مردم مظلومي كه قرار نيست ديده شوند
سيد عماد اعرابي
دمشق مركز جهان شده و انگار قرار است چشم ها فقط سوريه را ببينند و گوش ها فقط از سوريه بشنوند. آنهم از نگاه يكسويه و مخدوش رسانه هاي غربي كه خود حامي تروريست ها هستند. فرسنگ ها آن طرف تر اما مردمي زير چكمه مريدان دالايي لاما رهبر بودائيان كه سالهاست خود را به غرب فروخته است در خاك و خون مي غلتند كه نه شنيده مي شوند و نه ديده مي شوند. در حالي كه كشتارهاي صد نفره به دست گروههاي سازمان يافته در سوريه تيتر اول خبرگزاري هاي بين المللي مي شود، قتل عام بيش از 50 هزار نفري مسلمانان در ميانمار توسط متحدين كاخ سفيد سر از هيچ وبسايت و روزنامه اي در نمي آورد. بي بي سي خفقان گرفته، العربيه كور شده، دويچه وله لال مانده و الجزيره مثل هميشه تنها تخم تفرقه مي پاشد ميان ساكنان جهاني به وسعت اسلام. ميانمار امروز ساحل درد است. سرزميني در جنوب شرقي آسيا با دولتي نظامي و اختلافي كهنه ميان بودائيان و مسلمانان كه با معركه گرداني سلطه طلبان غربي تبديل به خشم خانمان سوز اكثريت بودائيان عليه اقليت مسلمانان گشته است. اين روزها طبق آمار منتشر شده تعداد مسلمانان كشته شده به 52 هزار نفر رسيده و در دو ماه گذشته بيش از 50 روستا و 26 مسجد كاملاً به آتش كشيده و ويران شده اند. اين شرح حال سرزميني است كه هيلاري كلينتون چند روز قبل از كشتار فجيع اخير در راه مصر و اسرائيل و در اوج درگيري و خونريزي به آنجا سفر كرد؛ با «تين سين» رئيس جمهور نظامي ميانمار دست دوستي داد، پيمان همكاري بست و حتي براي يك لحظه هم از كشتار مسلمانان بي پناه ميانمار خم به ابرو نياورد. جالب آنكه هيلاري كلينتون- ماركوپلوي آمريكايي ها- از روند دموكراسي و حقوق بشر در ميانمار ابراز رضايت كرد و «آنگ سان سوچي» برنده ميانماري جايزه صلح(!) نوبل را به گرمي در آغوش فشرد. «سوچي» از قماش فعالان حقوق بشر است، از دسته آنها كه به فرمان كاخ سفيد مي بينند و به دستور واشنگتن زبان مي چرخانند. از هم كيشان «دالايي لاما» كه طبق اسناد تازه منتشر شده از سال 1951 تحت حمايت رسمي سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) قرار داشت و كمك مالي مي گرفت. «سوچي» در قبال نسل كشي هم وطنانش ابتدا سكوت مي كند و سپس با كمال وقاحت اعلام مي كند كه مسلمانان شهروند ميانمار نيستند!! چرا؟! چون به اسلام گرويده اند! درست همان كاري كه هم قطاران ايراني-نظير شيرين عبادي- و آمريكايي و اروپايي اش هم به خوبي انجام مي دهند. بيش از 200 هزار آواره مسلمان و حدود 2000 خانه به آتش كشيده شده، ارمغان دموكراسي و حقوق بشر آمريكايي براي مسلمانان ميانمار است. حقوق بشري كه ايالات متحده با امثال «دالايي لاما» و «آنگ سان سوچي» - هر دو برنده جايزه صلح نوبل شده اند- به شرق آسيا صادر مي كند تا در سكوت معنادار رسانه ها و نهادهاي غربي، فلسطيني ديگر اينبار در جنوب شرقي آسيا رقم بخورد. در اين ميان رويكرد دوگانه فعالان حقوق بشري در ايران و ساير نقاط جهان بيش از پيش به چشم مي آيد. فعالاني كه تا چندي پيش براي سگ هاي خانگي و صاحبانشان در خيابان هاي تهران دل مي سوزاندند و نگران جان كبوتران اطراف فرودگاه مهرآباد بودند؛ حال خفقان گرفته اند و سر در آخور غرب، تنها از سوريه مي گويند و از سوريه مي نويسند تا شايد كمكي باشند براي اربابان نظام يك درصدي كه كابوس سوريه برايشان دست كمي از باتلاق عراق و افغانستان ندارد. در ازاي نسل كشي ميانمار و در قبال تمام سركوب هاي آل خليفه و آل سعود، سفيران صلح و فعالان حقوق بشر سازمان ملل، تنها از تروريست هاي كشته شده سوريه مي گويند و از مردم مظلومي كه به دست تروريست ها و با اسلحه رسماً ارسال شده اسرائيل و سعودي ها قتل عام شده اند نيز سخني بر زبان نمي آورند. شوراي امنيت تنها براي سوريه تشكيل جلسه مي دهد و تنها حكومت اسد است كه به نقض حقوق بشر محكوم مي شود. با اين حساب «حقوق بشر» از اعضاي هيئت ديپلماتيك ايالات متحده است و تنها به كشورهايي مي رود كه هواپيماي كلينتون آنجا مي نشيند. اين روزها عملكرد دوگانه سازمان هاي بين المللي و نهادهاي حقوق بشري بر كمتر كسي پوشيده است. درد ما آنجاست كه هيچ جايگزين كارآمد و فعالي براي اين نهادهاي بي خاصيت در جهان اسلام نداريم. اين درد وقتي به استخوان مي رسد كه اتحاد و يك پارچگي نظام سرمايه داري را براي رسيدن به اهدافش، در مقابل تفرقه و چند دستگي جهان اسلام قرار دهيم. پديده شومي كه از جانب حاكمان دست نشانده گريبانگير امت اسلامي شده است. جاي تأسف است كه چند ماه از كشتارهاي خونين ميانمار مي گذرد اما سازمان كنفرانس اسلامي كوچكترين واكنشي به آن نشان نمي دهد؛ جاي تأسف است كه سوريه قريب به يك سال در لهيب جنگ افروزي آمريكا، اروپا و اسرائيل مي سوزد و به جاي بررسي اوضاع در اجلاس سران كشورهاي اسلامي، دست آخر بايد جلسات و راهكارهاي صلح در كشورهاي غربي و با حضور سران كشورهاي غربي برگزار شود كه خود عامل اصلي جنايات منطقه اند. جاي تاسف است كه اين سازمان عريض و طويل هيچ موضعي نسبت به جنايات آل خليفه و آل سعود اختيار نمي كند. جاي تأسف است كه سران عرب و كشورهاي اسلامي چشم به غرب دوخته اند تا برايشان از پاريس، لندن يا واشنگتن نسخه رهايي بياورند. امروز جهان اسلام متأسف است چون پيش از آنكه در آتش زياده طلبي غرب بسوزد در تب تفرقه مي سوزد. تفرقه اي كه با ظهور رسانه هاي متعدد تحت نفوذ غرب به زبان هاي بومي مسلمانان، بر دامنه آن افزوده مي شود. اين روزها كه بيداري اسلامي عليرغم دست اندازي غرب وحشي مي رود تا كم كم به ثمر بنشيند قبل از هر چيز بايد فكري براي تفرقه، اين زخم كهنه جهان اسلام كرد به اميد اينكه ديگر از سوريه تا ميانمار هيچ مسلماني با آتش تهيه غرب بي خانه و خانمان نشود.
راستي امروز حتي با نگاهي به برخي از مطبوعات و نشريات داخلي كشور خودمان هم مي توان فهميد چه كساني با بي توجهي نسبت به مشكلات مسلمانان دست كشورهاي غربي را در ايجاد تفرقه به گرمي مي فشارند. جرايدي كه همچنان سياست نه غزه، نه لبنان را اجرا مي كنند. روزنامه هايي كه حتي براي مردم بحرين و عربستان هم تيتري در صفحه اول خود اختصاص نمي دهند چه رسد به مسلمانان ميانمار! در اين دست مطبوعات شيوه پوشش اخبار درست مانند رسانه سلطنتي انگليس (BBC) و شبكه خبري دولتي آمريكا (VOA) است. اگر دسترسي به ماهواره نداريد و مي خواهيد اخبار بي بي سي، دويچه وله، صداي آمريكا، فرانس 24 و... را دنبال كنيد فقط كافي است پاي كيوسك روزنامه فروشي، نگاهي به برخي از روزنامه ها و نشريات اصلاح طلب بياندازيد.

بسم رب النور