طرف دیگر مناظره - حسین شریعتمداری
مناظره تلويزيوني آقايان
مهندس موسوي و دكتر احمدي نژاد همانگونه كه از قبل قابل پيش بيني بود با
استقبال گسترده اي در داخل و خارج كشور روبرو شد و بازتاب و آثاري بسيار
فراتر از آنچه انتظار مي رفت، داشت. برخي از مراكز رسمي تعداد كساني كه اين
مناظره را به دليل اهميت آن مستقيماً از شبكه هاي تلويزيوني داخلي و خارجي
دنبال كرده اند بالغ بر 200 ميليون نفر تخمين زده اند و اين، جداي از
كساني است كه از طريق خبرگزاري ها و به صورت گزارش خبري در جريان مناظره
ياد شده قرار گرفته اند. درباره اين مناظره اشاره به چند نكته ضروري به نظر
مي رسد؛
1- در دو سوي اين مناظره اگرچه دو نامزد رياست جمهوري از دو
جريان سياسي درون نظام حضور داشتند ولي از آنجا كه جبهه اصلاحات از آغاز
تاكنون به طور جدي مورد حمايت تبليغاتي، سياسي و گاه عملياتي قدرت هاي
بيگانه بوده و هست، اين مناظره به گونه اي بود كه گويي مناظره اي ميان
گفتمان امام و انقلاب از يكسو و گفتمان ديگري كه در برخي از موارد اساسي و
بنيادين از خط امام(ره) و منافع ملي فاصله دارد صورت گرفته است. ممكن است
جمعي از خواهران و برادران مومن و متعهدي كه در جبهه اصلاحات حضور دارند با
اين برداشت موافق نباشند و آن را تفسير و تحليلي نادرست و يا مغرضانه
بدانند ولي واقعيت آن است كه تصوير مورد اشاره از مناظره مهندس موسوي و
دكتر احمدي نژاد فقط يك «تحليل» نيست كه به گونه اي ديگر نيز قابل تفسير
باشد، بلكه يك «گزاره مستند خبري» است و اسناد و شواهد غير قابل انكاري بر
صحت آن دلالت دارد. بنابراين، آنچه تعجب آور- و صد البته تأسف آور نيز- هست
اين كه افراد مؤمن و متعهد حاضر در جبهه اصلاحات، چگونه ميان تعهد ديني و
انقلابي خود و جريان ياد شده تلفيق كرده اند و نزد خداي خويش براي اين
تناقض چه توجيه و پاسخي دارند؟ بديهي است از برخي سردمداران جبهه اصلاحات
كه آشكارا زلف خود را با محافل خارجي گره زده اند انتظاري نيست. آنها با
صراحت اعلام كرده اند اصلي ترين مشكل دموكراسي در ايران، آن است كه اينجا
هنوز خدا نمرده است! و دهها نمونه ديگر از اين دست كه تكرار آن نيز ملال
آور است.
2- توضيح اين نكته نيز ضروري است كه آقاي مهندس موسوي را فرزند
انقلاب مي دانيم و حضور ايشان در جبهه اصلاحات را با توجه به هويت فاش شده
اين جبهه از يكسو و سوابق اسلامي و انقلابي ايشان از سوي ديگر تعجب آور
تلقي مي كنيم ولي متاسفانه و به هر علت كه ساده انديشي خوش بينانه ترين
احتمال است- و انشاءالله كه چنين است- امروز، ايشان از سوي جبهه اي به
عنوان نامزد رياست جمهوري معرفي شده اند كه اگر سوابق ايشان را - صرفنظر از
برخي موارد- در نظر بگيريم، حضور وي در جبهه اصلاحات غيرقابل توجيه است و
اگر به مواضع كنوني آقاي موسوي نظر داشته باشيم، عبور ايشان از سوابق
انقلابي پيشين تأسف آور است، هر چند كه اميد است، حال و هواي كنوني وي ناشي
از ساده انديشي باشد و نه - خداي نخواسته- استحاله فكري!
3- و اما،
مروري گذرا به مواضع مهندس موسوي در مناظره با دكتر احمدي نژاد نشان مي دهد
كه متأسفانه ايشان در بسياري از موارد، به گونه اي ظاهر شدند كه انگار به
نمايندگي از دشمنان تابلودار نظام عليه دولت نهم و مباني و اصول تعريف شده
خط امام(ره) كيفر خواست صادر مي كنند! و در مواردي نيز به اطلاعات غلط،
دروغ پراكني هاي ضد انقلاب، تفسيرهاي دم دستي و- با عرض پوزش- عوامانه
متوسل شدند، و در مقابل ايشان، استدلال محكم و مستند و اطلاعات آشكار و غير
قابل انكار احمدي نژاد، ترديدي باقي نمي گذاشت كه جناب موسوي بسيار ضعيف
تر از آن هستند كه انتظار مي رفت. شايد اگر آقاي مهندس موسوي مجبور نبود در
چارچوب از قبل تعيين شده مدعيان اصلاحات سخن بگويد، بسياري از آنچه را كه
گفت، نمي گفت. به نمونه هايي از اين موارد توجه كنيد.
4- آقاي مهندس
موسوي اصرار داشت كه سياست خارجي دولت نهم را باعث خواري و سرافكندگي دولت
و ملت ايران معرفي كند! اين در حالي است كه نه فقط دشمنان بيروني با
نگراني و عصبانيت بلكه افكارعمومي جهانيان و مخصوصاً ملت هاي مسلمان با
افتخار و مباهات بر عزت و اقتدار جمهوري اسلامي ايران كه حاصل شجاعت رئيس
جمهور و ايستادگي او در مقابل باج خواهي قدرت هاي استكباري است تاكيد مي
ورزند در اين باره گفتني است كه؛
الف: مذاكره انتقادي- CRITICAL
NEGOTIATION- يكي از انواع مذاكرات سياسي است كه تاكنون ميان قدرت هاي بزرگ
و كشورهاي در حال توسعه رايج بوده است. در اين نوع از مذاكرات همانگونه كه
از نامش پيداست، كشورهاي قدرتمند، فهرستي از اتهامات- بخوانيد باج هاي
برزمين مانده خود از كشورهاي جهان سومي - را روي ميز مذاكره گذاشته و با
تهديد و ارعاب خواستار رفع اين به اصطلاح اتهامات مي شوند! در دوران
اصلاحات اكثر مذاكرات انجام گرفته با كشورهاي غربي از اين نوع بوده است،
يعني دولتمردان ما به عنوان متهم!! در مذاكرات حضور پيدا كرده و مي كوشيدند
به اتهامات واهي عليه ايران اسلامي پاسخ بدهند؛ «چرا با وجود برخورداري
از منابع فسيلي، در پي انرژي اتمي هستيد»؟!، « چرا فلان جاسوس را دستگير
كرده ايد»؟!، «چرا از حزب الله لبنان و حماس در فلسطين حمايت مي كنيد»؟!،
«چرا حقوق بشر- مورد نظر آنها- را نقض مي كنيد»؟! چرا، چرا و چرا... اما
دولت نهم در تمامي اين مذاكرات به عنوان طلبكار حاضر شده و قدرت هاي غربي
را به محاكمه كشيده است؛ «چرا برخلاف NPT در فعاليت هسته اي ما اخلال مي
كنيد»؟ «چرا با صدام در حمله به ايران شركت كرده ايد»؟ «چرا به بهانه
هولوكاست فلسطين را اشغال كرده ايد»؟ «چرا حقوق بشر را در گوانتانامو و
ابوغريب نقض كرده ايد»؟ «چرا تروريست ها را عليه مردم ما به كار گرفته
ايد»؟ «چرا دارايي هاي ايران را مسدود كرده ايد»؟ «چرا در امور داخلي ما
دخالت مي كنيد»؟ و دهها چرا، چرا و چراي ديگر. اكنون بايد از آقاي مهندس
موسوي پرسيد، كدام يك از دو حالت فوق عزت آفرين و كدام يك ناديده گرفتن عزت
و اقتدار ملت ايران است؟! و آيا ادعانامه آقاي موسوي عليه دولت نهم،
دقيقاً و بي كم وكاست- و البته ناخواسته- همان ادعاهاي بارها اعلام شده
دشمن نيست؟!
ب: آقاي مهندس موسوي با اشاره به پرتاب دماغ پلاستيكي دلقك
ها به احمدي نژاد مي فرمايند در اجلاس دوربان به ايران اهانت شده است! و
قبل از ايشان نيز آقاي خاتمي گفته بود در هيچ اجلاسي به بنده گوجه فرنگي
پرتاب نكردند!! كه در پاسخ بايد گفت؛ وقتي عزت ايران اسلامي را زير پا مي
گذاريد نه فقط هيچكس به سوي شما آقايان گوجه فرنگي- همان دماغ پلاستيكي-
پرتاب نمي كند، بلكه گل هم برايتان مي فرستند.
و اما، بدون قصد مقايسه
نظير به نظير و بلاتشبيه، يك مسئله ديگر نيز در ميان است. مگر مشركان در
سفر پيامبر اكرم(ص) به طائف، با پرتاب سنگ دندان مبارك ايشان را نشكستند؟-
نگوييد احمدي نژاد را نستجيربالله با پيامبر(ص) مقايسه كرده ايد كه قياسي
مع الفارق است- آيا رسول خدا(ص) نيز از نظر جنابعالي و آقاي خاتمي، عزت
اسلام و مسلمين را ناديده گرفته و باعث خواري آن شده بود؟! به صحيفه حضرت
امام(ره) مراجعه بفرماييد، ايشان در اين موارد خطاب به انتقادكنندگان مي
فرمودند «ظاهرا شما به پيامبر خدا(ص) و ائمه اطهار هم اعتراض داريد»!!
ساير
انتقادات آقاي موسوي به سياست خارجي دولت نهم نيز دقيقا از همين دست بود و
باعث تاسف است كه چرا شخصيتي مانند ايشان بايد- البته ناخواسته- به
نمايندگي از آمريكا و متحدانش در مقابل دولت احمدي نژاد ظاهر شود! كاش آقاي
موسوي مي فرمودند كه دولت نهم بايد چه كساني را راضي كند تا از نظر ايشان
سياست خارجي موفقي داشته باشد؟! آمريكا و اسرائيل را كه دشمنان قسم خورده
مردم ايران هستند؟ يا مردم ايران و ملت هاي مسلمان را؟
5- آقاي موسوي
درباره دولت نهم دست به يك سياه نمايي مطلق زد. ايشان حتي يك جمله در حمايت
از اقدامات مثبت و فراوان دولت نهم نگفت و از سوي ديگر حتي يك جمله عليه
برخي از اقدامات غيرقابل دفاع و خسارت آفرين دولت هاي سازندگي و اصلاحات بر
زبان نياورد. و در همان حال اصرار داشت با ناديده گرفتن حاميان اصلي خود
يعني احزاب كارگزاران و مشاركت وابستگي خويش به آنها را نفي كند!
البته،
ايشان بعد از مواجهه با استدلال ها و مستندات ارائه شده از سوي احمدي نژاد
به طور محسوسي متوجه شد كه اطلاعات و اخبار مورد استناد وي تا چه اندازه
دروغ، مخدوش و دم دستي بوده است. از جمله ماجراي ملوانان انگليسي كه روز
گذشته سند عذرخواهي رسمي دولت انگليس در آن ماجرا منتشر شد و يا موضوع
ستاره دار شدن دانشجويان كه مربوط به دولت اصلاحات بود يا سفر رئيس جمهور
به عربستان كه بعد از دعوت چندباره پادشاه عربستان صورت گرفته بود و...
6-كاش
آقاي مهندس موسوي با توجه به سوابق انقلابي خويش به اصلي ترين حاميان و
اطرافيان خود نيز نيم نگاهي مي انداختند. كساني كه خط امام را در موزه
تاريخ مي پسنديدند، كساني كه براي مردم ايران نسخه ذلت مي پيچيدند. آنها كه
مقاومت در برابر زورگويي و باج خواهي آمريكا و متحدانش را عقب افتادگي
سياسي معرفي مي كردند.
راستي، آيا حمايت برخي از مفسدان نشان دار
اقتصادي، دزدان بيت المال، جرياناتي كه وابستگي آنها به سرويس هاي اطلاعاتي
دشمن برملا شده است، دشمنان تابلودار امام(ره)، رانت خواران و...از
نامزدي آقاي موسوي براي ايشان سوال برانگيز نيست؟!
كساني كه صدها
ميليارد تومان از اموال ملت مظلوم و محروم را به جيب زده و از بازپرداخت آن
سر باز مي زنند و اكنون در صف حاميان آقاي موسوي ايستاده اند، قابل
ملامت هستند يا دولت نهم كه در پاكدستي آن كمترين ترديدي نيست و به خاطر
مقابله با همين رانت خواران و دزدان بيت المال مورد اعتراض آنها قرار گرفته
است؟ آيا فلان مفسد اقتصادي كه 400 ميليارد تومان از فلان و فلان بانك وام
گرفته و در دوبي سرمايه گذاري كرده و هم اكنون حامي جناب آقاي موسوي است
بايد مورد اعتراض ايشان قرار گيرد و در همان حال پرداخت سهام عدالت به
مردم محروم و مستضعف گداپروري تلقي شود؟!
7- و بالاخره، نزديك به
چهارسال است كه از طريق روزنامه هاي در اختيار خود، راديوهاي بيگانه،
تلويزيون هاي ماهواره اي، محافل سياسي غرب، افراد و جريانات وابسته به
سرويس هاي اطلاعاتي دشمن و... بدترين و زشت ترين اهانت ها، ناسزاها و دروغ
پراكني ها را عليه دولت نهم و شخص رئيس جمهور روا داشته ايد- كه فقط تيتر
آنها بالغ بر 320هزار مورد است- بنابراين انتظار نداشته باشيد كه احمدي
نژاد در دفاع از حق مسلم خود و مردم، مهر سكوت بر لب بزند و در ميان آن همه
استدلال هاي محكم و اسناد غيرقابل انكار، سخني قابل تأمل نيز بر زبان
نياورد.