مردم مظلومي كه قرار نيست ديده شوند

سيد عماد اعرابي
دمشق مركز جهان شده و انگار قرار است چشم ها فقط سوريه را ببينند و گوش ها فقط از سوريه بشنوند. آنهم از نگاه يكسويه و مخدوش رسانه هاي غربي كه خود حامي تروريست ها هستند. فرسنگ ها آن طرف تر اما مردمي زير چكمه مريدان دالايي لاما رهبر بودائيان كه سالهاست خود را به غرب فروخته است در خاك و خون مي غلتند كه نه شنيده مي شوند و نه ديده مي شوند. در حالي كه كشتارهاي صد نفره به دست گروههاي سازمان يافته در سوريه تيتر اول خبرگزاري هاي بين المللي مي شود، قتل عام بيش از 50 هزار نفري مسلمانان در ميانمار توسط متحدين كاخ سفيد سر از هيچ وبسايت و روزنامه اي در نمي آورد. بي بي سي خفقان گرفته، العربيه كور شده، دويچه وله لال مانده و الجزيره مثل هميشه تنها تخم تفرقه مي پاشد ميان ساكنان جهاني به وسعت اسلام. ميانمار امروز ساحل درد است. سرزميني در جنوب شرقي آسيا با دولتي نظامي و اختلافي كهنه ميان بودائيان و مسلمانان كه با معركه گرداني سلطه طلبان غربي تبديل به خشم خانمان سوز اكثريت بودائيان عليه اقليت مسلمانان گشته است. اين روزها طبق آمار منتشر شده تعداد مسلمانان كشته شده به 52 هزار نفر رسيده و در دو ماه گذشته بيش از 50 روستا و 26 مسجد كاملاً به آتش كشيده و ويران شده اند. اين شرح حال سرزميني است كه هيلاري كلينتون چند روز قبل از كشتار فجيع اخير در راه مصر و اسرائيل و در اوج درگيري و خونريزي به آنجا سفر كرد؛ با «تين سين» رئيس جمهور نظامي ميانمار دست دوستي داد، پيمان همكاري بست و حتي براي يك لحظه هم از كشتار مسلمانان بي پناه ميانمار خم به ابرو نياورد. جالب آنكه هيلاري كلينتون- ماركوپلوي آمريكايي ها- از روند دموكراسي و حقوق بشر در ميانمار ابراز رضايت كرد و «آنگ سان سوچي» برنده ميانماري جايزه صلح(!) نوبل را به گرمي در آغوش فشرد. «سوچي» از قماش فعالان حقوق بشر است، از دسته آنها كه به فرمان كاخ سفيد مي بينند و به دستور واشنگتن زبان مي چرخانند. از هم كيشان «دالايي لاما» كه طبق اسناد تازه منتشر شده از سال 1951 تحت حمايت رسمي سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) قرار داشت و كمك مالي مي گرفت. «سوچي» در قبال نسل كشي هم وطنانش ابتدا سكوت مي كند و سپس با كمال وقاحت اعلام مي كند كه مسلمانان شهروند ميانمار نيستند!! چرا؟! چون به اسلام گرويده اند! درست همان كاري كه هم قطاران ايراني-نظير شيرين عبادي- و آمريكايي و اروپايي اش هم به خوبي انجام مي دهند. بيش از 200 هزار آواره مسلمان و حدود 2000 خانه به آتش كشيده شده، ارمغان دموكراسي و حقوق بشر آمريكايي براي مسلمانان ميانمار است. حقوق بشري كه ايالات متحده با امثال «دالايي لاما» و «آنگ سان سوچي» - هر دو برنده جايزه صلح نوبل شده اند- به شرق آسيا صادر مي كند تا در سكوت معنادار رسانه ها و نهادهاي غربي، فلسطيني ديگر اينبار در جنوب شرقي آسيا رقم بخورد. در اين ميان رويكرد دوگانه فعالان حقوق بشري در ايران و ساير نقاط جهان بيش از پيش به چشم مي آيد. فعالاني كه تا چندي پيش براي سگ هاي خانگي و صاحبانشان در خيابان هاي تهران دل مي سوزاندند و نگران جان كبوتران اطراف فرودگاه مهرآباد بودند؛ حال خفقان گرفته اند و سر در آخور غرب، تنها از سوريه مي گويند و از سوريه مي نويسند تا شايد كمكي باشند براي اربابان نظام يك درصدي كه كابوس سوريه برايشان دست كمي از باتلاق عراق و افغانستان ندارد. در ازاي نسل كشي ميانمار و در قبال تمام سركوب هاي آل خليفه و آل سعود، سفيران صلح و فعالان حقوق بشر سازمان ملل، تنها از تروريست هاي كشته شده سوريه مي گويند و از مردم مظلومي كه به دست تروريست ها و با اسلحه رسماً ارسال شده اسرائيل و سعودي ها قتل عام شده اند نيز سخني بر زبان نمي آورند. شوراي امنيت تنها براي سوريه تشكيل جلسه مي دهد و تنها حكومت اسد است كه به نقض حقوق بشر محكوم مي شود. با اين حساب «حقوق بشر» از اعضاي هيئت ديپلماتيك ايالات متحده است و تنها به كشورهايي مي رود كه هواپيماي كلينتون آنجا مي نشيند. اين روزها عملكرد دوگانه سازمان هاي بين المللي و نهادهاي حقوق بشري بر كمتر كسي پوشيده است. درد ما آنجاست كه هيچ جايگزين كارآمد و فعالي براي اين نهادهاي بي خاصيت در جهان اسلام نداريم. اين درد وقتي به استخوان مي رسد كه اتحاد و يك پارچگي نظام سرمايه داري را براي رسيدن به اهدافش، در مقابل تفرقه و چند دستگي جهان اسلام قرار دهيم. پديده شومي كه از جانب حاكمان دست نشانده گريبانگير امت اسلامي شده است. جاي تأسف است كه چند ماه از كشتارهاي خونين ميانمار مي گذرد اما سازمان كنفرانس اسلامي كوچكترين واكنشي به آن نشان نمي دهد؛ جاي تأسف است كه سوريه قريب به يك سال در لهيب جنگ افروزي آمريكا، اروپا و اسرائيل مي سوزد و به جاي بررسي اوضاع در اجلاس سران كشورهاي اسلامي، دست آخر بايد جلسات و راهكارهاي صلح در كشورهاي غربي و با حضور سران كشورهاي غربي برگزار شود كه خود عامل اصلي جنايات منطقه اند. جاي تاسف است كه اين سازمان عريض و طويل هيچ موضعي نسبت به جنايات آل خليفه و آل سعود اختيار نمي كند. جاي تأسف است كه سران عرب و كشورهاي اسلامي چشم به غرب دوخته اند تا برايشان از پاريس، لندن يا واشنگتن نسخه رهايي بياورند. امروز جهان اسلام متأسف است چون پيش از آنكه در آتش زياده طلبي غرب بسوزد در تب تفرقه مي سوزد. تفرقه اي كه با ظهور رسانه هاي متعدد تحت نفوذ غرب به زبان هاي بومي مسلمانان، بر دامنه آن افزوده مي شود. اين روزها كه بيداري اسلامي عليرغم دست اندازي غرب وحشي مي رود تا كم كم به ثمر بنشيند قبل از هر چيز بايد فكري براي تفرقه، اين زخم كهنه جهان اسلام كرد به اميد اينكه ديگر از سوريه تا ميانمار هيچ مسلماني با آتش تهيه غرب بي خانه و خانمان نشود.
راستي امروز حتي با نگاهي به برخي از مطبوعات و نشريات داخلي كشور خودمان هم مي توان فهميد چه كساني با بي توجهي نسبت به مشكلات مسلمانان دست كشورهاي غربي را در ايجاد تفرقه به گرمي مي فشارند. جرايدي كه همچنان سياست نه غزه، نه لبنان را اجرا مي كنند. روزنامه هايي كه حتي براي مردم بحرين و عربستان هم تيتري در صفحه اول خود اختصاص نمي دهند چه رسد به مسلمانان ميانمار! در اين دست مطبوعات شيوه پوشش اخبار درست مانند رسانه سلطنتي انگليس (BBC) و شبكه خبري دولتي آمريكا (VOA) است. اگر دسترسي به ماهواره نداريد و مي خواهيد اخبار بي بي سي، دويچه وله، صداي آمريكا، فرانس 24 و... را دنبال كنيد فقط كافي است پاي كيوسك روزنامه فروشي، نگاهي به برخي از روزنامه ها و نشريات اصلاح طلب بياندازيد.

گدا (گفت و شنود)

گفت: پادشاه عربستان، همزمان با اعتراضات گسترده مردم اين كشور عليه آل سعود، برادرش شاهزاده «مقرن» را از رياست سازمان اطلاعات عربستان بركنار كرد.
گفتم: ولي خواست مردم اين است كه بساط ديكتاتوري آل سعود از بيخ و بن برچيده شود.
گفت: ملك عبدالله به جاي او شاهزاده «بندر بن سلطان» سفير سابق عربستان در آمريكا و عضو كددار سازمان «سيا» را منصوب كرده است!
گفتم: خب! كه چي بشه؟!
گفت: مفتي دربار آل سعود بعد از انتصاب اين مأمور كددار سازمان سيا، گفته است؛ براي موفقيت شاهزاده بن سلطان دعا مي كنم!
گفتم: گدايي در خانه اي را زد و پول خواست، صاحبخانه گفت نمي دهم، گدا گفت؛ غذا بدهيد، صاحبخانه گفت؛ نمي دهم! گدا با عصبانيت گفت؛ دعا مي كنم هلاك شوي و صاحبخانه با پوزخند گفت؛ اگر دعايت مستجاب است، دعا كن از گدايي نجات پيدا كني!

نوبت تهاجم دمشق (يادداشت روز)

همزماني انفجار شوراي امنيت ملي سوريه با سالگرد شكست سنگين رژيم صهيونيستي از مقاومت شايد اتفاقي باشد و نه در انتخاب زمان و نه در انفجار نقطه خاص و شهادت تعدادي از مقامات ارشد امنيتي و نظامي سوريه كه نقش هاي برجسته اي در شكست رژيم تل آويو از مقاومت لبنان در جريان جنگ سنگين 33 روزه داشته اند، رابطه اي وجود نداشته باشد اما در عين حال ترديدي نيست كه انتقام از سوريه و مقامات نظامي- امنيتي آن يك برنامه قطعي رژيم غاصب بوده و براي تحقق آن سال ها در كمين نشسته است حدود سه ماه پيش نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي با صراحت و علني اعلام كرد كه «زمان انتقام از سوريه فرا رسيده است».

ادامه نوشته

تروريسم زير پوست تجارت و سياست

بيشترين سود جنگ به جيب آمريكا مي رود
تروريسم زير پوست تجارت و سياست

مژگان نژند
اشاره:
«جنگ تروريست ها» آن گونه كه مسئولان دولتي، رسانه ها، نيروهاي ويژه پليس و حتي خود تروريست ها سعي در جلوه گر ساختن آن دارند، جنگي غيرقابل باور مي نمايد. اما، آيا مايليم با واقعيت جهان خود روبه رو گرديم؟ صادقانه از خود سؤال كنيم: چه كسي از تروريسم سود مي برد؟ چه كسي صورتحساب را مي پردازد؟ «جنگ عليه تروريسم»، «امنيت ملي»، سپر ضدموشكي جنگ ستارگان، و... تمامي اين تصميمات ميلياردها دلار هزينه مي طلبد! جنگ ها منافع چه كساني را در پس خود پنهان دارند؟ چه تعداد پروژه به دليل كمبود بودجه بدون استفاده مي ماند؟ قربانيان اين سياست را چه كساني تشكيل مي دهند؟ پولداران بيكار باكشتي هاي تفريحي مجلل و خيل نوكران خود؟ شيادان و كلاهبرداران جهان تجارت با دستمزدها و پاداش هاي چندين ميليوني شان؟ حكمرانان منتخب با درآمدهاي آنچناني، حقوق بازنشستگي گاه صدها هزار دلاري و بيمه درماني مادام العمر و رايگان خود؟ پاسخ به اين سؤالات مي تواند حقيقت جهان كنوني را بر ملا سازد...

ادامه نوشته

ما مسلمانيم

به مناسبت نسل كشي دژخيمانه مسلمانان ميانمار و سكوت جهانيان
ما مسلمانيم

محمدرضا محقق
قال رسول الله(ص):
«من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم و من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم؛ هر كس صبح كند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نيست و هر كس فرياد كمك خواهي كسي را بشنود و به كمكش نشتابد، مسلمان نيست.»
كافي، ج 2، ص 164، ح 5
در سكوت كشته شدند! نه فقط سكوت مدعيان حقوق بشر و سازمان ملل؛ بلكه در سكوت من و تو؛ ما مسلمانان كه «مسلمان» نيستيم! مگر آنكه رسول خدا را- العياذ بالله- دروغگو بپنداريم!!
خشم و بغض و كينه و اشك و سوز و بيچارگي، تمام وجودم را فرا گرفته و دستانم با اين قلم شكسته اي كه در خود گرفته، مي لرزد و مي افتد!
آه اي سپيدي برگ برگ دفتر روزهاي زندگي ام!
اي تيره شبهاي ديجور مظلوميت مسلمانان غريب ميانمار!
اي خداي بيدار اين لحظه هاي غمبار!
با شما مي گويم اگر گوش شنوايي برايتان مانده است و حوصله اي؛ تا به درد دلهاي يك «مسلمان» كه از درستي اضافه شدن اين پسوند، به خويشتن خويش شك كرده، گوش دهيد...
مردم مظلوم و بي پناه ميانمار در كوره هاي آدم سوزي اهالي حيوانيت و سبعيت زنده زنده جزغاله شدند و از كودك و بزرگ و زن و مرد سوختند؛ آن هم پيش چشم همه كساني كه چندي قبل براي حبس چند روزه زني سياستمدار در همين ميانمار، يقه مي دراندند و عربده مي كشيدند و وا حقوق بشرا! سر مي دادند!
متن خبر فاجعه بار است و صحنه ها نابودكننده و كشنده!
«هزاران نفر از مردم مسلمان ميانمار، در حالي از سوي بوداييان افراطي مورد حمله قرار گرفته، كشته شده و سوزانده مي شوند كه در بيشتر موارد، نيروهاي نظامي و امنيتي تنها در نقش ناظر، اين جنايت ها را مي بينند و براي آنان كاري نمي كنند!
اما قضيه تنها به اينجا محدود نمي شود، زيرا دولت ميانمار نه تنها براي جلوگيري از اين جنايت ها كاري انجام نداده، بلكه به گونه اي از آن حمايت نيز كرده است. در همين راستا، «تين سين»، رئيس جمهور اين كشور اعلام كرده، مسلمانان بايد از ميانمار بروند و يا به اردوگاه هاي آوارگان سازمان ملل منتقل شوند.
هرچند كشتار مسلمانان در اين كشور جنوب شرقي آسيا به تازگي گسترش يافته، تبعيض ها عليه آنان سابقه اي طولاني دارد. مسلمانان اين كشور كه عمدتا در منطقه «آراكان» زندگي مي كنند، از سال 1982 حتي از داشتن حقوق شهروندي نيز محروم بوده اند.
در ميانه سكوت و انفعال جامعه جهاني، دولت ميانمار نيز از حركات جديد گروه هاي افراطي بودايي استقبال كرده و در حالي كه اين گروه ها تاكنون بيش از بيست روستا و 1600 منزل را ويران كرده و هزاران نفر را كشته و يا زنده زنده سوزانده اند، دولت اين كشور هيچ كاري در راستاي جلوگيري از آنها انجام نداده است.
دولت اين كشور پيش از اين دستور داده بود، مسلمانان حق ندارند مساجد جديد بسازند و يا مساجد قديمي خود را بازسازي كنند و با استناد به همين قانون، نزديك به 72 مسجد توسط دولت ويران شد. همين امر، جرقه حركات گروه هاي افراطي را زد كه از فوريه سال گذشته ميلادي تاكنون به خشونت عليه مسلمانان و كشتار آنان ادامه مي دهند.
ميانمار، همان كشوري است كه سال ها به دليل حبس يك رهبر دموكراسي خواه به نام «آنگ سان سوچي» تحت تحريم هاي آمريكا و اروپا بود، حال آن كه اكنون كه وي از حبس آزاد و وارد فعاليت هاي سياسي شده، نه تنها غرب، بلكه خود وي نيز هيچ گونه موضع گيري در قبال كشته شدن صدها نفر انسان بي گناه نكرده اند...»
بيش از يك ميليارد مسلمان؛ اين همه كشور اسلامي؛ و سكوت مرگباري كه بر پهنه اين دنياي دوست نداشتني سايه افكنده است!
اصلا چرا مي گويم «مسلمان»؟ انسانيت و وجدان و آزادگي به درد مي آيد از اين همه بي حميتي و وحشي گري؟
مگر مولاي ما نفرمود كه اگر خلخالي از پاي زن يهودي بركشند و مرد مسلمان از اين غم بميرد جاي ملامت ندارد؟!
اي همه كساني كه هنوز مثل من بر صدق واژه مسلماني بر خود شك نكرده ايد بياييد كاري بكنيم!
بياييد به ياري مسلمانان مظلوم ميانمار بشتابيم.
هر كس با هر كاري كه از دستش برمي آيد!
از فرياد تا قدم و قلم و جان و مال.
خيلي ابلهانه و ساده لوحانه و خرفت آلود است اگر بخواهيم منتظر سازمان ملل و نهادهاي بين المللي و مدعيان حقوق بشر و كشورهاي به ظاهر اسلامي بمانيم! نيست؟! بار ديگر اين كلام تكان دهنده رسول خدا را با خود مرور كنيم كه؛
«من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس منهم و من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم؛ هر كس صبح كند و به امور مسلمانان همت نورزد، از آنان نيست و هر كس فرياد كمك خواهي كسي را بشنود و به كمكش نشتابد، مسلمان نيست.»

شليك (گفت و شنود)

گفت: شليك ناو جنگي آمريكا به يك قايق ماهيگيري امارات در خليج فارس بد جوري باعث آبروريزي پنتاگون شده و برخي از رسانه هاي آمريكايي نيروي دريايي اين كشور را به باد تمسخر و تحقير گرفته اند.
گفتم: خب! حق دارند!
گفت: سايت وابسته به آمريكايي هاي طرفدار صلح با تمسخر نوشته؛ مهارت ! و هوش! نيروي دريايي آمريكا نشان داد كه خليج فارس امن ترين منطقه براي مانور قايق هاي تندرو سپاه است.
گفتم: در ميدان مشق، يكي از سربازان، نشانه روي ضايعي داشت و هيچكدام از تيرهايي كه شليك مي كرد به هدف نمي خورد. افسر فرمانده با عصبانيت تفنگ را از دست او گرفت تا تيراندازي دقيق را به او نشان بدهد، اما تيرش به چند متر آن طرف تر از سيبل اصابت كرد و همه زدند زير خنده. فرمانده پررو بي آن كه به روي خودش بياورد به سرباز مورد اشاره گفت؛ حالا متوجه شدي؟! تو اينطوري شليك مي كردي!

خط مغالطه درتحليل روند انقلاب ها (يادداشت روز)

17 ماه از آغاز سلسله انقلاب ها در حد فاصل شمال آفريقا و شبه جزيره عربستان گذشت. 17 دسامبر 2010 (27 آذر 1389) چاشني انفجار خشم ملت تونس عليه ديكتاتوري كه مستخدم رسمي سازمان سيا بود عمل كرد و به سرعت دامنه آن به ميان ملت هاي به ستوه آمده مصر و يمن و بحرين و ليبي كشيده شد، تا امروز كه يكي از عميق ترين و مهم ترين انقلاب ها در شرق عربستان در حال تكوين است. هفده ماه پس از آن ماجرا مي توان نگاه دقيق تري به صحنه داشت. اين ارزيابي از آن جهت مهم است كه انقلاب ها در ميانه راه هستند و و هر كدام با شدت و ضعف پيش رفته اند.

ادامه نوشته

يك هشدار

پژمان كريمي
سينما، هنر جذابي است. مخاطب كلان دارد. به همين دليل، هنر هفتم براي معرفي، شرح حال، گزارش و گسترش انديشه بزرگان و الگوسازي ابزاري كارآمد به شمار مي آيد.
اما دو پرسش!
آيا هر فيلم سازي مجاز است به سراغ روايت زندگي و سيره بزرگان بويژه نامداران دين و سياست رود؟
آيا تنها شرط پرداخت به موضوع زندگي و انديشه بزرگان، حرفه اي بودن است؟
در ميان اهالي نقد و سينما دو نگاه وجود دارد:
نگاه نخست بر آن است كه هنرمند با اتكا به هنر و خلاقيت و بينش حرفه اي اش، مي تواند و اجازه دارد وارد هر حيطه اي بشود و درباره هر موضوعي فيلم بسازد!
در واقع چنين نگاهي براي هنر و هنرمند هيچ مرزي قائل نيست و در سايه «حرفه اي» بودن پا گذاشتن فيلم ساز به هر ميدان مفهومي و عرصه موضوعي را محكوم به نتيجه مطلوب توصيف مي نمايد.
نگاه دوم اما سلب كننده نگاه نخست است. در چنين نگاهي، هنرمند هنگامي مي تواند در حوزه موضوعي دست به تكاپوي هنري بزند، كه آن موضوع را به اندازه كافي بشناسد و به ويژه در نسبت به موضوع هاي قدسي و مقدس، باور و تعهد عملي خود را ابراز نمايد. نگارنده با نگاه دوم همراه است.
هنرمند، بي شناخت و تعهد، بر پايه نفسانيت رفتار مي كند. نسبت به رعايت حقيقت دغدغه ندارد. حرفه اي بودن هنرمند، دليل قابل اعتمادي براي واقع نگري و تحليل درست هنرمند نسبت به موضوع تلقي نمي شود.
فيلم ساز غيرمتعهد، موضوع ناهمپوشان با باور خود را بدرستي فهم نمي كند. نمي تواند رابطه اي منطقي ميان مفاهيم قدسي و باورهاي الهي و ذهنيت دنيازده اش برقرار نمايد. از آنجا هم كه محتوا و ساختار جدايي ناپذيرند، فيلم ساز اگر هم حرفه اي اما در روايت و تصويرسازي موضوع ها و مفاهيم الهي و قدسي دچار لكنت و لغزش و اشتباه مي شود. اين حالت، هنگامي است كه فرض كنيم فيلم ساز با كينه و عناد به سراغ موضوع نرفته است و نمي خواهد كه به عمد تخريب و قلب واقع اي را مرتكب شود.
چندي پيش سازمان سينمايي سوره اعلام كرد كه به زودي كار ساخت يك فيلم سينمايي درباره زندگي حضرت امام خميني(ره) را آغاز مي كند.
طبيعي است هر مسلمان و هر انسان آزادي خواهي كه دل در گرو ارزش هاي الهي دارد، از روايت زندگي ابرمردي عارف، سياست مداري بزرگ و نخبه اي فرهنگي در قاب سينما استقبال مي كند.
حضرت روح الله(ره) انقلابي بزرگ و تاريخ ساز را رهبري كردند. ايشان ثابت كردند كه با قدرت ايمان مي توان به بزرگ ترين قدرت هاي زميني برتري يافت و با به كارگيري دين هر گرهي را گشود و رستگاري دنيا و آخرت را پيش رو نهاد.
ايشان الگوي بزرگ ديني ، سياسي ، اجتماعي و حماسي اند. از اين رو، سينما بايد رو به موضوع زندگي و سير و سلوك شان آورد. ضروري است كه سينما به تصويركردن انديشه هاي آن رادمرد و مرد آسماني مشغول شود.
اما يك نكته!
ساخت فيلم سينمايي درباره حضرت امام(ره) را چه كساني عهده دار مي شوند؟
باورمندان به ارزش هاي الهي؟ مؤمنان؟ عناصري انقلابي و داراي تعهد برجسته به اسلام و نظام؟ افرادي كه در مسير هنر متعهد گام هاي بزرگي برداشته اند؟ چه كساني؟
هنوز يادمان نرفته است كه فيلم «فرزند صبح» بهروز افخمي با صرف دو ميليارد تومان، چگونه تصويري از اماممان ارائه كرد!
تصويري كه سبب رنج و اندوه مؤمنان شد. فيلمي كه با واقعيت امام ما فاصله زيادي دارد.
اين فيلم ثابت كرد كه حرفه اي بودن براي نزديك شدن به موضوع هاي قدسي و مقدس كافي نيست و چه بسا سبب تحريف موضوع شود.
از اين روست كه حوزه هنري بايد در عوامل فيلم درباره حضرت امام تأمل كند!
هر موضوعي لوازمي دارد. برخي خود را براي ساخت فيلم ياد شده شايسته مي دانند. يك نفر از اينان پيشتر داراي انديشه كمونيستي بوده است. يك نفر فيلمي درباره روحانيت ساخت كه اعتراض ها را برانگيخت!
نگارنده همواره فردي خوش بين است اما به ياد بسپاريم كه «برخي» بدشان نمي آيد با نقاب نفاق، قداست ها را بزدايند و واقعيت را دگرگونه نشان دهند.

چكامه؛ فرصتي براي احياي آئين هاي ادبي

به بهانه نمايش سري جديد برنامه مشاعره در سيما
چكامه؛ فرصتي براي احياي آئين هاي ادبي
آرش فهيم
يكي از برنامه هاي قابل تأمل اما مظلوم و مهجور سيما برنامه «چكامه» است كه با محوريت مشاعره و شعرخواني روي آنتن شبكه آموزش سيما مي رود. برنامه اي كه هر شب با حضور دكتر اسماعيل آذر و ژاله صادقيان و گردهم آمدن جمعي از علاقه مندان به شعر و شاعري فضاي متفاوتي را در تلويزيون پديد مي آورد. اين بار شاهد وقوع نوع ديگري از جذابيت رسانه اي هستيم؛ جاذبه اي كه بيش از هر چيز متكي بر تلنگر زدن به نيازهاي فطري مخاطب است؛ نيازهايي همچون گرايش به زيبايي و معنويت و ذوق سليم كه برنامه هاي رسانه هاي مدرن به ويژه در مغرب زمين معمولا برخلاف اين نيازها حركت مي كنند و با جاذبه هاي كاذب به نيازهاي كاذب نيز دامن مي زنند.
اما اهميت اين برنامه را بايد از زاويه اي ديگر نگريست؛ در زمان و زمانه اي زندگي مي كنيم كه سلطه ماشينيسم، گسترش ابزار و مناسبات مدرن، توسعه شهرنشيني، گرفتار شدن در ترافيك هاي پرازدحام و مملو از آلودگي صوتي و محيطي، غرق شدن در كشمكش هاي مختلف زندگي روزمره زندگي بيشتر ما را دچار وضعيت فرساينده و خسته كننده اي كرده است. به واسطه اين شرايط هر چند بشر امروز در آسودگي جسمي به سر مي برد و برخي از ساكنان اين دوران به لطف ماشين ها و دستگاه هاي جديد گاه در شبانه روز حتي چند دقيقه اي را هم به خود زحمت حركت و جنبش نمي دهند، اما تنش هاي رواني و فشارهاي عصبي طاقت فرسايي بر زندگي انسان امروز تحميل شده است. در چنين اوضاعي است كه وجود پنجره هايي كه نمايي از دنيايي زيباتر را نشانمان دهد ونسيمي حيات بخش را به روح و جانمان بنشاند محسوس است.
به ويژه اينكه از سوي اربابان و مالكان دنياي موجود، ابزارهاي فريبنده به ظاهر آرام بخشي پيرامون مردم را فراگرفته است كه نتيجه اش فرورفتن بيش از پيش در باتلاق هاي انسان سوز است. برخي از افراد براي فراقت از رنج هاي متجددانه خود به لوازم و سرگرمي هاي انحطاط آميز پناه مي برند، غافل از اينكه اين تفريحات نيز از ترفندهاي استعماري دست ساز نظام سرمايه داري جهاني براي به بردگي كشيدن انسان ها هستند.
در مقابل راه رهايي بخش دين و معنويت قرار دارد كه تنها ضامن موجود براي عبور به سلامت از بحران ها و دردها و گرفتاري ها، و در نهايت ساختن دنيايي بهتر است. هنر و ورزش هم اگر در راستاي ارزش هاي ديني باشند، همين كاركرد را مي يابند. در اين ميان ادبيات فارسي داراي جايگاه ويژه اي است. ادبيات و به ويژه شعر كلاسيك فارسي از يك طرف ارزنده ترين و زنده ترين ميراث فرهنگي ايران است كه از صدها سال پيش به ما رسيده است و از طرف ديگر، ملهم و برآمده از فرهنگ و انديشه ناب اسلامي است. ضمن اينكه اين بخش از فرهنگ ما، برخلاف قالب هاي هنري مدرن با فطرت انسان نزديكي بيشتري دارد. شعر كلاسيك ايراني قادر به پالايش روح انساني و يكي از كارآمدترين درمانگرهاي رواني است.
در اين شرايط است كه لزوم نمايش بيش از پيش برنامه هاي ادبي در صدا و سيما ضروري تر به نظر مي رسد. برنامه اي چون «چكامه» با موضوع مشاعره و شعرخواني مخاطب خود را به حال و هوايي آرام و متعالي مي برد و گاه مانند چشمه زلالي در يك كوير سوزان عمل مي كند. حداقل كاركردي كه اين برنامه دارد اين است كه يك مرور كلي و همه جانبه اما مختصر و مفيد در پهنه گسترده شعر ايراني است. بيننده اين برنامه مي تواند در كمتر از يك ساعت ده ها بيت از شاعران و سبك ها و دوره هاي مختلف را بشنود. «چكامه» ديدار و شنيداري است از افتخارات درخشان سرزمين ما! يادبودي است از يك منبع عظيم معنوي و هنري كه حاصل گردش هايي پي درپي دوران و آمد و رفت مردمان و سلسله هاي گوناگون است. اين برنامه با همه سادگي و بي شيله و پيله بودن، ما را به يك سفر ادبي مي برد و بار ديگر به يادمان مي آورد كه چه ذخيره زيبا و ارزشمندي در اختيار داريم اما از آن غافليم!
اما اي كاش كه كاركرد «چكامه» از آنچه هست فراتر رود و بتواند به يك برنامه جريان ساز در حوزه شعر وادب امروز ايران زمين تبديل شود. برنامه اي شود كه هم به اعتلاي جايگاه ادبيات در جامعه بينجامد و هم مقام اين رسانه كهن و اصيل را در رسانه ملي ما ارتقا بخشد. يعني اين برنامه بايد در پي ارائه روش ها و فراهم كردن زمينه هايي باشد تا بار ديگر رسوم ارزشمندي چون شب هاي شعر و محافل شعرخواني و مشاعره در جامعه ما احيا شود. آرماني كه اگر محقق شود، عاملي براي كاهش خيلي از گسست ها ومشكلات اجتماعي و فرهنگي ديگر مي شود.
برنامه اي چون «چكامه» با همه مهجوريت و ضعف و قوت هايش يك بركت است و بايد بيش از اين قدرش دانسته شود. به همين دليل لازم است كه مديريت سيما هم برنامه هاي متنوع تر و بيشتري را به ادبيات اختصاص دهند و هم اينكه جايگاه برنامه مشاعره را در سيما برجسته تر كنند. مثلا همان طور كه براي برخي از برنامه ها تيزر تبليغاتي يا زيرنويس معرفي پخش مي شود، براي اين برنامه نيز چنين ترفندهايي تدارك ديده شود. چون هم اكنون اصلا بعضي از مردم اطلاعي از پخش اين برنامه ندارند. حتي مي توان اين برنامه را از شبكه آموزش كه مخاطب عام كمتري دارد به شبكه ها و زمان هايي منتقل كرد كه توجه بيشتري جلب شود.

اول كي؟! (گفت و شنود)

گفت: يكي از عوامل فراري كودتاي نوژه در مصاحبه با راديو آمريكا گفته است 150 نفر از اعضاي اپوزيسيون نفوذي جمهوري اسلامي هستند.
گفتم: دبه درآورده!
گفت: ادعا كرده كه بسياري از اين نفوذي ها را كيهان مديريت مي كند!
گفتم: دروغ ميگه! تهمت ميزنه!
گفت: سايت ضد انقلابي بالاترين خطاب به او نوشته؛ بايد اين نفوذي ها را معرفي كني.
گفتم: چند تا گاو در حال چريدن پشت سر هم مي گفتن ما... ما... يارو بهشون ميگه؛ خفه شين! اول من، بعدش شما!

ناوهاي ماهيگير ! (يادداشت روز)

درباره ميرزاآقاسي، صدر اعظم محمدشاه قاجار- به درستي يا به مزاح- داستاني نقل كرده اند كه صرفنظر از صحت و سقم آن، با ماجراي مورد اشاره در اين يادداشت، شباهت زيادي دارد. مي گويند ميرزاآقاسي در جريان جنگ هاي ايران و روس و به منظور مقابله با آتش توپخانه روس ها، سفارش ساخت يك عراده توپ را داده بود كه قادر باشد از عمق خاك ايران روي شهرهاي مرزي روسيه آن روزها، آتش باري كند. نقل كرده اند كه توپ مورد نظر او بعد از چند ماه ساخته شد و ميرزا آقاسي از شاه قاجار براي حضور در مراسم بهره برداري و مشاهده اولين شليك آزمايشي آن دعوت كرد. بعد از حضور شاه در جايگاه مخصوص، توپ بارگذاري و آماده شليك شد. خدمه ميدان با اشاره شاه كه نشانه اجازه بود، طناب توپ را كشيدند ولي گلوله توپ كه در لوله گير كرده بود با صداي مهيبي منفجر شد و تعدادي از خدمه و مردمي كه به تماشا ايستاده بودند را به اين سوي و آن سوي ميدان پرتاب كرد. مي گويند ميرزاآقاسي خطاب به شاه قاجار كه از اين افتضاح به شدت عصباني شده بود گفت؛ اعليحضرتا! قربانت گردم! ملاحظه فرموديد كه اين توپ خودي ها را چگونه لت و پار كرد؟! حالا مي توانيد در ذهن ملوكانه خود حدس بزنيد كه وقتي با خودي ها چنين مي كند، با دشمن چه خواهد كرد و چه بلايي بر سر آنها مي آورد؟!

ادامه نوشته

كارت خبرنگاري و شاخ مرغ! (طنز سوم)

چند هفته پيش يك خبر داغ منتشر و باعث ايجاد موجي از شادي در همه هموطنان به ويژه ساكنان پايتخت شد. خبر اين بود: «معاون محترم استاندار تهران با بيان اينكه در موضوع گران شدن محصولات لبني توانستيم شاخ مافياي شير را بشكنيم گفت: بسياري از شركتها جريمه و حتي پلمب شدند ولي داريم مشكلات توليدكنندگان شير را هم برطرف مي كنيم.» و... جداي از اينكه ما ردي از شاخ شكسته شده نديديم ، توصيه مي كنيم اين بار شاخ را از بيخ، ريشه كن كنند تا دوباره ظاهر نشود و اين گونه موجبات سياه نمايي در كفايت مديران را نشان ندهد. از سوي ديگر مدير مطبوعات گيلان فرموده اند: «خبرنگاران كارت بياورند و مرغ 4700 توماني ببرند. تازه مي توانند از امكانات پارك و سيرك هم با همان كارت ها بهره برداري نمايند.» با تشكر فراوان از اين مدير محترم و خلاق براي احترام ويژه به خبرنگاران چند نكته را گوشزد مي نمايم:
اول: ما با تشكر فراوان از اين مسئولان خدمتگزار، از صداوسيماي عزيز خواهشمنديم كه براي اين مقام مسئول محترم، قبل از پخش سريال هاي سيما، سرود «ورزشكاران، دلاوران، نام آوران ...» را پخش كنند، چرا كه شكستن شاخ مافياي شير يك قهرماني ملي و باعث شعف مردم خواهد بود.
دوم: ايشان فرمودند «توانستيم»، و بازهم مانند اكثر مسئولان زحمتكش و دلسوز ليست افرادي كه با زحمات طاق فرسا، در شكستن اين شاخ سهيم بودند را منتشر نكرده اند تا ما به طور دقيق و جزئي از همه شان تشكر كنيم...واقعا تواضع تا كجا؟
سوم: خواهشمند است اين مقام مسئول و دوستان، بدون توجه به هجمه هاي شديد و كارشكني برخي سرسپردگان بي ادب، در شكستن شاخ اين اقلام و مافياهايشان دست به كار شوند:
«مرغ، طلا، ارز، مسكن، اشتغال، سيب زميني، كرايه تاكسي، نان، پوشك بچه، سبزي خوردن، دلالي بازيكن فوتبال، گوشت قرمز، برنج و...»

چهارم: خبرنگاراني كه در تهران با مشكلات عديده مواجه هستند با مراجعه به خانه مطبوعات گيلان همه مشكلات خود را حل كنند و با ارايه كارت خبرنگاري حس غرور پيدا كرده و با كوله باري از مرغ 4700 توماني به تهران بازگردند.
بعد از تحرير:
ببخشيد اين همسايه ما تازگي ها براي ما شاخ شده، ماشينشو جلوي در منزل ما پارك مي كنه، اگر امكانش هست به بچه ها بگين يك عنايتي بفرمايند و اين شاخ را هم در دستور كار قرار دهند. ضمنا اين همكار ما در ميز بغلي هم بعضي اوقات گير مي دهد و حس مي كنم مي خواهد براي ما شاخ شود، لطفا بعله!
محسن حدادي

آرزو (گفت و شنود)

گفت: رجبعلي مزروعي معروف به آقاي مرگ موش در همايشي كه شاخه سوئد سازمان «سيا» در گوتنبرگ برپا كرده بود، از آرزوي بر باد رفته اصلاح طلبان سخن گفت!
گفتم: يعني چي؟!
گفت: مزروعي در اين همايش كه با شركت گروه هاي ضد انقلاب تشكيل شده بود گفت؛ كاش اپوزيسيون مي توانست در ايران حرف آخر را بزند.
گفتم: اين آرزوي آقاي مرگ موش كه مدتهاست برآورده شده است!
گفت: مرد حسابي! اين چه حرفيه؟!
گفتم: يارو مي گفت؛ در تمام درگيري ها هميشه حرف آخر را من مي زنم! پرسيدند چطوري؟ آخه به قد و قواره ات نمياد؟ حالا حرف آخرت چي هست؟ و يارو بادي به غبغب انداخت و گفت؛ با كمال قدرت و از موضع بالا ميگم غلط كردم!

اقليت رو به فروپاشي عربستان (يادداشت روز)

تحولات عربستان از آنجا كه ناظر به فروپاشي آخرين ركن قدرت آمريكا در خاورميانه و در جهان اسلام است، داراي تأثير، حساسيت و اهميت ويژه اي مي باشد و از اين رو ممكن است از نظر زماني در مقايسه با آنچه در ايران در سالهاي 56 و 57 رخ داد و يا آنچه در تركيه در فاصله 75 تا 81 روي داد و يا آنچه در عراق در فاصله 81 تا 84 روي داد و نيز آنچه در مصر در فاصله 89 تا 91 اتفاق افتاد، زمان طولاني تري را بخود اختصاص دهد ولي به زودي واقع خواهد شد.

ادامه نوشته

سينماي پايداري!

¤ پژمان كريمي
از سينماي مقاومت مي توان تعريف ساده و رواني كرد:
«گونه اي از سينما كه روايتگر پايداري يك ملت در برابر يورش بيگانگان و بدخواهان است!»
در قالب اين تعريف، پايداري مردم ويتنام در برابر يورشگران و متجاوزان آمريكايي، پايداري مردم الجزاير در برابر استعمارگران فرانسوي، پايداري مردم ليبي در برابر چپاولگران ايتاليائي و... موضوع هايي براي سينماي مقاومت تلقي مي شوند.
تقويت سينماي مقاومت و بالندگي آن چند پيامد اساسي دارد:
1- آشنايي مخاطب با تاريخ يك سرزمين و يك ملت
2- آشنايي با شاخص هاي وجودي و رفتاري «متجاوز»
3- تصوير چرايي تجاوز به يك هويت، باور و سرزمين
4- شرح پايداري و الگوسازي در اين عرصه مفهومي
5- ايجاد و تقويت همبستگي ميان يك ملت با تكيه بر افتخارات و حماسه ها
روشن است كه اين پيامدها در قاب تحمل استكبار نمي گنجد! از اين روست كه دشمن با تمسك به ابزار فرهنگي و به طور مشخص سينما، در تقابل با سينماي مقاومت صف آرايي مي كند!
سينماي غرب و هاليوود با مأموريت القاي ارزش هاي نظام اومانيستي و ليبرال، نقشي پررنگ در خنثي سازي سينماي مقاومت دارد.
در اين مسير نوعي از سينماي مقاومت جعلي با دورويكرد اصلي در برابر مخاطب قرار مي دهد:
يك- قلب واقعيت و چرايي و غايت پايداري ملت ها
دو- پنهان كردن ماهيت كلوني هاي استكباري
در واقع سينماي غرب و هاليوود، تصويري واژگونه از پايداري در كشورهاي هدف ارائه مي دهند. در اين نوع تصوير پردازي ملت هدف يورش با چنين نشانه هايي توصيف مي شوند:
- عقب ماندگي فرهنگي
- خشونت
- بي رحمي
- دوري از پاكدامني
در ازاي اين گونه چهره پردازي از ملت هدف يورش، يورشگران با چنين نشانه هايي به ميدان آورده مي شوند:
- فرهنگ مندي
- احترام به عشق و عشق ورزي
- جوياي آشتي
- پايدار و استوار
- خلاق
- و قهرمان...
در فيلم «اولين خون» (ساخته و با بازي سيلوستر استالونه) مي توان اغلب نشانه هاي برشمرده را در رويارويي قهرمان آمريكايي فيلم و جنگجويان ويتنامي مشاهده كرد.
در فيلم «نقاب» با بازي آنجلينا جولي، كوشش شده است كه مأموران دستگاه اطلاعاتي آمريكا علاوه بر فراست، برخوردار از عواطف خانوادگي و دگرخواه تصوير شوند، چنان كه با فداكاري خود مسلمانان ايران و عربستان را از حمله اتمي روس هاي كمونيست نجات مي دهند.
از اين رو است كه مي توان رويارويي با سينماي پايداري را استراتژي سياسي سينماي غرب و هاليوود قلمداد كرد. در برابر اين استراتژي. كشورهاي هدف يا ملت هاي هدف يورش و صاحبان سرزمين هاي هدف تجاوز، چاره اي جز تقويت سينماي پايداري ندارند. اين اتفاق هنگامي رخ مي دهد كه:
يك- فيلم سازان سينماي پايداري، تاريخ پايداري كشور خود را به درستي بشناسند.
دو- دولت ها و سازمان هاي فعال در حوزه هنر و پايداري از سينماي پايداري حمايتي جدي كنند.
سه- در پرداخت داستان و فيلم نامه از اسناد و مشاوران خبره و متعهد به فرهنگ پايداري بهره گيرند.
چهار- جذابيت ساختاري را فراموش نكنند.
متأسفانه سينماي پايداري در كشور چندي است كه نه از سوي هنرمندان و نه از سوي كارگزاران فرهنگي جدي انگاشته نمي شود. اين در حالي است كه- به گفته بسياري از كارشناسان و صاحبنظران- بنا به وجوه ديني و ملي، پايداري و فرهنگ پايداري مردم ايران، تفاوت و جلوه اي ديگر نسبت به پايداري و فرهنگ پايداري ديگر مردم دارد.
فاصله گرفتن نهادها از سرمايه گذاري، كم حوصلگي و تنبلي فيلمسازان، دشواري سينماي پايداري از حيث نيازمندي به امكانات مادي و پژوهش عمقي و وفاداري به واقعيت و... همگي باعث افت سطح چندي و چوني سينماي پايداري شده است.
سينماي پايداري در كشور ما نياز به اذهان خلاق و «دلهاي مشتاق» دارد.
اگر در گذشته سينماي پايداري نوعي اداي دين به نگاهبانان استقلال و شرف يك ملت بود، امروز سينماي پايداري يعني جنگ افزاري در برابر يورش نرم افزارانه بدخواهان دروني و بيروني!سينماي پايداري!

¤ پژمان كريمي
از سينماي مقاومت مي توان تعريف ساده و رواني كرد:
«گونه اي از سينما كه روايتگر پايداري يك ملت در برابر يورش بيگانگان و بدخواهان است!»
در قالب اين تعريف، پايداري مردم ويتنام در برابر يورشگران و متجاوزان آمريكايي، پايداري مردم الجزاير در برابر استعمارگران فرانسوي، پايداري مردم ليبي در برابر چپاولگران ايتاليائي و... موضوع هايي براي سينماي مقاومت تلقي مي شوند.
تقويت سينماي مقاومت و بالندگي آن چند پيامد اساسي دارد:
1- آشنايي مخاطب با تاريخ يك سرزمين و يك ملت
2- آشنايي با شاخص هاي وجودي و رفتاري «متجاوز»
3- تصوير چرايي تجاوز به يك هويت، باور و سرزمين
4- شرح پايداري و الگوسازي در اين عرصه مفهومي
5- ايجاد و تقويت همبستگي ميان يك ملت با تكيه بر افتخارات و حماسه ها
روشن است كه اين پيامدها در قاب تحمل استكبار نمي گنجد! از اين روست كه دشمن با تمسك به ابزار فرهنگي و به طور مشخص سينما، در تقابل با سينماي مقاومت صف آرايي مي كند!
سينماي غرب و هاليوود با مأموريت القاي ارزش هاي نظام اومانيستي و ليبرال، نقشي پررنگ در خنثي سازي سينماي مقاومت دارد.
در اين مسير نوعي از سينماي مقاومت جعلي با دورويكرد اصلي در برابر مخاطب قرار مي دهد:
يك- قلب واقعيت و چرايي و غايت پايداري ملت ها
دو- پنهان كردن ماهيت كلوني هاي استكباري
در واقع سينماي غرب و هاليوود، تصويري واژگونه از پايداري در كشورهاي هدف ارائه مي دهند. در اين نوع تصوير پردازي ملت هدف يورش با چنين نشانه هايي توصيف مي شوند:
- عقب ماندگي فرهنگي
- خشونت
- بي رحمي
- دوري از پاكدامني
در ازاي اين گونه چهره پردازي از ملت هدف يورش، يورشگران با چنين نشانه هايي به ميدان آورده مي شوند:
- فرهنگ مندي
- احترام به عشق و عشق ورزي
- جوياي آشتي
- پايدار و استوار
- خلاق
- و قهرمان...
در فيلم «اولين خون» (ساخته و با بازي سيلوستر استالونه) مي توان اغلب نشانه هاي برشمرده را در رويارويي قهرمان آمريكايي فيلم و جنگجويان ويتنامي مشاهده كرد.
در فيلم «نقاب» با بازي آنجلينا جولي، كوشش شده است كه مأموران دستگاه اطلاعاتي آمريكا علاوه بر فراست، برخوردار از عواطف خانوادگي و دگرخواه تصوير شوند، چنان كه با فداكاري خود مسلمانان ايران و عربستان را از حمله اتمي روس هاي كمونيست نجات مي دهند.
از اين رو است كه مي توان رويارويي با سينماي پايداري را استراتژي سياسي سينماي غرب و هاليوود قلمداد كرد. در برابر اين استراتژي. كشورهاي هدف يا ملت هاي هدف يورش و صاحبان سرزمين هاي هدف تجاوز، چاره اي جز تقويت سينماي پايداري ندارند. اين اتفاق هنگامي رخ مي دهد كه:
يك- فيلم سازان سينماي پايداري، تاريخ پايداري كشور خود را به درستي بشناسند.
دو- دولت ها و سازمان هاي فعال در حوزه هنر و پايداري از سينماي پايداري حمايتي جدي كنند.
سه- در پرداخت داستان و فيلم نامه از اسناد و مشاوران خبره و متعهد به فرهنگ پايداري بهره گيرند.
چهار- جذابيت ساختاري را فراموش نكنند.
متأسفانه سينماي پايداري در كشور چندي است كه نه از سوي هنرمندان و نه از سوي كارگزاران فرهنگي جدي انگاشته نمي شود. اين در حالي است كه- به گفته بسياري از كارشناسان و صاحبنظران- بنا به وجوه ديني و ملي، پايداري و فرهنگ پايداري مردم ايران، تفاوت و جلوه اي ديگر نسبت به پايداري و فرهنگ پايداري ديگر مردم دارد.
فاصله گرفتن نهادها از سرمايه گذاري، كم حوصلگي و تنبلي فيلمسازان، دشواري سينماي پايداري از حيث نيازمندي به امكانات مادي و پژوهش عمقي و وفاداري به واقعيت و... همگي باعث افت سطح چندي و چوني سينماي پايداري شده است.
سينماي پايداري در كشور ما نياز به اذهان خلاق و «دلهاي مشتاق» دارد.
اگر در گذشته سينماي پايداري نوعي اداي دين به نگاهبانان استقلال و شرف يك ملت بود، امروز سينماي پايداري يعني جنگ افزاري در برابر يورش نرم افزارانه بدخواهان دروني و بيروني!

پياز! (گفت و شنود)

گفت: جان ساورز رئيس سرويس جاسوسي انگليس- MI6- گفته است 1+5 در مهار برنامه هسته اي ايران چندان هم بدون موفقيت نبوده است!
گفتم: خب! چه موفقيتي داشته اند؟
گفت:جان ساورز مي گويد «ما توانستيم جلوي توليد بمب اتمي را در ايران بگيريم»!
گفتم: ولي ايران قصد توليد بمب اتمي نداشت كه 1+5 جلوي آن را گرفته باشد!
گفت: آخه بعد از اين همه زور الكي كه زده اند اگر اعتراف كنند كه دستشان به هيچ چيز بند نيست كه خيلي برايشان آبروريزي دارد.
گفتم: چه عرض كنم؟!
گفت: مي خواهند بگويند كه بعله... 1+5 در اين مدت بي كار نبوده و در برنامه هسته اي ايران دخالت مؤثر داشته است!
گفتم: يارو خيلي گشنه بود. رفت پشت شيشه مغازه كبابي ايستاد و داشت كباب خوردن يكي از مشتري ها رو تماشا مي كرد. ناگهان چند تا ضربه زد به شيشه. مشتري از اون پشت پرسيد؛ چي ميگي؟! و يارو گفت؛ ميگم پياز هم بخور!

پيچ تاريخي دستگاه قضايي (يادداشت روز)

پس از قريب به يكسال، ديروز دادرسي و رسيدگي به پرونده بزرگ فساد بانكي به پايان رسيد. درخصوص اين پرونده از همان ابتدا كه در نيمه مردادماه سال گذشته گشوده شد و به مانند يك بمب خبري درصدر اخبار رسانه ها و مطبوعات قرار گرفت حجم انبوهي از گزارش ها و تحليل ها و پيش بيني ها مطرح شد و در اين ميان امپراتور رسانه اي ضدانقلاب، اپوزيسيون خارج نشين و فراري و گروه هاي معاند اين به اصطلاح پيش بيني- بخوانيد آرزو- را به ميان آوردند كه جمهوري اسلامي قدرت برخورد با متهمان و عوامل فسادي مالي در ابعاد 3 هزار ميليارد تومان را ندارد و خلاصه آنكه فرجامي براي اين پرونده متصور نيست.

ادامه نوشته

خورشيد بريتانيا همچنان غروب مي كند

خورشيد بريتانيا همچنان غروب مي كند
ساز جدايي اسكاتلند


ترجمه و تنظيم: سيدمحمد امين آبادي
اشاره

مساحت امپراتوري بريتانيا سال 1922 به بيش از 33 ميليون كيلومترمربع و جمعيت آن نيز به بيش از 450 ميليون نفر مي رسيد ولي وقوع دو جنگ جهاني اول و دوم و به دنبال آن شروع روند استعمارزدايي باعث شد كه انگليس بسياري از مستعمرات خود را از دست بدهد. هم اكنون قلمرو فعلي اين استعمارگر سابق به 244 هزار و 820 كيلومترمربع و 62 ميليون نفر جمعيت تقليل پيدا كرده است. سال 2014 قرار است مردم اسكاتلند براي جدايي از انگليس در يك رفراندوم شركت كنند، اگر اسكاتلند با 78 هزار و 772 كيلومترمربع مساحت و 5/5 ميليون نفر جمعيت مستقل شود، انگليس يك سوم ديگر از مساحت خود به اضافه 80درصد منابع نفت و گاز درياي شمال را نيز از دست خواهد داد. استقلال اسكاتلند شايد مقدمه اي باشد براي كوك شدن ساز جدايي ولز و ايرلند شمالي. قلمرو انگليس شايد در آينده اي نه چندان دور به همان جزيره كوچك در كنار اقيانوس اطلس شمالي محدود شود، البته اگر آب اقيانوس بالا نيايد و كل جزيره را زير آب نبرد.
سرويس خارجي

ادامه نوشته

نامه (گفت و شنود)

گفت: يكي از ضد انقلابيون فراري در وبلاگ شخصي خود نوشته است؛ ادعاي تقلب دروغ بود و تاسف خورده كه چرا با طناب پوسيده اصلاح طلبان وارد چاه شده است!
گفتم: اصلاح طلبان اين طناب پوسيده را از آمريكا گرفته بودند و چه مي دانستند كه پوسيده است!
گفت: نوشته است؛ به ما گفته بودند بر اثر ناآرامي هاي داخلي رژيم كوتاه مي آيد و انتخابات باطل مي شود و بعد با فشار قدرت هاي خارجي اصلاح طلبان سر كار مي آيند ولي همه اينها خواب و خيال بود!
گفتم: خب! ديگه چي؟!
گفت: در وبلاگ نوشته؛ احساس مي كنم آن طناب پوسيده دور گردنمان پيچيده و دارد خفه مان مي كند!
گفتم: مريد ساده لوح يكي از قطب هاي دراويش نامه اي به او نوشته و از وي خواسته بود؛ ابتدا صاحب يك ماشين بشود، بعد خانه بخرد، بعد پول و ثروت فراوان به دست آورد و بعد از 120 سال بميرد. اما وقتي از خانه قطب خارج شد، تصادف كرد و در حالي كه او را با حال نزار به بيمارستان منتقل مي كردند به پسرش گفت؛ برو به قطب بگو؛ چرا نامه را از آخر مي خواني؟!

ترازهاي تازه در سياست خارجي پيشرو (يادداشت روز)

نگاه ما به سياست خارجي و دگرگوني هاي شتابان در سياست جهاني بايد ارتقا پيدا كند. پيشرفت هاي هسته اي، يكي از نمادهاي بزرگ و بي سابقه قدرت ايران است اما جفا به واقعيات خواهد بود اگر قدرت ايران جديد را صرفاً به اين سطح فرو بكاهيم. همچنين توقف و مشغول شدن محض به چالش هاي دشمن در اين عرصه، موجب مي شود در قبال ظرفيت هاي خارجي اقتدار و نفوذ جمهوري اسلامي كم بگذاريم. به نظر مي رسد بخش عمده اي از اين چالش ها در راستاي هدف مشغول سازي و انحراف ذهن سياستمداران ايراني از فرصت ها و ظرفيت هاي مهم پيش رو در حوزه قدرت و سياست خارجي تدارك شده است. البته چالش هسته اي 9 ساله به عنوان تابلوي پيروزي ايران در پيشاني تاريخ ثبت خواهد شد اما آنچه مورد تاكيد است اينكه ظرفيت هاي قدرت اثرگذار ايران به همين يك موضوع ختم نمي شود. به عبارت ديگر، جوهر مقاومت و پيشروي ايران در چالش هسته اي مهم تر از اصل پيروزي در اين آوردگاه حساس است. اين جوهره امروز مي تواند به تغييرات شتابان در سياست جهاني، شكل و رنگ و هويت و جهت بدهد. غرب- مشخصا آمريكا و انگليس و صهيونيسم بين الملل- از اين نقش آفريني مهم مي ترسند و با مسئله سازي و حاشيه پردازي مي كوشند نقش آفريني ايران را به تاخير بيندازند.

ادامه نوشته

شب زيارتي «آقا»! (قسمت آخر)

دستنوشته هاي خبرنگار كيهان از سفر 10 روزه به عتبات
شب زيارتي «آقا»! (قسمت آخر)

رحيم چوخاچي زاده مقدم
امشب ، شب زيارتي آقا است. در اينجا روزهاي پنج شنبه كه مي شود، فوج فوج از شيعيان اطراف كربلا و از شهرهاي كوچك و بزرگي مثل كاظمين، سامرا، كوفه و نجف، پياده و سواره به طرف كربلا راه مي افتند، با علمداراني پير و جوان با در دست داشتن پرچم هاي قرمز و سبز در پيشاپيش و تا غروب خودشان را براي پابوسي «آقا» به اينجا مي رسانند. براي فردا هم يك مناسبت ديگري در پيش رو داريم. سالروز وفات «ام البنين» مادر حضرت عباس و به اصطلاح امروزي-ها! نامادري «حسنين». با اين تفاوت بزرگ كه ام البنين از اولين روزي كه (بعد از شهادت زهرا) پا را در آستانه در خانه علي(ع) گذاشت به كسي اجازه نداد او را به نام اصلي اش كه او نيز «فاطمه» نام داشت صدايش كنند تا مبادا آب در دل «حسنين و زينب» تكان بخورد و به ياد مادر، زانوي غم بغل بگيرند! آدم وقتي نوع نگرش و سيره عملي نفر به نفر اهل بيت(س) نسبت به مقوله زندگي را بررسي و بر آن تامل جدي مي كند، به وضوح به يك برنامه زندگي منسجم، موفق و به تمام معنا سالم و تكامل يافته قابل اجرا در يك مجموعه بسيار بزرگ به وسعت دنيا پي مي برد!

ادامه نوشته

بستر اصلي

پژمان كريمي
از آغاز اختلاف ديدگاه و درگيري ميان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و حوزه هنري بيش از سه ماه مي گذرد!
موضوع و ماجراي درگيري را يك بار مرور مي كنيم:
دو فيلم «گشت ارشاد» (ساخته سعيد سهيلي) و «خصوصي» (ساخته حسين فرحبخش) در فهرست فيلم هاي نوروزي سينماهاي كشور گنجانده شدند.
مضامين و صحنه هاي هر دو فيلم، با اعتراض و خشم برخي علما و مردم متدين روبه رو شد. به دنبال اين اتفاق، سازمان تبليغات اسلامي و نهاد تابع آن- حوزه هنري- فيلم هاي يادشده را از اكران نمايش سينماهاي حوزه يعني يك سوم سينماهاي كشور، برداشتند. اين واكنش، با اعتراض وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي همراه شد.
از يك سو، حوزه تأكيد مي كرد و مي كند كه حاضر نيست فيلم هاي ناهمخوان با آموزه ها و باورهاي ديني را به نمايش بگذارد و از ديگر سو وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بر جايگاه قانوني خود يعني مسئول اداره سينماي كشور پافشاري مي كند. جالب اين است كه هر دو نهاد نيز در ميان هنرمندان طرفداران و مخالفان خود را دارند.نگارنده بر آن نيست كه ميان دو سر درگيري، قضاوتي كند و حكم به قصور يك طرف و تبرئه طرف ديگر دهد. اما نكته اي وجود دارد كه مغفول قرار گرفته و اشاره بدان را ضروري ديده است.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي گويد به عنوان دستگاهي كه وظيفه نظارت و هدايت و پشتيباني از سينماي كشور را برعهده دارد، برپايه قوانين رأي به صدور مجوز نمايش داده است. بنابراين نهاد ديگر حق ندارد به تشخيص خود ورود پيدا كند و درباره صلاحيت نمايش يك فيلم ديدگاه عرضه نمايد. مجوز نمايش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعتبار قانوني دارد و قابل پيروي است. طرف ديگر -حوزه هنري- وظيفه ذاتي خود را ترويج فرهنگ اسلامي و ايراني معرفي مي كند و با اشاره بدين رسالت، نمايش آثار مغاير با بايستگي هاي اسلامي را ناقض فلسفه و وظيفه ذاتي و گامي در مسير گسترش فساد توصيف مي نمايد. طبيعي است كه اختلاف ميان بازوهاي حكومتي و فرهنگ ساز برتابيده نمي شود. اختلافي كه منجر به بروز نقصان در بخشي از پيكره فرهنگ جامعه شود. اختلافي كه هدف سوءاستفاده دشمنان پيدا و پنهان و دروني و بروني قرار مي گيرد؛ چنان كه گرفته است.
اما نكته مغفول چيست؟
34 سال از پيروزي انقلاب اسلامي و پاگيري نظام ديني مي گذرد. كسي كه قانون اساسي را نگاهي هم نكرده، قطعا مي داند چشم داشت نظام و جامعه ديني از مقوله اي چون سينما در قبال ارزش هاي ملي و ديني چيست.
هر كسي امروزه مي داند كه سينماي اسلامي با سينماي غيراسلامي چه وجوه تفاوتي دارد؟ هنرمندان هم مي دانند كه نگاه نظام و دين و مردم به سينما چگونه است.
دفترچه سياست هاي سينمايي نيز وجود دارد و مرز بايدها و نبايدهاي ديني و ملي نيز به طور روشن، در پيش روي اهالي و كارگزاران فرهنگي كشور خودنمايي مي كند.
با اين حال، هر ساله شاهد ساخت و نمايش فيلم هايي هستيم كه با باور و زندگي ما ايراني هاي مسلمان برابر نيست. توهين است. تهمت است. سياه نمايي است. تقلبي است و با مردم و آرمان ها و ارزش هاي مردم ايران ترادفي ندارد!
چرا بايد اين گونه فيلم ها ساخته شوند؟
چرا بايد برخي سينماگران مجوزي براي چرك نويسي و بدگويي و اشاعه منكر و دروغ و بدي مي يابند؟
چرا برخي سينماگران اصرار به ساختارشكني دارند ؟
چه اتفاقي افتاده كه برخي سينماگران خود را در سايه امنيت حس مي كنند و به توليد اثري مشغول مي شوند كه در جامعه ديني به درستي تاب آورده نمي شوند؟
ما اگر بستر تهيه و توليد فيلم هاي مسئله دار را حل كنيم ديگر مشاهده نمي شود دو دستگاه فرهنگي به طرز زشتي نسبت به يكديگر پرخاشگري نمايند .
اگر بستر «ابتذال» را بزداييم و در صورتي كه محصولات سينمايي در چارچوب اعمال قانون شكل و سمت و سو يابند، در اين حالت دستگاه ها و كارگزاران فرهنگي دست به هم افزايي مي زنند و نه دفع و تخريب يكديگر و سلب امنيت خاطر جامعه!

واكاوي ادعاهاي واهي امارات در مورد جزاير ايراني

رضا رحمتي
ساكنان سرزمين دزدان دريايي هرچند وقت يك بار دچار توهم خودبزرگ بيني مي شوند و با چراغ سبز قدرت هاي بين المللي ادعاهاي واهي خود را نسبت به جزاير ايراني تكرار مي كنند. اما به راستي كشوري كه بيش از چهل سال از تشكيل آن نمي گذرد و همچون قطره اي در كنار درياي تمدن و فرهنگ ايران است چطور جرات تكراراين ادعاها را دارد؟
مطالعه ي تاريخ و غور در وقايعي كه در آن شكل گرفته است، نشان دهنده ي اين گزاره است كه بسياري از واحدهاي سياسي تحت تأثير چفت و جور شدن با نظام مسلط و مستقر در عرصه ي بين المللي موجوديت براي خود كسب كرده اند يا از موجوديت ساقط شده اند. واحدهاي سياسي كه تأثيرپذير خوانده مي شوند با تغيير روابط قدرت در نظام بين الملل از چند به دوقطبي و از دو به تك قطبي كنشي متفاوت از سابق و متناسب با مناسبات قدرت فعلي و لاحق را انجام مي دهند.

ادامه نوشته

فرياد بيداري از مأذنه مساجد تا ناقوس كليسا

روح الله امين آبادي
چندي پيش مصاحبه اي در روزنامه شرق منتشر شد كه در آن يكي از اساتيد علوم سياسي دانشگاه در تحليل انقلاب هاي منطقه از سياست خارجي انقلاب اسلامي انتقاد كرده و با عربي و منطقه اي خواندن قيام هاي مردم مسلمان خاورميانه عليه استبداد داخلي و استعمار خارجي اين جنبش هاي پرشور را در سه كلمه رفاه ، آزادي و كرامت انساني خلاصه كرد .
دكتر محمود سريع القلم در جاي جاي اين مصاحبه نظام جمهوري اسلامي را به پيش گرفتن يك سياست خارجي ايده آل و نه واقع گرا متهم مي كند و مي گويد ديگر كسي در منطقه خاورميانه جز ايران به فكر درگيري با قدرت هاي جهاني نيست .

ادامه نوشته

فراموشي (گفت و شنود)

گفت: اين روزها برخي از اعضاي حزب كارگزاران و جبهه اصلاحات هم به گراني ها انتقاد و اعتراض مي كنند!
گفتم: ولي خشت اول فساد اقتصادي در دوران كارگزاران و جبهه اصلاحات نهاده شد. و امروزه همان مفسدان هستند كه مي كوشند عرصه را بر مردم تنگ كنند.
گفت: يادشان رفته كه از مانور تجمل دم مي زدند و يا اقشار مستضعف را به لشگر قابلمه به دست ها تشبيه كرده و به باد مسخره مي گرفتند.
گفتم: چه عرض كنم؟! يارو رفت دكتر و گفت؛ آقاي دكتر! مدتي است به فراموشي مبتلا شده ام. دكتر پرسيد؛ چند وقته كه اين بيماري را داريد؟ و يارو پرسيد؛ كدوم بيماري؟!

اين زنجيره چند حلقه دارد ؟! (يادداشت روز)

1- مي گويد ننويس! مي پرسم چرا؟! مي گويد كام مردم تلخ مي شود! مي گويم؛ كام مردم را كلان سرمايه داران مفت خور و مافياي حرام خوار اقتصادي تلخ مي كنند كه افسار پاره كرده و به جان مردم افتاده اند و با بهره گيري از شيپورهاي بيروني و برخي رسانه هاي داخلي، همه زشتي ها و پلشتي هاي حاصل از فساد اقتصادي خود را به حساب نظام مظلوم و مقدس جمهوري اسلامي مي نويسند. از برادران رزمنده و پاكباخته سپاه است. سال هاي سال است كه او را از نزديك مي شناسم. بعد از سال ها مجاهدت در جبهه و پشت جبهه و در حالي كه در موقعيت هاي برجسته اي حضور داشته است، امروزه از مال دنيا غير از يك آپارتمان در يكي از محله هاي جنوب شهر تهران چيزي ندارد... سخن كه به مافياي اقتصادي مي رسد و لكه سياهي كه سعي دارند بر سيماي پاك نظام بنشانند، با نگارنده همنوا مي شود و مي گويد؛ بنويس! بايد مردم بدانند كه ثروت هاي انبوه را چه كساني به كيسه بي انتهاي خود مي ريزند و در همان حال خروجي پلشت آن نظير گراني ها را به حساب ناكارآمدي نظام و مسئولان مي نويسند. مي گويم آقاي «م-الف» از گردانندگان اصلي فلان روزنامه اقتصادي حامي فتنه 88 است. او كه در دو كانون اقتصادي حساس وابسته به نظام حضور داشته و دارد، هم اكنون در يك پرونده فساد چند صد ميليارد توماني تحت تعقيب است و مي پرسم؛ چرا بايد فساد اقتصادي و حرام خواري او كه هيچ نسبتي با نظام ندارد در افكار عمومي به حساب نظام و يا ناكارآمدي مسئولان نظام مقدس جمهوري اسلامي نوشته شود؟!... مي گويد بنويس برادر! و مي نويسم؛

ادامه نوشته

عبرت هاي ناگرفته !

 (يادداشت ميهمان)

دكتر مصطفي ملكوتيان¤
در علوم سياسي از اشتباهات فاحش به عنوان هموار كننده شكست، سرافكندگي و فروپاشي قدرت هاي سياسي ياد شده است. غربي ها در ماه هاي گذشته بر اجراي دو اشتباه فاحش اصرار داشته اند:
الف) فشارهاي بي منطق غرب عليه سوريه:
به دليل بي تفاوتي دولتمردان كشورهاي غربي در مقابل نفوذ صهيونيست ها در ساختارهاي سياسي اقتصادي و نهادهاي امنيتي و نظامي اين كشورها (به ويژه آمريكا، كانادا، انگليس، فرانسه و آلمان)، امنيت كشورهاي غربي به امنيت رژيم صهيونيستي پيوند خورده و رهبران آنها احساس مي كنند كه وخيم تر شدن شرايط امنيتي اين رژيم به دلايل مختلف از جمله بيداري اسلامي و نتايج آن- يعني تغيير در جغرافياي سياسي منطقه به نفع گرايش اسلامي- به معني تهديدات امنيتي براي آنهاست.

ادامه نوشته

دورخيز (گفت و شنود)

گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: يك ايراني مقيم انگليس در صفحه فيس بوك خود خطاب به بهنود نوشته است؛ «اگر شما ايراني بوديد، من از خجالت آب مي شدم».
گفت: بهنود در ايران كه بود عضو ساواك و همكار افتخاري «شاخه زيتون»، يعني شعبه موساد در ايران بود. و از اولش هم ايراني نبود.
گفتم: ايراني مقيم انگليس با اشاره به مقاله بهنود كه در آن از تحريم هاي آمريكا و اروپا عليه ايران ابراز خوشحالي كرده بود، نوشته؛ برخلاف آرزوي شما، تحريم ها بي اثر بوده.
گفت: اين آقاي مسعود بهنود، قبل از انقلاب كه عضو ساواك و همكار شاخه زيتون بود. بعد از انقلاب هم 30 سال در آرزوي بازگشت سلطه از دست رفته آمريكا به هر خيانتي تن داد و حالا هم مجبوره با آرزوهاي برباد رفته اش زندگي كنه!
گفتم: يارو بعد از كلي تمرين، دورخيز كرد كه روي زين اسب بپره ولي با مخ زمين خورد و دوستش گفت؛ احسنت! يارو پرسيد؛ از چي خوشت اومد؟ از دورخيزم؟ يا از پرشم؟ و دوستش گفت؛ هيچكدوم، از اعتماد به نفست!

صف مشترك تل آويو، رياض، اربيل (يادداشت روز)

رژيم صهيونيستي درصدد است تا به جبران موقعيت هاي راهبردي كه از دست مي دهد، موقعيت هاي راهبردي جديدي را جايگزين كند و به عبارت ديگر، صهيونيست ها در تلاشند تا اگر نتوانند چالش ها را مديريت كرده و يا به فرصت تبديل نمايند، موقعيت هاي جديدي را از فرصت هاي بالقوه به وجود آورند و از اين طريق موقعيت منطقه اي خود در دهه هاي گذشته را هرچند در سطحي بسيار نازل تر حفظ نمايند.

ادامه نوشته

سينما تسليم است!

پژمان كريمي
وقتي فيلم ضدايراني «300» به دست هاليوود ساخته شد، برخي از اهالي سينماي ايران واكنش منفي نشان دادند.
آنها در گفت وگوهاي خبري، با محكوم كردن و نكوهش هاليوود، وعده دادند كه در قالب فيلمي سينمايي به سازندگان فيلم موهن پاسخ مناسبي مي دهند. اما چه شد؟!
نزديك به شش سال از ساخت و اكران «300» مي گذرد با اين حال، هيچ يك از اهالي سينماي ايران دست به كار ارائه پاسخ سينمايي، به تحريف گران هويت و تاريخ ايران نشده اند!
اين را گفتم كه بگويم سينماي ايران مشكلات زيادي دارد. يكي از اين مشكلات، كمبود اذهان متعهد دغدغه مند نسبت به حوزه «سياست و فرهنگ» است.
به همين دليل است كه سينماي ايران در برابر رويدادها و تهاجم فرهنگي و بازي سازي هاي فرهنگي دشمن، اساسا مرعوب، تسليم و منفعل است!
يك فيلم ساز آمريكايي به راحتي ، تاريخ ايران را دستمايه قرار مي دهد، قلب واقع مي كند، تحريف مي نمايد، به ملتي بزرگ توهين مي كند. در مقابل فيلم ساز ايراني چه مي كند؟ هيچ! از مجموع دهها فيلم ساز اغلب مدعي، برخي وعده مي دهند و ديگران خاموش در گوشه دنياي كوچك خود مي نشينند. مگر نه آنكه هنرمند بايد معاصر باشد. بايد به روز باشد. بايد دغدغه مند باشد. بايد نسبت به ارزش هاي ملي و ديني خود باورمند آشكار شود. مگر نه آنكه هنرمند بايد با ابزار فرهنگي دست به ارزيابي پديده ها و رويدادها بزند. بايد روشنگري نمايد. بايد بيدارگر گام بردارد. بايد متعهدانه اوضاع و رويدادهاي كوچك و بزرگ سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي را رصد كند تا با ارائه ديدگاه اش به مخاطب، رسالت آگاه كنندگي را به جلوه آورد!
سينماي ايران چرا از رويدادهاي جهان معاصر جا مانده است؟
پس از گذشت 34 سال از پيروزي انقلاب اسلامي، در سي امين جشنواره بين المللي فيلم فجر تنها يك فيلم درباره بزرگ ترين رويداد كه نه، شگرف ترين معجزه قرن يعني «انقلاب اسلامي» به نمايش درمي آيد. فيلمي كه تنها «اشاره اي» به انقلاب دارد و در ماهيت و در گفتمان و در ذات، متعلق به گفتمان انقلاب اسلامي نيست. فيلمي كه به دليل پرداخت مضحك، سبب تمسخر مخاطب مي شود! چرا «انقلاب اسلامي» جايگاهي در سينماي ايران ندارد؟ چرا آفتاب سينماي دفاع مقدس تلاءلو بايسته را ندارد؟ چرا مرعوب هستيم. چرا در حوزه سينماي سياسي حرفي در خور براي گفتن نداريم! چرا سينماي ايران موج آفرين نيست؟ چرا فيلمي كه به ملت ايران توهين مي كند، در پيش چشم بسياري از اهالي سينماي ايران، به منزله الگوي سينماي پيشرو و حرفه اي و داراي مختصات سينماي جهاني، جلوه مي كند؟ چرا سينماي ايران منفعل است و بازي سازي نمي كند؟ چرا سينماي ما نمي تواند دشمن را منفعل كند؟
پاسخ روشن است. دوباره تكرار مي كنم: ما فيلم ساز متعهد و دغدغه مند كم داريم!
اين مشكل، مشكل ديگري را نيز به همراه آورده است. وقتي شما سرباز نداريد تا بتوانيد وضع حاكم بر صحنه نبرد را به نفع خود تغيير دهيد، هنگامي كه ارتشي نداريد كه در برابر صف مهاجم دشمن بايستد، طراحي بهترين استراتژي دفاعي هم گرهي نمي گشايد!
چون استراتژي نيست، حركات مبتني بر «فرد» نيز كارگر نيست و ديده نمي شود!
از اين روست كه مي توان گفت مشكل اصلي سينماي ايران و دليل عمده مرعوبيت آن در برابر دگرشدگي ها و رويدادها و يورش هاي فرهنگي بدخواهان، كمبود انديشه متعالي است! اين گونه «انديشه» را جست وجو كنيم. 43 سال است همين انديشه كشور را پاسداري كرده است. در حوزه سينما و براي ورود به اين عرصه، انديشه ياد شده را جست وجو كنيم!

چرخ پوپوليسم ارابه ران را زير مي گيرد

روحانيون مبارز از آغاز تا انجام (قسمت پاياني)
چرخ پوپوليسم ارابه ران را زير مي گيرد

روح الله امين آبادي
درقسمت پيشين به شمه اي از تحولات پيرامون مجمع روحانيون و نيز چرخش بنيادين مواضع اين تشكل روحاني از بدو شكل گيري تا زماني كه به فاز براندازي وارد گرديد اشاره شد ، در اين بخش در صدد آن هستيم تا به بررسي چرايي اين تحول 180درجه اي بپردازيم و به اين سوال پاسخ دهيم كه «چرا گروهي كه مشخصه اصلي آن در دهه ابتدايي انقلاب گرايش شديد به رفتارهاي راديكالي و تند، تجويز دين حداكثري و محدود كردن قلمرو آزادي ها و حقوق شهروندي، دفاع از دولت حداكثري و مخالفت با خصوصي سازي، دفاع از محرومان و اقشار آسيب پذير و طرفداري از عدالت اجتماعي، استكبارستيزي و ...بود حال تبديل به گروهي شده است كه نه تنها حكم ولي فقيه را فصل الخطاب نمي داندبلكه در مقابل بيانات صريح رهبري در ممنوعيت اردوكشي هاي خياباني مردم را به اغتشاش دعوت و تشويق مي كند؟»
از منظرهاي متفاوتي مي توان به اين سوال پاسخ گفت . اگر چه هيچ يك از اين پاسخ ها در نوبه خود پاسخي جامع و مانع براي توضيح چرايي زاويه دار شدن مواضع روحانيون مبارز از دهه 60 تا كنون محسوب نمي شوند ولي هركدام زاويه اي از اين تشكيل زاويه را پوشش مي دهند .

ادامه نوشته

رالي با يك فيلمساز بدنام

نگاهي به پروژه فاخر معاونت سينمايي!
رالي با يك فيلمساز بدنام

سعيد مستغاثي
هنوز از كارنامه بحث انگيز معاونت سينمايي در توليدات سال 90 و جشنواره سي ام و اكران جنجالي نوروز امسال خلاص نشده ايم كه خبر باور نكردني ديگري از اقدامات اين معاونت انتشار يافت. خبري كه آنقدر غريب و حيرت برانگيز بود كه بسياري از رسانه ها آن را پوشش نداده و در حد شايعه محسوب كردند تا اينكه روز يكشنبه شخص جناب معاون سينمايي يا رياست فعلي سازمان سينمايي در مقابل خبرنگاران، اين خبر را تأييد كرده و آن را تجربه اي جديد براي سينماي ايران خواند!

ادامه نوشته

بازنشستگي ! (گفت و شنود)

گفت: مشاور فراري كروبي كه به آمريكا پناهنده شده و به استخدام راديو آمريكا درآمده بود، اعلام كرده قصد دارد از عرصه سياست بازنشسته شود و نوشته كه رسانه هاي داخلي نبايد از اين خبر ذوق زده شوند!
گفتم: اتفاقا رسانه هاي داخلي از بازنشستگي او خيلي هم غمزده مي شوند چون يكي از خنده دارترين سوژه ها براي اوقات فراغت خوانندگان كيهان بود.
گفت: سايت بالاترين فاش كرده كه مديريت راديو آمريكا به خاطر كم مايه بودن مجتبي واحدي قصد اخراج او را داشته ولي مشاور كروبي قول داده در يك فرجه چند ماهه با مطالعه سايت ها و خبرها خود را به سطح قابل قبول مديريت اين راديو برساند.
گفتم: پس بگو كه چرا در اعلام بازنشستگي خود گفته است؛ فعلا چند ماهي را به مطالعه سايت ها و خبرها مي گذرانم!
گفت: چه عرض كنم؟! تازه طوري وانمود كرده كه انگار راديو آمريكا از بازنشستگي 6ماهه وي ناراحت شده است!
گفتم: از يارو پرسيدند چرا سر و كله ات شكسته و باندپيچي شده؟ گفت؛ نامزدم برام گل پرتاب كرد. گفتند؛ گل كه كله را نمي شكند؟ و يارو يواشكي گفت؛ آخه با گلدون پرتاب كرد!

خط مقاومت و خطاي محاسبات (يادداشت روز)

اين روزها در حوزه سياست خارجي، ايران و سوريه در صدر اخبار مطبوعات و رسانه ها قرار گرفته اند.
تازه ترين خبري كه موضوع ايران و سوريه را در فضاي رسانه اي داغ كرده حضور كوفي عنان در تهران است كه از دوشنبه شب براي رايزني با مقامات كشورمان به ايران سفر كرده است.
عنان درحالي ديروز رايزني ها و گفت وگوهاي خود با مقامات ارشد ديپلماسي ايران را از سر گرفته است كه چندي پيش- 10 آوريل- و پس از انتصاب به عنوان نماينده ويژه سازمان ملل در امور سوريه به تهران آمده بود. حضور كنوني عنان در تهران بلافاصله پس از گفت وگوهاي او با بشار اسد رئيس جمهور سوريه است.
گفتني است طي دو هفته گذشته به موازات افزايش فشارها از سوي آمريكا و چند كشور غربي بر ضد سوريه و برگزاري دو نشست ژنو و پاريس با هدف يكسره كردن كار دمشق، فشارها عليه جمهوري اسلامي نيز در فاز اجرايي تحريم هاي فراگير و به اصطلاح فلج كننده از اول ژوئيه آغاز شده است.

ادامه نوشته

سر چندر غاز!

خشت اول

بعد از هدفمند شدن يارانه ها در كشور، هر برگ اسكناس هزار توماني هم حكم چك پول 100هزار توماني دارد و به راحتي از جيب آدم ها جدا نمي شود...قدر قطره قطره يارانه دريافتي را بدانيد !
} زن و مرد در يك عصر دل انگيز كنار هم راديو گوش مي كنند...هر دو مي خواهند موضوعي را به هم بگويند...كمي دست دست مي كنند و ...{
زن: چه عصر خوبيه؟
مرد: آره ...اتفاقا منم مي خواستم همينو بگم...راستي اين پيرهنت خيلي قشنگه !
زن: مرسي! دردو بلات بخوره تو سر همه مرداي عالم به ويژه اين اكبرآقا سبزي فروش با اون فولكس داغونش ...
} هردو مي خندند...سكوت ...{
ناگهان هر دو با هم مي گويند: ببين !
مرد: ئه چه جالب خب تو بگو !
زن: نه عزيزم تو بگو !
مرد: نه خب تو اول بگو من بعد از تو مي گم به هر حالlaydies first!
زن لبخند سردي تحويل مي دهد و مي گويد: خب پس بذار يه چاي بهار نارنج برات بريزم ...
مرد: واي مرسي !
زن: مي دوني چيه حميد جان! فردا شب تولد دختر ستاره جونه !
مرد: خب به سلامتي ...
زن: راستش مي خواستم از پس اندازت يه مقدار قرض بگيرم هم كادو بايد بگيرم و هم كفش مناسب ندارم...بفرماييد اينم چايي! نوش جونت .
مرد: }من من كنان...{ آخ عزيزم مي دوني كه هنوز حقوق ها رو واريز نكردن! هميشه اين روزها، من تو سربالايي هستم و با والذاريات تا آخر برج رو مي رسونم .
زن: خاك تو سر بخت سياه من! بده من اون چايي رو !
مرد : حالا چايي رو كجا مي بري؟
زن: در آر اون قند رو! تموم بشه بايد برم از همسايه قرض بگيرم...يعني دود اگزوز فولكس اكبرآقا سبزي فروش تو حلقت كه عرضه نداري 50 تومن پول پس انداز كني واسه زنت! اون كارت يارانه رو زود بده بياد، هي هيچي نگفتم پر رو شدي ...
زن چايي را بر مي گرداند توي قوري و با صداي بلندتر ادامه مي دهد: اي خدا...مردم شوهر دارن ما هم...يعني نشد يه وقت من يه چيزي از تو بخوام تو بگي حله !
مرد: اي بابا...راستي من اصلا كاري نداشتم ها، اين قدر كنجكاوي نكن !
زن: حالا بگو چيكار داشتي، خودتو لوس نكن !
مرد: ولي پيرهنت خيلي قشنگه ها !
زن: ها ها! گول خوردم، يادم رفت كه دوزار پول نداشتي بهم بدي !
مرد: ببين! ما هر هفته با بچه هاي اداره يه تيم 10 نفره مي شيم مي ريم سينما !
زن: خاك تو سر من با اين بخت سياهم...يعني هر هفته مي ري سينما ولي ...
مرد: نه نه! صبر كن...من هميشه داستان رو مي پيچوندم چون هر هفته يه نفر بايد حساب كنه...اما فردا رو خودم قبول كردم...آخه رئيس اداره هم مي آد...بعد ...
زن: آره جون خودت! اين پرويز خان هست، شوهر مليحه، همون كه كچله ولي اون سه تار مو يي كه داره رو، فرق از وسط مي ذاره و هر هفته مي ره انستيتو زيبايي مو تا آخرين كاتالوگ هاي مدل هاي جديد كاشت مو رو ببينه !
مرد: خب !
زن: اين پرويز خان، اگه تو اداره بهش بستني بدن، دستش مي گيره با اتوبوس مي آد خونه تا با همسرش بخوره! اون وقت تو هر هفته مي ري با رفقات سينما...يعني واقعا دود اگزوز اون فولكس اسقاطي اكبرآقا سبزي فروش تو حلقت با اين زندگي كه برا من درست كردي ...
مرد: خفه كردي ما رو با اين دود اگزوز...از كجا بنزين مي آره مي ريزه تو اين قراضه؟ ...حالا واقعا نداري؟ زير اون فرش ماشينيه هميشه 15- 10 هزار تومني قائم مي كردي ولي صبح ديدم چيزي نبود !
زن: وا! تو واسه چي سراغش مي ري؟
مرد: خب از جيب خودم ور مي داري...البته خوبه كه هميشه يه گوشه اي 50-40 تومن پس انداز مي كني ها، ولي الان براي من روز مباداست. باور كن با اين 30 تومني كه بدي، ترفيع رو گرفتم...اون وقت سه تا فولكس اكبر سبزي فروش رو يه جا برات مي خرم .
زن: نمي خوام! لازم نكرده .
مرد: ولي پيرهنت خيلي قشنگه ...
زن: برو سر اصل مطلب !
مرد: آهان...چطوره از دوستات قرض بگيري! مي گي تا آخر برج بهشون مي ديم ...
زن: تو چي؟ يه وقت يه تكون به خودت ندي آنفلونزا مي گيري !
مرد: باشه هر دو به دوستامون زنگ مي زنيم ولي اول تو بزن كه پيرهنتم خيلي قشنگه !
¤
زن در حال شماره گيري...: سهيلا از دوستاي قديميه...نصف شمرون واسه ايناس...الو! سلام، چطوري؟...قربونت برم...تو خوبي؟ الهي فدات شم...دلم برات يه ذره شده .
مرد با صدايي آرام تر: با همين فرمون برو كه خيلي خوبه...اصلا دعوتش كن خونه...يه راست نري سراغ اصل مطلب .
زن: حميد هم خوبه! مرسي...نه طوري نيست...والا چي بگم سهيلا جون...اينم از بخت منه! ديروز كيف پولم رو تو خيابون زدن! روم نمي شه به حميد بگم...مي كشه خودشو از غصه! نه نه...اصلا مهم نبوده چي توش بوده...نه نه...نه پليس نيازي نيست! اراذل و اوباش بودن كه پليس امنيت اجتماعي قراره جمع شون كنه...نه بابا نمي خوام به زحمت بيفتي ...
زن يكدفعه گوشي را قطع مي كند .
مرد: چرا قطع كردي؟
زن: داشت شماره شوهرشو مي گرفت...مي گه تو پليس آگاهي آشنا داره سه سوت كيفتو پيدا مي كنه !
مرد: خب چرا قطع كردي؟
زن: خب كيفي در كار نيست كه...اوه اوه داره زنگ مي زنه...الو سهيلا جون...حميد اومده خونه...من بعدا بهت زنگ مي زنم !
مرد: بده من اون تلفنو! عرضه 200 تومن پول قرض گرفتن نداري؟
زن:30 تومن شد 200تومن؟؟ بيا آقاي عرضه! راستي بليط سينما چنده؟ آخرين فيلمي كه حناق كردين با دوستاتون چي بود؟
مرد بي اهميت شماره مي گيرد: الو رضا جون... سلام...نوكرتم...فدات شم...نيستي؟ با بزرگون مي پري ديگه تحويلمون نمي گيري...هه هه هه...خب چه خبر؟ اصل داستانو بذار بهت بگم...يه خورده پول مي خوام تا آخر برج... چي؟ خب خب...نه بابا! ديشب؟ نچ نچ نچ...بهش دادي؟ چقدري دادي بهش؟ 2 ميليون تومن؟ نه نه! خوب كاري كردي...خدا خيرت بده...نه خودم جورش مي كنم...آره كاش زودتر زنگ زده بودم...باشه! باشه به محمدرضا هم زنگ مي زنم حال و احوال مي كنم، عمل انجام شده ديگه؟ خب به سلامتي...قربونت برم خداحافظ !
زن: خب اين همه پولي كه گرفتي رو چيكار كنيم؟ چه جوري خرج كنيم؟ مي خواي يه كم شو قرض بديم به اين اكبر آقا سبزي فروش يه رنگي به اون فولكسش بزنه؟
مرد: جدا تو هيچي پول كنار نداري؟ تو اون صندوق لوازم آرايشت هم نداري؟
زن: اونجا رو هم رفتي سر زدي؟ واقعا كه ...
مرد: ببين! به نظرم بايد بريم يه سر خونه آقاجون...هم صله رحمه هم زير فرش اتاق كوچيكه هميشه 50-40 تومن واسه من كنار مي ذارن...اين قديميا بي حساب و كتاب نبوده كاراشون...هميشه يه گوشه اي پول داشتن براي روز مبادا...البته زن هم بايد زن باشه !
زن: خوبه حالا! من خودم 20 تومن پس انداز دارم !
مرد: جان من؟ كجاست؟ نكنه گذاشتي پشت قاب كوبلن دوزيه اتاق خواب؟
زن: حميد خيلي پر رويي، اونجا رو هم دستبرد زدي؟
و اين داستان ادامه دارد...احتمالا براي خريد يك عدد مرغ براي شام آخر هفته كه ميزبان اعضاي خانواده همسر باشند .
محسن حدادي

دربار در بار گند زد !

حدود يك ماه پيش كله گنده دربار انگليس يعني ديويد كامرون به يك بار رفت و تا حد مستي، زد و خورد و نوشيد و رقصيد و دست آخر هم گند زد و آمد بيرون. قضيه از اين قرار است كه ديويد كامرون، همراه زن و بچه هاي شان از جمله نانسي 8 ساله، به علاوه چند خانواده اشرافي ديگر در مراسمي تحت عنوان «شام يكشنبه» وارد باري به نام «پلاگ اين» شدند، اما ديويد اينا(!) بعد از عيش و نوش، وقتي به خانه برگشتند، دست از پا درازتر ديدند دخترشان نانسي نيست!
ديويد كامرون: مگر اين نانسي گور به گوري در ماشين تو نبود؟!
سامانتا: نه!
ديويد كامرون: زن! يعني بچه را جا گذاشتي در بار، خودت آمدي دربار؟! چطور خودت را يادت نرفت كه بياوري دربار، اما بچه را جا گذاشتي در بار؟!
سامانتا: الكي براي من باربار نكن ها! خب به خيالم نانسي در ماشين توست! چه مي دانستم تو هم فكر مي كني در ماشين من است؟
و به اين ترتيب دعواي زن و شوهر بالا گرفت تا اينكه ديويد كامرون از همان دربار زنگ زد بار و ملتفت شد نانسي در دست شويي بار گير كرده! به همين مناسبت دفتر نخست وزيري انگليس بيانيه اي صادر كرد كه در قسمتي از آن مي خوانيم: «كاركنان بار، دختر دربار را در دست شويي بار پيدا كردند و نمي دانستند چه كار بايد بكنند. قطعا اينطور نيست كه شما شماره تلفن ديويد كامرون را در دفتر تلفن پيدا كنيد، زنگ بزنيد و به او بگوييد؛ شما دخترتان را در بار جا گذاشته ايد. اين خيلي ترسناك است كه نخست وزير دربار چيزي به اين مهمي را در بار جا گذاشته باشد.»
درباره اين دربار با اين بار، چند نكته به نظرم مي رسد:
يك: اگر فكر مي كنيد كه سطور بالا تراوشات ذهن راقم است، لطف كنيد و كليدواژه هاي متن را در سايت هاي جست وجوگر كليك كنيد.
دو: الحمدلله به يمن نظام مقدس جمهوري اسلامي، ما نه بار داريم و نه دربار، اما دمي درنگ! اگر در يك مراسم بعله برون، حالا بگو ختنه سوران، يكي از مديران رده مياني جمهوري اسلامي، بچه اش را در خانه طرف جا بگذارد، انصافا بي بي سي فارسي چند ماه يقه دراني مي كند؟! آيا جز اين است كه تا مرز جنون، خودشان را خفه مي كنند و آرزوهاي خام خود را به عنوان «خبر» به خورد خلايق مي دهند؟! و ناظر بر دست مالي، قيصريه اي را به آتش مي كشند؟! در عوض، رسانه هاي ما چه آسان گذشتند از جايي كه مي شد آسان نگذشت و يقه بار و دربار را با هم گرفت. من براي نوشتن اين متن، خيلي صبر كردم؛ خيلي، بلكه ببينم دوستان ديگر چه مي كنند، اما...
سه: دقت شود! نانسي يك دختر 8 ساله است. با اين ننه بابا، ببين اين مي خواد چي بشه!!
چهار: خداوكيلي چه كساني دارند بر انگليس حكومت مي كنند؟! ايام آشوب انگليس، پليس لندن، دانشجويي معترض را دستگير كرد و در زندان فهميد كه اين جوان برخلاف اغلب معترضان، پدر مادر مرفهي دارد. بازجو از وي مي پرسد: تو ديگر چرا؟ و جواب مي شنود: من با حكومت انگليس از اساس مشكل دارم. شما به شكمم چه كار داريد؟! با چنين باري و چنين درباري، انصافا حق با اين دانشجوي جوان نيست؟!
پنج: آيا لندن براي بازي هاي المپيك واقعا جاي مناسبي است؟! اين المپيك است يا پيك نيك؟! اصولا با اين كامرون مست، چه استبعادي دارد كه ديويدخان در مراسم افتتاحيه المپيك، نانسي را در مشعل بازي ها جا نگذارد؟!
شش: آيا نيروي محترم انتظامي، من باب «بني آدم اعضاي يك پيكرند»، نبايد يكي از اين واحدهاي مظلوم گشت ارشاد را روانه بارهاي انگليس كند؟! چه خوب كه بياييم و تقسيم كار كنيم مرضي رضاي سردار نقدي عزيز. دربار انگليس با گردانهاي عاشورا و الزهرا، بار انگليس با گشت ارشاد!!
هفت: باباجون! من خودم قبل از اينكه بيايم «چيزنا»، چوپان بودم در ولايت خودمان. به خدا گوسفند در چرا، بي چون و چرا، بچه اش را جا نمي گذارد. بيابون به اون بزرگي، گوسفند بچه اش را جا نمي گذارد، اون وقت بار به اين كوچكي... البته «مرگ بر انگليس» به جاي خود، اما گاهي جا دارد بگوييم: «خاك بر سر انگليس»، با اين بارش و اين دربارش!
هشت: من آخه چه طنزي بنويسم براي اين خبر؟! اينجا از اونجاهايي است كه طنز، گيرم طنز تلخ در دل سوژه مستتر است. حيف كه بزرگان بر دوش ما نامزدي در انتخابات... يعني ببخشيد؛ فحش ندادن را تكليف كرده اند و الا 2تا ليچار بار دربار و بار و شخص ديويد كامرون مي كردم. آخه آدم اينقدر الاغ؟! الهي يك روز دربار انگليس را در بار لفت و ليس جا بگذاري، هي!
نه: به قول يكي از بچه ها؛ با اين پدرومادر مست، همين كه نانسي (بخوانيد باربارا!!) به سن 8 سالگي رسيده، خودش موضوع جالبيه براي تحقيق.
¤ ¤ ¤
نه آخه! من الان دقيقا چي بايد بنويسم؟ يعني بازم بايد يه سري اسم رديف كنم و از قول تك تك شون جمله بسازم؟! اگه اينو مي خواي، بفرما.
حسين شريعتمداري: بار، براي چندمين بار است كه فحاشي عليه كيهان را براي دربار فاكتور مي كند!
علي مطهري: در اين ماجرا، نانسي، سامانتا، كامرون، مصر، ليبي، الجزاير، سوريه و روسيه به يك اندازه مقصرند!
باقري لنكراني: رويكرد جبهه پايداري به قضيه بار، گفتماني است، نه مصداقي!
خاتمي: بايد ميان بار پلاگ اين و تره بار جنبش سبز، ديوار كشيد!
داود اغلو: جنگنده تركيه اي در آب هاي بين المللي بود! (سر جدت، اظهار نظر را نيگا!!)
محمدنبي حبيبي: اگر اصولگرايان عليه دربار انگليس به اجماع نرسند، موتلفه به صورت مستقل بيانيه مي دهد!
رويانيان: با عقد يك قرارداد، باشگاه پرسپوليس سرپرستي نانسي را برعهده مي گيرد! به لج استقلال، پول سرالكس فرگوسن هم جوره!
«آرمليا- خبرنگار چيزنا»

علاقه ! (گفت و شنود)

گفت: اظهارات يكي از مقامات وزارت خارجه انگليس در مصاحبه با يك شبكه تلويزيوني محلي در منچستر انگلستان، بدجوري گروه هاي اپوزيسيون را كلافه كرده است.
گفتم: مگه چي گفته؟!
گفت: در اين مصاحبه گفته است؛ انگيزه دولت انگليس در حمايت از گروه هاي اپوزيسيون ايراني ترحم نسبت به آنها بوده و توضيح داده مقامات انگليسي از ابتدا هم مي دانستند كه اين گروه ها، جايگاه و پايگاهي در ميان مردم ايران ندارند.
گفتم: خب! حرف حساب زده! وقتي آمريكا با اون همه اهن و تلپ نمي تونه هيچ غلطي بكنه، معلومه كه از چندتا اجق وجق فراري كاري ساخته نيست.
گفت: گروه هاي اپوزيسيون اعتراض دارند كه چرا به شخصيت آنها اهانت شده است!
گفتم: اگر شخصيت داشتند كه براي آمريكا و انگليس و اسرائيل كاسه ليسي نمي كردند.
گفت: چه عرض كنم؟! پس با اين حساب بايد از اين مقام وزارت خارجه انگليس تشكر هم بكنند!
گفتم: آره كه بايد تشكر كنند! يارو به نامزدش گفت؛ از كجا بدونم كه منو به خاطر خودم دوست داري؟ و نامزدش گفت؛ آخه قيافه ميافه كه نداري، از نظر سواد مواد هم كه مرخصي، بچه مايه دار هم كه نيستي، اخلاقت هم كه گنده، بنابراين به غير از خودت چيزي واسه دوست داشتن نمي مونه!

شاهد از غيب نرسيد ! (يادداشت روز)

روز شنبه همين هفته طي يادداشتي در كيهان و با عنوان «مانور موش ها » ضمن ابراز اميدواري از تصميم قابل تقدير
- و البته ديرهنگام- سران محترم سه قوه براي مقابله جدي با پديده گراني، به نفوذ غريبه ها در لايه هاي مياني برخي از مراكز تصميم ساز و سياست پرداز نظام و نقش تخريبي آنها نيز اشاره شده بود. در يادداشت كيهان آمده بود؛ اين طيف كه تعداد آنها بسيار اندك و كم شمار نيز هست، با مافياي اقتصادي رابطه اي دوسويه دارند و در مقابل سهمي كه از كلان سرمايه داران دريافت مي كنند، زمينه و رانت مورد نياز آنان براي غارتگري را - معمولاً دور از چشم مسئولان بالادستي- فراهم مي آورند. اما، نقش نفوذي ها در همين نقطه پايان نمي پذيرد، بلكه شماري از آنان را مي توان آدرس داد كه انگيزه اي فراتر از اينگونه دزدي يا «دله دزدي»ها دارند! اين عده قبل از آن كه به سوء استفاده هاي مالي و مادي نظر داشته باشند، اخلال در چرخه اقتصادي كشور را دنبال مي كنند و براي خروجي و پي آمد تلخ اين اخلال كه گراني و سختي معيشت مردم است، دندان طمع تيز كرده اند. طيف مورد اشاره از اين طريق- و به زعم خود- در پي آن است كه از يكسو در افكار عمومي ناهنجاري هاي ناشي از اخلال در چرخه اقتصادي كشور را به حساب كارآمدي! تحريم ها كه به شدت مورد نياز آمريكا و متحدانش است، بنويسد و از سوي ديگر خنجر يك جريان سياسي را كه تشنه مذاكره و رابطه با آمريكاست، براي فرو بردن به پهلوي ملت تيز كند!
در يادداشت روز شنبه كيهان بعد از تأكيد بر قابل مهار بودن گراني هاي اخير، به عنوان شاهد مثال كه تنها يك نمونه از دهها نمونه مشابه ديگر است، آمده بود؛ «مثلاً - و فقط مثلاً- چرا در پي گيري يكي از علت هاي گراني گوشت مرغ به اين ماجرا توجه نمي شود كه فلان كشتي حامل محموله مورد نياز مرغداري ها نزديك به 7 ماه در سواحل كشورمان روي آب بوده است؟ و آقايان «م» و «الف»، دو سرمايه دار كلان كه با «گشاده دستي برخي از مسئولان مياني، انحصار واردات اين كالا را برعهده دارند، تخليه محموله كشتي را با انگيزه فروش گرانتر تا 7 ماه به تأخير انداخته اند؟!...»
همانگونه كه ملاحظه مي شود، فقط به يك نمونه، آنهم با ذكر حرف اول از نام دو سرمايه دار كلان و دست اندركار ماجرا اشاره شده بود. و در متن يادداشت نيز نام هيچ دستگاهي از مراكز و كانون هاي نظام و يا گروه و جريان خاصي به ميان نيامده بود. بنابراين به روال طبيعي و منطقي هيچيك از دستگاهها و مراكز و يا گروهها و جريانات سياسي نبايد خود را مخاطب اقدام زشت و پلشتي بدانند كه در يادداشت كيهان به آن اشاره شده بود. اما فرداي آن روز- يكشنبه 18 تير ماه- روزنامه ايران ، ارگان رسمي و تابلودار دولت محترم با چاپ يادداشتي به بهانه طنز كه تنها بخش طنزآلود آن، سراسيمگي و عصبانيت دست اندركاران روزنامه ايران بود، كيهان را به باد فحاشي و اهانت گرفت كه متن كامل آن بدون كم و كاست از نظر خوانندگان گرامي مي گذرد؛
تحليل خرزوخان از پشت پرده گراني ها
به رغم تذكرات جدي محققان و پزشكان مبني بر عدم مصرف دخانيات، متأسفانه جناب خرزوخان قصد نداره عادت بد سيگار كشيدن رو ترك كنه و همين باعث بروز توهمات جدي در مخيله ايشون شده. البته ايشان اعلام كرده: هر چي مي كشم از دست احمدي نژاد و مشايي است! ايشان تا حالا چند بار داستان هاي تخيلي و آموزنده اي براي بچه ها نوشته كه به صورت روزانه تو كيهان بچه ها چاپ مي شه! ضمناً چون ايشان اكثر اوقات در فضا و كيهان به سر مي برد! پيشنهاد انتقال ايشان به منظومه كيهاني در دست بررسي است! نامبرده كه مسئوليت سنگين گزينش مردم ايران و جهان را برعهده دارد، در جديدترين نتايج بررسي صلاحيت ها و گزينش مردم جهان اعلام كرد: مردم جهان و ايران چند دسته اند: يك دسته مزدور آمريكا و انگليس هستند، يك عده اي در آينده مزدور انگليس و آمريكا مي شوند و يك عده هم احتمال زياد مي رود كه مزدور آمريكا و انگليس شوند! وي خود را جزو دسته چهارم خواند كه وظيفه افشاي چهره كثيف و نفاق انگيز مزدوران را برعهده دارد! وي در تحليل منطقي و خواندني گراني هاي اخير نوشت: براساس اسناد موجود در زير بالشتم، علت اصلي گراني هاي اخير، بالا رفتن قيمت ها بوده است! وي ضمن چپاندن زوركي جريان زبان بسته انحرافي در تحليل خود گفت: جريان انحرافي قصد دارد با گران كردن قيمت مرغ، مردم را به سمت خوردن گوشت كوسه سوق دهد! رمان نويس منظومه كيهاني ضمن تشكر از روشنگري هاي 2 سال اخير خود در مورد جريان مخوف! انحرافي افزود: من حتي جريان انحرافي را عامل زمين خواري حلال! برخي دوستان عزيزم مي دانم!
وي ادامه داد: متأسفانه دولت قصد داره با افزايش قيمت مرغ و ساير اقلام، اين اجناس رو تو انبار قايم كنه و در انتخابات بعدي به هر كسي كه بهشون رأي بده! يك عدد مرغ و يه گوني برنج بده! اسنادش محرمانه است.
ما از روزنامه ايران و برخي نفوذي هاي خزيده در آن نه گلايه اي داريم و نه انتظاري ولي ماجراي ياد شده را براي مسئولان محترم نظام و مخصوصا دولتمردان گرامي حاوي نكات درخور توجه فراواني مي دانيم كه از آن ميان به چند نكته اشاره و بسنده مي كنيم.
1- كيهان از آن دو كلان سرمايه دار، نامي به ميان نياورده بود و تنها به يك نمونه از ده ها نمونه فساد اقتصادي كه در افزايش قيمت ها و گراني لگام گسيخته اين روزها نقش موثري داشته و دارد اشاره كرده بود. بنابراين جاي اين سؤال است كه روزنامه ارگان رسمي دولت، چرا و به چه علت، خود را مخاطب آن تلقي كرده است و با كلان سرمايه داران و مافياي اقتصادي چه رابطه اي دارد كه دفاع تمام قد از آنان را وظيفه خود مي داند؟!
2- آيا دفاع سراسيمه و آميخته به اضطراب و نگراني روزنامه ايران از اقدام ناجوانمردانه كلان سرمايه داران براي افزايش قيمت ها به نمايندگي از دولت محترم صورت گرفته است؟ اگر پاسخ منفي است- كه انشاءالله باشد- چرا هيچيك از دولتمردان محترم، حمايت بي پرده روزنامه ايران
- يعني ارگان رسمي دولت- از مافياي اقتصادي و دفاع تمام قد از تلاش اين مافيا براي افزايش لگام گسيخته قيمت ها را تكذيب نكرده و خود را از آن مبرّا ندانسته اند؟! مخصوصا آن كه بارها ديده شده دولت محترم يك انتقاد جزيي از يك شخص معمولي را تاب نياورده و بي پاسخ نگذاشته و يا اظهارات فلان دولتمرد رده چندم را كه با نظر رياست محترم جمهوري ناهمخوان بوده است نفي كرده و در مواردي دولتمرد مزبور را از كار بركنار كرده است! آيا دولت محترم متهم شدن خود به حمايت از مافياي اقتصادي و دفاع از گراني هاي اخير را تهمت ناروا تلقي نمي كند؟!
3- دولت محترم كه در كنار شماري از انتقادات جدي، خدمات ارزنده و تلاش بي وقفه اش بر كسي پوشيده نيست بارها در پاسخ به علت گراني هاي اخير و برخي ناهنجاري هاي اقتصادي، از افراد و جريانات مرموزي ياد كرده است كه در كار دولت سنگ اندازي مي كنند. آيا مافياي شناخته شده اقتصادي و تلاش آن براي افزايش قيمت ها در فهرست اين سنگ اندازها و موانع قرار ندارند؟! اگر پاسخ مثبت است- كه نمي تواند منفي باشد- چرا دولت محترم مبارزه با سنگ اندازها و عقبه مافياي اقتصادي را از ارگان رسمي و تابلودار خود شروع نمي كند؟!
4- در يادداشت كيهان از ميان ده ها كلان سرمايه دار وابسته به مافياي اقتصادي، تنها به نام دو تن از آنها و فقط بخشي از فساد اقتصادي آنان اشاره شده بود و سؤال اين است كه اگر خبركيهان را نادرست مي دانند، چرا آن را تكذيب نمي كنند؟! و به جاي تكذيب خبر
- كه مي دانند و مي دانيم قابل تكذيب نيست- به فحاشي و از آن بدتر به حمايت از آنها روي مي آورند؟!
5- مگر وظيفه دستگاه قضايي، شناسايي مجرمان و تعقيب قضايي آنان نيست و مگر رياست محترم قوه قضائيه يكي از اعضاي سه قوه در نشست هاي اخير براي مقابله جدي با گراني نمي باشند؟ بنابراين بايد پرسيد، كه چرا بعد از يادداشت كيهان و معرفي- لااقل- دو تن از اين مفسدان و اشاره به اقدام ناجوانمردانه آنان براي افزايش قيمت ها، دستگاه محترم قضايي كمترين اقدامي براي پي گيري ماجرا انجام نداده و از كنار آن با بي توجهي غيرقابل توجيه عبور كرده است؟! اين در حالي است كه قوه محترم قضائيه كمتر پرسشي را كه نشانه كم كاري و كم توجهي اين قوه در انجام وظايف خود باشد، بي پاسخ مي گذارد؟!
6- انتقادي كه در بند 5 آمده است، بي كم و كاست متوجه رياست محترم مجلس شوراي اسلامي نيز هست. مگر «نظارت» يكي از وظايف قانوني و تعريف شده مجلس نيست؟ بنابراين بي توجهي رياست و نمايندگان محترم مجلس در قبال ماجراي ياد شده چگونه قابل توجيه است؟ مخصوصا آن كه مجلس محترم، كمترين بي توجهي دولت نسبت به مصوبات مجلس را با بوق و كرنا در رسانه ها مي دمد و شعار «وا قانونا»! سر مي دهد.
7- و بالاخره، وظيفه خود مي دانيم كه بار ديگر عزم راسخ و اعلام شده سران محترم سه قوه براي مقابله با گراني را پاس بداريم و مخصوصا بر اين نكته تاكيد كنيم جناب آقاي احمدي نژاد، رئيس جمهور محترم كشورمان كه بسياري از طرح ها و پروژه هاي سنگين نظير هدفمندي يارانه ها را با پشتكار مثال زدني پيش برده اند، در اين عرصه نيز مي توانند پيروز ميدان باشند و البته اين انتظار از ايشان نيز در ميان است كه بدون كمترين ملاحظه اجازه سوءاستفاده از نام و جايگاه خود را به هيچكس ندهند.
حسين شريعتمداري

مخ ! (گفت و شنود)

گفت: روزنامه آمريكايي «يو.اس.اي.تودي» با اشاره به افزايش قيمت نفت به اوباما و اتحاديه اروپا اعتراض كرده و نوشته: مگر قول نداده بوديد كه با تحريم جديد ايران قيمت نفت افزايش پيدا نمي كند؟!
گفتم: نه فقط قول داده بودند بلكه رسانه هاي آمريكايي و اروپايي چند هفته رجز مي خواندند كه با وجود تحريم نفتي ايران، قيمت نفت رو به كاهش است!
گفت: واشنگتن پست، يك روزنامه آمريكايي ديگر نوشته؛ متاسفانه آمريكا و اتحاديه اروپا در آزمايش اثر تحريم نفت ايران موفق نبوده اند و بايد راه هاي ديگر را هم آزمايش كنند!
گفتم: يارو در يك رزمايش با چتر از هواپيما بيرون پريد ولي چترش باز نشد، و در حالي كه داشت با مخ به زمين فرود مي آمد براي دلداري خودش گفت؛ حالا شانس آوردم كه «مانوره»!

سوريه ، چالش امپراتوري (يادداشت روز)

سايت activist post در مقاله اي با عنوان «اگر آمريكا در سوريه ببازد، امپراتوري خود را مي بازد» به قلم «توني كارتالوچي» تحليلگر آمريكايي از يك طرح 5 ساله آمريكايي-اسرائيلي براي متلاشي كردن سوريه پرده برداشت. البته اين چند دهمين مقاله مستندي است كه در غرب در رابطه با انگيزه و اهداف اصلي آمريكا و دنباله هاي آن در غرب و منطقه از تسليح و تجهيز تروريست ها عليه دمشق نوشته مي شود.

ادامه نوشته

دمپايي (گفت و شنود)

گفت: شيرين عبادي به خاتمي اعتراض كرده است كه با وجود در اختيار داشتن دولت چرا اجازه داده است اصولگرايان در مجلس هفتم و انتخابات رياست جمهوري پيروز شوند!
گفتم: يعني مي گويد چرا خاتمي در انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم تقلب نكرده است؟!
گفت: مگر اظهارات وي غير از اين هم معني ديگري دارد؟!
گفتم: اين پيرزن بيچاره مثل اين كه آخر عمري بدجوري به سرش زده كه درون سياه و ديكتاتورمآب خود را بيرون ريخته است.
گفت: اتفاقاً يك سايت وابسته به اپوزيسيون هم خطاب به او نوشته است؛ خانم عبادي! اصلا مي داني ديكتاتوري و دموكراسي چه تفاوتي با هم دارند؟!
گفتم: به يارو گفتند با «دمپايي» جمله بساز! پرسيد با كدوم لنگه اش؟!

دومينوي تحريم چگونه به هم ريخت؟ (يادداشت روز)

«اذيّت/ مزيّت» تحريم هاي جديد غرب براي ايران، عنواني است كه بر مبناي آن مي توان پژوهش مستند و مفصلي را سامان داد. اين تحريم ها حتما همراه آزار و ايذاء عليه ايران بود اما آيا صرف اين آزاررساني كه نوعي واشدن مشت غرب در پس فيگورهاي انسان دوستانه و مسالمت جويانه است، آنان را به مقصود مي رساند يا معكوس عمل كرده و خسارت هاي راهبردي را متوجه آمريكا و دوستانش مي كند؟ مزيت اين تحريم ها براي ايران چيست؟
يادداشت حاضر صرفا ديباچه و درآمدي بر مقوله «اذيت/ مزيت تحريم ها» است.

ادامه نوشته

تاكسي (گفت و شنود)

گفت: يك هفته نامه آمريكايي نوشته است اجلاس ژنو درباره بحران سوريه اجلاس آدم كش ها بود.
گفتم: چرا؟!
گفت: نوشته است؛ چه كسي باور مي كند كه بشار اسد در حالي كه دولتش را به خونريزي متهم كرده اند، دست به قتل عام كودكان بزند؟
گفتم: خب! ديگه چي؟!
گفت: اين هفته نامه مي نويسد؛ وقتي تركيه و عربستان و اسرائيل به ارسال اسلحه براي مخالفان دولت سوريه اعتراف مي كنند، بايد مسئوليت قتل عام ها را برعهده آنها دانست.
گفتم: بعدش چي؟!
گفت: نوشته است، با دقت در عملكرد كشورهاي شركت كننده در اجلاس ژنو مي توان نتيجه گرفت كه همه آنها به يك اندازه در قتل عام مردم سوريه سهيم هستند.
گفتم: يارو در ژاپن راننده تاكسي شده بود. هر كي دست بلند مي كرد، با تعجب بهش مي گفت؛ من كه همين الان شما را به مقصد رسانده بودم!

لطفا سوء پيشينه!

سيدصدرا حسيني
هنگامي كه مي خواهيد جايي استخدام شويد از شما مي خواهند كه مداركي را با خود به همراه داشته باشيد، يكي از اين مدارك گواهي سوء پيشينه است، شما بايد اثبات كنيد كه در پرونده خود عمل خلافي كه صلاحيت كار را از شما مي گيرد نداريد و حال اگر به جاي آوردن سوءپيشينه به مسئول استخدام و با تحكم بگوييد اوضاع كار و اشتغال در جامعه خراب است، بايد از وجود افراد برجسته اي چون من استفاده شود؟ اين چه وضعي است؟ و... اين فرار به جلو شايد خود شما را از لحاظ رواني ارضا كند ولي طبيعتاً نافي قانون و وظيفه شما براي تهيه سوء پيشينه نخواهد شد.

ادامه نوشته

از سر بر ستون تا تيشه بر ستون

روحانيون مبارز ؛ از آغاز تا انجام (قسمت اول)
از سر بر ستون تا تيشه بر ستون

روح الله امين آبادي
22 خرداد امسال درست 3 سال از زمان شروع فتنه 88 گذشت.
در اين فتنه بزرگ،با دروغ بزرگ تقلب شهد شيرين انتخابات حماسي بر كام ملتي تلخ شد كه با حضور بيش از 80 درصدي خود نصاب تازه اي را در سلسله انتخاب هاي ملي پديد آورده بودند.
دراين مقال قصد آن را نداريم كه به بررسي ابعاد اين فتنه بزرگ بپردازيم بلكه غرض نگارنده آن است كه به مطالعه موردي يكي از بازيگراني بپردازد كه با اتكا به سوابق طولاني خود چه در دوران پيروزي انقلاب و چه بعد از آن درمقابل امام امت قرارگرفته و به نوعي رهبري جريان فتنه را ايفا كرد.

ادامه نوشته

فوايد ريزگرد !

اين روزها براي مقابله با معضل نفس گير ريزگردها آنچه انجام مي شود نه كاري درست درمان، بلكه به عبارتي بسته پيشنهادي است. تو بخوان حرف! حرف يعني چي؟ حرف يعني اينكه قرار است ستاد بحران تشكيل شود، با كشورهاي درگير موضوع، همايش منطقه اي برگزار شود، بين همسايگان غربي نوعي اجماع حاصل شود، سازمان هواشناسي و محيط زيست و نخبگان بيماري هاي ريوي و ساير نهادهاي موظف به يك هم انديشي واحد برسند، پول كلان خرج شود، چه شود و چه شود تا بلكه از آثار مخرب ريزگردها لااقل مقداري كم شود.

ادامه نوشته

مانور موش ها ! (يادداشت روز)

1- «آدرس غلط» يكي از ترفندهاي خطرآفرين است كه در عمليات موسوم به «طرح فريب» از آن بهره مي گيرند. اين ترفند در هر دو عرصه جنگ «گرم و سرد» به كار گرفته مي شود. فرض كنيد كه دشمن در جبهه نبرد نظامي قصد انجام عمليات غافلگيرانه در منطقه «الف» را دارد و در همان حال، از قدرت دفاعي حريف بيمناك است. در اين حالت به ترفند «آدرس غلط» يا «طرح فريب» روي مي آورد و مثلا در منطقه «ب» كه با منطقه «الف» فاصله زيادي دارد دست به آتش باري مي زند، با اين مقصود كه ذهن فرماندهان حريف را از منطقه اصلي عمليات يعني منطقه «الف» دور كرده و به منطقه «ب» مشغول دارد. حالا اگر فرماندهان خودي از آرايش جنگي و ضريب پراكندگي قواي دشمن اطلاعات دقيقي نداشته باشند، بعيد نيست كه همه استعداد نظامي و يا بخش قابل توجهي از آن را براي مقابله با حريف به منطقه «ب» منتقل كنند و حتي پس از دفع حمله دشمن در منطقه ب -بخوانيد منطقه فريب- دست به تعقيب دشمن نيز بزنند! اكنون صحنه را در نظر آوريد. چه مي بينيد؟ نيروهاي خودي را مي بينيد كه نه فقط حمله دشمن را دفع كرده اند بلكه در حال تعقيب آنها نيز هستند. اما، اين ظاهر قضيه است كه با واقعيت فاصله زيادي دارد. واقعيت آن است كه ما در حال تعقيب دشمن نيستيم، بلكه، اين دشمن است كه ما را به نقطه و منطقه مورد نظر خود مي كشاند تا عمليات اصلي را در منطقه الف، با موفقيت و بدون كمترين مقاومت به انجام برساند.

ادامه نوشته

هفت مطالبه رهبر انقلاب از اهالي بهارستان

محمد صرفي
هفتم خرداد ماه سال جاري، براي نهمين بار در تاريخ جمهوري اسلامي ايران، مجلس شوراي اسلامي آغاز به كار كرد. جايگاه مجلس چه از منظر قانون اساسي و چه از دريچه سياسي چنان است كه تشريح آن، توضيح واضحاتي بيشتر نيست.
نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي همانند ساير ادوار مجلس كار خود را با پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي آغاز نمود و حدود دو هفته پس از آغاز به كار مجلس، نمايندگان مردم در خانه ملت به حضور حضرت ايت الله العظمي خامنه اي رسيدند و ايشان بياناتي را درباره وضعيت كنوني كشور و جهان و نقش مورد انتظار از مجلس شوراي اسلامي در هر كدام از اين ابعاد ايراد فرمودند.
در اين نوشتار با اشاره اي مختصر به وضعيت كلي سپهر سياسي كه مجلس نهم در آن شكل گرفته است، با مروري بر بيانات مقام معظم رهبري و پيام معظم له به نمايندگان مجلس، بايدها و نبايدهاي مجلس جديد طرح و مورد بررسي قرار مي گيرد.

ادامه نوشته

آهنگ (گفت و شنود)

گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: اظهارات معاون اول رئيس جمهور درباره نقش صهيونيست ها در قاچاق اعضاي بدن انسان، جيغ نماينده سران فتنه در خارج كشور را به هوا بلند كرده است.
گفت: ديگه چي؟!
گفتم: سايت جرس بيانيه اي با امضاي محسن كديور و 7 ايراني ضدانقلاب ديگر را در اعتراض به سخنان معاون رئيس جمهور كشورمان منتشر كرده و ايشان را به باد ناسزا گرفته است.
گفت: حالا چرا افشاگري معاون اول رئيس جمهور عليه جنايات اسرائيل، به اين اجق وجق ها برخورده و آنها را عصباني كرده است؟!
گفتم: چه عرض كنم؟! يارو به راننده اتوبوس گفت؛ اين نوار نتراشيده و نخراشيده چيه كه داري پخش مي كني؟ راننده با عصبانيت گفت؛ اين صداي برادرم است و يارو براي لاپوشاني گفت؛ منظورم آهنگ آن است و راننده گفت؛ آهنگ آن را هم خودم ساخته ام!

نقشه راه ظهور (يادداشت روز)

ما عاشق نبوديم. عاشقي علامت دارد. سيماي دلباخته، شوريدگي و آشفتگي را داد مي زند. در تب وتاب است. قرار ندارد. بي سر و سامان است. انگشت نما مي شود. عاشق بي قرار، مادر موسي بود آن هنگام كه به اضطرار، فرزند را به نيل سپرد و نگران و گريان نگريست. چشم و دل از او برنمي داشت. «و اصبح فؤاد امّ موسي فارغاً... قلب مادر موسي از همه چيز جز ياد او تهي بود و اگر قلب او را محكم نمي كرديم كه از مؤمنان باشد، نزديك بود ماجرا را برملا كند» (قصص/10). ذيل اين آيه در تفسير شريف نمونه نوشته اند «نزديك بود فرياد كشد و راز دل خود را برون افكند. نزديك بود نعره زند و از جدايي ناله سر دهد» . سزاي چنين محبتي همان بود كه حضرت حق فرمود: «فرددناه الي امّه كي تقرّ عينها. موسي را به مادرش بازگردانديم تا روشني چشم وي باشد» (قصص/21). «قصص» حكايت ما- و روزگار ما- و شماست مولا! چندان كه ماجراي يعقوب و برادران غيور يوسف. و يعقوب نبي(ع) از آنان- حتي درآستانه وصال يوسف پس از سالها هجران- پروا داشت كه فرمود «انّي لاجد ريح يوسف لولا ان تفنّدون. هر آينه بوي يوسف را مي شنوم، اگر مرا به ناداني متهم نكنيد»!

ادامه نوشته

«آقا» را بي وفايي به «قتلگاه» كشاند!

دستنوشته هاي خبرنگار كيهان در سفر 10 روزه به عتبات قسمت هشتم
«آقا» را بي وفايي به «قتلگاه» كشاند!


رحيم چوخاچي زاده مقدم
وقتي به كفشداري «باب القبله» رسيديم «حاج آقا كاهه» رو به در ورودي حرم ايستاد و پس از لحظاتي مكث و نگاهي به پرچم قرمز بالاي گنبد رو به زائرين كرد و درحالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود گفت: ما امروز اينجا خيلي كارداريم.چون در اين منطقه بسيار كوچك حماسه بزرگي آفريده شده كه نه تنها تاريخ اسلام بلكه تاريخ اديان ديگر را هم تحت تاثير خود قرار داده است و دنيا تا كنون نظيرش را نديده است. جنايت هايي در اينجا به وقوع پيوسته و فجايعي در اين مكان پيش آمده كه در هيچ مكتبي قابل توجيه نيست. بنابراين توجه داشته باشيد كه به كجا آمده ايد و با چه كسي و چه كساني مي خواهيد راز و نياز كنيد و از چه كسي و كساني حاجت مي خواهيد. اينجا فقط محل تقابل قدرت و نمايشگاهي از توان و زورآزمايي جسمي و آرايش نظامي نبود تا بتواند سرنوشت حق و باطل را در چكاچك شمشيرها مشخص كند بلكه براي پي بردن به واقعيت ها بايد گوش دل را به چكاچك لبه هاي تيز منطق هايي سپرد كه اين فاجعه انساني را در اين مكان به وجود آوردند و در صدد تحليل منطق هايي بايد برآمد كه تا پاي جان در برابر آن ايستادگي كردند تا بتوانند مسير راه را براي آيندگان ترسيم كنند. اينجا ميدان جنگ خصلت ها و منش هاي انساني و غيرانساني است. جنگ ميان اشرافي گري و ساده زيستي است. جنگ ميان حق و باطل است. جنگ ميان فقر و غني، جنگ ميان شرافت است و رذالت و جنگ ....
«آقا» را با حوصله زيارت كنيد

ادامه نوشته

هجوم به مرزهاي فرهنگي

به بهانه برگزاري دومين نمايشگاه بازي هاي رايانه اي
هجوم به مرزهاي فرهنگي


آرش فهيم
بازي هاي رايانه اي يكي از محصولات تكنولوژيك تمدن جديد انساني است كه در كشور ما نيز جايگاه ويژه اي را به دست آورده. از سه دهه پيش، اين وسائل در قالب هاي مختلفي چون آتاري، ميكرو، سه گا، سني، پلي استيشن، ايكس باكس و ... وارد ايران شده و بخش اعظم كودكان و نوجوانان و حتي گاه بزرگ سالان را نيز مجذوب خود ساختند.
اما اين پديده نيز مانند ساير محصولات تكنولوژيك در كنار زيبايي ها و جذابيت هاي خاص خود، عواقبي منفي را نيز در پي دارد. اين پيامدها را در حوزه هاي گوناگوني مي توان شناسايي كرد. از حوزه پزشكي و جسماني گرفته كه نتايجي چون كم تحركي و بدفرم شدن اسكلت كودكان را ايجاد مي كند، تا مسائل رواني كه حداقل عواقبي مانند انزوا و خشونت را به بار مي آورد.
اما تأثير بازي هاي رايانه اي وارداتي از اين حد نيز فراتر است. به طوري كه بسياري از بازي هايي كه از طرق غيرقانوني وارد كشورمان مي شوند به شكلي آشكار اهدافي سياسي را دنبال مي كنند. اين بازي ها موضوع هاي گسترده اي را از قبيل آموزش سبك زندگي غربي، ترويج فساد اخلاقي و حتي آموزش شورش هاي خياباني و تخريب اموال عمومي را در دستور كار خود قرار داده اند. اين طيف از بازي هاي رايانه اي در كشورهاي غربي توليد مي شوند و در حجم انبوهي، از راه هاي قاچاق و زيرزميني وارد كشورهاي درحال توسعه و بخصوص ايران مي شوند. بر اساس آمارهاي اعلام شده از سوي مراكز پژوهشي، سالانه بيش از 25 ميليون بازي خارجي غيرقانوني در دسترس مردم ايران قرار مي گيرد.

ادامه نوشته

آدم سياه باشه، اما روسياه نباشه يا آدم «بالوتلي» باشه، اما «مركل» نباشه

حسين قدياني
يورو 2012 هر چند براي بحران يورو نتوانست نقش سوپاپ يا به قول مرحوم گل آقا «سوفاف» را بازي كند، و هر چند ناشي از جيب خالي اغلب مردم قاره سبز، پر از صندلي هاي خالي حتي در توپ ترين مسابقات بود، اما باز هم توپ گرد به عهد نانوشته خود وفا كرد و حال اقليت ثروتمند را گرفت. كمي بخواهم شور را چاشني اين نوشته كنم، بايد ابراز خرسندي كنم از اينكه تقريباً تمام كشورهاي پنج+يك، يك به يك از عرصه رقابت ها حذف شدند. به هر حال ما از اينكه فينال يورو 2012 را ايتاليا و اسپانيا برگزار كنند، ناراحت نيستيم. همه لذت فوتبال به اين است كه گاهي يك سياه پوست، نه فقط سطح بازي هاي نه چندان بالاي جام چهاردهم را بالاتر مي برد، بلكه گل مي نشاند به صورت مغرور خانم مركل. آنچه در ادامه مي خوانيد بازتاب پيروزي تاريخي لاجوردي پوشان با 2 گل ماريو بالوتلي بر تيم آلمان است. اما قبلش، و از آنجا كه فوتبال اصلاً سياسي نيست(!) از خانم مركل مي خواهم؛ به جاي جفتك انداختن در برابر ايران اسلامي/هسته اي، فكري براي مهار بالوتلي سياه پوست كند. آدمي اصلاً بد نيست سياه باشد، آنچه بد است، اين است كه روسياه باشد. اون وقتي كه گذاشتيد سعيد جليلي را مهار كنيد، بايد صرف مديريت بحران يورو مي كرديد و البته بحران يورو 2012 كه مي بينيم ايران مدت هاست به كوري چشم امثال خانم مركل، هسته اي شده، اما هسته دفاع وسط آلمان به شدت سوراخ است! دوباره تأكيد مي كنم؛ فوتبال اصلاً سياسي نيست، اما خب! برنظام سلطه فرض است كه در زمينه فوتبال بيشتر تمرين كند تا يك سياه، وسط قاره چشم آبي ها، كاتاليزور گرفتن آه 99 درصد ملل دنيا از بعضي كشورها نباشد. فوتباله ديگه... برد و باخت داره! يه وقت فرانسه حذف مي شه، يه وقت انگليس حذف مي شه، يه وقت آلمان حذف مي شه، به لطف يزدان و بچه سياه غنايي! فوتبال گاهي عجيب ديدن دارد؛ مثل قيافه مركل كه بعضي وقتا، خيلي ديدن دارد! بله ديگه... فوتبال اصلاً سياسي نيست، اما نمي دانم چرا بعضي ها وقتي با جمهوري اسلامي درمي افتند، هم در محوطه 18 قدم اتاق بيضي با مشكل روبرو مي شن، هم در محوطه هجده قدم تيم خودشون!! خانم مركل! در حاشيه متن تميز و مسلم «ايران اسلامي/ هسته اي»، اين نام را هم اون گوشه موشه هاي ذهن تون به خاطر بسپريد؛ «ماريو بالوتلي».
بادامچيان: حتي حضرت مسيح هم نمي تواند دفاع سوراخ آلمان را ترميم كند!
حسن رحيم پور: نئونازي هاي نژادپرست 3 بار در همان هافتايم اول(!) قصد ترور مرا داشتند!
غلامرضا آقازاده: خاطرات حسن روحاني از آلمان زمان بكن بائر، مخدوش و پر از خالي بندي است!
هاشمي رفسنجاني: با قانون آفسايد مشكلي ندارم؛ با نحوه اجرايش مشكل دارم!!
عبدالله نوري: ميان دفاع آلمان و جنبش سبز از حيث سوراخ، تفاوتي وجود ندارد!
حسين شريعتمداري: كيهان قبلاً پيش بيني كرده بود كه گل آلمان در وقت اضافي از الگوي جين شارپ پيروي خواهد كرد!!
شريف زاده: جريان انحرافي، هم زمان با بازي هاي مقدماتي جام جهاني اوج مي گيرد!
سرگئي لاوروف: مواضع تهران و مسكو درباره پنالتي چيپ آندرو پيرلو برهم منطبق است!
صفار هرندي: مركل در عمرش يك تك پا كليسا نرفته كه ادعاي ارتباط با حضرت مريم مي كند!!
شيرين عبادي: اون گلي بود كه خداداد به استراليا زد؛ اولاً آفساد بود، ثانياً حقوق بشر پس چي مي شه؟!
يادش به خير: چون ماريو بالوتلي داماد غناست، پس مسعود اوزيل به مهندس رأي داده است!!!
عليخاني: مااشاءالله كم مونده عبدالله نوري درباره يورو 2012 هم نظر بده!
قاليباف: دولت پول بدهد، مترو را تا ورشو مي كشيم!
علي لاريجاني: يك عده دارند با يورو 2012 كاسبي مي كنند!
فرج الله سلحشور: گل اول بالوتلي به آلمان، متأثر از نمايش يوزارسيف در كشورهاي عربي؛ مشخصاً «سكانس زابيرا»ست كه بانو مركل (!) را زا به راه كرد!
حميد رسايي: پدربزرگ ماريو بالوتلي عمدتاً هفته نامه 9 دي مي خواند!!
شيمون پرز: يورو 2012 روي انگشتان سردار عزيز محمدي مي چرخد!
رويانيان: بالوتلي، كاسياس، ايني يستا و سوباسو فردا با پرسپوليس قرارداد امضا مي كنند، ايشي زاكي و پپ گوآرديولا و كاكرو پس فردا!!

شانس ! (گفت و شنود)

گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: عجب دنياي عبرت انگيزي است! آمريكا و اروپا براي مقابله با ايران اسلامي دست به هر كاري مي زنند عليه خودشان تمام مي شود.
گفت: اي ول! فتنه 88 را راه انداختند، با جنبش وال استريت روبرو شدند. تحريم اقتصادي كردند، خودشان در بحران شديد اقتصادي فرو رفتند. دنبال براندازي جمهوري اسلامي بودند، ديكتاتورهاي دست نشانده آنها يكي پس از ديگري سقوط كردند و...
گفتم: حالا هم كه مي خواستند براي جبران تحريم نفتي ايران، صادرات نفت عربستان را افزايش بدهند، نسل آل سعود دارد از صفحه روزگار محو مي شود.
گفت: يكي از روزنامه هاي عرب زبان با اشاره به مرگ پي در پي دو وليعهد سعودي و شايعه مرگ ملك عبدالله نوشته است؛ آيا فروپاشي سلسله پادشاهي آل سعود را بايد به حساب بدشانسي آمريكا و خوش شانسي ايران گذاشت؟!
گفتم: يارو در استاديوم 100هزار نفري راه مي رفت و مي گفت؛ خيلي عجيبه! خيلي عجيبه! پرسيدند چي عجيبه؟ گفت؛ 100هزار تماشاچي، 22 بازيكن، آنهمه داور و توپ جمع كن و... كبوتره درست وسط سر من فضله انداخته! بهش گفتند؛ واسه اينه كه الكي اظهار فضل مي كردي!

اين رزم ستاد مشترك مي خواهد (يادداشت روز)

اگر براساس اسناد و مدارك تاريخي بخواهيم منحني فشار مشركان بر جبهه مسلمين- به رهبري پيامبر اعظم(ص)- را ترسيم كنيم، بي ترديد جنگ احزاب، نقطه اوج اين فشارها و در عين حال آغاز سقوط قدرت دشمن با شيب تند است. طوايف گوناگون دشمن در اين جنگ تمام نيروهاي خود را در خارج و داخل مدينه گرد هم آوردند تا كار حكومت ديني را يكسره كنند. اين حجم از بسيج نيرو بي سابقه بود حال آن كه جبهه مسلمين به پيشنهاد سلمان فارسي تنها توانست بخشي از ورودي شهر را خندق بزند و از سرعت حمله دشمن بكاهد. اما شروع پرماجراي جنگ با فرجام آن هيچ تناسبي نداشت. هنگامي كه كمر سپاه كفر با تدبير و مقاومت و شجاعت سپاه اسلام شكست، دشمن پس از آن هرگز نتوانست كمر راست كند و هزيمت هاي بعدي براي آنها رديف شد.

ادامه نوشته

متشكر ديار دليران !

چطور همه حسن رحيم پور ازغدي را مي بينند كه منافقين قرار بود از نواحي كردستان عراق براي ترور او اعزام شوند، آنهم 3 بار، اما هيچ كس من را نمي بيند كه اعضاي طالبان فقط در همين هفته گذشته به قصد ترور من از كوه هاي تورابورا بيشتر از 30 نفر/سفر/خطر به خاك كشور داشته اند؟! آيا حتماً بايد بميرم تا قدر ببينم؟! آيا شما مي دانيد كه ظرف ماه گذشته چند بار ببرهاي تاميل قصد داشتند مرا بخورند؟! يا همين توله شيرهاي سرگردان خيابان؟! الان 4 تا گوسفند هم يك چوپان به علاوه يك سگ محافظ دارند، اما من چي؟!
مديرعامل خبرگزاري چيزنا ضمن بيان مطلب فوق و در شرايطي كه داشت اشك مي ريخت، گفت: اخيراً مريم قجر عضدانلو ابريشمچي رجوي (لاكردار 3 بار ديگر بخواهم اسمش را تايپ كنم، همه 900 كلمه در نظر گرفته شده براي اين ستون پر مي شود!) به من زنگ زد و در شرايطي كه نمي خواست نامش فاش شود، گفت: اگر منافقين فقط يك گلوله در تفنگ شان باقي مانده باشد، اين شما هستي كه رهسپار ديار باقي خواهي شد! آقاي چيز ادامه داد: اگر به مباني معرفتي باشد، من از حسن رحيم پور خطرم براي منافقين بيشتر است،چرا كه داداش حسن(!) در بهترين حالت شاگرد حوزه است، اما من ملانصرالدين عصر اينترنتم! اما اگر به مباني بي معرفتي باشد، باز هم من از عبدالله نوري و محمد خاتمي جلوترم! رئيس عظيم ترين بنگاه خبري دنيا افزود: من خودم با منافقين در ارتباط هستم؛ اين ذليل مرده ها اگر هم بخواهند كسي را ترور كنند، اون منم، نه حسن رحيم پور! لذا وعده ما ميدان انقلاب، بدون محافظ! آقاي چيز در ادامه اين بخش از سخنان خود، حسن رحيم پور ازغدي را به مناظره با موضوع ترور دعوت كرد و گفت: اگر من و حسين شريعتمداري و حسن شايانفر و حسن رحيم پور و صفار هرندي و سعيد جليلي و حتي هاشمي رفسنجاني، يك جا جمع باشيم و ناگهان سر و كله منافقين پيدا شود، گوشت قرباني منم!
اين كارشناس برجسته مسائل ژئواستراتژيك كه در جمع رؤساي شاخه شهرستان هاي چيزنا در سه راه سلفچگان و در همايشي با عنوان طولاني «احتمال ترور چه كسي توسط منافقين بيشتر از بقيه است؛ من يار رحيم پور؟! راهكارها، پيش بيني ها و دستاوردها» سخن مي گفت، بيان داشت: اگر بزرگان، نامزدي در انتخابات رياست جمهوري را بر دوش من، آنهم وقت سحر تكليف نكنند، خودم در اين باره احساس تكليف خواهم كرد و منت احدي را نخواهم كشيد! وي پرسيد: اين چطور بزرگاني هستند كه فقط بر دوش يك عده آدم هاي تكراري، نامزدي در انتخابات را تكليف مي كنند؟! آقاي چيز مايه گذاشتن از بزرگان، بي اشاره به اسم و مشخصات ايشان را ترفند هميشگي اما نخ نما شده كانديداها خواند و تصريح كرد: چه اشكالي دارد براي يك بار هم كه شده، به جاي بزرگان، يك عده آدم كوچك، بيايند و احساس تكليف را سوار روي دوش يكي مثل من بكنند؟! ايشان با بيان اين پرسش كه «آيا نمي شود بدون احساس تكليف، نامزد انتخابات رياست جمهوري شد؟!» گفت: بنده بدون كشيدن ليف تكليف براحساس خود، بنا دارم صابون نامزدي را به تنم بمالم! آقاي چيز، خود را مرسي ايران خواند، اما در عين حال خاطرنشان كرد: از آنجا كه «مرسي» را ممكن است عده اي به غلط «م رسي» تلفظ كنند، از اصحاب رسانه مي خواهم مرا به جاي «مرسي ايران»، با عنوان «متشكر ديار دليران» صدا بزنند كه صداي حداد عادل هم درنيايد!
مديرعامل خبرگزاري چيزنا در فراز ديگري از سخنان مهم خود به حذف انگليس و فرانسه از جام ملت هاي اروپا اشاره، و پيش بيني كرد: اسپانيا با كندن پوست پرتغال، برنده بازي ايتاليا و آلمان را مثل هلو خواهد بلعيد! وي از خانم كاترين اشتون خواست كه غافل از نقش نيروگاه نطنز در حذف طنزآميز انگليس از يورو 2012 نباشد!
اين فعال سياسي در آخرين بخش اظهارات خود، بيان داشت: اگر بازيكنان 2 رگه مثل بالوتلي را از فوتبال اروپا بگيري، براي فوتبال قاره سبز ديگر چه چيز خاصي مي ماند كه هنوز عده اي چشم آبي، شعارهاي نژادپرستانه مي دهند؟ لذا از بس تيم هاي اروپايي بازيكن سياه دارند، خوب است جام ملت هاي اروپا در يكي از كشورهاي آفريقايي برگزار شود!
رياست بزرگ ترين بنگاه دروغ پراكني جهان بعد از سخنان خود به پرسش هاي خبرنگاران پاسخ گفت. وي در پاسخ به سؤال خبرنگار چيزنا شرق، كه از او درباره مرز ميان اصلاحات و جنبش سبز، و دعواي اخير عبدالله نوري و محمد خاتمي پرسيده بود، گفت: مشكل خاتمي اين است كه تكليفش با خودش مشخص نيست، اما مشكل نوري اين است كه به جاي نور، تكليفش را با ظلمات مشخص كرده است!! مع الاسف اصلاحاتي كه ما مي بينيم لياقتش همين رهبرانند! وي افزود: بعضي اصلاح طلبان نظير خاتمي يك جوري اين روزها ميان اصلاحات و جنبش سبز مرز پررنگ كشيده اند كانه اين عمه من بود كه از ملك عبدلي براي براندازي پول گرفت! آقاي چيز در جواب خبرنگار هفته نامه كيهان ورزشي گفت: كاش آقاي رويانيان همان سردار رويانيان باقي مي ماند و افزود، من نمي دانم چي شده كه حالا فوتبالي شده و از فوتبالي ها هم بيشتر براي فوتبال خرج مي كند؟! وي ادامه داد: خرج كردن پول هاي ميلياردي براي بازيكناني كه حتي در برابر قطر زپرتي چيزي براي عرضه ندارند، مثل هزينه كردن پوند براي واحد آكسفورد دانشگاه آزاد مي ماند كه آخر سر معلوم شد اصلاً وجود خارجي نداشت!! آقاي چيز پيش بيني كرد؛ سال بعد همين موقع اغلب اين بازيكنان ميلياردي، روي رويانيان بايستند، و در جمله اي قابل تأمل گفت: تو وقتي بيش از حد تيغ مي خري، خطر بريدن دست خودت را تهديد مي كند!!
آرمليا- خبرنگار چيزنا

عاشق (گفت و شنود)


گفت: تازه چه خبر؟گفتم: فيش دو حواله بانكي جداگانه از سوي دفتر ربع پهلوي براي نيك آهنگ كوثر كاريكاتوريست فراري و اسماعيل نوري علاء، لو رفته و كپي آن در ميان برخي از گروه هاي اپوزيسيون دست به دست مي چرخد.
گفت: پس بگو كه چرا نيك آهنگ كوثر با رضا ربع پهلوي مصاحبه و از او تجليل كرده بود و اسماعيل نوري علاء هم طي مقاله اي در گويا نيوز- معروف به سيا نيوز- نوشته بود رضا ربع پهلوي هم مي تواند جمهوري خواه باشد!
گفتم: يكي از خان ها به نوكرش گفت؛ چند روزيه كه افسرده و غمگيني، علت چيه؟ نوكر گفت؛ قربان عاشق شده ام! خان گفت؛ اينكه چيزي نيست حالا بگو عاشق چه كسي شده اي؟ و نوكر جواب داد؛ قربان خاك پاي شما بشم! نوكر را چه به اظهارنظر! عاشق هر كس كه شما بفرمائيد!

دايره شكست (يادداشت روز)

واژه «تحريم» واژه ناشناخته اي براي مردم و مسئولان كشورمان نيست. در تمامي سال هاي پس از انقلاب اسلامي همراه با تقابل جمهوري اسلامي با قدرت هاي استكباري سريال تحريم ها عليه ايران تداوم داشته است.
نقطه عطف اين تحريم ها بر ضد ايران اسلامي سال گذشته و چند ماه مانده به انتخابات مجلس نهم بود كه براي اولين بار تحريم ها در مختصات «تحريم نفتي ايران» و «تحريم بانك مركزي» پيش كشيده شد. ذوق زدگي رسانه هاي وابسته به قدرت هاي غربي از اعلام اين تحريم ها به گونه اي پيش رفت كه در به اصطلاح ارزيابي راهبردي شان پيرامون وضعيت ايران آنهم در بزنگاه حساس انتخابات سال 90 ادعا كردند اين تحريم ها «گزنده» و «فلج كننده» است و اينجا بود كه كارشناسان «راديو فردا»، «صداي آمريكا»، «دويچه وله»، «بي بي سي»، «سي ان ان» و رسانه هاي معاند و ضدانقلاب به صف شدند تا در قالب يك نظريه واحد، كاهش حضور مردم در انتخابات را نتيجه بگيرند و نتيجه بعدي را به مذاكرات ايران با گروه 1+5 گره بزنند كه؛ «ايران مجبور خواهد شد در مذاكرات بلند پروازي نكند و شرايط غرب را بپذيرد!»

ادامه نوشته

مصر به عقب باز نمي گردد (يادداشت روز)

اسلام در سال 19 هجري وارد مصر شد و از ابتدا در كشاكش اختلافات شام و مدينه به سمتي متمايل گشت كه در آن از «عدالت»، «آزادگي» و مقاومت در برابر سيطره روم خبر بيشتري بود بعد از ضعيف شدن مدينه در برابر شام- در دوره خليفه سوم- مصريان كه از طريق حكومت شام اداره مي شدند سر ناسازگاري گذاشتند از اين رو معاويه، عمربن عاص كه در سال 19 فرماندهي ارتش اسلام را از سوي خليفه دوم بعهده گرفته بود، راهي مصر كرد تا آنان را رام كند اما موفقيت چنداني پيدا نكرد و در نهايت سران قبايل مصر در عزل خليفه نقش اساسي داشتند. وقتي حكومت به امير المؤمنين عليه السلام رسيد، آن حضرت، «محمدبن ابي بكر» كه فرزندخوانده و پرورده حضرت امير بود را به مصر گسيل كرد، مصريان والي جديد را پذيرفتند و آنگاه كه توطئه شاميان عليه مصر شدت گرفت آن حضرت مالك اشتر نخعي را به آن سامان اعزام كرد كه با توطئه مشترك عمرو عاص و معاويه در «قلزم» مصر به شهادت رسيد.

ادامه نوشته

50 دقيقه با دكتر ولايتي درباره بيداري اسلامي منطقه

                                 وزير خارجه اسبق ايران: سوريه سقوط نخواهد كرد
                                     ۵۰ دقيقه با دكتر ولايتي درباره بيداري اسلامي منطقه


جعفر بلوري - سيد محمد امين آبادي
50 دقيقه مصاحبه اختصاصي با دكتر علي اكبر ولايتي، وزير خارجه سابق، مشاور رهبر معظم انقلاب در امور بين الملل و دبير مجمع جهاني بيداري اسلامي نه ما را خسته كرد نه دكتر را. ما پرسيديم و ايشان با صراحت پاسخ داد. ديپلمات با تجربه در اين مصاحبه علاوه بر تحليل بيداري هاي اسلامي منطقه در اين «پيچ تاريخي» و حساس، به شبهات برخي رسانه هاي دشمن نيز پاسخ داد. متن اين مصاحبه كه در يك فضاي ساده و صميمي انجام شد از نظرتان مي گذرد.

http://up.vatandownload.com/images/zjzbje7b5v9fohd3zipb.jpg


سرويس خارجي

ادامه نوشته

تقديم به روح آسماني شهيد چمران جمهوري مصطفي ها

حسين قدياني
لپ تاپم خراب شده و بعد از مدتها نشستم به نوشتن با قلم، به همان شيوه كه شهدا پاي وصيت نامه هاشون مي نشستند. مي خوام بعد از مدتها از شهيد چمران تايپ نكنم، بنويسم. چه بهتر! حس مي كنم اينطوري زلال تره. فكر مي كنم به اعتبار مدرك دكتر مصطفي؛ «فيزيك هسته اي» بتونم بگم كه چمران اولين شهيد هسته اي ما بود. چه زمان خميني، چه زمان خامنه اي، جمهوري اسلامي، جمهوري بهترين و عارفانه ترين مصطفاهاست. كه بود مصطفي چمران؟ يك فرمانده نظامي كه با گل، بيشتر از گلوله عكس داشت و حتي توي اوج جنگ، يك قلب مهربان داشت، آنقدر كه گاهي مي نشست به ناز كردن گلبرگ هاي سرخ يك گل رز. جمع نظامي گري با يتيم نوازي! معجوني از جنگ و زندگي. تمرين عرفان در خط مقدم! نظام سلطه اگر دارد، چمرانش را رو كند! نظام جمهوري اسلامي اما 2 مصطفاي هسته اي دارد. چه جنگ باشد و چه نباشد، مصطفاي شهيد دارد. كه بود مصطفي چمران؟ سردار جبهه ما را ببين، فرمانده جنگي نظام سلطه را ببين! تصاويرشان را مقايسه كن! چمران، اسلحه را براي جنگ در ركاب خدا مي خواست، اما ژنرال پترائوس، حتي جنگ را هم براي اسلحه مي خواهد و كمپاني اسلحه سازي! الحق كه راست و درست فرمود مولاي عاشورايي ما. دشمن از «ايران اسلامي» مي ترسد، نه «ايران هسته اي».

ادامه نوشته

مدال (گفت و شنود)

گفت: تازه چه خبر؟!
گفتم: شيمون پرز رئيس رژيم صهيونيستي طي مراسمي در بيت المقدس، «مدال رياست جمهوري اسرائيل»! را به خاطر صلح دوستي! و انسان دوستي! به «هنري كيسينجر» وزير خارجه اسبق آمريكا اعطاء كرد!
گفت: ولي هنري كيسينجر به صهيونيست خونخوار معروف است و طراحي كودتا در شيلي و قتل عام هزاران زن و كودك فقط يكي از نقاط سياه كارنامه اوست.
گفتم: چند روز قبل هم «اوباما» بالاترين مدال صلح طلبي و انسان دوستي آمريكا را به شيمون پرز كودك كش و عامل قتل عام هاي پي درپي فلسطينيان اهداء كرد!
گفت: اين روزها كه اسرائيل در حال نابودي است و آمريكا و اروپا با شكننده ترين بحران ها روبرو هستند، چي شده كه سردمداران جنايتكار به يكديگر مدال مي دهند؟!
گفتم: كشتي در حال غرق شدن بود ولي چند نفر با عجله مشغول غذا خوردن بودند. يكي از ملوانان پرسيد؛ الان چه وقت غذا خوردن است؟ و آنها در همان حال كه لقمه ها را مي بلعيدند جواب دادند؛ پزشكان گفته اند با شكم خالي نبايد آب خورد؟!

درس تحولات مصر (يادداشت روز)

نتايج رسمي انتخابات رياست جمهوري امروز اعلام مي شود اما اين موضوع اگرچه بايد «بسيار مهم» باشد، توجه چنداني را بخود معطوف نكرده است گويا نه در داخل مصر و نه در بيرون، كسي منتظر اعلام نتيجه انتخابات نيست. دلايل چنين وضعيتي كاملا روشن است، با اتفاقات اخير، «رياست جمهوري مصر» به فردي كه قدرت ندارد تبديل شده است و اين موضوعي است كه بدبيني بسياري را نسبت به اصل و نتيجه تحولات مصر سبب گرديده است و البته اين احساس به كساني مربوط مي شود كه تحولات را از منظر «قدرت» و «سياست» مطالعه مي كنند و به وجوه اسلامي تحولات و جامعه شناختي و روانشناسي برخاسته از آن در انقلاب مصر كمتر توجه مي كنند.

ادامه نوشته