توهم دانايي و كوه و كاه
توهم دانايي و كوه و كاه
يك
20 سال بعد در همين ستون، به قلم دوستاني ديگر خواهيد خواند: تلويزيون در گزارشي خودش را كشت كه فضاي معنوي دانشجويان و جوانان در اعتكاف را به تصوير بكشد اما از آنجا كه نه هنرش را دارد و نه سواد رسانه اي، تنها توانست روي اعصاب ملت رژه برود . داستان خيلي ساده است، يك خبرنگار به دانشگاه تهران مي رود، منتظر مي نشيند تا يك دانشجو گريه كند يا گريه اش را در مي آورد و بعد...«چه حسي دارين الان؟» البته اين سوال حرفه اي به آن معاونت سياسي و واحد مركزي خبر حرفه اي مي آيد و خدا هم خوب در و تخته را به هم جور كرده، اما اينكه 20 سال قبل هم سوال همين بوده و يك سوال ديگر كه مثلا«براي چي به اعتكاف آمدين؟
« يعني حوزه »دين و آيين هاي ديني
« در رسانه ملي، رسما يتيم است و
برنامه ريزان(؟!) اين حوزه نهايت زحمتي كه به خود
مي دهند، آماده كردن بيلان كاري است براي ارائه به مقام هاي بالاتر! خدا بر در كات بي بي سي فارسي بيافزايد كه به خوبي از كاه، كوه مي سازد و ما هم در عوض از كوه، كاه هم نمي توانيم بسازيم! حال آنكه «اعتكاف» فصل بي نظير نشاط انسان هايي است كه عشق بازي را از خاك به افلاك مي رسانند؛ كاش مي شد به همكاران رسانه اي خود بگوييم، كلا در برخي حوزه ها، كار نكنند؛ اين طوري خيال همه مان راحت است كه حداقل «دافعه» ايجاد نمي شود.
دو
يك گوشه اي در كشور، جنايات هولناكي اتفاق افتاده است، دادستاني و نهادهاي قضايي با سرعت در حال پيگيري هستند و خدا قوت. اما نكته اصلي بعد از پيگيري است؛ يعني قوه محترم قضائيه كه دست بر قضا عمده مطالبات دانشجويي و نسل سومي كشور، به بحث اجراي عدالت در اين نهاد ختم مي شود. توقع يك جوان
عدالت خواه اين است كه تجاوزگران كه دستگير شدند، چنان ضرب شستي نشان شان بدهند كه واقعا ديگر در كل اين كشور اگر كسي حتي تصور چنين تخلفي به ذهنش خطور كرد، مو بر تنش سيخ شود! اميرالمومنين صلوات الله عليه و آله خودشان حد جناب وليد را جاري كردند تا باقي ماست ها را كيسه كنند نه اينكه حالا مقام قضايي ما بگويد كه آن خانواده هاي داخل باغ بايد مراقب مي بودند. در اينكه اقدامات پيشگيري كننده سهم بالايي در كاهش جرم و جنايت در كشور دارد، حرفي نيست؛ اما برخورد قضايي مقتدرانه، حرف ديگري است. اينكه برخي در كشور به راحتي مزاحم خانم هاي محجبه مي شوند، چه؟ مطمئنا پيشگيري و مراعات در كاهش جرم و جنايت سهم بالايي دارد اما امنيت در كشور عزيز ما -كه اتفاقا در مقايسه با بسياري از كشورهاي مدعي؛ آمار بسيار بسيار خوبي دارد- بر عهده مسئولان كشور است. اگر برخورد با ضاربان آن روحاني عزيزي كه براي امر به معروف و نجات يك دختر اقدام كرده ، خيلي سريع و جدي باشد، ديگر حتي فكر و خيال تخلف و جرم براي مجرماني كه گاه درندگي و خوي حيواني خويش را آشكار مي كنند، بسيار سخت مي شود .
سه
بخشي از يادداشت هفته قبل، موجب دلخوري برخي دوستان شده كه بايد تاكيد كنم، به هيچ وجه در يادداشت هفته قبل، شخص خاصي مد نظر ما نبود؛ « اينكه آدم ها در كشور ما به اين يقين برسند كه بدون تلاش، بدون سواد، بدون تجربه، بدون هر نوع دانشي، مي توانند بالاترين پست ها و صندلي ها را با اتكا به «پول و پارتي» به دست بياورند، انحراف خطرناكي است كه به نظام جمهوري اسلامي لطمه مي زند و در اين ماجرا شخص خاص و يا گروه خاصي هم مد نظر نيست چرا كه اين جريان همواره در كشور ما بوده اند و هستند. ضمن اينكه همچنان در كشور با بحران گفت وگو مواجه هستيم. همه ما علامه دهر هستيم و همه چيز را مي دانيم و بر همين اساس، بدون پرس و جو و بدون گفت و گو، برداشت خود را به «خبر» و خبر را به «تحليل» تبديل مي كنيم و همين مي شود كه داريم مي بينيم حال آنكه شايد با يك تماس ساده، يك سوال پيش پا افتاده و يك نگاه عميق، كل داستان عوض مي شد... چه مي شود كرد كه فعلا همين است كه هست!
محسن حدادي

بسم رب النور