آفتهاي يك جنبش ( يادداشت روز )
اصولگرايي، جنبشي براي دستيابي به صندلي هاي مجلس شوراي اسلامي و رياست
جمهوري نبوده است، هركس اين گونه فكر مي كند قطعاً با الفباي اصولگرايي
بيگانه است و آن را حداكثر در قامت يك حزب سياسي، كوچك كرده است. مانعي
ندارد كساني در قالب يك حزب سياسي براي رسيدن به اهداف مزبور تلاش كنند،
كادر بسازند، به تربيت نيرو بپردازند، ميتينگ تشكيل دهند و به اقداماتي از
اين گونه دست زنند و در عين پايبندي به قواعد ديني و الزامات انقلابي با
اهدافي چون تلاش در راه تحقق عدالت يا عمران و آبادي كشور يا اصلاح ديدگاه
هاي سياسي و حكومتي در چارچوب اهداف حزب خود فعاليت كنند.
جنبش جوان
اصولگرايي طي دو سه سال اخير با نيروگيري از تمامي فعالان سياسي و اجرايي
احزاب و گروهها يا شخصيتهاي متعهد از طيفهاي گوناگون و با ترسيم اهدافي
عمدتاً عدالتخواهانه، دينمدارانه و با تأكيد بر عناصري چون تحولگرايي و
جوان محوري موفق شد به پيروزيهاي پي درپي و مكرري در عرصه سياسي ايران دست
يابد كه آخرين و مهمترين آن انتخابات رياست جمهوري بود.
طبيعي بود كه
اين نگاه جديد براي كساني كه حاضر نبودند از پوسته فرسوده قديمي خود خارج
شوند و از اين رهگذر، ادامه منافع سرشار مادي بادآورده خود را برباد مي
ديدند و نيز كساني كه عرضه و جسارت تغيير وضع موجود به وضع مطلوب را
نداشتند و سكون و سكوت را به دشواريهاي اوليه تغيير ترجيح مي دادند، سخت
آيد و در مقابل آن مقاومت، جبهه گيري و يا جبهه سازي كنند. اين افراد و
گروهها و جبهه ها، طي دو سه ماه اخير از هيچ گونه تلاشي در سنگ اندازي در
راه دولت اصولگرا كوتاهي نكردند. جالب اينجاست كه اين سنگ اندازيها در
پنهاني و سكوت انجام مي گيرد به گونه اي كه ناظر بي خبر ماجرا، چنين مي
پندارد كه مخالفان اصولگرايان، خود را كنار كشيده اند و كاري به هيچ
كار ندارند. اين اقدامات از جمله ايجاد اختلاف و انشقاق، تقويت انگيزه هاي
قدرت طلبانه و در موارد محدودي مادي در بين اصولگرايان، بوده و هست.
اما
در آنسو، جنبش اصولگرايي نيز مانند هر جنبش سياسي و انساني ديگر به
آفتهايي دچار است كه در صورت عدم توجه و علاج، تاوان آن كم نخواهد بود. اين
آفتها ممكن است در آينده به نام رئيس جمهوري تمام شود كه به گفته دوست و
دشمن هر روز از 7 صبح تا يك نيمه شب خود را به خدمتگزاري مردم اختصاص داده و
ترجيع بند دائمي او در جلسات هيئت دولت، رسيدگي به مناطق و مردم محروم
كشور است.
1- نخستين آفت پيش روي اصولگرايان تن دادن به غوغاسالاريهاي
گروههاي فشار است كه گاه در لباس دوست و گاه دشمن مي كوشند به منفعت بيشتري
دست يابند يا از ضرر به خود و همدستان خود جلوگيري كنند. اين مصلحت انديشي
هاي شخصي و گروهي اكثراً به گونه اي است كه در تضاد با جلب منفعت يا دفع
ضرر از توده مردم قرار مي گيرد. به همين دليل ناگهان زمزمه هاي تعطيلي يا
رها شدن مبارزه با مفسدان اقتصادي آن هم در زماني كه بيشترين انتظار مردم
رسيدگي به ويژه خواريهاي گسترده اي است كه عده اي با سوء استفاده از مقام و
موقعيت خود يا اقوام و اطرافيان خود به آنها دست يافته اند، شوك سنگيني به
جامعه وارد مي كند.
2- آفت ديگر، شتابزدگي در رفتارها از جمله در برخي
عزل و نصبهاست. اين شتابزدگي شامل برخي كساني مي شود كه اگرچه ممكن است در
طيف و ديدگاه فكري ما نباشند، اما گاه منشأ خدمات و خدمتگزاريهايي بوده اند
كه قطعاً در شرايط جديد امكان خدمتگزاريهاي آنان بيشتر خواهد شد و يا گاه
كساني كه به دليل همان سوءاستفاده هاي مالي پيش گفته يا بي عرضگي و عدم
تدبير در مديريت، منشأ ضرر و زيانهاي مادي و معنوي فراواني به جامعه شده
اند و تغيير آنان دقيقاً پاسخ مثبت دادن به خواست و رأي مردم است اما
گروههاي فشار كار خودشان را كرده اند و شخص مزبور در همان مسئوليت مانده يا
به مسئوليتي ديگر ارتقا يافته است، اگر بخواهيم با ادبيات شخص رئيس جمهور
سخن بگوييم ، در برخي از عزل و نصبها ممكن است گاه رعايت «عدالت» نشده باشد
و گاه رعايت «مهرورزي»!
3- اختلافات آفت مهم ديگري است كه جنبش
اصولگرايي ممكن است در آينده با آن مواجه شود و نقش دشمنان دانا و دوستان
نادان از همين الان در دامن زدن به آن بسيار زياد است. البته اختلاف نظر
اگر براي جست وجوي بهترين راه براي استقرار و نفوذ دين در اركان جامعه و
برقراري عدالت در مناسبات و نيز كاوش مؤثرترين شيوه ها در رقابت براي
خدمتگزاري و توليد علم و فرهنگ و دانش باشد نه تنها نكوهيده و مذموم نيست
بلكه به تعبير بلند امام خميني«ره»، موهبتي الهي است، اما اگر اين
اختلافات برخاسته از انگيزه هاي شخصي و گروهي و براي ارضاي حب جاه و مقام و
حب مال و... باشد و در يك كلمه خدا فراموش شده باشد، رفتاري غيرتوحيدي و
نقض غرض و هدف اين جنبش عظيم و جواني است كه تازه در اول راه است.
4-
عدم اطلاع رساني از اقدامات مهم انجام شده و پاسخگويي براي اقدامات مهم
انجام نشده نيز جزو آفتهايي است كه مي تواند در آينده چهره مثبت اصولگرايان
را مخدوش كند. اهميت اين كار به اندازه اي است كه امام خميني«ره» بارها بر
انجام آن به دولتهاي پيشين تأكيد مي كردند و رهبر معظم انقلاب نيز يكي از
سالهاي گذشته را سال «پاسخگويي» نام نهادند. بنابراين برخي اظهارنظرهاي
عجيب در اين چند روزه مبني بر اينكه دولت به سخنگو نياز ندارد قاعدتاً
نبايد موضع دولت محترم تلقي شود و تأخير در معرفي سخنگو نيز بايد هرچه
زودتر جبران شود تا از رهگذر اين اقدام بسياري از شايعات پايان يابد و
اقدامات مثبت، منفي جلوه داده نشود.
جنبش اصولگرايي در برخي موارد ، به
آفتهايي از جمله تحزب مهار نشده، عدم انسجام، عدم ترسيم دورنماها، عدم
قاطعيت در تصميم گيريها و... نيز مواجه است كه بحث درباره آنها فرصتي
جداگانه مي طلبد.
¤¤¤
آنكس كه پاي در راه بويژه راه خدمت و عدالت مي
گذارد، قطعاً بايد پيه ناملايمات و سختيهاي آن را هم به تن بمالد اما نبايد
از تذكرات و هشدارهاي ديگران خود را بي نياز ببيند، آنها كه مي خواهند
جنبش مقدس و مؤثر اصولگرايي را در آغاز راه، خراب كنند و از نفس بيندازند
حتماً از اراده نسل پر انرژي و جواني كه با تكيه بر دين و ولايتمداري، علم
اصلاحات اصولگرايانه را برداشته اند بي خبرند و قطعاً در اين وادي نيز شكست
مي خورند چون اصولگرايان به خدا و مباني اسلام تكيه دارند و خدا حتماً دست
تمامي اصولگراياني را كه پرچم اصلاحات را به دوش گرفته اند خواهد گرفت و
آنها را ياري خواهد كرد.
تقي دژاكام
بسم رب النور