مهاجراني ، شاگرد مكتب ماكياولي پيش به سوي فتنه
قسمت سوم- روح الله امين آبادي
دستگيري مهاجراني به علت عدم پرداخت نفقه:
مرداد ماه سال 83 خبري در رسانه ها منتشر شد كه اين بار وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي سابق را از منظري ديگر سوژه قرار داده بود.
رسانه
ها از دستگيري مهاجراني به دليل شكايت زني به نام مهسا يوسفي خبر دادند.
اين زن مدعي شده بود كه زن مهاجراني بوده و نفقه وي توسط شوهرش تا به حال
پرداخت نشده است.
علي رغم انكارهاي اوليه توسط مهاجراني و جميله كديور
همسر اول وي و اعلام اين كه بازداشت مهاجراني به دلايل سياسي بوده موضوع به
زودي آشكارتر شد.
مهسا يوسفي در نامه مورخ 10/5/83 كه در روزنامه شرق
به چاپ رسيده است خطاب به خانم جميله كديور نوشته بود كه آقاي مهاجراني را
همسر خود دانسته و به هيچ وجه قصد اذيت و آزار وي را ندارد بلكه از اين كه
ناچارا به شكايت وي آقاي مهاجراني بازداشت شده اند ناراحت و معذب شده است.
اين
زن جوان به بازپرس رسيدگي كننده گلايه كرده بود كه قرار يكصدميليون
توماني، قرار كافي نبوده چرا كه مهريه ايشان تقريبا يك ميليارد تومان ارزش
گذاري مي گردد.
با اين حال بعدا مشخص شد كه مهاجراني سال قبل از دستگيري با زن ديگري به نام ولي زاده نيز ازدواج كرده بود.
با
رو شدن حضور زن سوم مهاجراني و اين كه وي نيز طالب نفقه است و فراتر از آن
انتشار خبري مبني بر اين كه مهاجراني تاكنون 6 زن را به عقد خود درآورده
است وزير ارشاد سابق رفتن به انگليس و يا به عبارتي دقيق تر فرار را بر
قرار ترجيح داده و به انگليس عزيمت كرد.
نيك آهنگ كوثر كاريكاتوريست اصلاح طلب و ضدانقلاب فراري در وصف مهاجراني مي نويسد:
«خيانت
شاخ و دم ندارد. مهاجراني بارها به كسان خود خيانت كرده است. اينكه خواسته
در راس هرم بماند، و به هر قيمتي، نكته مثبتي نيست كه بخواهيم از آن دفاع
كنيم. خيانت، خيانت است. خيانت به زن، فرزند، دوست، اطرافيان و زيردستان
ظاهرا امر نكوهيده اي است! به اعتقاد من، كسي كه به كسان خود خيانت مي كند،
ملت را بي بهره نمي گذارد. كسي كه به همسر خود بدقولي مي كند و دوست خود
را سركار مي گذارد، با مردمي كه نمي شناسد چه خواهد كرد؟»
انتخابات رياست جمهوري و حمايت از كروبي:
مهاجراني
در انتخابات رياست جمهوري در زمره حاميان كروبي قرار داشت. حلقه اي كه در
آن اشخاصي مانند سروش، عبدي، ابطحي، كرباسچي و بسياري از روشنفكران،
بازرگانان و صوفي مشربان ريز و درشت جاگرفته بودند.
مهدي كروبي طي حكمي مهاجراني را به عنوان مشاور خود در امور مسائل و مشكلات ايرانيان خارج از كشور منصوب كرده بود.
با
پايان انتخابات و قرار گرفتن كانديداي مورد حمايت اين حلقه در رتبه پنجم و
بعد از آراي باطله مهاجراني كه احساس حقارت مي كرد در رسانه هاي خارجي از
جمله بي بي سي فارسي بر طبل تقلب در انتخابات كوبيد. مهاجراني در مدت
اقامتش در انگليس براي رسانه هاي ضدايراني همچون «الشرق الوسط» نيز مطلب مي
نويسد و برخي عقايد ضد ديني اش را كه در ايران اجازه شكوفايي پيدا نكرده،
در اين رسانه ها مطرح مي كند.
مهاجراني كه اينك نه دلي خوش در غربت و نه
رويي در وطن دارد دوستاني به سان خود خائن به وطن گرد خود جمع كرده است كه
شايد روزگاري تصور هم نمي شد اين اشخاص و گروه ها با هم و در زير يك چتر
جمع شوند.
عطاءالله مهاجراني در كنار تعدادي از ضدانقلابيون نظير نوشابه
اميري، مهرانگيز كار، فرخ نگهدار شهريورماه امسال هزارمين روز تأسيس سايت
ضدانقلابي روز آنلاين را گرامي داشته بود.
وزير ارشاد دولت خاتمي در تجليل از سايت ضدانقلابي روز آنلاين نوشته است:
«روز»
هم در اين زمان عسرت كوشيده است تا چراغ خبر و آگاهي را فروزان نگاهدارد.
بديهي است كه ناسزا هم بسيار شنيده است. اما شماره هزارم مي گويد «روز» در
كنار ملت ايران در برابر استبداد و بربريت ايستاده است.»
مهاجراني در
شرايطي زبان به تحسين و تجليل سايت روز آنلاين مي گشايد كه پيش از اين سايت
خبري بي بي سي در مورد منبع مالي وب سايت ضدانقلابي «روز آنلاين» تأكيد
كرده بود: وب سايت «روز آنلاين» با حمايت مالي برخي مؤسسات هلندي اداره مي
شود.
به نوشته بي بي سي روز آنلاين را عده اي از روزنامه نگاران ايراني مقيم خارج از ايران اداره مي كنند.
گفتني است دختر ديك چني معاون جرج بوش از سال 2006 به نمايندگي از سازمان
اطلاعات و امنيت آمريكا - CIA - مركزي را براي هماهنگي ضد انقلابيون فراري
در هلند داير كرده است. بودجه اين مركز به اعتراف راديو فردا از سوي
سازمان CIA تامين مي شود.
در حال حاضر نيز هوشنگ اسدي، جاسوس نفوذي
ساواك درحزب توده كه پس از انقلاب به جرم جاسوسي براي ساواك و همكاري با
«حزب توده ايران» دستگير شد. به همراه همسرش «نوشابه اميري» عضو شوراي
سردبيري سايت «روز آنلاين» بوده و از همكاران انجمن امنيتي «گويا» هستند.
اسدي پيش از فرار به خارج كشور با نام مستعار «بهار ايراني» سردبيري
ماهنامه توقيف شده «گزارش فيلم» را برعهده داشت. هوشنگ اسدي در شرايطي عضو
شوراي سردبيري روزآنلاين است كه سوابق همكاري هاي چند جاذبه با سرويس هاي
امنيتي خارجي چون «ك - گ -ب»، MI5 و ساواك را درپرونده خود به ثبت رسانده
است.
مهاجراني در جريان اهانت به تصوير امام خميني (ره) در روز 16 آذر
با درج مقاله اي با عنوان «عكس امام خميني» در وبلاگ شخصي خود ادعاي عجيبي
را مطرح كرد.
مهاجراني در اين نوشته مدعي شده بود كه در 20 سال گذشته سران معترضين از قدرت كنار گذاشته شده اند.
وي به صورت مشخص از هاشمي رفسنجاني، كروبي و ميرحسين موسوي نام برده بود.
«در
اين سال ها به روشني شاهد بوده ايم كه مهمترين ميراث امام خميني يعني
جمهوري اسلامي تبديل به يك نظام حكومتي يكه سالار استبدادي شده است...
ياران امام در اين دو دهه اخير از صحنه مديريت كشور حذف شده اند. ميرحسين
موسوي و كروبي و خاتمي و هاشمي رفسنجاني نسبت نزديكتري با امام داشتند تا
اين نو رسيدگاني كه به رويش هاي بي ريشه انقلاب معروفند.»
وي نمي گويد
اكثر كساني كه به عنوان حذف شدگان از صحنه مديريت جامعه در دو دهه گذشته
مطرح شده اند كساني هستند كه در مصادر كليدي نظام بوده و مسئوليت داشتند.
مهدي كروبي نزديك هشت سال رئيس مجلس شوراي اسلامي بود، هاشمي رفسنجاني
مصادري چون رياست جمهوري به مدت 8 سال و همزمان با رياست مجمع تشخيص مصلحت
نظام اكنون رياست مجلس خبرگان رهبري را برعهده دارند و ميرحسين موسوي نيز
به مدت 20 سال احساس وظيفه اي نكرده بودند كه وارد عرصه شوند. خود مهاجراني
در اين 20 سال كليدي ترين مناصب حكومتي را برعهده داشته است. از معاون
پارلماني رئيس جمهور تا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و زماني كه طعم شير
دراز گوش برمذاق ظريف وي تندي كرد عالم سياست را مدتي و آن هم بالاجبار رها
كرد تا امروز و بعد از آني كه نفسي در پناه استعمار پير انگليس تازه كرده
است وارد عرصه شود و آن كند كه ديگران نكردند!
در شرايطي كه معترضان به
نتيجه انتخابات از هر تلاشي مضايقه نمي كردند تا از نام و ياد امام خميني
براي پيشبرد اهداف شوم خودبهره جويند زيرپرچم آنان شعار «مرگ بر اصل ولايت
فقيه» سر داده شد و به تصوير امام خميني اهانت روا داشته شد و درروز عاشورا
ساحت مقدس امام حسين (ع) نيز ورد اهانت قرار گرفته و قرآن در آتش كينه
فتنه گران سوخت.
عادي سازي نوكري آمريكا
مهاجراني كه در اوايل دهه 60
طرح مذاكره مستقيم با آمريكا را مطرح كرده بود در جريانات بعد انتخابات و
به همراه محسن كديور سايتي با نام جرس را راه اندازي كرد تا از طريق اين
سايت بتواند جنبش به اصطلاح سبز را از خارج رهبري كند.
اين شبكه علناً از وابستگي مدعيان آزاديخواهي و اصلاح طلبي به قدرت هاي غربي و ارتزاق از سوي آنها حمايت كرد.
«جرس»
كه توسط شبكه اي شامل مهاجراني، كديور، عبدالعلي بازرگان، برادران صدر و
چند روزنامه نگار زنجيره اي راه اندازي شده، درباره «رابطه اپوزيسيون با
دولت هاي غربي و آمريكا» نوشته بود: يكي از بحث انگيزترين مسائل، رابطه
فعالان سياسي با دولت هاي غربي به ويژه آمريكاست. پس از ديدار فعالان سياسي
با مقامات كشورهاي غربي، موج اعتراضات و شماتت ها برمي خيزد اما به دليل
واقعيت هاي سياسي، اين ديدارها ادامه يافته و اتهامات نيز مانع رشد اين
روابط نشده است.
اين سايت بارها مقالاتي معطوف به «عادي سازي نوكري آمريكا» را منتشر كرده است.
در
اين سايت آمده است: فعالان سياسي خارج از كشور دو طيف هستند. طيف اول
جماعتي آرمانگرا هستند بي آنكه به قدرت عملي و سياست واقعي براي جانشيني
حكومت بيانديشند. در نگاه آنها هرگونه تماس با دولت هاي خارجي مطرود بود.
اين جو چنان حاكم بود كه سلطنت طلب ها و بازماندگان حكومت پيشين را يكسره
نوكر دول بيگانه مي خواندند. طيف دوم دو دسته اند، يكي دولتمردان و
وابستگان به حكومت پهلوي كه از همان روزهاي اول انقلاب از كشور خارج شدند
ديگري، اصلاح طلباني كه اواخر دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي ترك وطن كردند
و بيشتر در آمريكا سكني گزيدند. طيف دوم برخلاف طيف اول عملگرا و واقع بين
بودند لذا به جاي قهر با قدرت هاي بيگانه به دنبال رابطه با آنها هستند و
صد البته اين لزوماً به معناي خودفروشي نيست... اين طيف نه تنها مراوده با
دولت ها را راه سياست عملي مي داند بلكه مي خواهد از اين طريق زندگي اش را
هم تامين كند]![ لذا اينان با آمدن به خارج، در صداي آمريكا يا تينك تانك
ها (مخازن فكري) مشغول كار شدند يا براي طرحي بودجه اي مي گيرند و بعد هم
چون مي خواهند به كنفرانس هاي مختلف بروند، مخارج سفرهايشان بايد تامين
شود. در اين مقاله همچنين آمده بود:درجه تمايل و همكاري با دول غربي نيز
متفاوت است. برخي همه تكيه عملشان اين روابط است و به شدت به دنبال برقراري
رابطه با مقامات غربي به ويژه دولتمردان آمريكا هستند و از آنجا كه همه
اميدشان به امكاناتي است كه اين دولتمردان در اختيارشان مي گذارند، لذا هر
دري را مي كوبند و معمولا بهترين رابطه را با نومحافظه كاران و اسرائيلي ها
دارند. اين افراد ميزان موفقيت خود را با درجه نزديك شدن به دولت غربي و
مورد توجه و مشاوره قرار گرفتن آنان مي سنجند، اما برخي از افراد طيف دوم
با احتياط و با حفظ استقلال نسبي ممكن با اين مقامات رابطه برقرار مي كنند و
مي كوشند كه كارگزار دول غربي نشوند و چون نمي خواهند انگ همكاري با دول
غربي، به ويژه آمريكا را بخورند، تا حد ممكن از افشاي اين ديدارها پرهيز مي
كنند.]![ بيشتر افراد طيف دوم بر آن هستند كه در عصر جهاني شدن روابط
تعريف شناخته شده پيشين از استقلال سنتي، ناكارا و غيرواقعي است!
گفتني
است طيفي از مدعيان اصلاح طلبي پس از در پيش گرفتن انواع افراط گري ها و
بازي در پروژه هاي دشمن به خارج از كشور رفته اند و در كشورهاي آمريكا و
انگليس و... اقامت گزيدند و علناً تحت حمايت دولت هاي استكباري قرار
گرفتند كه عناصري نظير مهاجراني، كديور، موسوي خوئيني، حقيقت جو، افشاري،
نبوي، گنجي، مخملباف و... از آن جمله اند.
سايت جرس فراتر از اين همه
مرزهاي بي وطني را در نورديده و در مقاله اي جنگ رواني سعودي-صهيونيستي
عليه جمهوري اسلامي در قالب ايران هراسي و شيعه هراسي را مورد حمايت قرار
داده و نسبت به نفوذ كشورمان در منطقه ابراز نگراني كرده بود!
اين شبكه در حوادث بعد از انتخابات به صورتي رياكارانه اين گونه وانمود مي كند كه گويا نگران است كه «جمهوري اسلامي به كجا مي رود؟»
مهاجراني دراين سايت تلاش مي كند كه هاشمي را به نفع جريان سبز اموي وارد منازعات كرده و از نمد آن كلاهي براي خويش ببافد.
اظهار
نگراني سايت وابسته به عطاء الله مهاجراني درباره مشروعيت نظام و تلاش
براي خرج كردن آقاي هاشمي به نفع فتنه سبز درحالي است كه شخص مهاجراني- هم
آن هنگام كه به مديحه و تملق گويي هاشمي مي پرداخت و هم آن زمان كه هاشمي
مورد ترور شخصيت افراطيون دوم خرداد قرار گرفت و او از هاشمي دفاع نكرد-
ثابت كرده نه اعتقادي به هاشمي دارد و نه باوري به جمهوريت و راي مردم و
اخلاق و انصاف.
روزگاري در همين كشور، آقاي مهاجراني خيزبلندي براي
تغيير قانون اساسي و تعطيلي انتخابات رياست جمهوري- به بهانه ادامه خدمات
آقاي هاشمي و در واقع براي ماندگاري شخص خود در دولت و قدرت- برداشت بي آن
كه بگويد تكليف جمهوريت و مشروعيت برآمده از آراي عمومي چه مي شود. در واقع
اگر تيم مهاجراني براي تعطيلي جمهوريت موفق مي شدند معلوم نبود جمهوري
اسلامي از كجا سردر مي آورد. پس از آن هم وي به شيوه منافقانه و مزورانه
معاويه عمل كرد و زماني كه آقاي هاشمي در اوج ترور شخصيت ناجوانمردانه
افراطيون مدعي دوم خرداد، نياز به حمايت داشت همين آقاي مهاجراني (وزير
ارشاد دولت خاتمي) نه حاضر شد جلوي تروريست هاي مطبوعاتي را بگيرد و نه
لااقل به رسم مروت و انصاف چند كلمه در روزنامه اطلاعات بنويسد و از هاشمي
حمايت كند.
او پس از آن از كشور خارج شد و آنجا كه بايد - لندن- اقامت
گزيد و تبديل به مستخدم نيمه رسمي شبكه رسانه اي كشوري شد كه علي الدوام در
خدمت ديكتاتوري قرار داشته و 57 سال ديكتاتوري پهلوي را به واسطه كودتا به
ملت ايران تحميل كرده است.مهاجراني كه به مناسبت هاي مختلف در رسانه هاي
خارجي از جمله بي بي سي فارسي حاضر شده و شور مي گيرد چندي پيش به مراجع
انتقاد كرده بود كه چرا از جنبش سبز حمايت نمي كنند.عطاء الله مهاجراني در
بي بي سي گفته بود:
«من گله دارم از علماي شيعه، اكنون جز آيت الله صانعي و آيت الله منتظري علماي ديگري نداريم كه از جنبش سبز حمايت كند.»
داريوش
سجادي يكي از عناصر اپوزيسيون مقيم آمريكا در پاسخ به مهاجراني مي
گويد:«بنده از فرصت استفاده مي كنم و از ايشان مي پرسم آيا علما اين قدر
گيج هستند؟ ميرزاي شيرازي با يك خط فتوا قرارداد رژي را كان لم يكن كرد اما
چه اتفاقي افتاده كه با فتواي آن دو آقا آب از آب تكان نمي خورد؟ چون كه
بدنه معترض اهل فتوا نيستند كه خود را معطل فتوا كرده باشند تا تكليف خود
را با حكومت روشن كنند. اينها نه نماز خوانده اند، نه وجوهات شرعي داده
اند. روحانيت شيعه مگر ديوانه است كه نفوذ كلام خود در اقشار مذهبي را پاي
كسي هزينه كند كه هنوز به قدرت نرسيده مي گويد (استقلال آزادي جمهوري
ايراني) و از الان زيرآب اسلام را مي زند.»
بسم رب النور