حافظان امنيت پرواز

اول دي ماه سالروز استقرار سربازان گمنام امام زمان(عج) سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در فرودگاه ها و برقراري امنيت پروازهاي غيرنظامي داخلي و خارجي كشور عزيزمان ايران مي باشد. لذا به همين مناسبت مطالبي را به طور اجمال و اختصار براي آشنايي خوانندگان عزيز ذكر مي كنيم.
تاريخچه امنيت پرواز در ايران
گارد امنيت پرواز از سال 1350 در ايران شروع به كار كرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي اين ماموريت توسط حراست شركتهاي هواپيمايي، يگان ويژه تكاوران و... انجام مي شد. از سال 1357 تا سال 1363 گارد امنيت پرواز در ايران نداشته ايم. ليكن با توجه به اينكه كشور در سالهاي نخستين پيروزي انقلاب اسلامي درگير مبارزه با ضد انقلاب و جنگ تحميلي بود، دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به منظور وارد آوردن فشار مضاعف بر نظام نوپاي ايران اسلامي اقدام به ربايش چندين فروند هواپيماي فاقد گارد امنيت پرواز كرده و باعث پايين آمدن ضريب امنيتي در پروازها به واسطه انجام مداخلات غيرقانوني شدند. بدين ترتيب و با توجه به وظيفه تصريح شده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در قانون اساسي مبني بر پاسداري و نگهباني از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن اين ماموريت حساس و خطير نيز با فرمان تاريخي حضرت امام خميني(ره) «مبني بر تشكيل سپاه حفاظت هواپيمايي» به سپاه محول گرديد.
پس از اينكه حضرت امام خميني(ره) دستور استقرار سپاه در فرودگاهها را صادر نموده، سپاه براي برقراري حفاظت از فرودگاه ها و امنيت پروازها وارد عمل شد. پس از گذشت چهار سال از صدور فرمان سال 63 حضرت امام خميني(ره) و بروز مشكلات و درخواست فرمانده محترم وقت سپاه، بار ديگر در اول ديماه سال 67 معظم له فرماني صادر كردند و در آن از زحمات ارزشمند سپاه در حراست از هواپيماها و برخورد با هواپيماربايان تشكر نمودند. اين روند پس از ارتحال معظم له و با تاييد و تاكيد مقام معظم رهبري ادامه يافت.
توان سپاه حفاظت هواپيمايي در برقراري امنيت پروازها
وجود 3 عامل ايمان، تخصص، و بهره گيري از تجهيزات نوين نظامي در كنار ساير اقدامات اطلاعاتي حفاظتي به لطف خداي متعال و عنايات حضرت بقيه الله(عج) و از جان گذشتگي، ايثار و شهادت طلبي برادران سپاه در طول مدت ماموريت سپاه حفاظت هواپيمايي سبب شده است، به رغم توطئه هاي عملي در ربايش هواپيما، هيچ يك از هواپيماربايي هاي انجام شده موفق نباشد. در حال حاضر ما از جمله كشورهايي هستيم كه ضريب آسيب پذيريمان به حداقل رسيده و امنيت خطوط هوايي جمهوري اسلامي ايران از چنان جايگاهي در جهان برخوردار است كه برخي از كشورها در دنيا به ما لقب گارد آهنين داده اند. اقدامات خرابكارانه و مداخله جويانه در بخش صنعت حمل و نقل هوايي، بعد از حضور سپاه در اين صنعت ده ها مورد بوده كه الحمدالله سپاه حفاظت هواپيمايي در برخورد با اين گونه تهديدات و مداخلات غيرقانوني 100 درصد موفق بوده و هيچ هواپيماربايي موفقي پس از حضور سپاه در ناوگان حمل و نقل هوايي انجام نشده است. بعد از حادثه 11 سپتامبر بسياري از كشورها كه اقدام به حذف گارد امنيت پرواز نموده بودند گارد امنيت پرواز خود را فعال كرده اند، برخي از كشورهاي دوست و برادر نيز خواستار انتقال تجارب ارزشمند گارد امنيت پرواز سپاه حفاظت هواپيمايي به نيروهاي خود بوده اند. البته با توجه به اينكه سپاه حفاظت هواپيمايي اطلاعات كاملي از بخش هاي مختلف صنعت حمل و نقل هوايي دارد، براي ارتقاي امنيت در صنعت حمل و نقل هوايي آمادگي برگزاري دوره هاي تخصصي براي كشورهاي مذكور را دارد.
شاخصهاي امنيتي در فرودگاههاي ايران در مقايسه با ديگر كشورهاي جهان
مهم ترين شاخصه هايي كه موجب عدم انجام هواپيماربايي موفق تاكنون در ايران و حادث نشدن مشكلات و مسائل امنيتي در فرودگاه هاي كشور شده به شرح ذيل بوده است:
1- توجه به ارزش هاي اخلاقي و معنوي و توكل به خدا 2- استفاده از نيروهاي مومن، ولايت مدار، متعهد، تحصيل كرده، آموزش ديده و جوان 3- احترام به قوانين و اجراي دقيق آنها 4- مسافر محوري و تكريم ارباب رجوع 5- استفاده از تجربيات كاركنان قديمي و بازنشسته 6- هماهنگي و همفكري با ديگر ارگانها و شركتهاي موجود در صنعت حمل و نقل هوايي از طريق شركت در جلسات و...
در بخش آموزش نيز كاركنان سپاه حفاظت هواپيمايي متناسب با نوع تهديدات، شيوه ها و شگردهاي عملياتي در دنيا آموزش هاي مقابله را به طور متناوب و مستمر طي نموده و از آخرين تاكتيك هاي عملياتي در پروازها بهره مي برند. به لحاظ آمادگي دفاعي نيز كاركنان امنيتي در رشته هاي رزمي كه در پروازها كاربرد دارد بهره گرفته و آمادگي جسماني قابل قبولي را دارا مي باشند.
استانداردسازي و بالا بردن كيفيت امنيت پرواز توسط سپاه حفاظت هواپيمايي
به جز دوره هاي عمومي پاسداري كه از سوي كليه كاركنان طي مي شود پس از حضور كاركنان در فرماندهي حفاظت هواپيمايي، دوره هاي تخصصي متناسب با نوع شغل امنيتي طي مي گردد. همچنين كاركنان حفاظت هواپيمايي به صورت دوره اي در دوره هاي تداوم آموزش شركت مي كنند و بازآموزي براي ايشان انجام مي شود. ميزان موفقيت كاركنان سپاه حفاظت هواپيمايي در ماموريت محوله، گوياي كيفيت آموزش هاي تخصصي مي باشد. در اين ميان انجام رزمايش هاي عملياتي حين پرواز، و نيز رزمايش هايي در گيت هاي بازرسي نيز به منظور حفظ و تقويت هوشياري كاركنان حفاظت هواپيمايي همواره در دستور كار قرار داشته است.
استفاده از تجهيزات در انجام فرآيند بازرسي هاي امنيتي در فرودگاههاي كشور
در برخي از كشورها، بازرسي بدني به گونه اي انجام مي شود كه مورد رضايت مسافران نيست، اما سپاه حفاظت هواپيمايي براساس آموزه هاي ديني تمام سعي خود را معطوف نموده تا ضمن اجراي دقيق و كامل امور مرتبط با ماموريت، رعايت تكريم مسافران محترم را بنمايد.
نتايج ارزيابي ايكائو از صنعت هوايي ايران
فعاليت هاي سپاه حفاظت هواپيمايي برابر اعلام ايكائو در سطح بالاي استانداردهاي بين المللي است، چرا كه همكاران و كاركنان شاغل در مجموعه سپاه حفاظت هواپيمايي با اعتقاد و عزم راستين و اعتقاد به خداوند متعال، خود را سرباز گمنام امام زمان(عج) و مقام معظم رهبري دانسته و هرگونه ضربه و خسارت جانبي را ايثار در راه خداوند تلقي مي كنند. آنان از نظر روحي آمادگي بسيار بالايي دارند و اين را يك عامل مهم در پيشگيري در كنار ساير عوامل ديگر كه شامل آمادگي جسماني-آموزش- به كارگيري تجهيزات نوين و روزآمد و... مي دانند.
¤ در پايان با ارج نهادن به مقام شامخ شهداي والامقام و جانبازان اين عرصه كه در حوادث و سوانح هوايي در كنار همكاران كرو و كاكپيت به درجه رفيع شهادت و يا جانبازي نائل گرديده اند بايد گفت:
با بهره گيري از منابع مالي و فضاهاي تحقيقاتي و افراد متعهد ضمن سياست گذاري مبني بر خواست و اراده ملي در خودكفايي در اين بخش، مي توان گامهاي موثري برداشت و آينده روشني را نويد داد.
پاسدار گمنام امنيت پرواز

بعدي (گفت و شنود)

گفت: سايت ضدانقلابي بالاترين خطاب به خاتمي نوشته است«شوربختانه بايد باور كنيم و باور كنيد كه جمهوري اسلامي به يك ابرقدرت منطقه اي تبديل شده است».
گفتم: خب! منظورش چيست؟
گفت: خطاب به خاتمي نوشته؛ رژيم ايران، هواپيماي بدون سرنشين و فوق مدرن آمريكا را تصاحب مي كند، در تحولات منطقه حرف اول را مي زند، ماهواره آمريكا را با تكنولوژي ليزري هدف قرار مي دهد، مدير گوگل در CNN به استعداد فوق العاده ايراني ها در جنگ سايبري اعتراف مي كند و...»
گفتم: بالاخره نگفتي منظورش چيست؟ و چرا اين حرف ها را خطاب به خاتمي زده است؟!
گفت: به خاتمي گفته؛ «خودت قضاوت كن و ببين ما جنبش سبزي ها در كجاي اين معادله قرار داريم كه براي حضور در انتخابات شرط تعيين مي كني؟ مگر نمي بيني كه رژيم به هيچكدام از ما محل نمي گذارد».
گفتم: حيوونكي راست ميگه! يارو رفت به مطب يك روانپزشك و گفت؛ آقاي دكتر! نمي دونم چرا هيچكس به من محل نمي ذاره؟! دكتر نگاهي بهش كرد و به منشي گفت؛ نفر بعدي!

نقض حقوق بشر يا خروش عليه دشمنان بشر (يادداشت روز)

بازي خطرناك آمريكا در راستاي استراتژي تركيبي عليه جمهوري اسلامي ايران مدتهاست در 3گانه «تهديد»، «تحريم» و «فشار» پيگيري مي شود.
نگاهي به صحنه مواجهه آمريكا با كشورمان در تمامي ماه هاي گذشته به وضوح اين خط را نشان مي دهد به خصوص آنكه در 3 ماهه آخر سال 2011 مثلث تهديدها، تحريم ها و فشارها بر ضد ايران را به سقف رسانده اند.
موضوع اين يادداشت اما بررسي هر سه ضلع اين استراتژي تركيبي نيست بلكه در ذيل مقوله «فشارها» تلاش مي كند گشوده شدن پرونده اي به نام حقوق بشر را مورد واكاوي قرار دهد.
پرونده اي كه از اواخر سال گذشته به عنوان يك اهرم فشار عليه ايران آنهم متمركزتر از گذشته و براي تامين هرچه بيشتر غرض ورزي هاي سياسي و عداوت هاي ديرينه، گستاخانه پيش كشيدند.
از همين روي؛ اگر دو روز پيش-19 دسامبر- مجمع عمومي سازمان ملل درباره وضعيت حقوق بشر كشورمان قطعنامه اي صادر كرد بايد آن را در پازل اهرم حقوق بشري ارزيابي كرد، چرا؟ در ادامه بخوانيد. ...

ادامه نوشته

چگونه اربابان قدرت مردم را به فلاكت مي كشانند ؟

                                   چگونه اربابان قدرت مردم را به فلاكت مي كشانند ؟
                                                 نابرابري در مركز ثروت جهان

مژگان نژند
اشاره
گزارش هاي متعدد درباره فقر در آمريكا، ميزان اندك دستمزدها، نابرابري درآمدها و تحركات اجتماعي اعتراض آميز تصويري از اين كشور ارائه مي دهند كه با افسانه رايج كاملا مغايرت دارد، افسانه اي كه آمريكا را سرزميني با موقعيت هاي اقتصادي نامحدود و سطح زندگي بسيار بالا جلوه گر مي سازد. آنچه در واقع امروز شاهد آنيم، به تنگ آمدن شهروندان از اقدامات واشنگتن و سياست هاي سياستمداران را به خوبي به نمايش مي گذارد. امروز، معترضان جامعه آمريكا، همان ها كه در زير لواي «ما 99درصد هستيم» به پا خاسته اند، در قالب قطبي تازه در زندگي سياسي اين كشور پديدار گرديده اند. همان 99درصدي كه برخلاف انتظار، 99درصد ثروت را در اختيار ندارند.
سايت اينترنتي «ورلد سوشليست» توجه همگان را به گزارش هايي معطوف مي دارد كه اين روزها بسيار مورد توجه قرار داشته، تهيه كنندگان آنها نه مخالفان نظام كاپيتاليسم آمريكايي، بلكه برخلاف تصور آژانس هاي دولت فدرال مانند «ديوان محاسبات» اين كشور، «اداره بودجه كنگره»، «اداره تأمين اجتماعي»، «اداره آمار» و «بانك مركزي نيويورك»اند، و همين امر است كه تابلو وضعيت آمريكاي سال 2011 را اسف بارتر از هميشه نشان مي دهد. حتي آژانس هاي تحت كنترل نمايندگان سياسي اربابان قدرت مالي نيز به ناچار اعتراف دارند كه شرايط زندگي اكثريت گسترده مردم آمريكا حقيقتاً فجيع و رقت بار است.

ادامه نوشته

كبابي (گفت و شنود)

گفت: «مايكل لدين» يكي از دست اندركاران فتنه 88 گفته است؛ تخصص سران جنبش سبز(!) سخنراني كردن است و براي مديريت تغيير در حكومت ديني ايران توانايي لازم را نداشته اند!
گفتم: آقا رو باش! دو من تنباكو سوخته، تازه مي پرسه؛ كي مرده؟!
گفت: مايكل لدين مي گويد؛ البته انتخاب آنها به عنوان سران جنبش به خاطر سابقه اي بود كه در رژيم ايران داشته اند.
گفتم: ولي در مسئوليت هاي قبلي خود در نظام جمهوري اسلامي ايران نيز، كاري از دستشان ساخته نبود.
گفت: چه عرض كنم؟!
گفتم: شخصي كه مغازه كبابي را رها كرده و بساز و بفروش شده بود بعد از مدتي ورشكسته شد. عده اي رفتند ببينند علت چيست؟ و ديدند يارو بعد از آن كه يك طبقه ساختمان را مي سازد به عادت دوران كبابي، تيرآهن ها را مثل سيخ كباب بيرون مي كشد!

اين ادعا و آن مأموريت ! (يادداشت روز)

رئيس دوره اي «شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات»! بي آن كه به تركيب اين شورا اشاره اي داشته باشد و يا درباره وزن شوراي ياد شده كه بعد از فتنه88 فقط پوسته اي بدون مغز از آن باقي مانده است سخني گفته و توضيحي بدهد، در مصاحبه با خبرگزاري ايلنا، اعلام كرد: «شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات تصميم گرفته است كه اصلاح طلبان در انتخابات شركت نكنند» اظهارات وي بلافاصله با مخالفت برخي از مدعيان اصلاحات روبرو شد كه نسبت به هويت شوراي مزبور ابراز ترديد كرده و آن را در جايگاهي نمي دانستند كه براي اصلاح طلبان تعيين تكليف كند. به عنوان مثال آقايان محمدرضا تابش نماينده فراكسيون اقليت و سخنگوي اين فراكسيون، خباز، كواكبيان و چند تن ديگر در اظهارنظرهاي مشابه در حالي كه از يكسو نمي خواستند صريحا به پوشالي بودن شوراي موسوم به «هماهنگي جبهه اصلاحات» اعتراف كنند و از سوي ديگر با اعلام نظر شوراي ياد شده به شدت مخالف بودند، سناريوي تحريم انتخابات را رد كرده و اعلام داشتند؛ «اظهارنظر شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات ربطي به فراكسيون اقليت ندارد» و اينكه «فراكسيون اقليت مجلس مستقل از شوراي ياد شده است و ما در انتخابات شركت خواهيم كرد». اين عده با تلويحي نزديك به تصريح از فروپاشي جبهه موسوم به اصلاحات و بي اعتباري آن خبر داده و گفتند «چون اصلاح طلبان پرچم و تابلويي تحت عنوان اصلاحات ندارند، ما به عنوان فرد، در انتخابات پيش رو شركت مي كنيم». كه در اين باره گفتني است؛

ادامه نوشته

قهر به چه بهانه؟!

پژمان كريمي
يكي از فيلم سازان چندي پيش حرف عجيبي زد.
او گفت كه به دليل همكاري نكردن نهادها و سختگيري ها، ديگر در حوزه دفاع مقدس فيلمي نمي سازد.
لحن و ادبيات اين فيلم ساز، كاملا عصبي و راسخانه بود. نگارنده فيلم ساز نيست و مطمئناً مانند يك سينماگر، در جريان سختي كار فيلم سازي بخصوص در حوزه دفاع مقدس- چنان كه بايد- قرار ندارد. اما يك چيز را خوب مي دانم! درباره هر موضوعي و با هر ميزان امكاناتي و در هر شرايطي، مي توان فيلم ساخت!
اگر حرفي براي گفتن وجود دارد، اگر دغدغه اي نسبت به حوزه اي احساس مي شود، هنرمند مي تواند با اتكاء به خداوند، بهره از خلاقيت و تلاش و با نظر به امكانات قابل دسترس فيلم بسازد. حرف بزند. دغدغه اش را طرح كند و ديدگاهش را عرضه نمايد!

ادامه نوشته

اسكناس (گفت و شنود)

گفت: محمدرضا تابش، رئيس فراكسيون اقليت مجلس گفته است «هيچ فردي با عنوان اصلاح طلب در انتخابات نهم شركت نخواهد كرد».
گفتم: يعني ايشان در انتخابات مجلس نهم شركت نمي كند!
گفت: تابش مي گويد كه خودش و سايرنمايندگان فراكسيون اقليت در انتخابات شركت مي كنند.
گفتم: پس منظورش اين است كه ايشان و بقيه نمايندگان فراكسيون اقليت مجلس اصلاح طلب نيستند.
گفت: نه بابا! مي گويد بدون تابلوي اصلاحات در انتخابات مجلس نهم شركت مي كنيم!
گفتم: يعني به وطن فروشي مدعيان اصلاحات اعتراف كرده و از آنها بيزاري جسته اند؟!
گفت: چه عرض كنم؟! مثل اينكه خودشان هم نمي دانند چه مي گويند. بدجوري گيج شده اند!
گفتم: يارو اسكناس 50 توماني جعل كرده بود دستگيرش كردند. با تعجب از افسرنگهبان پرسيد؛ آخه چطوري متوجه شديد كه اسكناس ها جعلي است؟ و افسرنگهبان گفت؛ مرد حسابي! به متن روي اسكناس نگاه كن! جلوي دانشگاه تهران بلال فروشي و جيگركي كجا بود؟!

لطفاً منفجر نشويد! (يادداشت روز)

1- پرچم آمريكا روز پنج شنبه گذشته در بغداد پايين كشيده شد و به «غلاف» رفت. نظاميان آمريكايي در حضور لئون پانه تا وزير دفاع، پرچم آمريكا را در جعبه مخصوص كه آن را غلاف مي خوانند گذاشتند و با خود بردند. مثل همان 4500 كشته اي كه در اين 9 سال، جعبه زدند و با خود بردند. 1500 ميليارد دلار، كمترين رقمي است كه مقامات رسمي به عنوان هزينه اردوكشي به عراق عنوان كرده اند، يعني يك دهم كل كسري بودجه و بدهكاري 15 هزار ميليارد دلاري دولت آمريكا به عنوان بدهكارترين دولت دنيا. برخي محافل مجموعه هزينه هاي دو جنگ شكست خورده عراق و افغانستان را تا 5 هزار ميليارد دلار برآورد مي كنند. خروج بي سروصدا از خاك عراق با بي سرو ساماني كم نظير اقتصاد و سياست داخلي آمريكا مقارن شده است. در اين ميان، دو حزب اصلي حاكم بر كاخ سفيد و كنگره در وضعيت «آچمز» به سر مي برند و هر يك ديگري را مسبب وضعيت بغرنجي مي دانند كه در طول 66 ساله پس از جنگ جهاني دوم بلكه از يكصد سال پيش نظير نداشته است. كدام ديوانه در آمريكا، ابرقدرت دنيا را از بلنداي قدرتي كه در شروع قرن جديد ميلادي (سال 2001) ايستاده بود، به اين حضيض هل داد؟ اين سوال، پرسش مهمي است كه بدون پاسخي درخور، روز سه شنبه گذشته از سوي «زبيگنيو برژينسكي» مشاور اسبق امنيت ملي و در اتاق فكر «شوراي آتلانتيك» با حضور جمعي از استراتژيست ها مطرح شد. برژينسكي در كنار گري سيك يكي از دو مشاور امنيت ملي پرآوازه آمريكاست.
اما پرسش ها يكي دو تا نيست. جاي سوال دارد كه چرا «پانه تا» وزير دفاع آمريكا (رئيس سابق سازمان سيا) بي سرو صدا و بدون اعلام رسمي به بغداد رفت تا در مراسم غلاف گذاري پرچم آمريكا شركت كند؟ چرا با سرافرازي و افتخار نه؟! نه تنها مردم عراق براي فرستاده ويژه اوباما هورا نكشيدند بلكه نظاميان عراقي پس از تحويل گرفتن يكي از 505 پايگاه نظامي تحت اشغال تفنگداران پنتاگون، پايكوبي هم كردند. حاصل ياغي گري اعتبارسوز براي آمريكا و گسيل 170 هزار نظامي به عراق چه بود؟ روي كار آمدن دوستان اسلامگراي ايران در پارلمان و دولت عراق براي دومين بار؟! ماجراي عراق چه قدر اعتماد به نفس آمريكايي ها را پودر كرد و در بيابان هاي بغداد به خاك سپرد؟ اين كدام اراده است كه قدرت و فناوري برتر آمريكا را يكي پس از ديگري در كشورهاي منطقه دفن مي كند؟ آقاي گري سيك پاسخي براي اين پرسش دارد اما قبل از آن بايد سخنان پانه تا را در بغداد مرور كنيم. او با اشاره به نظاميان كشته شده آمريكايي مي گويد «شايد جهانيان به آنچه ما در اين مراسم مي گوييم توجه چنداني نكنند و آن را به فراموشي بسپارند، اما هرگز آنچه را آنان كرده اند فراموش نمي كنند». به شعر بي وزن و قافيه مي ماند، نه!؟ اين عبارت را هم روزنامه واشنگتن پست نوشت و هم تركي الفيصل رئيس وقت استخبارات سعودي دو سال پيش عنوان كرد كه «آمريكا، عراق را در سيني طلايي به ايران هديه كرد». يعني آنها اين همه راه را كوبيده و آمده بودند تا پس از تحمل انبوه فلاكت ها، صدام -دشمن خبيث و جنايتكار ملت ايران- را به زير بكشند و دستاورد نهايي را تقديم ملت ايران كنند يا به قول جرج بوش، آمده بودند تا بعد از افغانستان و عراق، سروقت دشمني با ملت ايران بروند؟ چي فكر مي كردند و چي شد؟!

ادامه نوشته

داوران!

پژمان كريمي
نگارنده، پريروز، درباره برخي از ضروريات جشنواره بين المللي فيلم فجر سطوري بيان كرد.
در آن سطور به جايگاه هيئت داوران و تأثير انتخاب هاي آن بر روند سينماي ايران دست كم طي يك سال آتي، اشاره هايي صورت گرفت. بايد گفت درباره چينش و تركيب هيئت داوران سه نظر وجود دارد:
نظر نخست تأكيد مي كند كه اعضاي هيئت داوران، فارغ از هرگونه سليقه و شاخصه اخلاقي، بايد با شاخص قرار دادن «تخصص» انتخاب شوند تا نتيجه داوري آنها درواقع برآيند تخصص و معتبر و قابل استناد باشد.
نظر دوم؛ بر آن است كه هيئت داوران برپايه سلايق مختلف حرفه اي هاي سينما شكل پذيرد تا هيچ گونه نگاهي و سليقه خاصي در كار انتخاب تحميل نگردد و هيچ انديشه اي در فرآيند انتخاب مهجور نماند.
نظر سوم اما خواهان شكل گيري هيئت داوراني برآمده از سينماگران و كارشناسان متعهد است كه تخصص و تعهد را در كنار هم مي بيند.
نگارنده با نظر سوم موافق است!

ادامه نوشته

«نظام» شرايط «نامزد پر شرط و شروط» را پذيرفت!!

به نام خدايي كه عشق را جاودانه آفريد و اساس هستي را بر پايه محبت، صلح، عطوفت،مستي و دوستي و سرمستي گذاشت. سلام خدمت نامزد بعد از اين خودم، و سلام. دو صد درود بر بنياد باران و بنيان رود و بستر دريا و آبستن نسيم و جستن برف و رستن تگرگ و بلكه، يك توده هواي پرفشار، كه مجبور به گفت وگو مي كند تمدن ها را در ساحل رنگين كمان! في الحال، هر كجا كه هستي، آسمان مال تو باد. آه كه چقدر دلم براي ديدن روي ماهت تنگ شده. نامت، تيري شده بر قلبم و نازت، يعني ناز آن چشمان شكلاتي ات، كاش بداني كه براي دلم، دارد نقش تيزي را بازي مي كند. هر چند تو ديزي آبادي خودمان را به پيتزاي ايتاليا فروختي، ليكن به قول معروف؛ اگر با من نبودت هيچ ميلي، چرا پس همچين كردي با من؟ منتهاي مراتب، ليلي داستان، اگر ظرف مجنون را شكست، تو برداشتي و قلب مرا شكستي...

ادامه نوشته

آشنا (گفت و شنود)

گفت: سايت آلماني «دويچه وله» از «آلن اير» سخنگوي كاخ سفيد پرسيده است؛ راه اندازي سفارت مجازي آمريكا چه اثري دارد؟ زيرا اين سفارت مجازي فقط يك سايت اينترنتي مانند ساير سايت هاست.
گفتم: گروه هاي اپوزيسيون هم راه اندازي اين سايت را بدجوري مسخره كرده اند.
گفت: آلن اير در پاسخ دويچه وله گفته است؛ اين سايت براي ارتباط با مردم ايران است كه به آمريكا خيلي علاقه دارند!
گفتم: ولي مقامات آمريكايي بعد از شكست فتنه 88 و مخصوصا بعد از حماسه 9 دي اعتراف كرده اند كه مردم ايران از آمريكا متنفر هستند.
گفت: چه عرض كنم؟!
گفتم: شخصي عازم ميهماني بود. يكي از دوستانش گفت من هم با تو بيايم؟ طرف گفت؛ ولي تو كه دعوت نشده اي؟ و يارو گفت؛ به صاحبخانه بگو من طفيلي هستم! چند قدم بعد، يكي ديگر آمد و قرار شد بگويند او «قفيلي» است و بعد نفر سوم آمد. طرف گفت؛ تو را چه معرفي كنم؟ و يارو گفت؛ صاحبخانه مرا مي شناسد. زنگ در خانه كه به صدا درآمد، صاحبخانه پرسيد؛ اين آقا كيست؟ گفتند طفيلي است. پرسيد آن يكي چي؟ گفتند قفيلي است و صاحبخانه كه عصباني شده بود به سومي اشاره كرد و گفت؛ اين مرتيكه الدنگ كيست؟ و يارو گفت؛ ديدي گفتم صاحبخانه مرا مي شناسد؟!

نياز آل سعود ! (نكته )

ديروز خبرگزاري رسمي عربستان در حالي از سفر وزير اطلاعات جمهوري اسلامي ايران به آن كشور و ملاقات ايشان با نايف بن عبدالعزيز، وليعهد ملك عبدالله، پادشاه سعودي خبر داد كه خبر اين سفر، چه قبل و چه بعد از انجام آن، از رسانه هاي داخلي دريغ شده بود و در اين باره گفتني هايي هست؛

ادامه نوشته

پايان بسته فشار آغاز بسته پاسخ (يادداشت روز)

حدود 3 ماه پيش وقتي آمريكايي ها بسته جديد فشار به ايران را تدارك مي كردند، دو پيش فرض مهم در ذهن داشتند: نخست اينكه ايران به سرعت از اين فشارها تاثير خواهد پذيرفت و محيط سياسي و اجتماعي داخلي آن به هم خواهد ريخت و دوم، ايران فعلا قادر به پاسخگويي موثر به اين فشارها نخواهد بود.

ادامه نوشته

پناهنده (گفت و شنود)

گفت: اوباما در كنفرانس مطبوعاتي خود گفته است از ايران خواسته ايم هواپيماي RQ170 را به آمريكا تحويل دهد و منتظر پاسخ ايران هستيم.
گفتم: حالا چرا اينقدر نگران و دستپاچه است؟
گفت: آمريكايي ها گفته اند نگران اطلاعات سري اين هواپيما هستيم.
گفتم: جاي نگراني نيست، اطلاعات سري اين هواپيما در سلامت كامل به سر مي برد و اينجا ميهمان ماست.
گفت: ولي اوباما مي گويد اين هواپيما متعلق به آمريكاست.
گفتم: بود! ولي حالا كه مسلمان شده و به ايران اسلامي پناه آورده و حاضر به بازگشت نيست. مگر آنها جنايتكاراني را كه از ايران به آمريكا پناهنده شده اند پس مي دهند.
گفت: خودمونيم، اين هواپيماهاي جاسوسي آمريكا هم بد چيزي نيست. مثل فتنه 88 و تحريم ها و... حيوونكي آمريكايي ها بدجوري بز آورده اند.
گفتم: فرمانده اي وارد ميدان تير شد و مشاهده كرد كه تير هيچكدام از سربازانش به هدف نمي خورد و رفت كنار «سيبل» نشست. افسر ميدان با دستپاچگي گفت؛ قربان! اونجا خيلي خطرناكه! و فرمانده گفت؛ با اين نشانه گيري سربازهاي تو، هيچ جا امن تر از اينجا نيست.

تنگنا در عبور از تنگه (يادداشت روز)

الف- از مجموعه بيانات و مواضع امام راحل ما-رضوان الله تعالي عليه- بر مي آيد كه آن حضرت در چالش با قدرت هاي استكباري به بهره گيري از تاكتيك «ضربه اول» اعتقاد داشته اند و بر اين باور بوده اند كه هرگاه دشمن با هدف اعلام شده تجاوز به حقوق ملت و يا حاكميت ملي، آرايش حمله - نظامي يا اقتصادي- مي گيرد و از مرز تهديدهاي توخالي و رجزخواني هاي رواني و تبليغاتي فراتر مي رود، مؤثرترين راهكار آن است كه ما ضربه اول را به دشمن وارد كنيم و منتظر نمانيم تا در مقابل ضربه و حمله آفندي دشمن دست به پدافند بزنيم. اشاره به چند نمونه از مواضع حضرت امام(ره) مي تواند پشتوانه اين برداشت از نگاه آن بزرگوار باشد.
حضرت امام(ره) در نقل خاطره اي از شهيد مدرس به دادخواهي تعدادي از روستائيان اشاره مي فرمايند كه از سوي عوامل مزدور يكي از خان ها مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از مرحوم مدرس خواسته بودند براي شكايت از خان و عوامل او به آنها كمك كند و شهيد مدرس در پاسخ آنان گفته بود «بزنيد كه بروند از شما شكايت كنند نه آن كه بخوريد و برويد شكايت كنيد» (صحيفه امام(ره) جلد 8 صفحه 138).

ادامه نوشته

مصر ، صندوق هاي سخنگو (يادداشت روز)

جايگاه مصر در جريان بيداري اسلامي شمال آفريقا، جايگاهي محوري است كمااينكه مصر در جهان عرب نيز از چنين جايگاهي برخوردار است براين اساس با تحليل مصر مي توان تا حد زيادي روند تحولات در اين دو حوزه -شمال آفريقا و جهان عرب- را ارزيابي نمود. در عين حال در تحليل روند تحولات كنوني مصر مهمترين شاخص و مدرك قابل استناد، انتخابات مصر مي باشد چرا كه در شرايطي كه وزن اجتماعي احزاب و افراد مشخص نباشد، بزرگي يا كوچكي تصاوير افراد يا سوابق حزبي و طايفه اي و يا تعداد رسانه هاي در اختيار، مي توانند تصوري را به وجود آورده و به گمانه هايي منجر شود. اما وقتي مردم به پاي صندوق مي آيند، ديگر جايي براي گمانه زني باقي نمي ماند. البته جريان بيداري اسلامي در شمال آفريقا در سه كشور- تونس، مراكش و مصر- طي دو ماه اخير شاهد برگزاري انتخابات بوده است و بر اين اساس مي توان تصوير نسبتا شفافي از روند تحولات اين منطقه ارائه داد:

ادامه نوشته

كاسه (گفت و شنود)

گفت: شبكه آمريكايي CNN در گزارش خود به مقامات آمريكايي انتقاد كرد كه چرا تاكنون چندين بار نظر خود را درباره هواپيماي بدون سرنشين RQ170 تغيير داده اند!
گفتم: حيوونكي ها حق دارند! بدجوري قاطي كرده اند!
گفت: اول گفتند؛ اصلاً در ايران سقوط نكرده و بعد كه معلوم شد در ايران بوده، گفتند نقص فني پيدا كرده و پس از سقوط تكه تكه شده و بعد كه ديدند سالم است گفتند هواپيما متعلق به ناتو بوده نه آمريكا.
گفتم: شخصي به همسايه اش گفت؛ آن كاسه اي كه قرض گرفته بودي را پس بده! يارو گفت؛ اولاً كه كاسه ات از دستم افتاد و شكست، ثانياً، كاسه ات را پس داده بودم! ثالثاً اصلاً كاسه اي به من قرض نداده بودي!

شيشه ليس ! (گفت و شنود)

گفت: سايت هاي ضد انقلاب نظير، جرس، گويانيوز، بالاترين و... از راه اندازي «سفارت مجازي آمريكا» حسابي دمغ شده و آن را اهانت به اپوزيسيون دانسته اند.
گفتم: چرا؟! اتفاقا بايد از خوشحالي با دمشان گردو بشكنند!
گفت: يكي از اين سايت ها نوشته است سفارت مجازي فقط يك سايت است كه قبلا هم بود و اين كار خانم كلينتون مثل آن است كه به اپوزيسيون يك شيشه مربا نشان بدهد و بگويد از پشت شيشه ليس بزنيد.
گفتم: چه عيبي دارد؟ مگر اپوزيسيون تا حالا كاسه ليس نبود؟ حالا شيشه ليس باشد. بالاخره تخصص ضد انقلاب ليس زدن است.
گفت: يكي ديگر از سايت ها نوشته، تصور ما اين بود كه خانم كلينتون در پاسخ به زحمات اپوزيسيون، يك كار درست و حسابي انجام مي داد ولي انگار ايشان براي گول زدن ما اتل متل خونده.
گفتم: راست ميگه؛ من صداي هيلاري ورپريده رو شنيدم كه براي اپوزيسيون مي خوند؛ اتل متل گلابي! دوستت دارم حسابي! يه روز به خرج خودت، مي برمت كبابي!

تقديم به همه پدران و مادران شهدا راز اشك هاي گرم پيرمرد

حسين قدياني
گمانم محرم 2 سال پيش بود كه شب حضرت علي اكبر، يعني روز هشتم محرم و شب نهم، رفته بودم مسجد جوادالائمه در محله 13 متري حاجيان. وسط روضه رسيدم. چراغ مسجد خاموش بود و بساط اشك، روشن. در ميان آن همه اشك، اما اشك هاي يك پيرمرد، بسي بلندبالا بود. معلوم بود كه با شانه هاي لرزان دارد گريه مي كند؛ آنهم چه گريه اي، بلند بلند! چيزي طول نكشيد كه روضه تمام شد و چراغ مسجد روشن شد، اما پيرمرد موسپيد هنوز داشت با صداي بلند اشك مي ريخت. پهناي صورتش شده بود خيس اشك. دل همه را داشت مي لرزاند، گريه هاي ناتمام پيرمرد. جماعتي رفتند آرامش كنند. دقايقي بعد، همين كه پيرمرد از جايش بلند شد و به آنجايي كه من نشسته بودم، نزديك تر شد، ديدم اي دل غافل! پيرمرد، پدر شهيد سيدابراهيم شعباني است. مي شناختمش. يعني، همه او را مي شناختند و مي دانستند كه در همين محله، يك دكان عكاسي دارد كه با خانمش مي گرداند مغازه را. خانمي كه البته بهمن ماه 2 سال پيش، رفت پيش پسر شهيدش و پيرمرد را با مغازه عكاسي و يك دنيا عكس و خاطره، تنها گذاشت. القصه! همين پدر شهيد بودن، برايم موضوعيت داشت كه بفهمم راز اشك هاي گرمش را در روضه علي اكبر امام حسين(ع). به هر حال، شايد اگر پدر شهيد باشي، كمي بيشتر از بقيه، بفهمي كه اباعبدالله چه كشيد وقتي علي اكبرش را قطعه قطعه ديد و بريده بريده. حاليا! داشت ضجه مي زد اين پيرمرد، وقت اين نجوا؛ «جوانان بني هاشم، بياييد، علي را بر در خيمه رسانيد».
¤¤¤
امسال روز هشتم محرم، رفته بودم بهشت زهرا(س). سري هم زدم به قطعه 45 كه آنجا پدران و مادران شهدا را دفن مي كنند. همين كه داشتم ميان قبور راه مي رفتم، چشمم افتاد به سنگ مزار مادر شهيد ابراهيم شعباني كه انگار يك مهمان تازه داشت. حالا با وجود سيدعلي شعباني، اين قبر 2 طبقه، همه ساكنين خود را، يعني اين زن و شوهر را، اين مادر و پدر شهيد را، كنار هم مي ديد. تازه 2 روز از پرواز اين پيرمرد مي گذشت. اين را نوشته هاي روي سنگ مزار مي گفت و با زبان بي زباني داشت مي گفت كه امشب، اين پدر شهيد، براي روضه علي اكبر، پيش از ما بهتران، پيش شهدا، پيش همسرش، پيش پسر شهيدش، اشك خواهد ريخت. گريه براي حسين، فقط كه توي اين دنيا نيست؛ تكيه اصل كاري ارباب ما بهشت است.
¤¤¤
بگذاريد با يك نكته شيرين تمام كنم اين قصه را. سيدابراهيم كه در عمليات خيبر به شهادت رسيد، لابد مي دانست كه پدر و مادرش، ساليان دور و درازي، بايد بدون او، مغازه عكاسي را اداره كنند كه هنوز هم اين عكاسي دارد با همان پاكت ها و كارت ها و كاغذها و فاكتورهايي اداره مي شود كه اين شهيد، قبل از شهادتش به شكل انبوهي براي پدر و مادرش تهيه كرده بود.
¤¤¤
با معرفت تر و با مرام تر از شهدا، خودشان اند؛ خودشان!

شكار كاشمر و دست هاي ديجيتال (يادداشت روز)

بلند پايگان سرويس جاسوسي سيا حالا حالا ها بايد در خماري اين سؤال غوطه ور بمانند كه هواپيماي جاسوسي فوق مدرن «آركيو- 170» آنها چگونه شكار «جنگال» ايران شد؟ شكار كه نه، گويا اين پهپاد رادار گريز و رام ناشدني را «جلد» كرده و به زمين نشانده اند. اگر پدافند ايران، آركيو170 آمريكايي - جانور قندهار- را منهدم كرده بود، آن قدر آزاردهنده نبود كه الان هست. شوكي كه به واسطه اين ماجرا، عرض و طول ساختار اطلاعاتي و جنگ سايبري آمريكا را درنورديده، غريب و كم سابقه است. جنگال (جنگ الكترونيك) ايران، هم توانسته ارتباط پهپاد (پرنده هدايت پذير از دور) را با پايگاه اصلي درافغانستان- شيندند- قطع كند، هم هدايت راداري آن را در اختيار بگيرد و هم ظاهراً سيستم خود انهدامي آن را از كار بيندازد. فناوران گمنام ايراني پس از اين با غنيمت خود چه خواهند كرد و چه رازها گشوده خواهدشد، مصيبت ديگري براي سازمان جاسوسي آمريكاست. اما مهم تر از خود هواپيما و اطلاعات مربوط به آن، همين فرآيند رخنه و نفوذ و اخلال در سيستم جنگي- جاسوسي سايبري آمريكاست كه ابعادي كاملاً مبهم و ناپيدا دارد. اكنون نه ساختار سايبري سازمان سيا و نه پنتاگون و نه هيچ مركز اطلاعاتي- نظامي آمريكا امنيت موهوم گذشته را ندارد. يعني كه جنگ پرهياهوي سايبري- مجازي مي تواند به مرز مغلوبه شدن و كمانه كردن نزديك شده باشد.

ادامه نوشته

تيراندازي (گفت و شنود)

گفت: نامزدهاي حزب جمهوري خواه براي رياست جمهوري آمريكا، حملات شديدي به اوباما كرده و او را در برخورد با ايران بي عرضه ناميده اند.
گفتم: مگر از روساي جمهور قبلي آمريكا مثل كارتر و ريگان و بوش پدر و كلينتون و بوش پسر هيچ غلطي عليه ايران ساخته بود كه حالا به اوباما گير داده اند؟!
گفت: اتفاقا اوباما هم در پاسخ آنها به همين موضوع اشاره كرده و گفته است مشكل اصلي، اقتدار ايران است وگرنه من همه گزينه ها را روي ميز دارم.
گفتم: سرگروهبان به يكي از سربازان كه در ميدان مشق همه تيرهايش به خطا رفته بود گفت بي عرضه! تفنگ را بده تا تيراندازي را يادت بدهم و بعد چند تير شليك كرد ولي هيچكدام به هدف نخورد ولي براي اينكه خيلي ضايع نشود رو به سرباز كرد و گفت؛ حالا ديدي؟ تو اينطوري تير مي انداختي!

ضربه استراتژيك (يادداشت روز)

1-نقطه عزيمت بحث در يادداشت پيش روي به فتنه سال 88 برمي گردد. به نظر مي رسد اكنون پس از گذشت 30ماه از اين فتنه هنوز گذر زمان لازم است تا تمامي ابعاد و لايه هاي پيچيده و تودرتوي اين پروژه شكست خورده آمريكايي-صهيونيستي روشن شود.
اما آنچه كه محرز است و امروز بدون كمترين ترديد مي توان درباره آن از فتنه 88 سخن گفت؛ اقتدار نرم جمهوري اسلامي در حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري است كه به قوت، قدرت نرم آمريكا را شكست داد.
مديريت بيروني فتنه به رهبري آمريكا طراحي دقيقي را در نتيجه سال ها برنامه ريزي به صحنه آورده بود تا در اين بزنگاه حساس و سرنوشت ساز با الگوي نرم و ميل به تغيير يا تضعيف ساختار قدرت در ايران يك براندازي تمام عيار را عملياتي نمايد كه البته طرفي نبستند و ناكام ماندند.
اين ناكامي بزرگ هنگامي بهتر ديده شد كه اوباما، شيمون پرز و نتانياهو آشكارا و بي پرده از فتنه حمايت كردند و فتنه گران را سرمايه استراتژيك خود دانستند.

ادامه نوشته

اشك شيشه (به جاي گفت و شنود)

امروز هم كه سالروز شهادت امام سجاد عليه السلام با سوگ عاشوراي حسيني(ع) درآميخته، اين ستون را به سوگنامه هاي كوتاهي اختصاص مي دهيم كه شيفتگان اهل بيت عليهم السلام به اين سوي و آن سوي فرستاده اند.
امير كاروان اسراي كربلا نيز، كربلايي شد.
¤¤¤
عاشوراي حسيني كتاب سرخي بود كه سطر سطر تفسير آن از زبان حضرت سجاد تراويد.
¤¤¤
نام من سرباز كوي عترت است
دوره آموزشي ام هيئت است
ارتش حيدر محل خدمتم
بهر جانبازي پي هر فرصتم
نقش سردوشي من، يا فاطمه است
قمقمه ام پر ز آب علقمه است
اسم رمز حمله ام، ياس علي
افسر مافوقم عباس علي
¤¤¤
مي گويند شيشه ها احساس ندارند ولي هنگامي كه روي شيشه بخار گرفته نوشتم يا حسين، آرام گريست.
¤¤¤
قيامت بي حسين غوغا ندارد
شفاعت بي حسين معنا ندارد
حسيني باش، در محشر نگويند
چرا پرونده ات امضاء ندارد
¤¤¤
منزلگه عشاق دل آگاه حسين است
بيراهه نرو، ساده ترين راه حسين است

شرط مبارزه سياسي الهي

جايگاه كربلا در نگاه حضرت امام(ره) - قسمت پنجم
شرط مبارزه سياسي الهي

ابراهيم حاجي محمدزاده
اين دو آيه شريفه را حضرت امام(ره) در بسياري از رهنمودهاي سياسي الهي خويش مورد استناد قرار داده اند؛ 1- «قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله مثني و فرادي» (27 مرتبه) (1) 2- «ان تنصرو الله ينصركم و يثبت اقدامكم» (27 مرتبه) (2).
در آغاز اولين بيانيه سياسي كه از حضرت امام در تاريخ ثبت گرديده و اصل آن نيز در كتابخانه وزيري يزد نگهداري مي شود - 15 ارديبهشت 1323 - مي خوانيم: «قال الله تعالي قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله مثني و فرادي. خداي تبارك و تعالي در اين كلام شريف از سرمنزل تاريك طبعيت تا منتهاي سير انسانيت را بيان كرده است و مهمترين موعظه هايي است كه خداي عالم از ميانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و اين يك كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قيام براي خداست كه ابراهيم خليل الرحمان را به سرمنزل خلت رسانده و از جلوه هاي گوناگون عالم طبيعت رهانده
خليل آسا در علم اليقين زن
نداي لااحب الافلين زن
قيام لله است كه موسي كليم را با يك عصا به فرعونيان چيره كرد و تمام تاج و تخت آنها را بر باد فنا داد و نيز او را به ميقات محبوب رسانده و به مقام صعق و صحو كشانده، قيام براي خداست كه خاتم النبيين- صل الله عليه و آله- را يك تنه بر تمام عادات و عقايد جاهليت غلبه داد و بتها را از خانه خدا برانداخت و جاي آن توحيد و تقوا را گذاشت و نيز آن ذات مقدس را به مقام قاب قوسين اوادني رساند. خودخواهي و ترك قيام براي خدا ما را به اين روزگار سياه رسانده و همه جهانيان را بر ما چيره كرد...» (3)
و در تفسير آيه ان تنصروالله در سال هاي پاياني عمر خويش مي فرمايند: «... ما بايد كه فكري بكنيم كه نصرت كنيم خدا را، ان تنصروالله ينصركم، جنگ نيست، انزوا هم نيست، پيشرفت نيست، شكست هم نيست، نصرت يك معنايي است كه در خود انسان بايد متحقق بشود. ما اگر چنانچه در همه جبهه ها پيروز بشويم، لكن به عنوان نصرت خدا نباشد، براي نصرت خودمان باشد، بخواهيم كه خودمان يك جايي را بگيريم، ما نصرت خدا را نكرديم و خدا هم آن وعده اي را كه داده اند، عمل نمي كنند، اگر عمل كنند يك عنايت خاصي است، ربطي به ما ندارد. آني كه وعده كرده است ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم، آن اين است كه شما جبهه نصرت را باز كنيد، خدا هم باز ميكند. شما براي خدا كار كنيد، شما براي خدا پيش برويد، براي خدا زحمت بكشيد، براي خدا همه كارها را انجام بدهيد...» (4)
و در اوج جنگ با تمام ابرقدرت ها و مزدوران آنها به نوكري صدام خطاب به مسئولين جمهوري اسلامي رسيدن به مقام قيام براي خدا و نصرت الهي را در عمل اينگونه توضيح مي دهند.
«... تمام اين پيروزي ها و عدم پيروزي ها و سلطنت ها و ابرقدرتي ها و همه، گذر است، ما اين جا نشستيم، بلااشكال در صدسال ديگر از ما خبري نيست، گذشته است، رفته است، پيروز بشويم رفته است، شكست بخوريم رفته است، قدرت داشته باشيم رفته است، نداشته باشيم گذشته است. آنچه باقي است، آن است كه در پيش خودمان است، آنچه باقي مي ماند، ما و چيزهايي كه حمل مي كنيم به عالم ديگر است، ما بايد فكر اين معنا باشيم كه خدمت بكنيم، خدمتي كه براي ما سرمايه باشد براي آن جهان، زدن و پيروز شدن و فتح كردن همه اينها اگر آن بعد معنويش نباشد، همه اش شكست است بلكه آنهايي كه بيشتر در نظر مردم پيروزند، شكسته ترند. اين قدرت هاي بزرگي كه در عالم بوده است و هست و خواهد بود. اينها اگر آن بعدي كه آنها را به سعادت مي رساند نداشته باشند تمامش شكست است. چند روز خورد و خواب و جنايت و خيانت و بعدش تمام. اين جا بسته مي شود و در آن عالم باز مي شود، صحيفه ما باز مي شود همه اين عالم شهادت مي دهند براي ما، همه حاضرند...»(5)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) سوره سبا آيه 46 (اي رسول ما بگو من فقط به شما يك اندرز مي دهم: دو دو و به تنهايي براي خدا بپاخيزيد»
(2) سوره محمد(ص) آيه 7 (اگر خدا را ياري كنيد ياريتان مي كند و گام هايتان را استوار مي دارد)
(3) صحيفه امام ج 1 ص 21
(4) و (5)- صحيفه امام ج 19 ص 202

گلوله طلايي مشقي از آب درآمد (يادداشت روز)

دو اصطلاح گلوله طلايي و گلوله نقره اي براي همه آنها كه ادبيات استراتژيك غرب عليه ايران را تعقيب كرده اند كاملا آشناست. هر دو اصطلاح، ظرف دو سال گذشته به طور گسترده براي توصيف مجموعه اقداماتي به كار رفته كه غربي ها معتقد بوده اند در متوقف كردن برنامه هسته اي و منطقه اي ايران داراي ويژگي «تمام كنندگي» است طوري كه ايران به هيچ وجه قادر به مقاومت در مقابل آنها و خنثي كردن اثراتشان نخواهد بود.
اصطلاح گلوله نقره اي را نخستين بار روزنامه وال استريت ژورنال كه منافع دستي راستي ها را در آمريكا نمايندگي مي كند براي تحريم بنزين ايران به كار برد. تصور آمريكايي ها بويژه از سال 2009 (1388) به اين طرف اين بود كه تحريم صادرات بنزين به ايران تاثيري بسيار مخرب و جبران ناپذير بر فضاي داخلي ايران خواهد گذاشت و مي تواند ظرف مدتي كوتاه محيط داخلي ايران را چنان به هم بريزد كه ايران راهي جز واگذاري امتيازهاي اساسي درباره برنامه هسته اي و منطقه اي خود نداشته باشد.
عمر اصطلاح گلوله طلايي اما كمي كوتاه تر است. اين اصطلاح را ابتدا اسراييلي ها وضع كردند و منظورشان هم اين بود كه گلوله طلايي توصيف كننده راهكاري است كه اگر غرب بتواند ريسك اجراي آن را بپذيرد بدون شك موفق به مهار ايران خواهد شد و ايران اساسا به لحاظ مولفه هاي قدرت ملي در موقعيتي نيست كه در مقابل آن مقاومت كند. از ديد صهيونيست ها اين راهكار تحريم خريد نفت و تحريم بانك مركزي ايران بود كه عملا -البته به عقيده آنها- مي توانست ايران را از كل نظام مالي جهاني حذف كرده و درآمدهاي آن را در حالي كه هزينه هاي داخلي اش به شدت رشد كرده، صفر كند.

ادامه نوشته

عاشورا، خط پيروزي

جايگاه كربلا در نگاه حضرت امام(ره) - قسمت چهارم
عاشورا، خط پيروزي

ابراهيم حاجي محمدزاده
حضرت امام (ره) در طول زندگي سياسي الهي خويش همواره قيام و مبارزه و پايمردي در راه اسلام ناب را از بركات اقتدا به سالار شهيدان مي دانستند و تنها با پناه بردن به عاشورا تداوم مبارزه را پي گيري مي نمودند.
«... 15 خرداد از خاطره ها محو نخواهد شد و بايد در سالروز آن، هر چه بيشتر آن را زنده نگاه داشت. 15 خرداد كه مصادف با دوازدهم محرم بود. سند زنده مخالفت شجاعانه ملت ايران در مقابل استبداد عمال اجانب و در قبال استعمار چپ و راست بود، و از شعله هاي فروزان نهضت سيد مظلومان در مقابل دستگاه استبداد بني اميه- عليهم اللعنه- بود، فداكاري ملت شجاع و متدين ايران در سايه فداكاري حضرت سيدالشهدا - عليهم السلام- بود بايد در پناه قضيه بزرگ عاشورا مصيبت جانسوز دوازدهم محرم و 15 خرداد زنده و جاويد بماند...»(1)
پس از پيروزي انقلاب و الگو شدن آن براي تمامي محرومان و پابرهنگان، استكبار جهاني با تمام توان و با پيچيدگي هاي بيشتر بر توطئه هاي رنگارنگ داخلي و خارجي افزود ولي امام ما پايمردي عاشورايي را تنها راه گذار از فتنه ها و انحراف ها مي دانستند:

ادامه نوشته

اين خط به عاشورا مي رسد (يادداشت روز)

1- بعدازظهر عاشوراي سال گذشته بود. راهي كيهان بودم
- براي روزنامه فردا- كنار يكي از ايستگاه هاي صلواتي ايستادم تا از چاي نذري امام حسين(ع) بركتي گرفته باشم. مرد ميان سالي گفت؛ مگر شما در سركليشه ستون «چشم به راه سپيده» نمي نويسيد كه امام زمان(عج) اگرچه ظاهر نيست ولي حاضر است؟ پاسخم مثبت بود. پرسيد آيا ايشان امور جهان اسلام را بهتر و شايسته تر از ديگران اداره نمي كنند؟ باز هم جواب مثبت بود. گفت؛ پس ديگر چه نيازي به نايب دارد؟! پرسيدم؛ امور جهان را امام زمان عليه السلام، بهتر و شايسته تر اداره مي كنند يا خداوند تبارك و تعالي؟ در جوابم گفت؛ اين چه سوالي است؟ البته كه خدا بهتر و شايسته تر از مخلوقات خويش، امور عالم را اداره مي فرمايد. پرسيدم؛ پس چه نيازي به ارسال پيامبران است؟ چند ثانيه اي سكوت كرد و اندكي بعد، ماجرا پي گرفته شد كه شرح آن بيرون از حوصله اين نوشته محدود است اما ايشان در ادامه بحث به نكته اي اشاره كرد كه موضوع يادداشت پيش روي است. مي گفت؛ مراسم عزاداري امام حسين(ع) نبايد به مسائل سياسي آميخته شود! پرسيدم؛ سياست بازي يا سياسي؟ گفت؛ اساسا اين مراسم بايد از مسائل سياسي دور باشد! گفته شد؛ مگر امام حسين عليه السلام و يارانش در تصادف اتومبيل و يا در سانحه سيل و زلزله كشته شده اند؟ سياست به مفهوم واقعي آن اداره امور جامعه است و بني اميه براي پيشگيري از حاكميت حضرت كه عدالت پرور و در تضاد با حاكميت ظالمانه و اشرافي آنان بود، آن حضرت را به شهادت رساندند، بنابراين، اگر در عزاي آن بزرگوار بر ضرورت مبارزه با سلطه گران تاكيد نشود و از نياز به حاكميت اسلام كه خواسته حضرت بود سخني به ميان نيايد، مراسم و مجالس سوگواري و عزاداري آن امام مظلوم و شهيد آنگونه كه بايد، برپا نشده است.

ادامه نوشته

نقش اصلي

پژمان كريمي
اگر براي هاليوود تنها و تنها يك هدف عمده قائل شويم آن چيزي نيست جز «تحميق مخاطب».در فيلم «سالت» (salt) كوشش شده است همه جنايات آمريكا عليه مسلمانان نه برآيند تصميم گيري سياست پيشگان اين كشور كه؛مبتني بر نفوذ بيگانگان در عرصه سياسي و امنيتي ايالات متحده وانمود شود!
بازيگر اصلي فيلم «آنجلينا جولي »است.يك مسيحي صهيونيست كه حكم بازيگري« سياسي» را دارد.
برپايه اسناد ويكي ليكس ،جولي مدتي به عنوان جاسوس «سيا»ايفاي نقش كرده است.اما اگر بر درستي اسناد ياد شده هم دچار ترديد باشيم اين واقعيت را نمي توان منكر شد كه جولي عهده دار نقش جدي سياسي از سوي اهرم هاي قدرت در آمريكاست.
اين فرد سال گذشته به عنوان سفير صلح سازمان ملل متحد و مددكار سيل زدگان پاكستان به اين كشور اسلامي گسيل شد.در همان هنگام محافل رسانه اي در ايالات متحده برآن بودند كه جولي زمينه جلب افكار عمومي آمريكا را براي انتخابات 2012 رياست جمهوري فراهم مي كند.
اما برآنم نقش جولي را بايد در وراي بازي داخلي در صحنه سياسي آمريكا جست وجو كرد.
هفته گذشته بر سرتصميم براي نمايش دومين ساخته سينمايي جولي يعني «در سرزمين خون و عسل» در بوسني جنجالي رخ داد.
اين فيلم كه به روابط عاشقانه ميان يك سرباز صرب و دختر مسلمان بوسنيايي در هنگام جنگ نژاد پرستانه 1992 صرب ها عليه بوسني مي پردازد،اعتراض زنان مسلمان بوسني را برانگيخت. «انجمن زنان قرباني جنگ بوسني» در بيانيه اي با نكوهش ديدگاه جولي درباره زن مسلمان و ناديده انگاشتن ستم و سفاكي و نسل كشي صرب ها تاكيد كرده است: «بي توجهي آنجلينا جولي به قربانيان زن جنگ بوسني گوياي همه چيز درباره فيلم نامه است و اين حق را به ما مي دهد تا هم چنان نسبت به فيلم او ترديد داشته باشيم.»
حالا مي توانيد حدس بزنيد كه نقش خانم بازيگر چيست؟!
او و پشتيبان هايش تلاش كردند از زني كه داراي سوابق همجنس بازي است و ستاره هاليوود تحميق گر است،الگويي بشردوست و نماينده جامعه امريكايي بسازند.همويي كه در فيلم «سالت»مكه و تهران را از حمله اتمي روس ها رهايي بخشيد.
از فردي الگو بسازند كه تصويرش از زن مسلمان در قالب فيلمش «در سرزمين خون و عسل» نمايان مي شود . از ديدگاه خانم جولي ؛زن مسلمان بايد چشم بر سفاكي هاي متجاوز ببندد و در فراز ويرانه هاي جنگ،نه در پي مقاومت بلكه به دلدادگي اش بينديشد و اساسا جز اين، او را دغدغه اي تلقي نشود.
بله! اين تصوير زن مسلمان مطلوب در ذهن خانم بازيگر است و تلاش مي كند كه اين تصوير را به اذهان تحميل نمايد.
اخبار ضد و نقيض از ادامه تكاپوي «برخي »در جهت حضور آنجلينا جولي در صحنه سينماي ايران حكايت دارد.
اين حضور به چه بهايي و مبتني بر كدام ضرورت عقلاني است و قرار است چه مشكلي از سينماي ملي - محقق نشده - ما را حل كند؟!
آيا قرار است غافلانه به استقبال فريب خوردن برويم؟!

جايگاه كربلا در نگاه حضرت امام(ره) - قسمت سوم

جايگاه كربلا در نگاه حضرت امام(ره) - قسمت سوم
وارثان حسين(ع)

 ابراهيم حاجي محمدزاده

بعد از پيروزيهاي شگفت انگيز در عمليات والفجر 8 و فتح فاو كه به بركت اخلاص و ايثار رزمندگان تحقق پيدا كرد و تا امروز نيز رمز پيروزي آن براي خبره ترين كارشناسان نظامي دنيا نيز پنهان مانده است، حضرت امام در پيام نوروزي خويش- 1365- ضمن تقدير از رزمندگان اسلام مي گويند:
«خداوندا! اين پيروزيهاي چشمگيري كه براي ما و براي اسلام حاصل شده است، طوري كن كه در قلوب ما تأثير سوء نگذارد و ما را مغرور نكند، ما را از آن راهي كه انبيا-عليهم السلام- داشتند منحرف نكند. من اميدوارم كه اين سال نو، به همه ملتهاي اسلامي و خصوصاً ملت تحت ستم ايران كه سالهاي طولاني در گرفتاري بودند مبارك باشد، و همان طوري كه اين رزمندگان عزيزما، اينها در جبهه حاضر هستند و ان شاءالله بيشتر هم حاضر خواهند شد و آن طور آن روح آنها را تبديل كردي روح ما را هم متحول كن به يك روحي كه مورد رضايت تو باشد...»(1)

ادامه نوشته

تشنه لبيك (به جاي گفت و شنود)

اين روزها كه با تاسوعا و عاشوراي حسيني(ع) همزمان است، ستون طنز گفت وشنود را ديگرگونه مي نگاريم و به چند پيامك كه دلدادگان مولاي شهيدمان در ميان خويش رد و بدل مي كنند، اختصاص مي دهيم.
¤ كشتي نجات آدميان احتياجي به دريا ندارد. اين كشتي بر روي قطره هاي اشك مقدس كه براي حسين(ع) ريخته مي شود، حركت مي كند.
مرحوم علامه جعفري
¤¤¤
¤ گويند مي نمي شود از راه گوش خورد
من يا حسين مي شنوم، مست مي شوم
¤¤¤
¤ برادري به تعداد نيست، به وفاداري است. يوسف(ع) يازده برادر داشت و حسين(ع) تنها عباس را.
¤¤¤
¤ مولاي ما حسين عليه السلام بيش از آن كه تشنه آب باشد، تشنه لبيك بود.
¤¤¤
¤ گفتم از اينجا تا كربلا چقدر راه است؟ گفت آنقدر كه بگويي « السلام عليك يا اباعبدالله»
¤¤¤
¤ اي اشك مثل رود بباري اگر، كم است
آتش بگير گريه كه ماه محرم است

با امام حسين عليه السلام در صحنه تحولات آفريقا (يادداشت روز)

«هيچ شهيدي در سراسر زمين مانند حسين عليه السلام نيست كه احساسات و قلب ها را قبضه كند و نسل ها را به غيرت و فداكاري بكشاند. چه بسيار كساني كه اگر هزار سال هم مي زيستند، امكان نداشت بتوانند عقيده و پيامشان را گسترش دهند ولي حسين عليه السلام عقيده و پيامش را با شهادتش به كرسي نشاند. هيچ خطابه اي نتوانست قلب ها را به سوي خود سوق دهد و ميليون ها نفر را به سوي اعمال بزرگ بكشاند مگر خطبه آخر حسين عليه السلام كه با خون خود آن را امضا كرد و براي هميشه موجب حركت و تحول مردم در خط طولاني تاريخ گرديد.»

ادامه نوشته

اخبار ویژه 12 آذر

قرار بود ايران را تحريم كنيم نه خودمان را ! (خبر ويژه)

به رغم جنجال فراوان برخي مقامات آمريكايي و اروپايي در زمينه تحريم ايران، مرور اظهارات آنها حاكي از آن است كه آنان شديدا نگران عواقب تحريم ايران هستند.
روز پنج شنبه گذشته در حالي كه سناي آمريكا تحريم بانك مركزي ايران را تصويب مي كرد، نمايندگان دولت هشدار دادند چنين ايده هايي متحدان را از آمريكا فراري مي دهد. طرح مذكور بايد به تصويب مجلس نمايندگان برسد.
به گزارش دويچه وله، به همين دليل سناتورها «دولت باراك اوباما را به كم كاري در افزايش فشارهاي اقتصادي بر تهران متهم كردند. اعضاي كميته روابط خارجي مجلس سنا، كاخ سفيد را به دليل مخالفت با قوانيني در راستاي تحريم بانك مركزي ايران مورد مذمت قرار دادند. ديويد كوهن، معاون وزير خزانه داري آمريكا و وندي شرمن، معاون سياسي وزارت خارجه، روز پنجشنبه براي ارائه توضيحاتي در جمع نمايندگان كميته روابط خارجي سنا حاضر شدند. كوهن در اين نشست تاييد كرد كه دولت نيز در پي يافتن راه هايي براي افزايش فشار بر نظام بانكي ايران است اما در عين حال طرح سنا براي تحريم بانك مركزي ايران را خطرناك مي داند چرا كه ممكن است به روابط آمريكا و متحدانش ضربه بزند و ائتلافي كه پس از ماه ها كار دقيق به وجود آمده را از بين ببرد. كوهن همكاري هايي را موثر مي داند كه «داوطلبانه» شكل گرفته باشند و نه بر پايه اجبار. به اعتقاد شرمن هم احتمال اين خطر بسيار زياد است كه بهاي جهاني نفت افزايش يابد. در نتيجه ايران پول بيشتري براي پيشبرد برنامه هاي هسته اي خود كسب مي كند. ما مي خواهيم اقتصاد ايران را هدف قرار دهيم اما چنين خطراتي وجود دارد».
رابرت مندز، يكي از سناتورهاي مبتكر متممي كه مي تواند به تحريم بانك مركزي ايران بيانجامد، وندي شرمن و ديويد كوهن را به خاطر مخالفت با هدف خود سرزنش كرده و گفت: «ما ابزار را در اختيار شما قرار داديم، اما شما در حالي كه زمان به سرعت مي گذرد، تلاش جدي براي استفاده از آن چه در اختيارتان گذاشته شد، به عمل نياورديد».
تيموتي گايتنر، وزير خزانه داري آمريكا، پنجشنبه طي نامه اي به كارل لوين، رئيس كميته نيروهاي مسلح مجلس سنا، با طرح سنا مخالفت كرده بود. به گزارش بي بي سي، او هشدار داد كه اجراي تدابير مندرج در آن مي تواند به متحدان آمريكا صدمه بزند و بهاي نفت را در بازارهاي جهاني افزايش دهد كه اين به نفع ايران خواهد بود.
همزمان با تبادل اين اظهارات بين مقامات آمريكايي، اتحاديه اروپا نيز از ادعاي تحريم خريد نفت ايران عقب نشيني كرد. وزراي خارجه اين اتحاديه پنج شنبه در بروكسل هر چند كه اعلام كردند تدابير تحريمي عليه 141 شركت و 39 مقام ايراني را به اجرا مي گذارند، اما تحريم نفتي را رد كردند. رژيم انگليس و فرانسه دنبال تحريم نفتي ايران بودند. به گزارش گويانيوز «انتظار مي رفت تحريم هايي عليه شركت هاي نفتي ايران هم موضوع بحث قرار گيرد ولي به نظر مي رسد در حال حاضر چنين تحريم هايي اعمال نخواهند شد. برخي از تحليلگران بر اين باورند كه مصرف بالاي نفت ايران در كشورهايي مثل ايتاليا و اسپانيا يكي از علل عدم تحريم نفتي اين كشور است. آلن ژوپه وزير خارجه فرانسه نيز گفته يونان با چنين ايده هايي مخالف است.»
روزنامه وال استريت ژورنال در گزارشي نوشت: پالايشگاه هاي اروپايي در صورت اعمال تحريم عليه ايران، زيان مي بينند. آنها نگران اين هستند كه با بالا رفتن هزينه هايشان در بازار رقابتي جهاني، از رقباي آسيايي و آمريكايي عقب بمانند.
يك منبع آگاه اروپايي دراين باره به وال استريت ژورنال مي گويد: « تحريم نفتي اروپا عليه ايران بيشتر به ضرر پالايشگاه هاي اروپايي خواهد بود تا ايران؛ چرا كه ايران مي تواند نفت خود را به جاي اروپا به ديگر كشورهاي آسيايي بفروشد.» ايران هم اكنون نيز بيش ا ز دو سوم نفت صادراتي خود را به كشورهاي آسيايي عرضه مي كند.
در همين حال شبكه اپوزيسيوني بالاترين با اشاره به سردرگمي و عقب نشيني اروپا نوشت: آخه اين هم شد كار آقايان اروپايي؟ ما را ... گير آورده ايد يا خودتان را؟ سي سال است كه شل كن و سفت كن كرده ايد. با احساسات ما همه جوره بازي مي كنيد. اين قدر ما را با حرف (تحريم) سركار گذاشتيد و دلخوش شديم كه اين بار با دفعات قبل فرق مي كند. حالا اين بار هم نتوانستيد از منافع خود دست بكشيد! ركود اقتصادي اروپا هم كه مزيد بر علت شد.

ادامه نوشته

و ز و ز (گفت و شنود)

گفت: فاجعه بزرگ و هولناكي اتفاق افتاده است!
گفتم: چه فاجعه اي؟ چرا هولناك؟!
گفت: يعني چه؟ مگر در جريان اخبار نيستي؟
گفتم: بابا جون به سرم كردي! زودتر بگو چه فاجعه اي رخ داده؟
گفت: وزارت خارجه بحرين، اعتراض دانشجويان ايراني به دولت انگليس را محكوم كرده است!
گفتم: پشه روي يك درخت تنومند چنار نشسته بود وقتي مي خواست بلند شود به درخت گفت خودت را قرص و محكم نگه دار كه من قصد بلند شدن دارم! درخت پرسيد چي گفتي؟ و يكي از برگ هاي چنار گفت؛ هيچي! يه پشه وز وز كرد!

بزرگ ترين منكر زمانه ما (يادداشت روز)

1- هزار و سيصد و چند ده سال است كه گذشت زمان نتوانسته غبار كهنگي و زنگار فراموشي بر نهضت بيداري عاشورا بنشاند. هر روز در امتداد اين بيداري بزرگ، «الگوي عاشورا» بهتر فهم مي شود و فرياد «عدالت» بلندتر به گوش مي رسد و مبارزه با «ظلم» فراگيرتر مي شود؛ چه اينكه غيبت از كارزار «مسئوليت» هر روز كمرنگ تر مي شود و «آگاهي» و «بصيرت» پررنگ تر از هر زماني به ميدان آمده است. اتفاق بزرگ و سترگ اين است كه «حق» و «حقيقت» در اين نبرد نفسگير بر «جبهه باطل» و «پهنه ظلمت» مي تازد و فضايي تازه مي گسترد و تاريخ در حال نوشدن است و اين تازگي نمايان شده و پيچ تاريخي عيان گشته است و اين همه مرهون و مديون عاشوراست...

ادامه نوشته

حاشيه ها چگونه جاي متن مي نشينند؟ (يادداشت روز)

مهندسي رفتار اصولگرايانه از كجا آغاز مي شود و ملاط اين مهندسي كدام است؟ از كجا ممكن است در اين چينش، خلل و اعوجاج افتد؟ و چگونه مي توان بنيان و هندسه اين بنا را مستحكم تر ساخت و سياست را عقلاني تر و آينده نگرتر كرد؟ اينها پرسش هايي است كه همواره در افق حركت اصولگرايان - به مثابه حاملان انقلاب و دلسوزان آن- قرار داشته اما امروز در سرفصل مهمي از تاريخ جهان كه روزگار در حال تغيير و نو شدن است، اهميتي مضاعف پيدا كرده است. جهان در آخرين سال از دهه 80 شمسي و اولين سال از دهه دوم ميلادي (1390-2011) آتشفشاني شد و زمين و زمانه استكبارزده از مركز خاورميانه و اعماق اروپا و آمريكا به جنبش درآمد تا حال و احوال غمبار خود را نو كند. «فرصت» ها و «مسئوليت» هاي مهم و بي سابقه اي از دل اين جنبش ها براي انقلاب اسلامي ايران پديدار شد و از آن سو فرعون ها كه ترديد ندارند اين اتفاق دامنه دار، متاثر از ايستادگي و الهام بخشي ايران است، نوك پيكان دشمني و عناد خود را متمركز تر از گذشته متوجه انقلاب اسلامي كرده اند. بدين ترتيب، خرد به هماهنگي فزون تر حاملان انقلاب و كاستن از حاشيه ها و هزينه ها و فرسايش ها در جهت تمركز بيشتر روي فرصت ها، مسئوليت ها و تهديدها حكم مي كند. پرسش اين است كه «همت» ها و «اراده»ها را چگونه بايد تراشيد تا متوازن شوند و با چه ملاطي بايد آنها را به هم پيوند داد تا خروجي اين مهندسي، ثبات و امنيت و پيشرفت كشور و مواجهه قدرتمندانه با مستكبران باشد؟

ادامه نوشته

عادت مي كنيد ! (يادداشت روز)

تلاش براي حداكثري كردن فشار بر ايران درست در شرايطي صورت مي گيرد كه فشار بر غرب در منطقه حداكثر شده است. عيني ترين ارزيابي ها درباره شرايط منطقه حاكي از آن است كه مجموعه تحولات در حال پيش روي به سمتي است كه آمريكايي ها آن را روي كار آمدن عناصر نامطلوب مي خوانند. درست كه آمريكا چند ماه است تلاش مي كند از طريق ارتباط گيري با انقلابيون منطقه، وادار كردن ديكتاتورها به اصلاحات صوري و خارج كردن فرايندهاي انقلابي از كف خيابان روند اين انقلاب ها را مديريت كند ولي نتيجه به هيچ وجه آن چيزي نيست كه آمريكايي ها مي خواستند. منطقه در حال اسلامي تر شدن است و كساني روي كار مي آيند كه خواهان جمع شدن همه بساط غرب -بساطي كه ظرف حدود يك قرن پهن شده- هستند.

ادامه نوشته

كايت (گفت و شنود)

گفت: يكي از مدعيان اصلاحات كه به انگليس پناهنده شده از گروه هاي اپوزيسيون خواسته است روز 22 بهمن براي نشان دادن مخالفت خود با جمهوري اسلامي 5 دقيقه سكوت كنند!
گفتم: عجب ديوانه اي است اينهمه فرياد زدند چه كسي شنيد كه حالا متوجه سكوت آنها بشوند!
گفت: يكي از كاربران فيس بوك هم خطاب به او نوشته است بعد از پروژه درازگوش تروا، چشممان به پروژه احمقانه شما روشن شد!
گفتم: حيوونكي گناه داره! بايد بذارن طرح و پروژه اش رو بده!
گفت: يك سايت ديگر خطاب به اين اصلاح طلب فراري نوشته است؛ چرا باعث خنده مي شوي؟ سكوت كه هزينه ندارد اگر راست مي گويي دست به يك عمليات درست و حسابي بزن!
گفتم: اتفاقا يكي از همين اجق وجق هاي فراري و پناهنده خودش رو با «كايت» به ساختمان يكي از سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي ايران زد و باعث كشته شدن 58 نفر شد. اول خودش كه در دم قبض رو گرفت و رفت و 57 نفر ديگر هم از خنده روده بر شدند!

نا محرمان را به اين حريم راه ندهيد ! (يادداشت روز)

يك گزارش موثق كه اسناد مربوطه را نيز به پيوست دارد و اخيرا كيهان به آن دست يافته است، از امضاي يك تفاهمنامه ميان وزير راه و شهرسازي جمهوري اسلامي ايران و وزير همكاري هاي اقتصادي كشور قطر حكايت مي كند. موضوع اين تفاهمنامه كه اجراي آن بلافاصله پس از امضاء تفاهمنامه تعيين شده است، واگذاري 70 پرواز داخلي ايران به شركت هواپيمايي قطر - QATAR AIRLINE- است.

ادامه نوشته

وقت گله نيست!

پژمان كريمي
فكر مي كنم چهار ماه پيش بود. فيلم «سيزده 59» اكران شد. چند روزي از اكران فيلم مي گذشت كه برنامه« هفت» كارگردان جوان فيلم را روبه روي مسعود فراستي نشاند.
فيلم قصه اي دارد درباره دفاع مقدس و آدم هاي آن. اما واقعيت دفاع مقدس را دربر ندارد. تحريف شخصيت مدافعان دين و كشور است. توهين به حماسه آفريننان است. به كساني كه با يقيني روشن، باوري راسخ، اراده اي پايدار و مثال زدني، دنيا را وانهادند و جان را به مسلخ ايمان و عشق بردند.
وقتي فراستي رو به سازنده فيلم گفت: «فيلم تو مرا ياد فيلم هاي آمريكايي انداخت» و گفت: «جنس آدم هاي فيلم تو، جنس آدم هاي جنگ نيست»، پاسخي عجيب شنيد و شنيديم.
فيلم ساز گفت: «خوشحالم فيلم مرا با فيلم هاي آمريكايي مقايسه كرديد!»

ادامه نوشته

تنفس در هواي سمي جنگ پنتاگون با طبيعت

                      جنگ طلبان آمريكايي بيشتر از بقيه محيط زيست را تخريب مي كنند
                                      تنفس در هواي سمي جنگ پنتاگون با طبيعت


مژگان نژند
چگونه امكان دارد كه بزرگ ترين آلوده كننده كره زمين بابت استفاده بيش از حد و غير مجاز خود از آلاينده هايي چون «دي اكسيد كربن» و ديگر گازهاي سمي، تاكنون هرگز زير سؤال نرفته وهشداري از سوي جامعه جهاني دريافت نكرده باشد؟!
بي شك، پنتاگون شكمباره ترين نهاد در زمينه فرآورده هاي نفتي و به طور كلي، انرژي است. با اين حال، مي بينيم كه در تمامي قراردادهاي بين المللي از معافيتي كلي بهره مي گيرد. نه جنگ هاي اين «وزارتخانه جنگ» در عراق و افغانستان، نه عمليات مخفي متعدد آن در پاكستان، نه تجهيزات يكهزار پايگاهي كه در سراسر جهان مستقر ساخته، نه 6000 تأسيساتش در آمريكا، نه صدها عمليات ناتو در جاي جاي كره زمين، نه ناوهاي هواپيمابرش در اين سو و آن سوي جهان، نه ناوگان هوايي اش كه آسمان را قلمرو خود مي داند و نه تمرينات نيروهايش، آزمايش هاي متعدد و يا فروش گسترده سلاح هاي مرگبارش، هيچيك در ميزان انتشار گازهاي گلخانه اي منتسب به آمريكا و يا ديگر مواردي كه اين كشور را مسئول آلودگي كره زمين نشان مي دهند، هرگز به حساب نمي آيد.

ادامه نوشته

آستانه محرم ، آستانه شهداست

                              تقديم به همرزم هميشه شهدا، حاج قاسم سليماني
                                                آستانه محرم ، آستانه شهداست

حسين قدياني
از بس قشنگ مي گفتند:«هركه دارد هوس كرب و بلابسم الله»، كه نمي شود از محرم نوشت و يادي از شهدا نكرد. شهداي ما شهادت نامه شان را درهمين شب هاي محرم، به امضاي سيدالشهدا مي رساندند. شهادت، حاجت شهداي ما بود از امام حسين. حاج قاسم بارها حاجت روا شده و بارها شهادت نامه اش امضا شده. حسين، بعضي ها را چند بار مي برد؛ آهسته و پيوسته مي برد و طولاني تر و عاشقانه تر مي كند شهادت شان را. به هرحال، ما زمينيان هم شهيد و شاهد و شاهد شهيدان، مي خواهيم يا نه؟! حاليا! شهدا آنقدر براي خون خدا گريه مي كردند، كه اباعبدالله، ولو يك بار هم كه شده، امضا كند شهادت نامه شان را. تا اين امضاي سرخ را نمي گرفتند، نمي رفتند. همين كه عطر محرم فرا مي رسد، شهدا دل ما را مي برند به شب هاي عمليات. به اشك هاي خداحافظي. به شانه هاي لرزان همسنگران. به فصل گرم حلاليت. زمانه «يا زيارت يا شهادت». محرم، بهار خون است و مگر نه آنكه شهداي ما در موسم عاشوراي جبهه ها، دل به نسيم كربلا بسته بودند. ياد زيارت عاشورايي كه مي خواندند به خير! نمي دانم جاي آنها ميان ما خالي است، يا جاي ما ميان آنها. اصلا ببيني يادي از ما مي كنند؟ لااقل همين اندازه كه ما به يادشان ايم! نمي دانم آنجايي كه الان شهدا «عند ربهم يرزقون» اند، محرم فرا رسيده يا نه. يك شب با ما فاصله دارند، يا بيشتر. نزديك اند به ما يا دور. شايد ما به آنها دور باشيم، اما آنها به ما نزديك. شايد درعوض اينكه ما شهدا را نمي بينيم، شهدا ما را مي بينند. شايد دل شان مي سوزد براي ما، براي غم و غربت ما. خوشم مي آيد از وقت شناسي شان. به موقع پركشيدند. نمي دانم زمان براي شهدا چگونه مي گذرد. اصلا آنها بر زمان مي گذرند. يا زمان بر آنها. نمي دانم در مكان خاصي مستقرند، يا مكان، مستقر شهداست. روزگاري با ما بودند، اما اينك، به چه سؤالاتي كشيده كار ما! حق مان است؛ ما درجايي زندگي مي كنيم كه سجن مومن است، اما شهدا جمع شان جمع است دريك جاي دنج. خوش به حال شان! شب هاي جمعه لابد مي روند كربلا. اگر هم به ياد ما نباشند، حق دارند. ياد ما خراب مي كند زلال خلوت شان را. ما آلوده ايم؛ دست مان به آسمان نمي رسد. شهر ما ستاره ندارد. غبارآلود است دل ما. بايد با هواي نفس بجنگيم و دل مان خوش باشد كه اسمش «جهاد اكبر» است! حالا به ندرت باز مي شود در باغ شهادت. گه گاه! اينك در فراق روزگار جنگ، بايد با روزگار جنگيد. روزگار بدون صبحگاه دو كوهه. روزگار محرم هاي بدون شهدا. روزگار دلتنگي براي آغوش مردان خاكي. روزگار هجران برادر با برادر. برادري كه شهيد شده و برادري كه مانده. همه اش خاطره، همه اش خاطره! ببيني شهدا هم خاطرات ما را مرور مي كنند؟! نكند فراموش كرده باشند ما را. نكند ما را نشناسند. نه! نه! لااقل محرم ها به ياد ما بايد بيفتند.

ادامه نوشته

زنگ (گفت و شنود)

گفت: باني درازگوش تروا طي مقاله اي در سايت «روز آنلاين» نوشته است «ما گروه هاي اپوزيسيون فقط بلديم يكديگر را جر بدهيم و پاچه همديگر را بگيريم».
گفتم: در جريان فتنه 88 كه از «پيوند مستحكم گروه هاي اپوزيسيون با يكديگر» سخن مي گفتند!
گفت: آره! اما حالا كه فتنه شكست خورده و آمريكا و انگليس و اسرائيل گروه هاي اپوزيسيون را مثل گله بي صاحب رها كرده اند، اين حيووناي زبون بسته از بيكاري بدجوري به جان هم افتاده اند.
گفتم: يارو از بيكاري حوصله اش سر رفته بود، زنگ در خونه خودش رو ميزنه و فرار ميكنه!

آنچه مي ماند ، آنچه مي رود (يادداشت روز)

«حركت هاي اسلامي در اطراف دنياي اسلام، ماندگار و پيش رونده است... ملت ها يكي پس از ديگري بيدار مي شوند و دست نشاندگان استكبار يكي پس از ديگري از صحنه خارج خواهند شد.»
همانگونه كه در سخنان ديروز حضرت امام خامنه اي- دامت بركاته- آمد، خيزش ها در كشورهاي عربي وضعيتي رو به «كمال» دارند. تحولات مصر و يمن دو نمونه از اين انقلاب ها هستند كه عليرغم توطئه گسترده بين المللي و منطقه اي براي انحراف آنها، پايدار ماندند و بر فتنه گري ها غلبه كردند. مهمترين دليل اين «ماندگاري» و «پيش روندگي» برخوردار بودن اين خيزش ها از عنصر «دين» است. در ميان عناصر مختلف، عنصر دين مهمترين و كارآمدترين عنصر در مانايي و پايايي يك حركت است و از اين رو در حافظه تاريخي ما تحولاتي مانده اند كه با دين آميختگي داشته اند.

ادامه نوشته

به بهانه فيلم «سعادت آباد» سياه نمايي خانواده و جامعه ايراني

سعيد مستغاثي
ساخت فيلم هايي كه مروج روابط بي بند و باري و زندگي لاابالي و نافي اخلاق و رفتار ايراني و اسلامي هستند ، تقريبا از اواسط دهه 70 و خصوصا پس از دوم خرداد 1376 باب شد كه بعدا به نام فيلم هاي دختر و پسري ناميده شدند و در آنها مي شد انواع و اقسام روابط عاشقانه مثلثي و مربعي و ذوزنقه اي و ضربدري را پيدا كرد. مي توان براساس آمار و اسناد ادعا كرد كه از سال 1376 به بعد و همراه به اصطلاح بازشدن جو فرهنگي -هنري جامعه و شكسته شدن بسياري از خطوط قرمز سالهاي قبل ، به جاي شكوفا شدن سينما خصوصا در حيطه سوژه ها و مسائل مختلف ، سينماي ايران دچار پس رفتي شد كه به اعتقاد بسياري از كارشناسان و منتقدان اين سينما ، پديده مبتذل و مذموم «فيلمفارسي» را به طور رسمي به عرصه سينماي ايران بازگرداند.
اينكه كرامت خانواده را بوسيله جنگ و جدال هاي ديرين رقباي عشقي يا روابط نامشروع تحت عنوان فريبنده آزادي همراه انواع و اقسام بي بند و باري و يا عشق هاي مثلثي و ضربدري زير علامت سوال بردند، اينكه بنيان خانواده را اغلب به دليل عشق هاي به اصطلاح غير افلاطوني، لرزان و متزلزل نشان دادند ، اينكه هرگونه تعهدات اخلاقي را در روابط اجتماعي كان لم يكن اعلام كردند و اينكه ...
فيلم هايي مثل «علف هاي هرز» ، «شوكران» ،«مردباراني » ، « عشق + 2 » ، «سياوش» ، «تيك» ، «شام آخر» ، «نگين» ، «خانه اي روي آب» ، «دنيا» ، «عروس خوش قدم» «واكنش پنجم» ، «خاكستري» ، «زندان زنان» «همكلاس» ، «عروسي مهتاب» ، «آب و آتش» «مارال» و...از جمله آثاري بودند كه به سبك و سياق آنچه گفته شد ، در ساخت فضاي ابتذال آن دوران سينماي ايران موثر واقع شدند.
نكته جالب اينكه در سال 76 و پس از پايان جشنواره فيلم فجر شانزدهم در حالي كه مرحوم سيف الله داد(معاونت وقت سينمايي) ، اصحاب رسانه را در سالن اجتماعات ساختمان سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي جمع كرده بود ، به آنها صريحا گفت كه بر جشنواره فجر آن سال ، ابتذال سايه افكنده بود و سپس همه را دعوت كرد تا با تشريك مساعي ، به مقابله با ابتذال يادشده برخيزند. متاسفانه بعد از آن هم، برخي فيلمسازان با سوء استفاده از فضاي ايجاد شده كه شكستن هر خط قرمزي را نوعي فضيلت مي نماياند ، هر چه بيشتر در گرداب فيلمفارسي و ابتذال فرو رفتند و اين غرق شدن تا آنجا پيش رفت كه 3 سال بعد در مراسم اختتاميه جشن خانه سينما ، مجيد مجيدي (دبير جشن) صراحتا از صداي پاي ابتذال سخن گفت . مجيدي 8 سال پس از آن نيز در اوايل دي ماه 1387 طي سخنراني در سمينار «نقد سينماي اجتماعي و سينماي ديني» در دانشگاه علامه طباطبايي ، كليت سينماي ايران طي دوران موسوم به اصلاحات را مبتذل خواند و گفت :
«...يكي از گله هاي من به آقاي خاتمي هم همين مساله بود، چرا كه علي رغم علاقه اي كه به شخصيت ايشان دارم، بايد بگويم كه در دوره ايشان علي رغم فضاي آزادي كه وجود داشت، چيزي جز ابتذال نصيب سينماي ما نشد.»
بنيامين نتانياهو نخست وزير فعلي رژيم صهيونيستي در سالگرد 11 سپتامبر و حادثه انهدام برج هاي دو قلوي نيويورك در جمع اعضاي يكي از تينك تنك هاي آمريكايي موسوم به «كميته اصلاح دولتي» سخنراني مهمي داشت كه در آن به نوعي استراتژي آتي ايالات متحده را تعيين مي كرد ، آن هم در شرايطي كه در هيچ مقام و منصب سياسي و يا نظامي نبود و تنها به عنوان يك استراتژيست اسرائيلي در آن جمع حضور داشت.
تيتر خبر آن سخنراني كه در تاريخ 12 سپتامبر 2002 توسط خبرگزاري يونايتدپرس مخابره شد اين بود:
«نتانياهو : ايالات متحده بايد با تلويزيون به ايران حمله كند!»
و در ادامه آمده بود : «...نخست وزير سابق اسرائيل [كه در آن زمان هنوز مجدداً
نخست وزير نشده بود] از آمريكا خواست تا تغيير رژيم را در دو كشور عراق و ايران پي بگيرد و اين كار را در عراق با حمله نظامي و در ايران با پخش برنامه هاي تلويزيوني ماهواره اي با محتواي هرزگي انجام دهد.
وي گفت: جريان فرهنگ عاميانه غربي به داخل ايران، مي تواند منجر به براندازي جمهوري اسلامي شود.
بنيامين نتانياهو با اشاره به وجود هزاران ديش ماهواره در ايران، به «كميته اصلاح دولتي» [يك تينك تنك دولتي در آمريكا] گفت كه آمريكا مي تواند با پخش سريال هاي شبكه فاكس كه افراد زيباروي جوان را در وضعيت هاي متنوعي از برهنگي نشان مي دهند كه زندگي هاي فريبنده و مادي گرايانه دارند و رابطه هاي بي قيد جنسي برقرار مي كنند، يك انقلاب را عليه حكومت اين كشور برانگيزد...»(متن كامل اين سخنراني هنوز در اينترنت و وب سايت خبرگزاري يونايتد پرس قابل جست وجو است)
آمريكا حدود 6 ماه پس از اين رهنمود و راهكار صهيونيستي يعني در اواسط ماه مارس 2003 به عراق حمله نظامي كرد و از همان زمان ، طرح تاسيس شبكه هاي ويژه فيلم و سريال و شو و موسيقي را در دستور كار خود قرار داد كه امثال MBC فارسي ، فارسي وان تا شبكه «من و تو» از آن جمله هستند. قابل ذكر اينكه شبكه هايي همچون فارسي وان از جمله حلقات فاكس به شمار آمده كه نتانياهو سريال هاي آن را موجب فريب خانواده هاي ايراني دانسته بود!!
در واقع ره آورد سريال ها و فيلم هاي به ظاهر ملودرام و يا برنامه هاي سرگرمي اين شبكه ها براي خانواده مسلمان ايراني ، چيزي جز تبليغ و القاي نوعي سبك زندگي و رفتاري بي بندوبارانه ، لاابالي گرايانه، سبكسرانه و فارغ از اخلاق و منش اسلامي و ايراني نبوده و در يك كلام همه هّم و غمّشان را حقنه كردن نوعي سبك زندگي غرب زده ( با همه نابهنجاري هاي ارتباطي و رفتاري آن ) تشكيل داده و مي دهد.
نگاهي اجمالي به انواع و اقسام فيلم ها و سريال ها و حتي برنامه هاي ظاهرا سرگرم كننده اين شبكه ها نشان مي دهد كه در قريب به اتفاق آنها، اين موارد به چشم مي خورد :
روابط غير اخلاقي و نامشروع بين دختران و پسران و زنان و مردان نامحرم ( كه در فرهنگ ايراني و اسلامي به شدت برحرمت آن تاكيد شده ) ، نمايش لباس ها و پوشش هاي نامناسب و در واقع عرضه بي پرواي فرهنگ برهنگي ، تبليغ انواع و اقسام مسكرات و شرب خمر حتي در مهماني هاي ساده خانوادگي ، عقب مانده نشان دادن روابط و زندگي سنتي كه برپايه اخلاق و رفتارهاي مذهبي شكل مي گيرد ، مخدوش كردن تمامي حرمت ها و حريم هاي انساني ، تبليغ تجمل گرايي و زندگي هاي اشرافي به عنوان ايده آل و آرزوهاي بشري و ... و بالاخره جلوه دادن روابط و ضوابط ديني به عنوان قوانين و قواعد ارتجاعي و واپس گرا ( كه مجموع اين موارد همان به اجرا درآمدن رهنمودهاي بنيامين نتانياهو به حساب مي آيد) در واقع موتيف هاي تكرار شونده اي هستند كه در زمينه و پس زمينه و متن و حاشيه هر فيلم و سريال و شو و برنامه نمايشي آنها رويت مي شود.
اما به هرحال تكليف مخاطبين ايراني با اين شبكه ها و فيلم و سريال هايشان روشن است ، چراكه حتي خودباخته ترين افراد در قشر به اصطلاح روشنفكر هم آن را از جانب يك كشور يا نهاد و يا نيروي بيگانه و اجنبي دانسته و خط و مرزهاي خود را با آن حفظ مي كنند ، از همين روست كه برخي از اين شبكه ها سعي كردند با به اصطلاح ايرانيزه كردن بخشي از برنامه هايشان ، همذات پنداري بيشتر مخاطب ايراني را برانگيزانند. چرا كه به لحاظ رواني و روحي ، حضور كاراكتر و فرد ايراني در اين گونه برنامه ها ، مي تواند تا حدودي آن فاصله گذاري ياد شده را لااقل در همان قشر به ظاهر روشنفكر زائل نمايد.
اما متاسفانه افراط در مطرح نمودن برخي شبكه ها و سريال هاي ياد شده در بعضي نشريات ( البته با نيت نقد و تحليل) و همچنين ارائه برخي آمارهاي غلط از مخاطبين اين شبكه ها كه در كمال تاسف بعضا از سوي مراكز رسمي ارائه گرديد ، باعث شناخته شدن و رواج بيشتر اين كانال هاي مفسده آميز شد و در بخشي از بدنه رسانه اي و سينمايي كشور اين گونه القاء شد كه گويا گروه كثيري از مردم به اين قسم برنامه ها و سريال ها و شبكه ها علاقه مند هستند! ( از همان نوع تحليل هاي غير واقعي نهادهاي استراتژيست غرب كه كليت مردم ايران را برپايه اطلاعاتشان از اقليت محدود
شبه روشنفكر و به اصطلاح متجدد ارزيابي
مي كنند و از همين رو و پس از گذشت سالها هنوز شناخت درست و واقعي از ملت مسلمان ايران به دست نياورده اند!!)
يعني در واقع عناصر رسانه اي همان قشر اقليت شبه روشنفكر ( كه همواره گوش جان به القائات رسانه هاي معلوم الحال آن سوي آب بسته اند ) براساس همين تصور و توهم ، فكر كردند كه اگر به سبك و سياق برنامه و سريال هاي شبكه هاي مزبور ، فيلم بسازند ، مخاطبان بيشتري را به خود جلب كرده و البته احيانا بعضي از شيفته ترين شان هم خواستند كه براي زدودن فرهنگ ارتجاعي و سنتي اين مردم ! و رواج روابط مترقيانه و زندگي متجدد غربي !! قدمي بردارند!!!
برهمين اساس روند ابتذال گرايي كه طي سالهاي پس از به اصطلاح دوران اصلاحات ، بعضا با وقفه هاي كوتاهي مواجه گرديده بود ، مجددا در يكي دو سال اخير اوج گرفته و به روندي سيستماتيك بدل شده است. چراكه متاسفانه ايجاد برخي خطوط ضد ارزشي به گونه اي جريان وار در دسته اي از آثار توليدي ( كه كم هم نيستند) مشاهده مي شود. به نظر مي آيد ساده انگاري و كج فهمي و عدم درك درست از مخاطب ايراني باعث شد تا برخي از همين فيلمسازان در سايه تسامح و تساهل بعضي مديران سينمايي ، همان شبكه هاي مذموم ياد شده را نصب العين خود قرار داده و خواسته يا ناخواسته به كپي كردن سريال ها و فيلم هايشان بپردازند و با ايرانيزه نمودن آن، كاري را انجام دهند كه برنامه سازان و سريال پردازان آن سوي آب با صرف هزينه هاي هنگفت در صدد انجامش بوده و هستند.
مصداق اين مدعا را در جشنواره بيست و نهم فيلم فجر بعينه مي شد رويت كرد كه اينك همان فيلم ها به ترتيب بر اكران عمومي سينماهاي اين مملكت نقش مي بندند و فيلم «سعادت آباد » يكي از همان نمونه هاست. فيلمي كه با قصه اي از مثلث هاي عشقي و ارتباطات نامشروع و نمايش شرب خمر و روابط نابهنجار 3 زوج ، در واقع ترجماني وطني از همان سريال هاي معروفه شبكه هاي ذكر شده را در برابر چشمان مخاطب ايراني قرار مي دهد و البته توجيه آن هم بارها و بارها تكرار شده كه :
« ما مي خواهيم مخاطب ايراني را از آن شبكه هاي بيگانه جدا كرده و خودمان همان خوراكي را كه در آن كانال ها مي جويد ، در اختيارش بگذاريم. يا همان خوراك هاي هنري را با فضايي استريليزه به خوردشان مي دهيم!!»
اين توجيه هم كه فضاي نابهنجار طبقه متوسط مرفه يا متجدد و يا روشنفكر را در اين فيلم به نمايش گذارده ايم نيز عذر بدتر از گناه است كه هم توهيني به طبقه مذكور تلقي شده و هم به دليل آنكه تصويري مثبت از هيچ خانواده ايراني در فيلم فوق ديده نمي شود، به آساني و با تحليلي ساده مي توان آن را به كل جامعه تسري داد! تصويري سياه از خانواده و جامعه ايراني كه به شدت هويت مردم اين مرز و بوم را خدشه دار مي سازد.
اما همه ماجراي جشنواره 29 فجر و اكران امسال به فيلم «سعادت آباد» ختم نمي شود و اين قصه سر دراز دارد كه تنها بخشي از آن را به اجمال مرور مي نماييم. اين در حالي است كه پيش از برگزاري جشنواره ياد شده معاونت محترم سينمايي با قطعيت ، به خانواده هاي ايراني اطمينان داده بود كه از جهت سالم بودن فضاي سينما با خيال راحت به تماشاي آثار جشنواره فيلم فجر بروند. گويا متاسفانه ايشان اغلب اين فيلم ها را مشاهده نكرده و يا به نظر و توصيه مشاوران بسنده نموده بودند، چراكه حداقل بسياري از آثار ايراني به نمايش درآمده در جشنواره مذكور ، فضاي سالمي براي خانواده هاي مسلمان ايراني به همراه نداشتند و در اين دسته فيلم ها به شدت روابط غيراخلاقي و نامشروع مابين زن و مرد و دختر و پسر و همچنين كاربرد كلام و عبارات مبتذل و مستهجن جنسي(كه زبان از بازگويي بعضي آنها شرم دارد) جاري بود!
از جمله مصاديق مورد بحث ما مي توان به موارد زير اشاره كرد :
-ارتباط عشقي و غير شرعي دختري با يك مرد ميانسال از يك سو و جواني احساساتي از سوي ديگر كه منجر به خلوت ايشان با نامحرم در منزل شخصي نامبرده مي شود در فيلم «پرتقال خوني» .
-عادي جلوه دادن روابط غير اخلاقي و خلوت با نامحرم و رواج اباحه گري در فيلم «يكي از ما دو نفر»، اينكه برخلاف دستورات ديني مي توان با يك مرد نامحرم روابط نزديك و خصوصي و آزاد داشت و به اصطلاح آلوده هم نشد!! ( زير علامت سوال بردن محرمات دين )
-ارتباط نامشروع يك راننده آژانس با دو زن از مشتريانش ( كه يكي از آنها گويا رابطه اي مشروع يا نامشروع با مرد ديگري دارد) در فيلم «چيزهايي هست كه نمي داني» ،
-رابطه نامشروع مالك يك آموزشگاه هنري با منشي خود و خلوت كردن با وي در محيط آموزشگاه، در حالي كه همسر معتادش به اعتراض آمده و سپس همراه شدن با جماعتي مست و سرخوش و خياباني همراه يك پليس قلابي براي سركيسه كردن مردم در فيلم «اسب حيوان نجيبي است» كه سرشار از شوخي ها و ديالوگ هاي مستهجن جنسي بوده و فضايي از فساد و فحشاء را در شكلي مثبت به نمايش مي گذارد .
-نمايش فضايي بي بند و بار همراه شوخي هاي مبتذل و جنسي در فيلم «ورود آقايان ممنوع» همراه با استهزاء برخي محدوديت هاي شرعي و عرفي ، فضايي كه چند سالي است در محصولات كمپاني ديزني با رويكرد نمايش روابط بي بندبارانه و
لاابالي گرايانه در مدارس ، غالب شده است.
-نمايش فساد و فحشاء دختران و پسران فراري و پااندازي هاي نامشروع و طرح نوعي از تعليم و تربيت مغاير با آموزش و پرورش سنتي و اسلامي در فيلم «مرهم» كه اگرچه در انتها نشان مي دهد سر دختر فراري به سنگ مي خورد ولي نزد خانواده اش برنگشته بلكه به مادربزرگي پناه مي آورد كه علاوه بر اعمال نوعي روش تربيتي ليبرالي، خود نيز از يك زندگي سنتي به مصالحه با دوست طاغوتي اش(به گفته خود او) روي مي آورد.
-عشقي كه از درون يك سري اعمال و رفتارهاي ساختارشكنانه اجتماعي سربرمي آورد در فيلم «آفريقا» .
-روابط غيراخلاقي در يك داستان
شبه رابين هودي با پاياني سياه و تلخ در فيلم «ندارها» .
-شبيه اين نوع رابطه غيراخلاقي و ساختارشكنانه اجتماعي همراه با روابط نامشروع پنهاني ديگر در فيلم «شش نفر زير باران» .
-روابط نامشروع دختري با پولداري عياش در فيلم «آقا يوسف» -كه بدون اطلاع پدرش با وي خلوت دارد - برهم زدن سنت هاي اسلامي و شرعي خواستگاري و ازدواج در فيلم «گزارش يك جشن» و اختلاط غير مشروع دختران و پسران جوان به بهانه آشنايي .
-شوخي هاي زشت زن هاي يك خانواده سنتي در فيلم «يه حبه قند» كه افت اخلاقي را به خانواده هاي سنتي ايراني نيز مي كشاند و ...
...و اينها تنها بخشي از فضاي اباحه گري اين دسته از فيلم هاي نمايش داده شده در جشنواره بيست و نهم ( يعني توليدات سال 1389 و اكران سال 1390 سينماي ايران ) بود بدان گونه كه برخي به طنز و مطايبه مي گفتند ، ديگر نيازي به شبكه فارسي وان نيست و گردانندگان آن شبكه مبتذل مي توانند نمونه هاي ايراني سريالهاي كلمبيايي و كره اي خود را در سينماي ايران پيدا نمايند!!

براي خامنه اي عاشورايي مي جنگيم

                            تقديم به مادر مرحومه شهيد سيدرضا حسيني
                                    براي خامنه اي عاشورايي مي جنگيم

حسين قدياني
نمي دانم دقيقاً چند روز تا محرم باقي مانده كه ديروز ظهر، زنگ در خانه را زدند، بچه هايي كه شال مشكي داشتند، سني نداشتند و يك سيني دست شان بود و توي سيني، يك پرچم سرخ «السلام عليك يا اباعبدالله» گذاشته بودند و اين مختصر، يعني كه «كمك به هيئت». كمك به مخلصانه ترين تكيه هاي عزا كه گرداننده اش بچه ها هستند. بچه هاي هم سن سكينه و رقيه و كلاً همه آن بچه هايي كه در فراق عباس مي گفتند؛ عمو جونم! تا تو بودي، سر و ساموني داشتيم...

ادامه نوشته

نبات (گفت و شنود)

گفت: در جلسه اي كه نزديك به 20 نفر از مخالفان دولت سوريه در لندن تشكيل داده بودند يك دانشجوي سوري از سخنران پرسيده است؛ نظر شما درباره اسرائيل چيست؟ و او پاسخ داده كه اسرائيل دشمن شماره يك و قاتل مسلمانان است.
گفتم: ديگه چي؟
گفت: دانشجوي سوري نظر سخنران را درباره آمريكا و انگليس و فرانسه هم پرسيده و سخنران در جواب گفته است؛ همه اين دولت ها دشمن مسلمانان و خواستار بهره كشي از آنها هستند.
گفتم: خب! حالا منظورش چي بوده؟
گفت: پرسيده است؛ اگر آمريكا و اسرائيل و انگليس و فرانسه دشمنان ملت هاي مسلمان هستند، چرا با آنها در مخالفت با سوريه همصدا شده ايد؟
گفتم: چه جوابي داده است؟
گفت: سخنران او را از جلسه اخراج كرده است!
گفتم: از يارو پرسيدند ميدوني نبات كيلويي چنده؟ گفت؛ نمي د ونم! پرسيدند؛ مي دوني نقل كيلويي چنده؟ يارو گفت؛ نه نمي دونم! طرف گفت؛ اشكالي نداره! از قديم و نديم گفته اند خر، چه داند قيمت نقل و نبات؟!

مسئوليت تاريخي دستگاه قضا (يادداشت روز)

1- در دانشكده هاي حقوق معمولا اساتيد در بحث متدلوژي وضع قوانين به يك موضوع «فرعي» گريز مي زنند كه البته بيرون از آن بحث كاملا «اصلي» است و به يك «عارضه» و «آفت» مهم اشاره دارد. موضوعي كه اساتيد و حقوقدانان متذكرمي شوند ضعف در قانون و هم در اجراي آن است تا جايي كه قانون گاهي به مانند تارعنكبوتي است كه فقط ضعفا را به دام مي اندازد و مجرمان گردن كلفت و مفسدان دانه درشت با گستاخي و بدون اضطراب از چنگ «قانون» و «عدليه» مي گريزند.
اين «تذكر» كه به علت استفاده رايج و شيوع آن در ميان افكارعمومي به ضرب المثل مبدل شده اين هشدار را در پي دارد كه اگر مسئولان در حوزه تقنيني يا قضايي غفلت بورزند اعتماد افكارعمومي را نسبت به مقوله «قانون» و «عدالت قضايي» مخدوش خواهند كرد.
با گشوده شدن پرونده فساد مالي و بانكي اخير كه حقيقتا دلسوزان انقلاب و آحاد ملت مومن و شريف ايران اسلامي را نگران ساخت رسانه هاي ضدانقلاب تمام توان و پتانسيل خود را بكار گرفتند تا از همان ابتدا در شيپور عناد و بدبيني خصمانه خود بدمند كه؛ الف: جمهوري اسلامي يك نظام ناكارآمد است و توان برخورد با عاملان و مسببان اين فساد اقتصادي بزرگ را ندارد. ب: علني شدن اين پرونده بخاطر يك دعواي سياسي در سطح حاكميت نظام جمهوري اسلامي است و اين كشمكش و نزاع سياسي به لحاظ قضايي و برخورد قانوني به سرانجامي نخواهد رسيد و پ: دستگاه قضايي مستقل نيست و تابع شرايط زماني و مكاني و مصلحت جويي هاي سياسي است و...
از همين روي؛ براي اين 3 محور ادعايي و بي پايه و اساس طي 3 ماه گذشته با انواع و اقسام گزارش ها، يادداشت ها، گفت وگوها سعي كردند «آرزوها»ي خود را در قالب به اصطلاح «واقعيت ها» جلوه دهند تا به نوعي با جعل صلاحيت براي خود اين «قضاوت» را در فضاي مجازي و رسانه اي پمپاژ نمايند كه پرونده فساد مالي و بانكي از هم اكنون مختومه است و قوه قضائيه كاري از پيش نخواهد برد!
اما از 15 مردادماه كه پرونده فساد بانكي موسوم به پرونده فساد 3هزار ميلياردي تشكيل شد دستگاه قضايي بي توجه به حاشيه سازي ها و نشر شايعات و تهمت هاي ضدانقلاب، تحقيقات مقدماتي اين پرونده را آغاز كرد و دادگستري خوزستان بهنگام و بي آنكه آثار و دلايل اين فساد امحاء يا زايل شود اقدامات قضايي را عملياتي كرد.
گفتني است؛ به دليل ابعاد مختلف پرونده فساد مالي، اين پرونده به تهران احاله شد.
نكته حائز اهميت ورود رئيس دستگاه قضايي به اين پرونده است كه در 24 شهريور طي يك ابلاغيه ويژه، دادستان كل كشور را به عنوان مسئول نظارت بر رسيدگي به پرونده فساد مالي اخير منصوب كرد و يك نقطه عطف در فرآيند رسيدگي به اين پرونده بوجود آمد چرا كه اولا؛ دادستان كل كشور ناظر مستقيم اين پرونده شد كه نشان از عزم و قاطعيت جدي دستگاه قضا داشت و ثانيا؛ برخلاف مانورهاي رسانه اي و تحليل ها و پمپاژهاي ضدانقلاب ابلاغيه آيت الله آملي لاريجاني يك منشور جامع و مانع براي رسيدگي سريع، قاطع، همه جانبه براي تحقيق از كليه متهمان در هر رده و مقام در اين پرونده بود.
بنابراين باز هم برخلاف ادعاهاي رسانه هاي اپوزيسيون و ضدانقلاب، اقدامات دستگاه قضايي در راستاي اين ابلاغيه ويژه و نظارت مستمر و خدشه ناپذير قاضي برجسته اي چون حجت الاسلام اژه اي، تاكتيك رسانه اي بدخواهان جمهوري اسلامي را در موقعيت آچمز قرار داد.
در فاصله 3 ماه از تشكيل اين پرونده تحقيقات قضايي به گونه اي بود كه حتي رسانه هاي ضدانقلاب و معاندان و بدخواهان نتوانستند بر اين اقدامات گسترده و مستند جرحي وارد كنند يا بر چگونگي اقدامات تعريضي بزنند.
در فاصله اشاره شده نزديك به 100 نفر به عنوان متهم و مطلع مورد بازجويي قرار گرفته اند، 48 نفر بازداشت شده و برخي با قيد وثيقه آزاد گرديده و در نهايت 23 نفر كماكان قرار بازداشت آنها پابرجاست، گروه هاي متعدد بازرسي و حسابرسي تشكيل شده است، هزاران سند ارزيابي و كارشناسي گرديده است تا مشخص شود فقط نزديك به 2 هزار ميليارد تومان بيع نامه هاي صوري در اين پرونده فساد بزرگ وجود دارد، براي هيچ مسئول يا مقامي تحفظي نبوده و حتي كساني با سابقه وزارت، وكالت و ... احضار و بازجويي شده اند و...
بنابراين تصوير گوشه اي از اين پرونده بزرگ كه در بالا آمد نه تنها ادعاهاي پوچ ضدانقلاب و رسانه هاي معاند و جيره خوار نظام سلطه را به قوت رد مي نمايد و آشكارا نشان مي دهد كه قوه قضائيه با موضوع سياسي برخورد نكرده است بلكه عزم جدي و برخورد قاطعانه دستگاه قضا تاكنون اثبات كرده است كه قانون تارعنكبوت نيست و مجرمان و مفسدان در چنگ قانون و عدليه گرفتار مي شوند. ضمن آنكه ورود نمايندگان خانه ملت به پرونده فساد بانكي و قرائت گزارش كميسيون اصل 90 مجلس اين نگاه و برداشت را تقويت مي كند.

ادامه نوشته

گيج (گفت و شنود)

گفت: سايت بالاترين به مدعيان اصلاحات حمله كرده و نوشته است؛ چرا زودتر تكليف خود را با انتخابات مشخص نمي كنيد؟
گفتم: چه تكليفي؟!
گفت: نوشته است؛ اگر قصد شركت در انتخابات داشته باشيد معلوم مي شود كه از ابتدا با شعار تقلب ما را فريب داده ايد.
گفتم: خب! چرا انتخابات را تحريم نمي كنند؟!
گفت: براي اينكه اگر انتخابات را تحريم كنند، بعد از پايان انتخابات نمي توانند ادعا كنند كه تقلب شده است!
گفتم: چه عرض كنم؟! يارو با كت و پيژامه خوابيده بود. پرسيدند چرا با كت خوابيده اي؟ گفت؛ شايد مهمان بيايد! گفتند؛ پس چرا پيژامه پوشيده اي؟ گفت؛ خب! شايد هم مهمان نيايد!

معجزه يك آلياژ از هند تا مصر (يادداشت روز)

4- ده روز پيش، باراك اوباما وقتي با چالش خبرنگاران در حاشيه نشست آسيا- پاسيفيك مواجه شد، درباره ايران سخني گفت كه طي 30 ساله گذشته از زبان هيچ رئيس جمهور ديگر آمريكا به طور علني گفته نشده است. او در پاسخ تبليغات جمهوري خواهان گفت «آيا تصور مي كنيد موضوع ايران چالش ساده اي است؟ نه هيچ كس چنين ادعايي ندارد. اين ادعا يا سياسي كاري است يا آنها نمي دانند درباره چه چيزي صحبت مي كنند». اين عبارت، تعبير ديپلماتيك تر تحليل سال گذشته روزنامه واشنگتن تايمز بود كه نوشته بود «ايران چالش شماره 1 و 2 و 3 آمريكا در سال 2011 است». يك هفته بعد از سخنان اوباما، روزنامه لوموند چاپ پاريس، در ترسيم چشم انداز موجود نوشت «ايران، هم اكنون پرچم رهبري آمريكا در جهان را به حالت نيمه افراشته درآورده است. اروپا درگير بحران هاست و از آن سو جنبش هاي اسلامگرا در حال درو كردن ميوه بهار انقلاب ها در خاورميانه هستند». 

يكي دو روز بعد، شبكه تلويزيوني ABC در حالي كه از قول چند مقام ارشد اطلاعاتي- فعلي و سابق- آمريكا، بازداشت دست كم 12 جاسوس سازمان «سيا» در ايران و لبنان را تاييد مي كرد، اعلام كرد «تأييد خبر چند ماه پيش، نشان مي دهد ايران و سيدحسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان در آن زمان (مي و ژوئن) راست گفته بودند... آن زمان سازمان سيا تجاهل كرد اما يك مسئول فعلي اين سازمان مي گويد ضربه اي بزرگ به آمريكا وارد شده است. اينك معلوم مي شود نصرالله دروغ نگفته بود. پس از كشف شبكه جاسوسي سيا، نگراني از خسارت ناشي از اين اتفاق، مانند ويروس در بدنه سازمان پخش شده است. به گفته مقامات آمريكايي، خسارت هاي ناشي از انهدام اين شبكه جاسوسي بيشتر از سطح توقع آنها بوده و هر چه زمان مي گذرد، بر حجم فاجعه افزوده مي شود.» اينها را علاوه كنيد به برخي كشفيات جاسوسي طي چند ماهه اخير در سوريه كه هنوز ابعاد كامل آن رسانه اي نشده است. همزمان بنيامين بن اليعاذر وزير دفاع سابق رژيم صهيونيستي گفته است «رخدادهاي اخير مصر ابعاد هولناكي به خود گرفته است. تل آويو بايد خود را براي تبديل مصر به دشمن اسرائيل آماده كند. آينده مصر در دست ملت اين كشور قرار گرفته كه اسرائيل را دشمن خود مي دانند».

ادامه نوشته

3 سؤال سيا درباره ايران (يادداشت روز)

چند ماه مانده به انتخابات مجلس به وضوح مي توان ديد كه اراده هايي براي ناآرام كردن فضاي كشور شكل گرفته است. از مدت ها قبل روشن بود كه بسياري از طرف هاي درگير با آنچه مي توان آن را «مسئله ايران به مثابه يك الگو» خواند، انتخابات مجلس نهم را عرصه اي فوق العاده حساس براي خود مي دانند. مثل همه جاي دنيا در ايران نيز، در آستانه انتخابات، همه چيز يك جنبه انتخاباتي پيدا مي كند؛ اما فرق ايران با بسياري كشورهاي ديگر- كه در آنها اساساً مكانيسمي به نام انتخابات وجود دارد- اين است كه برخي از بازيگران اجاره اي، انتخابات در ايران را نه فقط عرصه اي براي فعاليت سياسي و تلاش براي كسب قدرت به روش هاي دموكراتيك بلكه عرصه اي مي دانند كه به زعم خود مي توانند از آن براي كليد زدن انواع و اقسام پروژه هاي خطرناك سياسي و امنيتي- كه در شرايط عادي قابليت اجرا ندارد- استفاده كنند بي آنكه هزينه ها از حد معيني فراتر برود.

ادامه نوشته

عابر يا كلاه ؟ ! (نكته )

خدا رحمتش كند، از رانندگان قديمي تهران بود. گواهينامه پايه يك داشت. آخر عمري از رانندگي اتوبوس ها و كاميون هاي بياباني خسته شده بود و روي اتوبوس هاي خطي تهران كار مي كرد، ميدان خراسان به ميدان توپخانه- ميدان امام خميني(ره) امروز- آدم شوخ و بذله گويي بود. مي گفت يك روز با اتوبوس لكنده اي كه دستم بود و با تعدادي مسافر وارد ميدان خراسان شدم. وسط ميدان عابري را ديدم كه كلاهش به دست باد افتاده و بي توجه به ماشين هاي عبوري، دنبال كلاه خود مي دويد. اتوبوس من ترمز درست و حسابي نداشت و فرمانش هم گيج مي زد. با هزار زحمت اتوبوس را كنترل كردم و بالاخره هر طوري كه بود توانستم «كلاه» را رد كنم! پرسيدند پس «عابر» چي؟ چه بر سر او آمد؟ گفت؛ هيچي! عابر رفت زير ماشين و عمرش را به شما داد! با يك فرمان كه نمي توانستم هم «عابر» را رد كنم و هم «كلاه» را. بايد بين «عابر» و «كلاه» يكي را انتخاب مي كردم! حالا بلند بگوئيد؛ داش اسمال، دست فرمونت رو اي ول!
ادامه نوشته

خل و چل (گفت و شنود)

گفت: گروه هاي اپوزيسيون از اين كه يك زن جوان مصري براي اعلام مخالفت با حاكميت اسلام در مصر، تصاوير لخت خود را در اينترنت به نمايش گذاشته است ابراز خوشحالي كرده اند!
گفتم: كجاي اين كار باعث ذوق زدگي گروه هاي اپوزيسيون شده است؟
گفت: مي گويند اقدام اين زن مصري، دهن كجي به همه مسلمانان در ايران و مصر و بقيه كشورهاي اسلامي است!
گفتم: عجب خل و چل هايي هستند؟!
گفت: اتفاقا يكي از سايت هاي ضد انقلاب هم خطاب به آنها نوشته است اين حركت باعث مي شود مسلمانان مصر در تصميم خود براي تشكيل حكومت اسلامي پافشاري بيشتري كنند.
گفتم: حالا فكرش را بكن كه دشمن احمق چه گوهر گرانبهايي است؟!
گفت: چه عرض كنم؟!
گفتم: به يارو گفتند؛ گير عجب آدم زبون نفهم احمقي افتاده ايم؟ و يارو با عصبانيت گفت؛ خودت گير عجب آدم زبون نفهم احمقي افتاده اي!!

بازي باخت باخت تركيه در شطرنج سوريه (يادداشت روز)

از همان آغاز كه بحث سرايت تحولات منطقه عربي به سوريه مطرح شد، كساني كه با اين تحولات، منطق، مبناء، عناصر و اهداف آن آشنا بودند، تحقق اين موضوع در سوريه را غيرممكن دانسته و از طرح موضوع درباره سوريه تعجب مي كردند. بعدها كه هم پيماني منطقه اي و غربي براي دگرگوني سياسي در سوريه علني گرديد، ترديدي باقي نماند كه جنس تحولات در منطقه عربي با جنس تحولات در سوريه كاملا متفاوت و داراي منطق، مبنا، عناصر و اهداف جداگانه است.

ادامه نوشته

دلايلي كه نشان مي دهد فعاليت هاي هسته اي ايران ، نظامي است !

چند وقت پيش، يوكيا آمانو، دبيركل آژانس شيشه اي... يعني ببخشيد! دبيركل آژانس بين المللي انرژي هسته اي، ادعا كرد كه فعاليت هاي هسته اي ايران، «احتمالاً نظامي» است. نامبرده يا همان ذليل مرده، البته براي اين ادعاي خود، حكايت «يا سند من لاسندله» شيخ اصلاحات، دليلي ارائه نكرد. آنچه در زير مي خوانيد، كمك ماست به آمانوي چشم بادامي در زمينه ارائه دليل. هر چند كه استفاده بمب آميز از انرژي هسته اي توسط جمهوري اسلامي، از آن مقولاتي است كه از فرط وضوح، به دليل، نياز ندارد. با اين همه، مطلب زير به خوبي نشان مي دهد كه فعاليت هاي هسته اي ايران، احتمالاً نظامي نيست، بلكه صددرصد، نظامي است و بايد جلوي آن گرفته شود.
ادامه نوشته

اهانت (گفت و شنود)

گفت: روزنامه صهيونيستي «يديعوت آحارونوت» خطاب به يهوديان آمريكا نوشت؛ «به اوباما رأي ندهيد، او دوست اسرائيل نيست»!
گفتم: چرا؟ اوباما كه در دفاع از اسرائيل يقه خود را تكه پاره كرده است.
گفت: «يديعوت آحارونوت» به حرف هاي در گوشي اوباما و ساركوزي استناد كرده كه بي خبر از باز بودن ميكروفون، ساركوزي گفته بود؛ از دروغ هاي نتانياهو خسته شده ام و اوباما در پاسخ گفته بود «پس من چه بگويم كه همه روزه بايد او را تحمل كنم.»
گفتم: حرف حساب كه جواب نداره!
گفت: اين روزنامه صهيونيستي نوشته؛ اظهارات درگوشي ساركوزي به اوباما اهانت به نخست وزير اسرائيل است و پاسخ اوباما به او براي اسرائيل اهانت آميزتر است.
گفتم: يارو توي پارك داد و بيداد مي كرد. يكي پرسيد؛ چي شده؟ و يارو گفت؛ اون مردك به بچه من گفت احمق بي شعور. عابر گفت؛ خب! برو به پليس شكايت كن! يارو گفت؛ آخه اين بچه رو به كي بسپارم و عابر گفت؛ نگران اين كره خر نباش، من مواظبش هستم!

شكست قطعنامه ها و قطعنامه هاي شكست (يادداشت روز)

از 11 اكتبر تا امروز 22 نوامبر بيش از40 روز است كه آمريكايي ها به آب و آتش مي زنند، دسيسه مي چينند، سناريو مي نويسند، بر طبل تحريم ها مي كوبند، يقه مي درانند و گاه بلوف حمله سر مي دهند تا به طريقي حساسيت ها را نسبت به ايران به سقف برسانند. سوال ساده و البته روشن اين است كه اين تحركات و تقلاها در مواجهه با ايران اسلامي براي چيست؟ ابتدا اجازه بدهيد خيلي خلاصه صحنه را مرور كنيم: ابتدا 11اكتبر وزير دادگستري آمريكا در مقابل دوربين ها ظاهر مي شود و بدون ارايه هرگونه سندي يا دست كم قرينه و نشانه اي جمهوري اسلامي را به طرح ترور سفير عربستان آنهم در خاك واشنگتن متهم مي كند.

ادامه نوشته

جهاد مصرفي و مديريت جشنواره اي

خشت اول

جهاد مصرفي و مديريت جشنواره اي
معلوم نيست ما تا چه زماني بايد به مسئولان كشور خرده بگيريم و باز هم در بر همان پاشنه قبلي بچرخد! يا اشكال از ماست يا اشكال از مديران است. البته اصولا اشكال از ماست كه چشم مان باز است و رصد مي كنيم و دوست داريم قد كشيدن انقلاب عزيزمان، بي نقص باشد و به روزمرگي نيفتد؛ مطمئنا اشكال از ماست كه فكر مي كنيم مديران ما روزنامه مي خوانند و بعد از نقد رفتارهايشان، لب مي گزند كه عجب! و بعد بر پشت دستشان مي زنند و با خود عهد مي بندند كه در اسرع وقت، جبران مافات كنند. بلكه اشكال از ماست كه تصور مي كنيم مديران كشور اصولا به روزنامه به عنوان يك رسانه مردمي با مطالبات مردم و نقد نخبگان مي نگرند حال آن كه اغلب مديران ما خودشان به فكر خودشان هستند و براي خود رسانه اي دست و پا مي كنند و ديگر به كسي هم كاري ندارند! فقط رسانه خودشان را مي خوانند و در جواب ديگران يا جوابي دندان شكن در رسانه خود منتشر مي كنند يا اصلا محل نمي گذارند! با اين حال ما باز هم وظيفه خودمان مي دانيم كه بگوييم و براي مخاطب عزيزمان بازگو كنيم آنچه اطراف مان درحال اتفاق است زياد اصولي و منطقي به نظر نمي رسد.
ادامه نوشته

سيب هاي فاسد در سبد جامعه چه مي كنند؟

روح الله امين آبادي
هنوز حركت زشت دو بازيكن مشهور فوتبال به آرشيو روزنامه ها و سايت هاي خبري نرفته و فراموش نشده است، جست وجو در صفحات حوادث روزنامه ها و نيز خبرگزاري هاي داخلي و خارجي نشان مي دهد كه چه تعداد افراد مشهور و معروفي كه از صدقه سر ملت مسلمان ايران به نام و نان رسيده اند در مقابل هواهاي نفساني خود را مي بازند و مرتكب حركاتي مي شوند كه قلم از ذكر آن شرم دارد، از زمين فوتبال اگر بيرون بياييم و به سينما نظري بيفكنيم وضعيتي اسف بارتر را مشاهده خواهيم كرد.

ادامه نوشته