي نبرد پيامبر و يارانش را امروز ملت ما، رزمندگان ما، پاسداران عزيز و انقلابي ما در ميدان نبرد به راحتي مي توانند پيوند برقرار كنند، مي توانند صحنه هاي پيكار پيامبر و يارانش را با كفار و مشركين در ذهن مجسم كنند و اين تكرار عظيمي است كه مسئوليتش بدوش ماست، ما بار ديگر مي خواهيم حماسه هاي پيامبر را زنده كنيم. در تاريخ انسانيت امروز مناسبترين شرايط براي احياء كردن اين حماسه ها وجود دارد. مسئوليت بزرگي كه بر دوش داريم اين است كه بار ديگر خداوند اين موقعيت را به ما داد تا ابوذرها و تا عمار ياسرها و بلال حبشي ها و اين چهره هاي درخشان مكتب را به صحنه زمان بياوريم تا با صبر خودمان در ميدان جهاد و با مقاومت خودمان در مقابل دشمن و با ياد خدا و نيايش به درگاه او خاطرات شگفت انگيز مسلمانان راستين صدراسلام را زنده كنيم با ياران پيامبر كه مي گفتند « ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا في امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين« هم زمزمه شويم، اين دعا و اين نيايشهاي ياران پيامبر(ص) را بار ديگر در ميدان نبرد تكرار بكنيم.»
براي صدها نوجوان و جوان كلاس هاي تاريخ و نهج البلاغه مي گذاشت و حتي در روزهاي گرم خوزستان و با زبان روزه نيز كلاس هايش را تعطيل نمي كرد.
اين روزها مدعيان فعاليت هاي فرهنگي از كمبود بودجه و امكانات و ناهمراهي ارگان هاي دولتي مي نالند، اما حسين در تمام فعاليت هاي فرهنگي خود سعي داشت تا جايي كه مقدور است از امكانات ارگان هاي دولتي استفاده نكند. پس از مدت ها يك موتور گازي خريده بود با آن خود را از اين كلاس به آن ديگري مي رساند.
وقتي فرمانده سپاه هويزه شد، ارتباطي عميق با عشاير و مردم بومي منطقه هويزه و سوسنگرد برقرار كرد و آنقدر به اين در و آن در زد تا بالاخره موفق شد آرزوي آنها را برآورده كند؛ ديدار با حضرت امام.
قطعنامه بيعت عشاير با امام را هم خودش نوشت اما داد كس ديگري بخواند. وقتي شب، تلويزيون ديدار را پخش كرد، همه در قاب بودند جز حسين و وقتي از او سؤال مي شود كه چرا خودت قطعنامه را نخواندي و صحبت نكردي... مي گويد: « اگر در صفحه تلويزيون مي افتادم ممكن بود شيطان بر من چيره شود و نيت من خالصانه و براي خدا نباشد...»
برادرش نقل مي كند كه در نيمه شبي حسين از فرط خستگي روي كتاب خم شده و خوابيده بود.من يك آن چراغ را خاموش كردم. بلافاصله حسين برخاست و چراغ را روشن كرده ، به مطالعه خود ادامه داد به من گفت :« وقتي انسان امتحان سختي دارد مگر نبايد شب تا صبح مطالعه كند؟ چرا! خوب من هم هر روز امتحان دارم و خداوند هر ساعت ممكن است ما را آزمايش كند...»
در كنار تمام اين فعاليت ها، برخي شب ها نيز با ياران همراه شده و به دشمن شبيخون مي زد.
و بالاخره روز موعود فرا رسيد و حسين و يارانش به حسين(ع) اقتدا كردند و تو گويي تاريخ در حال تكرار بود. اين سوي ميدان حسين بود با ياراني اندك، لباني تشنه و دستاني خالي و آن سوي ميدان دريايي پولادين از تانك و ديگر چه حاجت به روايت و روضه است برادر!
ماه ها بعد وقتي پيكرهاي قطعه قطعه شان را يافتند، حسين از روي قرآن اهدايي حضرت امام(ره) كه مزين به خط مباركشان بود، شناسايي شد.
سلام بر پيكرهايي كه زير آفتاب هويزه ستاره شدند.

كدام شهيد؟!

محمد صرفي
نگاهي به اين تيترها بيندازيد؛
وال استريت ژورنال: موسوي براي شهادت آمده است
صداي آمريكا: رهبر اپوزيسيون ايران از مرگ براي اصلاحات ترسي ندارد
فيلادلفيا اينكوارر: موسوي از شهادت نمي ترسد
شبكه اي بي سي: موسوي براي مردن در راه هدفش آماده است
تايمز: موسوي: از شهادت نمي ترسم
واشنگتن پست: موسوي از مرگ نمي ترسد
تلگراف: ميرحسين موسوي براي شهادت در راه جنگ با رژيم آماده است
فايننشال تايمز: رئيس اپوزيسيون ايران آماده شهادت است
اينها مشتي بود از صدها تيتر روزنامه و شبكه و خبرگزاري هاي بين المللي در مورد آخرين بيانيه مردي كه قرار بود ادبش به از دولتش باشد.
اگر از قهرمان سازي هاي پوشالي و اسطوره تراشي هاي توخالي كه سنت هميشگي دستگاه پر سر و صداي استكبار بوده بگذريم، به راستي دنيا را چه شده است كه شيپور شركت هاي چند مليتي و كارتل هاي نفتي و تسليحاتي فرياد شهادت و شهامت سر مي دهند؟ ما در كدامين روزگار هبوط كرده ايم؟
جناب موسوي! از شهادت طلبي ات كه بگذريم مدعي شده اي هويت نقابداران سبزت ملي و اسلامي و ضدبيگانه و وفادار به قانون اساسي است. كاش بودي و بوديد.
آقاي موسوي! شمايي كه خود را نخست وزير امام(ره) و دوران جنگ مي داني، بايد بهتر از امثال ما تاريخ جنگ و فراز و نشيب هايش را بشناسي. يادت هست آن ايامي كه چند نفر از فرماندهان رده بالاي سپاه كه يكي دو فرمانده لشكر هم در ميانشان بود، با فرمانده وقت سپاه- كه آن روزها برادر محسنش مي خواندند- درباره نحوه اداره جنگ و برخي عمليات ها اختلاف نظرهاي جدي پيدا كردند، بحث ها به جايي نرسيد و كارد به استخوانشان رسيد. نامشان كه در خاطرت هست، يا فراموش كرده اي؟
وقتي كار به اينجا رسيد لباس سبز و مقدس سپاه را درآوردند. مي توانستند خيلي كارها كنند. بروند گوشه اي بنشينند و نق بزنند و هر از گاهي بيانيه بدهند. اگر آن روزها فيس بوك و تويتر نبود، بي بي سي و راديو بغداد بود و چقدر تشنه بودند كه صدايي حاكي از تفرقه بشنوند و پژواكش دهند. اگر فراموش كرده اي- كه نسيان از عوارض كبر سن است- بگذار بگويم كه چه كردند. لباس سبز درآوردند و لباس خاكي پوشيدند، گمنام گمنام. رفتند و در عملياتي شركت كردند كه با طرحش مشكل داشتند. مي داني چرا؟ چون براستي ملي و اسلامي و ضدبيگانه و وفادار به قانون اساسي بودند و اهل ادعا نبودند. آنان شهيد شدند و امروز از تمام فرماندهان جنگ گمنام ترند. اما اگر با چشم دل بنگري نامدارتر كه در اين عرصه گمنامي فضيلت است. آنها هيچوقت تيتر يك كيهان و اطلاعات و جمهوري اسلامي نشدند تا چه رسد به واشنگتن پست و تلگراف و بي بي سي.
اما روشن ترين جواب را يك شهيد به تو داده است، سال ها قبل. مگر نه اينكه ميدان جنگ نرم است پس بايد عرصه را به مردانش واگذاشت و در اين ميان چه كسي لايق تر از سيدشهيدان اهل قلم.
روزگار آميختن حق و باطل و وارونگي هاست و تنها قلم سيد مرتضي است كه مي تواند چون شمشيري فرقان حق و باطل باشد. فرياد آن روز آويني از وارونگي مفهوم عرفان، بهترين فرياد براي امروز و تلاش براي قلب شهادت است. آنجا كه در مقاله «كدام عرفان؟» مي نويسد:«اين روزگار اصلاً روزگار وارونگي انسان هاست و به مقتضاي اين وارونگي، نه عجب اگر كلمات هم وارونه شوند و اصطلاحاً بر مفاهيمي دلالت كنند كه متضاد و متناقض با معاني حقيقي آنهاست! لفظ عرفان را هم مثل بسياري ديگر از الفاظ- علم، آزادي، عقل، سياست و...- از معنا تهي كردند و در پوسته ظاهري آن هر آنچه خواستند ريختند و كسي هم نتوانست دم برآورد... و چيزي نگذشت كه ديديم دجال به لباس حق درآمد و سامري خود را در پس نقاب موسي پنهان داشت...
«رنه گنون» در كتاب «سيطره كميت و علائم آخر زمان» مي گويد: شايد بتوان گفت كه «وارونگي»... مرتبه آخر سير تكامل انحراف است، به عبارت ديگر، انحراف تام دست آخر «وارونگي» را با خود مي آورد؛ در وضع كنوني امور هر چند نمي توان گفت كه «وارونگي» به آخرين حد رسيده است، لكن از هم اكنون در همه اموري كه «تزوير» يا «تقليد مضحك» به شمار مي رود... علائمي از آن كاملاً نمايان است... كلمه «شيطاني» در حقيقت دقيقاً به همه اموري كه شامل انكار و وارونه ساختن نظم است اطلاق مي شود و اين بدون كم ترين ترديد درست آن چيزي است كه ما آثار آن را در پيرامون خود مشاهده مي كنيم.
اصولاً مثل اين است كه، بگوييم كه شيطان به شيوه خاص خود تقليد مي كند، يعني هر چيز، حتي آن چيزي را كه مايل است با آن به مقابله برخيزد طوري دگرگون و قلب مي كند كه بتواند آن را به خدمت اهداف خود درآورد...
با اين ترتيب، شيطان در برابر تمامي اموري كه به ساحت قدس بازمي گردد و با روحانيت و عرفان سر و كار دارد، معادلي دروغين مي سازد و آن را در پس نقاب تزوير و تقليد پنهان مي دارد. پس در برابر نظام حقيقي عالم دنياي وارونه اي نيز پديد مي آيد كه با نظام حق «تناظر معكوس» دارد و بر اين اساس بايد توقع داشت كه در برابر همه مظاهر حق، مظاهري شيطاني نيز به صورت وارونه و معكوس وجود داشته باشد: ساحران در برابر انبيا، سامري در برابر موسي(ع)، دجال در برابر حضرت حجت(ع)، اسلام آمريكايي در برابر اسلام ناب محمدي(ص) و بالاخره روحانيت و عرفان معكوس در برابر روحانيت و عرفان حقيقي.»
روزگار غريبي است برادر! ببين كدامين حلقوم ها دم از شهادت مي زنند. عافيت طلبي و شهادت طلبي؟! گمان نمي كنم در دوران هشت سال جنگ از دل سبك هايي چون سوررئاليسم، رمانتيسم و هزار و يك ايسم ديگر و خانه هاي چند هزار متري شهيدي بيرون آمده باشد.
آذري ها ضرب المثل جالبي دارند؛ هر كس پدرش را كور كرد، كوراغلي نمي شود. آورده اند در يكي از جنگ هاي صدر اسلام، پيامبر اكرم(ص) در مورد فردي كه به قصد به دست آوردن غنيمت(الاغي چالاك) شركت كرده بود و در حين درگيري كشته شد، فرمودند: هذا قتيل في سبيل حمار (اين شهيد راه حمار است)!
اگر قرن ها قبل، دست غيب به سينه مدعيان نامحرمي مي زند كه قصد ورود به تماشاگه راز داشتند، امروز مدعيان معبر تنگ شهادت تيپا مي خورند كه حكايت عرصه سيمرغ است و وزوز مگس.

نان كلانتر و هليم حاج عباس

نقدي بر يادداشت ابراهيم يزدي در اعتماد ملي

                                                     نان كلانتر و هليم حاج عباس

محمد صرفي
آقاي ابراهيم يزدي در يادداشتي در صفحه اول روزنامه اعتماد ملي- 20/4/1388- با عنوان «دهمين انتخابات و جمهوري چهارم» به مسائل انتخابات و پيامدهاي آن- البته از منظر خود- پرداخته كه از چند جهت جاي نقد و تأمل دارد.
1- اولين نقد جدي به يادداشت مذكور پارادوكس هاي فراواني است كه در آن ديده مي شود. پارادوكس هايي كه از قلم نويسنده اي مانند ايشان با اين همه ادعاي روشنفكري و سياست داني بسيار جاي تعجب و تأمل دارد. آقاي يزدي در اغلب سطور يادداشت خود نظام جمهوري اسلامي را به بي انصافي، عدم برگزاري انتخابات به صورت رقابتي و سالم و از اين دست اتهامات، متهم مي كند اما به شكل ناشيانه اي در چند جا خود، اساس ادعاهاي خود را زير سؤال مي برد.

ادامه نوشته

اسرار جنگ در لوله كشي!

محمد صرفي
هفته گذشته در همين صفحه مطلبي با عنوان «محسن چريك؛ مجاهد گمنام» منتشر شد. اين مطلب كوتاه، گوشه هايي از زندگي پرماجراي شهيد «سعيد گلاب بخش» را در برابر خوانندگان قرارداد.
در مورد اين شخصيت عجيب و قابل تامل به جز اين مطلب تنها يك يادداشت ديگر با حجمي حدود 300 واژه وجود دارد. بسيار جاي تأسف است كه در مورد چنين سوژه بكري در صندوقچه فرهنگ مقاومت ما تنها دو يادداشت كوتاه داريم.
اما موضوع اين نوشتار فقر ادبي و اسنادي ما نسبت به «محسن چريك» نيست، چه بسيار محسن چريك هايي كه در كنج غفلت مسئولين و متوليان فرهنگي ما فراموش شده اند.
نمونه ديگر آن شهيد «امير رفيعي» است. جواني كه آخرين مدافع خرمشهر است و وقتي آخرين مدافعان مجبور به ترك شهر شدند با پاي مجروح و تفنگ «ام - يك» خود ايستاد تا ديگران نجات يابند.
كماندوهاي عراقي فقط هنگامي كه گلوله هاي امير تمام شد توانستند او را اسير كنند. همان شب تلويزيون عراق نشان داد كه آخرين مدافع مجروح شهر را با كتكي مفصل به پشت ساختمان فرمانداري بردند و حالا كه 28 سال از آن ماجرا مي گذرد ، هنوز كسي نمي داند چه بر سر آخرين مدافع شهر آمد.
جواناني كه خيلي هايشان براي اولين بار اسلحه به دست گرفته بودند، 34 روز سه لشگر تا دندان مسلح دشمن را زمينگير كردند و با اين اوصاف حدس اينكه چه بلايي بر سر آخرين مدافع شهر آمده باشد، خيلي هم مشكل نيست.
حال گمان مي كنيد تمام دارايي ما از اين مدافع و ماجراي تراژيك او چند واژه، عكس، مصاحبه، كتاب، داستان يا فيلم است؟ تنها حدود 50 واژه و ديگر هيچ!50 واژه در پايان يك كتاب كه به گفته برخي از دوستان امير، خالي از اشتباه هم نيست. مي دانم، مي دانم كه اين حرف ها معجزه نمي كنند و خواب مسئولين فرهنگي ما سنگين تر از آن است كه با اين چيزها به خود آيند. نمي خواهم خداي ناكرده جايگاه و شأن فرماندهان جنگ را ناديده بگيرم اما به قول يكي از بچه هاي دست به قلم لشگر 27، بعضي ها آنقدر راجع به جنگ حرف زده اند كه ديگر حتي اگر آنها را بتكاني هم چيز جديدي براي گفتن ندارند.
جنگ ما جنگي ناشناخته و گمنام است و اين يك شعار نيست. اغلب رسانه ها و مطبوعات ما سالي چند بار به بهانه مناسبت هاي مختلف سراغ جنگ مي روند. آن هم از دريچه هاي تكرار و به قول معروف با زبان روابط عمومي ها!
همان آدم هاي هميشگي مي آيند و همان حرف هاي هميشگي را مي زنند تا ياد و خاطره هشت سال دفاع مقدس را گرامي داشته باشند!
بنياد حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس، بنياد امور ايثارگران و جانبازان، سپاه پاسداران، ارتش، صدا و سيما و چندين وچند نهاد ديگري كه مستقيم و غير مستقيم مسئول و متولي رسمي فرهنگ دفاع مقدس هستيد، اسرار واقعي جنگ در جملات شمرده آدم هاي معروف و اتو كشيده نيست.
اسرار جنگ در سينه آن فرمانده گرداني است كه اينك در ميدان خراسان مغازه لوله كشي دارد، در سينه مردي است كه تنها در يك شب 10 گلوله خورد و حال كارمند گمنام شهرداري است و آن فرمانده قدري كه اينك در اصفهان به كارگري مشغول است! اين آدم ها درجه و مسئوليتي ندارند تا كسي حرف هايشان را ثبت كند و اين مسئوليت تاريخي و خطير ماست.
صندوقچه هاي اسرار و ناگفته هاي جنگ اندك اندك در حال محو شدن هستند. هر چه زمان مي گذرد استخراج آنها سخت تر و در آينده اي نه چندان دور بي شك محال مي شود. هميشه براي يافتن يك رزمنده، جانباز يا آزاده فرصت نيست.
آغوش اين صفحه با تمام كاستي هاي بصري و محتوايي خود به روي آنهايي كه حرفي براي گفتن دارند، باز است. اين صفحه سياه و سفيد كه تنها هفته اي يكبار منتشر شده و بعضي اوقات تا كمر و گاهي تا فرق سر اسير آگهي هاي تبليغاتي مي شود، معجزه نمي كند اما ده ها سال ديگر چون بركه اي كوچك در برهوت، كام تشنگان حقيقت را اندكي سيراب خواهد كرد.